تبليغاتX
پرواز
مانی
مانی 
 
 
- می دانید تفاوت بین سپاهیان من و سپاهیان بهرام ساسانی در چیست؟
هیچ کس جرات نداشت با پاسخی مانی را ترغیب به توضیح بیشتر کند گرچه نیازی به این کار نبود. مانی چند لحظه بعد جواب پرسش خود را می داد. پیکر مانی در غل و زنجیر اسیر بود. مانی نگاهش را به اطراف چرخاند و گفت: های آدمها که دور و بر من ایستاده اید... فرق پیروان من و لشگریان بهرام ساسانی را در لباس هایمان بجویید. لشگریان ساسانی با زره پوش و کلاه به جنگ دشمن می روند در حالیکه پیروان من با لباس های لطیفشان در پی یافتن همراهی زمین و زمان را زیر و رو می کنند تا او را به دین زیبایی ها رهنمون شوند. به سمت باغهای روشنائی... اینست تفاوت بین طریقه نبرد من و طریقه نبرد بهرام ساسانی...
نگهبان با سلاح خویش به صورت مانی کوبید. پیامبرِ نقاش در حالیکه در حیاط قصر جندی شاپور به زنجیر کشیده شده بود از هوش رفت.

***

- دین من آیین زیبائی هاست. من پیامبری نقاشم. من از بابِل آمده ام تا فریادم در سراسر جهان طنین افکن شود. من آنچه را می گویم که زرتشت می گفت، عیسی می گفت، بودا می گفت. نقاشی های من سخن از دوستی می گویند. من شما را به سمت باغهای روشنایی رهنمون می شوم. آنجاست که نیمه تاریک انسان از او جدا می شود و نیمه روشنایی او متبلور می گردد. ای مردم! تیرگی و پلشتی را از خود برهانید، به کیش همنوعانتان احترام بگذارید و آیین آنها را به ریشخند و جبر نگیرید. خدای آنها هم همان خدای باغهای روشنایی است...

***

مانی در میان نخلستان راه می رفت. دجله، این رود وحشی در میان نخلستانها شاخه هایی پدید می آورد و درختان را آبیاری می کرد. پسرک سفید پوش در حالی که پای چپش کمی می لنگید از روی جوی کوچکی پرید و روی ماسه های آن طرف فرود آمد. کمی راه رفت و عاقبت در کنار جویباری نشست. پشت ابر های آسمان بین النهرین خورشیدی نهفته بود که حالا با پایان باران کم کم اشعه های نورانیش را بیرون می داد. گاهی گوشه ابری دریده می شد و اشعه نوری بیرون می زد. مانی به آسمان که خیره می شد احساسی از تجلی و عروج وجودش را فرا می گرفت. از برگ های درخت خرما قطرات آب به داخل جویبار می چکید. مانی بر ساقه گیاه کوتاه قامتی قطره آبی دید. یک چشمش را بست و سرش را چرخاند تا خورشید را از میان قطره آب ببیند. قطره ناگهان به میان جویبار افتاد و نگاه مانی هم همراهش به میان جویبار رفت. به چهره خودش دقت کرد. قطره دیگری افتاد و تصویرش کمی لرزید. لرزید و لبخند زد. لبش کمی جنبید و گفت: من همزاد تو ام مانی! وحی آسمانی را از دهان من بشنو! از این لباس سفید بیرون بیا! نقاشی کن! کتاب بخوان! طبابت کن! برای مردم حرف بزن! پیام آور زیبائی ها باش! از اینجا برو تا ذهن تو نیز مانند اعضای این فرقه نپوسیده است! برو...
...

پیروان فرقه مغتسله روی میز های چوبی نشسته بودند تا نهار مختصرشان را بعد از کاری سخت در مزرعه صرف کنند. نور خورشیدِ بعد از ظهر مردمک چشم ها را تنگ کرده بود و اطاق تقریباً تاریک به نظر می رسید. فقط سفیدی لباس ها معلوم بود. سیتایی، رهبر فرقه می خواست اجازه خوردن بدهد که مانی از در وارد اطاق شد. نگاهها به سمت او برگشت. چشم ها که حالا به تاریکی عادت کرده بود آنچه را می دید باور نداشت. مانی روی لباسش گل های رنگارنگ نقاشی کرده بود و هر جای لباس را به زینتی آمیخته بود. دلها زیبائی را می ستود ولی چشم ها آنرا تکفیر می کرد. مانی که می دانست مجازات سنگینی پیش رو دارد از همان دری که وارد شده بود خارج شد. به انتظار نشست تا بعد از تحمل مجازاتش فرقه مغتسله را با آن آیین های خشک و بی مورد و نازیبا ترک کند.

***

بیایید! بیایید! در این باغ بگردید! در این باغ بگردید! آنچه در این باغ هست... مظهر لطف خداست... مظهر لطف خداست... بیایید! بیائید! در این باغ بگردید!

- آه تو چه موهای لطیفی داری دِناگ! بیا رو به روی من بنشین. می خواهم موهای تو را ببافم!
دناگ نزدیک مانی شد و به او پشت کرد. موهای سیاهش را در اختیار مانی گذاشت. مانی موهای دناگ را می بافت و حرف می زد:
- پدرم روزی تصمیم عجیبی گرفت. تصمیم گرفت از لذایذ دنیا چشم پوشی کند و به حقیقت برسد. او خانواده اش را ترک گفت. به میان فرقه سپید جامگانِ مغتسله رفت و من را همراه خویش برد. پدرم از آیین سپید جامگان یاد گرفت که گوشت نخورد، شراب ننوشد و هرگز زنی را لمس نکند تا به حقیقت برسد... حقیقت اما در میان موهای سیاه توست دناگ! هر جا زیبایی هست حقیقت همانجاست!

***

مانی شب و روز راه می رود. از اینجا پیاده به آنجا می رود و آنجا را با کشتی به مقصد جایی دیگر ترک می کند. آن سوی اینجا ها و آنجا ها مانی به یک چیز می اندیشد: گسترش آیین خویش. مانی به هر شهری که می رسد پیروانی می یابد. چند روزی با ایشان دمساز می شود. زیر درختی می نشیند و از الهامات خویش، از آنچه همزادش بر او نازل می کند برای آنها سخن می گوید. آنگاه بر می خیزد تا به همراه یارانش به سمت جایی دیگر برود. بعد از مدت ها مانی به تیسفون می رسد. پایتخت امپراطوری ساسانی و محل سکونت شاپور، شاه شاهان.

***

- گوش کن مانی! من شاه شاهان هستم و این گونه دوستانه کنارت نشسته ام تا با تو صحبت کنم. امپراطوری ساسانی گرچه از بیرون پر ابهت به نظر می رسد ولی از داخل در حال تهی شدن است. باید حقیقتی را به تو بگویم و آن اینکه حاکمان واقعی موبدان اند نه من! آنها دستورشان را در قالب تقاضا بیان می کنند و من ناچار محترمانه می پذیرم...
مانی بدون اینکه به صورت شاپور نگاه کند گوش می داد. فقط هر از چند گاهی دستی به ریشش می کشید.
- مانی! تو بسیار به من نزدیکی... کمک کن تا از نفوذ موبدان بکاهم.
مانی حرفی برای گفتن نداشت.

***

در دربار شاپور ساسانی حرف های زیادی از دهانها بیرون می آید. هر کدام به قصد و غرضی خاص. مانی ساکت نشسته است.
شاپور: امپراطوری روم هیچ موقع این گونه ضعیف نبوده است. پس نباید به آنها فرصت بازسازی داد.
کرتیر- موبد دربار- : جاویدان بماند شاه شاهان شاپور ساسانی! اعلی حضرت! نظر این جانب هم همین است. باید بر امپراطوری روم حمله برد و آیین کفرآمیز آنها را از میان برداشت. تنها یک آیین مورد قبول بزرگترین امپراطوری زمانه است و آن هم آیین زرتشت می باشد.
نگاهها به سوی مانی برگشت. مانی چیزی نمی گفت و به زمین خیره شده بود.
شاپور گویی که می خواست با حرفی مانی را به دفاع از خویش ترغیب کند گفت: ولی ما عهد و پیمانی با قیصر روم داریم. اوضاع افلاک و کواکب چگونه است کرتیر؟
کرتیر: خوب است سرورم. اختر سعد مشاهده شده است. حمله ما با شکست دادن روم و اسارت قیصر همراه خواهد شد.
شاپور: مانی! همزاد تو عقیده ای راجع به جنگ فردا ندارد؟
مانی جواب داد: خیر سرورم! هیچ نمی گوید... من کمی می ترسم...

***

روم فتح و قیصر کشته شد و مانی به سبب آنکه در شب حمله پیام آور شادی نبود از دربار طرد شد. پیامبر نقاش که اکنون سن را از مرز پنجاه گذرانده بود، ناگاه گویی متوجه گذر زمان شده باشد نگاهش را برگرداند تا روزها و سالهای گذشته را از نظر بگذراند. مانی بی آنکه خود بخواهد وسیله دست شاپور شده بود تا بواسطه آیین خویش نفوذ موبدان را کاهش دهد. سرانجام شاپور ساسانی درگذشت و بهرام به شاهی رسید. مانی اکنون دریافته بود که از هدف خویش بازمانده است. او به جای اینکه در دربار بماند می بایست سفر می کرد. به اینجا و آنجا. هر جا که امید یافتن پیروی برای دین زیبائی ها وجود داشته باشد. مانی کتاب ارژنگ را در دست گرفت تا سفر را آغاز کند. مانی برای جبران گذشته از دست رفته حرکت می کرد. ولی انگار رسالت مانی به انتها رسیده بود، هرچند نصفه و نیمه و ناتمام. مانی به دستور بهرام ساسانی اسیر شد. پیامبر نقاش را در حیاط قصر جندی شاپور به زنجیر کشیدند...

***

مانی که با ضربه سلاح نگهبان از هوش رفته بود به هوش آمد. از بینی اش شیار خونی سرازیر شده بود. با صدایی ضعیف برای آنها که به تماشایش آمده بودند گفت: دین من آیین زیبائی هاست... بیایید در باغهای روشنایی بگردید!... بیایید!...
نگهبان با ضربه ای دیگر صدای مانی را قطع کرد.

***

روز بعد جسدی که از کاه پر شده بر دیوار قصر جندی شاپور تاب می خورد. به هنگام غروب مردمی که از مقابل قصر می گذشتند از خود می پرسیدند: مگر او چه کرده است؟
هیچ کس نمی دانست مانی چه کرده است.
 
 

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 21:43  توسط رسول خالقی  | 

دانلود مامبو فارسی و جوملای فارسی به همراه راهنمای نصب

 

برای دریافت سیستم مدیرت سایت مامبو اینجا کلیک کن.

برای اشنایی با راهنمای نصب مامبو اینجا کلیک کن.

برای دریافت سیستم مدیرت سایت جوملا برای سیستم عامل هاست لینوکس  اینجا کلیک کن

برای دریافت جوملا مخصوص ویندوز اینجا کلیک کن.

جهت ورود به سایت جومفای فارسی جهت دریافت راهنمای نصب اینجا کلیک کن.

2 نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 23:44  توسط رسول خالقی  | 

زندگی نامه حضرت زردتشت ع
زَرتُشت، زردشت، زردهُشت یا زراتُشت نام پیامبر ایرانی و بنیادگذار دین زرتشتی یا مَزدَیَسنا و سراینده گاثاها کهن‌ترین بخش اوستا است.


[ویرایش] ریشه و معنای نام
در اوستا زَرَت اّشْتَرَ است. بیشتر از ده شکل برای نام زرتشت در زبان فارسی موجود است. زارتشت، زارهشت، زرادشت، زارهوشت، زردهشت، زراتشت، زرادشت، زرتهشت، زرهتشت، زره‌دست و زره‌هشت از این قبیل است ولی او خود را در گاتها زرتشتر می‌نامد.[۱] [۲]

از بیشتر از دو هزار سال پیش تا به امروز، معانی بسیاری برای واژه زرتشت گفته‌اند.آنچه که مشخص است این است که این نام مرکب است از دو جزء «زرت» و «اشترا» هرچند که در سر زرت اختلاف بسیار است.البته بیش‌تر تاریخ شناسان معتقدند زرد و زرین و پس از آن پیر و خشمگین معانی نزدیک تری هستند. کلمه زرد در خود اوستا «زیریت» است.البته «زرات» به معنی پیر آمده‌است ولی این‌که چرا در ترکیب با اشترا تبدیل به «زرت» شد باعث اختلاف نظر شده‌است.[۳]

در جزء دوم این نام اختلاف نظری نیست زیرا هنوز کلمه شتر و یا اشتر در زبان فارسی باقی است و هیچ شکی نیست که نام وی با کلمه شتر ترکیب یافته و «دارنده شتر» معنی می‌دهد و به همان معنی است که امروز در فارسی می‌باشد[۳]. در گذشته برای شتر از آن جهت که حیوان بسیار مفیدی بود ارج و منزلتی خاص قائل بودند و بر نوزادان خود نام شتر را با پسوندهای خاص بر نوزادانشان مینهادند. همچنین در نوشته‌های تخت جمشید از شتر به عنوان هدیه‌ای که به داریوش اهدا میشد نام برده شده‌است. [۴] برای نمونه فراشتر به معنی دارنده شتر راهوار و یا تندرو است.گاه نیز نام خانوادگی که سپیتمه است، افزوده می‌شود و به صورت زرتشتر سپیتمه یاد می‌شود. البته این نام خانوادگی را امروزه سپنتمان و یا اسپنتمان می‌گویند[۵] که به معنی خاندان سفید است [۶].نام پدر زرتشت پوروش اسپ بوده[۷] که مرکب است از پوروش به معنی دو رنگ و سیاه و سفید و اسپ.پوروش اسپ معنی دارنده اسپ سیاه و سفید را می‌دهد[۶].

اسپیتامه نام خانوادگی زرتشت بوده‌است. در بند دوی همایشت آنجا که همای مقدس همچون دوستی به زرتشت نزدیک میشود وی را محترمانه با این نام خطاب میکند. [۸]


[ویرایش] در بین یونانیان
در زبان یونانی استرا(ástra) به معنی ستاره‌ها و زوروس(zōrós) به معنی ضعیف نشده‌است.این کهن‌ترین معنی نسبت داده شده در زبان یونانی است. [۹] دینون یونانی آن‌را به «ستاینده ستاره» ترجمه کرده‌است.بارتولومه جزء نخست را «زرنت» ثبت کرده و «دارنده شتر پیر» معنی کرده‌است و دار «زراتو» دانسته و آن را «زرد» ترجمه کرده‌است. امروزه در منابع اروپایی، به پیروی از زبان یونانی، نام او زرواستر خوانده می‌شود.


[ویرایش] زمان زرتشت
زمان ظهور زرتشت، با همهٔ پژوهش‌های دانشمندان قدیم و جدید، هنوز هم در پردهٔ ابهام است. درباره تاریخ زایش او دیدگاه‌های فراوانی وجود دارد. روایات‌ ایرانی، که‌ برپایهٔ منابع‌ پهلوی مانند بندهشن‌ و ارداویرافنامه تکیه‌ دارند و پس‌ از زوال‌ نفوذ آیین زرتشت‌ نوشته‌ شده‌اند، زایش زرتشت‌ را سه‌ قرن‌ پیش از اسکندر مقدونی‌ می‌دانند.[۷] این‌ روایت‌ به‌ وسیلهٔ بیرونی و مسعودی و دیگر نویسندگان‌ اسلامی‌ پایدار ماند و تا قرن‌ گذشته‌ نیز اعتبار خود را حفظ‌ کرد[۱۰]. ارسطو و اودوکسوس‌ و هرمی‌ پوس‌ نوشته‌اند که‌ زرتشت‌ پنج‌ هزار سال‌ پیش‌ از جنگ‌ تروا می‌زیسته‌ است‌. دیوجانس‌ لائرتیوس‌ نیز به روایت از هردمودروس‌ و کسانتوس‌ همین‌ دیدگاه را بازگو کرده‌است.[۱۱][نیازمند منبع]

 

 

[ویرایش] در روایات سنتی و کلاسیک
در اوستای قدیم به زمان ظهور زرتشت اشاره‌ای نشده‌است. اما این مطلب، در دو رسالهٔ معروف پهلوی، یعنی بندهشن (کتاب آفرینش) و ارداویرافنامه، که هر دو در سدهٔ نهم و دهم میلادی تنطیم شده‌اند، مورد بحث قرار گرفته‌است. در کتاب بندهشن آمده‌است که زرتشت در سال ۲۵۸ سال پیش از انقراض شاهنشاهی هخامنشی به بعثت رسید. اما در ارداویرافنامه، بعثت زرتشت ۳۰۰ سال پیش از حمله اسکندر ذکر می‌شود و بنابراین، چون اسکندر ۳۳۰ پیش از میلاد به ایران حمله کرده‌است، تاریخ تولد زرتشت در حدود ۶۶۰ پیش از میلاد خواهد شد.[۱۲]

مورخان دورهٔ اسلامی مانند مسعودی و بیرونی، که جز منابع پهلوی اطلاعات دیگری در دست نداشتند، بعثت زرتشت را ۲۵۸ سال قبل از حمله اسکندر ذکر کرده و آن را ۵۵۸ پیش از میلاد دانسته‌اند.[۱۳] نخستین مورخ یونانی که از زرتشت نام برده و زمانش را تعیین کرده‌است، خسانتوس لیدیایی می‌باشد که در قرن پنجم پیش از میلاد می‌زیست[۱۴] از سوی دیگر ارسطو و اودوکسوس‌ و هرمی‌ پوس‌ می‌نویسند که‌ زرتشت‌ پنج‌ هزار سال‌ پیش‌ از جنگ‌ تروا می‌زیسته‌ است‌. دیوجانس‌ لائرتیوس‌ از قول‌ هردمودروس‌ و کسانتوس‌ همین‌ نظر را نقل‌ می‌کند. از سوی دیگر، دیودووروس‌ اریتریایی و آریستو کسنوس‌ می‌گویند که‌ فیثاغورس‌ یکی از شاگردان‌ زرتشت‌ بوده‌است‌. از این‌رو پلینی به‌ حق‌ شک دارد که‌ زرتشت‌ خود نام‌ یک‌ تن‌ بوده‌ یا چند تن‌ دیگر نیز همین‌ نام‌ را داشته‌اند. [نیازمند منبع] نظر سوم دربارهٔ زمان زرتشت، متعلق به بیش‌تر پژوهشگران و دانشمندان پارسی هند نظیر پروفسور [نیازمند منبع] جمشید جی کاتراک[۱۵] می‌باشد که زادروز زرتشت را حدود ۶۶۰۰ سال پیش از میلاد ذکر کرده‌اند.[۱۶]


[ویرایش] در نظر خاورشناسان و اوستاشناسان
صراحت و قطعیتی که روایات سنتی به تثبیت دورهٔ زندگی زرتشت در سیصد سال پیش از اسکندر داده‌اند، سبب شد که بعضی خاورشناسان، نظیر: یوستی، گلدنر، وست، و ویلیامز جکسون این تاریخ را تقریباً نزدیک به تحقیق بدانند.[۱۷]

از آن‌جا که بیشتر پژوهشگران طرفدار تاریخ سنتی، مبنای کار را روی مقارن بودن زرتشت با ویشتاسب، پدر داریوش و براساس زمان حمله اسکندر به ایران قرار داده‌اند، نتیجه کار آنها یکسان است. چنان که هرتل و هرتسفلد که از شباهت اسمی استفاده کرده، پدر داریوش را با ویشتاسپ یکی دانسته‌اند، ناگزیر، زمان زرتشت را سال ۵۰۰ پیش از میلاد می‌پندارند.[۱۸]

البته زمان پیدایش آیین زرتشتی، چندان در روایات سنتی پهلوی قابل اعتماد نیست. چون، با توجه به این که همه مورخانی که زمان زرتشت را بین شش تا هفت هزار سال پیش از میلاد ذکر کرده‌اند، در عهد هخامنشی و یا در دورهٔ اسکندر می‌زیستند، اگر زرتشت در دوران هخامنشیان ظهور می‌کرد، باید آن‌ها از آن اطلاع می‌داشتند. حتا ادعا شده‌است که اودُخوس و برخی دیگر، ۲۱ نسک اوستا را هم مطالعه کرده بودند.[۱۹][۲۰] با این وجود، چطور ممکن است هردودت، مورخ سرشناس یونان که مقارن داریوش بزرگ می‌زیسته‌است، از معاصر بودن زرتشت و پدر داریوش، آگاه نبوده باشد و یا اگر بوده، در امر به این مهمی به سکوت گذرانده است؟[۲۱]

از سوی دیگر، کسانی چون وندیشمن، ویلیام‌ گیگر، تیل، الدنبرگ، بارتولومه، ادوارد مایر، کریستن سن، مری بویس، ابراهیم پورداود و شاپور کاووسجی روایات سنتی را از همه جهات با دلایل قاطعی رد کرده‌اند. [۲۲][۲۳]

بررسی‌هایی‌ که‌ در صد و پنجاه‌ سال‌ پیش، نخست‌ در اروپا و پس‌ از آن‌ در آمریکا در زمینهٔ ادبیات‌ و مذاهب‌ و زبان‌های خاوری‌ انجام شده، این موضوع را مورد بررسی قرار داده‌است. زبان‌ اوستایی خویشاوند زبان‌ سانسکریت‌ است‌. گاتاها یا سرودهای مقدسی که‌ به‌دست زرتشت‌ ساخته‌ شده‌اند، طنینی عتیق‌ همانند سرودهای‌ ریگ‌ودا، دارند. همچنین‌ نزدیکی‌ محسوسی‌ میان دستور زبان‌ و وزن‌ و سبک‌ سرودهای‌ ریگ‌ - ودا، و دستور زبان‌ و وزن‌ و سبک‌ گاتاهای زرتشت‌ موجود است‌، و در حقیقت‌ ساختمان‌ صرفی‌ زبان‌ گاتاها از ساختمان‌ صرفی‌ سرودهای ریگ‌ - ودا، ابتدایی‌تر و ساده‌تر است‌. در هر حال‌ اکنون‌ این‌ دیدگاه وجود دارد که‌ تصنیف‌ گاتاها نمی‌تواند به‌ طور جداگانه‌ و در یک‌ فاصله‌ زمانی دور از زمان‌ تصنیف‌ وداها صورت‌ گرفته‌ باشد، و عصر زرتشت‌ را حداقل‌ یک‌ هزار سال‌ پیش از مسیح‌ می‌دانند.[۲۴]


[ویرایش] خاستگاه زرتشت
از این پیامبر ایرانی‌ در یشت‌های‌ کهن‌ سخن‌ می‌آید که‌ در «ایران‌ویج (اَریّانَ و یَوچَه)» در ساحل‌ رود «دائیتی» در سرزمین‌ قبایل‌ ایرانی‌ زاده شد. در زامیادیشت‌ زیستگاه‌ زرتشت‌ را در ناحیه‌ ئی می‌داند که‌ در آن‌ دریاچه‌ «کوسَویّ» (که ممکن است همان دریاچه هامون باشد) است‌. به هر تقدیر ناحیه‌ «ایران‌ویج» گاه‌ خوارزم[۲۵] پنداشته‌ می‌شود و گاه‌ آن را آذربایجان‌[۲۶] و بعضاً به سبب مراسمی‌ مذهبی‌ که‌ در ستایش‌ «اَرُدویسورااناهیتا» می‌شود آن را در سیستان[۲۷] ذکر کرده‌اند.همچنین هندشناسانی مانند مایکل ویتزل سرزمین اصلی وی را کوهستان‌های سرد افغانستان مرکزی دانسته‌اند[۲۸].اما در یسنا اشاره می شود که زرتشت یا بزرگترین رهبر روحانیت زردتشتی در جایی به نام "رقا" دفن است بندهشن این "رقا" را همان ری می داند[۲۹].در قرن ۱۰ میلادی نویسنده ایرانی محمد الشهرستان که اصلیتش از ترکمنستان بود پیشنهاد کرد که پدر زردتشت از آتورپاتکان و مادرش از ری بوده است[۳۰].در هر صورت زرتشت‌ از سرزمینی‌ کهنی‌ برخاست‌ که‌ مردمانش‌ آریایی‌ بودند.

در زادسپرم (۱۵/۱۰)، زادگاه زرتشت در مکانی در چیچست در نظر گرفته می‌شود. چیچست، در اوستا، نام دریاچه‌ای اسطوره‌ای در شرق ایران است.[۳۱]

همچنین بسیاری از خاورشناسان غربی مانند آنکتیل دوپرن بلخ را زادگاه زرتشت دانسته‌اند.[۳۲]


[ویرایش] تبار و خانواده زرتشت
مسعودی ضمن بیان سلسله نسب زرتشت، جد پدری زرتشت را فردی به نام پورشسف دانسته‌است. مادر او دُغدو و پدر وی پوروش اسپ نام داشتند[۳۳][۳۴][۳۵][۳۶]. نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان (زرتوشتره سپیتامه) بود[۳۷]. پوروشَسْب اِسپَنْتْمان مردی دانشور و درستکار بود. دغدو دختر فری‌هیم‌رَوا از خاندانی نژاده و دینور بود. حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو پنج پسر بود و زرتشت سومین آن‌هاست.[۳۸]

زرتشت سه بار ازدواج کرده بود. نام زن نخست و دوم او ذکر نشده است؛ زن سوم او هووی نام داشته، از خاندان هووگوه و بنابر روایات سنتی دختر فرشوشتره (فرشوشتر) بوده‌است.

زن نخست او پسری به نام ایسَت‌واسْتَرَه و سه دختر به نام‌های فرینی و ثریتی و پورچیستا داشت.[۳۹] در گاتاها از ازدواج دختر سوم خود یاد می‌کند و روایات بعدی، شوهر او را جاماسپه (جاماسب) می‌نامد. از همسر دوم زرتشت، دو پسر به نام‌های اورْوْتَتْ‌نَرَه و هْوَرْچیثْزَه به دنیا آمده؛[۴۰] و ظاهراً از زن سوم فرزندی نداشته‌است.[۴۱]

نخستین کسی که به زرتشت ایمان آورد، میدیوی مانگهه (میدیو ماه) بود، که فروردین یشت[۴۲] از او نام می‌برد. وی در روایات سنتی، پسر عموی زرتشت به شمار آمده‌است.[۴۳]

هر یک از فرزندان زرتشت وظایفی عمده بردوش داشتند. به عبارت دیگر پسر ارشد او نخستین موبد موبدان، پسر دوم نخستین رئیس و افسر رزمیان و پسر سوم، رئیس طبقهٔ برزیگران بوده‌است[نیازمند منبع].

لفظ اشو که به معنی مقدس روحانی و جسمانی راستی و درستی است و در اوستا زیاد آمده‌است صفت یا عنوان پیغمبر می‌باشد. به طوری که در اکثر جاهای اوستا آمده صفت اشو از جانب اهورا مزدا به زرتشت اختصاص یافته و دیگر مقامی بالاتر از آن نیست که آفریده‌ای از جانب آفریدگار بخشنده، به خطاب اشوئی مخاطب شود. اشوزرتشت را از دودمان مه‌آبادیان نامیده‌اند[نیازمند منبع].


[ویرایش] زندگی زرتشت
روایت باستانی بر آن است که زرتشت در سن پانزده‌سالگی نزد آموزگاری به شاگردی پرداخت و از او کشتی دریافت کرد. [۴۴] پس از اعلام پیامبری، زرتشت به شمال خاوری ایران آن روزگار یعنی منطقه بلخ کوچ کرد. در آن‌جا از گشتاسب خواست تا به آیین وی درآید؛ گشتاسب پس از مشورت با جاماسپ و فرشوشتر آیین تازه را پذیرفت.[۴۵] و زرتشت توانست دین خود را گسترش دهد.


[ویرایش] دشمنان زرتشت
گاتاها از برخی دشمنان شخصی زرتشت، مانند بندو و گرهمه نام می‌برد[۴۶] که همیشه مانعی در برابر او بودند[۴۷]. بنابراین، وی از قبیله خود می‌گریزد[۴۸] و به کی گشتاسب، فرمانروای بلخ، پناه می‌برد.[۴۹] در قسمتی از سرودها، نام کاوی، کرپان و اوسیج یک‌جا در زمره دشمنان آیین زرتشتی آمده‌است.[۵۰] دیگر از دشمنان که پیامبر از وی یاد می‌کند، مردی به نام بندوه است[۵۱] بندوه سمت کهانت و روحانیت داشته‌است.[۵۲] گرهما نیز، از دیویسنان و کاهنان آیین قدیم بوده‌است. در گاثاها، از دشمنی به نام گئوتاما نیز نام برده شده‌است. دشمنان زرتشت بر اساس این آیین کسانی هستند که از کشاورزی گریزان بوده و به شکارورزی علاقه‌مند بودند؛ و گاوها را قربانی کرده و یا به آن‌ها آسیب می‌رساندند؛ گروهی دیگر نیز کسانی که دست از آیین کهن بازنداشته بودند.


[ویرایش] کشته شدن زرتشت
زرتشت در سن ۷۷ سالگی در روز خور یا یازدهم اردیبهشت ماه (به نقل از متن پهلوی زادسپرم) در نیایشگاه بلخ بدست یک تورانی به نام توربراتور کشته شد[۵۳].

فحوای کلام شاهنامه فردوسی دلالت بر مرگ توأم با خشونت زرتشت، در هنگام حملهٔ ارجاسب به بلخ، در این شهر می‌کند.[۵۴]

از آنجا به بلخ آمد سپاه  جهان شد ز تاراج و کشتن سیاه
نهادند سر سوی آتشکده  بر آن کاخ و ایوان زرآژده
همه زند و اّستا همی سوختند  چه پر مایه تر بود بر توختند
ورا هیربد بود هشتاد مرد  زبانشان ز یزدان پر از یاد کرد
همه پیش آتش بکشتندشان  ره بندگی بسر نوشندشان
ز خونشان بمرد آتش زردهشت  ندانم چرا هیربد را بکشت

زرتشت در هنگام یورش ناگهانی قبایل تور در بلخ به دست یک تورانی کشته شد.[۵۵] در کتاب‌های پهلوی نام قاتل وی توربرادروش یادشده‌است.[۵۶]


[ویرایش] فلسفه زردتشت
نوشتار اصلی: فلسفه زرتشت
زرتشت چنین گفته‌است: «سخن‌ها را بشنوید و با اندیشه روشن در آن‌ها بنگرید و راهی را که باید در پیش گیرید برای خود برگزینید، از آن دو مینوی همزادی که در آغاز آفرینش در اندیشه و انگار پدیدار شدند، یکی نیکی را می‌نمایاند و دیگری بدی را؛ و میان این دو، دانا راستی را برمی‌گزیند و نادان دروغ را»[۵۷]

وی در الهام‌های خود گیتی را ستیزی کیهانی بین اشا (درستی-برای توضیحات بیشتر توضیحات را ببنید) و دروغ می‌بیند.مفهوم اصلی اشا (که بسیار ظریف و تفسیر آن فقط به طور مبهم ممکن است) بنیاد تمام عقیده‌های دیگر زردتشتی مانند اهورامزدا٫ خلقت ٬ وجودیت ٬ و اراده آزاد است.این مفهوم بزرگ‌ترین اهدایی است که زردتشت به فلسفه دینی کرده‌است. دلیل آفرینش انسان مانند دیگر آفرینش‌ها نگهداری از درستی است.این هدف با مشارکت زنده در زندگی و گفتار ٬ پندار و کردار نیک دست یافتنی خواهد شد. عنصرهای فلسفه زردتشت از طریق تاثیر آن بر یهودیت و افلاطون گرایی میانی وارد فلسفه غرب شده‌است و به عنوان یکی از نخستین وقایع کلیدی در پیشرفت فلسفه شناخته می‌شود.[۵۸] [۵۹]


[ویرایش] شناخت غربی‌ها از زردتشت

[ویرایش] دوره کلاسیک باستان
هرچند یونانیان به طور کل زرتشت را پیامبر و بنیان گذار آیین پارسیان می‌دانستند بقیه پنداره هایشان بیشتر خیالی بود.[۶۰] یونانیان زمان وی را ۶۰۰۰ سال قبل از زمان خود می‌پنداشتند و وی را شاه باختر یا کلده (گاهی آموزگار کلدیان) و دارای زندگی نامه عادی دانایی فیثاغورس گرا تصور می‌کردند. مهم تر از هم، پنداره آن‌ها از وی یک ساحر و ستاره شناس و خالق جادو و ستاره شناسی بود. با توجه با پنداره آن‌ها مقدار بسیاری ادبیات به وی نسبت داده شده بود که در تمام دنیای دریای مدیترانه منتشر شده بود.[۶۰]

یونانیان بهترین دانایی را دانایی مرموز می‌دانستند و هیچ کس مناسب تر از زرتشت که هم از نظر زمانی و هم نظر مکانی دور قرار داشت نبود.نام زردتشت جادو تایید رسمی برای جادو بود.[۶۱]

زبان آن ادبیات غالبا زبان یونانی بود.هرچند در دوره‌های مختلف قسمت‌هایی از آن به زبان‌های دیگر مانند آرامی ٫ سریانی ٫ کوپتیک و لاتین وارد شده‌است.ازآنجایی که مغ با کلمه جادوگر مرتبط بود زرتشت نیز جادوگر پنداشته می‌شد.پلینی پیرتر در قرن یک میلادی زرتشت را خالق جادو می‌خواند.[۶۲] اما وی به تنهایی مسئول معرفی جادوی سیاه به دنیای یونانیان و رومیان نبود.کوروش سپیدمه را نیز نویسنده بسیاری از ادبیات جادویی می‌دانسته اند[۶۱].هرچند پلینی پیرتر زرتشت را خالق جادو می‌خواند اما رومیان شخصیتی جادوگر برای وی تصور نمی‌کردند[۶۱].در واقع تعلیمات جادویی که به زردتشت نسبت داده شده‌اند همه مربوط به بعد از قرن ۱۴ میلادی هستند.[۶۰]

یکی ار دلایل مرتبط دانستن زردتشت با ستاره شناسی مفهومی بود که یونانیان از نام وی برای خود ساخته بودند.نحوه تفکر یونانیان اینگونه بود که همیشه سعی می‌کردند مفهوم اصلی و مخفی کلمات را بفهمند به همین دلیل نام وی در ابتدا به ستاره پرست معنی می‌شد.این قضیه تا جایی پیش رفت که مرگ زردتشت را به دلیل ریزش آتش ستارگان می‌دانستند و می‌گفتند که که ستاره‌ها وی را به دلیل مهار کردن آنها کشته‌اند.

دومین دلیل و جدی تر مرتبط دانستن زردتشت با ستاره شناسی این بود که وی را از کلده می‌پنداشتند.معتقدان به فیثاغورس گرایی فکر می‌کردند که فیثاغورس با زردتشت در کلده درس خوانده است[۶۳].لیدوس معتقد بود که کلدیان در محفل زردتشت و گشتاسب هفته را با هفت روز ابدا کردند.و دلیلشان هم هفت بودن تعداد سیارات بود.فصل سودا درباره ستاره شناسی اشاره به یاد گرفتن ستاره شناسی توسط بابلی‌ها از زردتشت می‌کند.تا جایی مه لوسیان تصمیم می‌گیرد تا به بابل رود و تا از موبدها زردتشتی نظرشان را بپرسد[۶۴].

در زمان حال تقریبا تمام نوشته‌های ساختگی نسبت داده شده به زردتشت از دست رفته‌است تنها با یک استثنا ان هم کتاب «دو میلیون خط» پلینی پیرتر است.این کتاب پیشنهاد می‌کند روزی مجموعه کاملی از نوشته‌های زردتشت در کتابخانه اسکندریه مصر وجود داشته است[۶۰].

از آثار مرتبط با زرتشت همچنین می‌توان به بر طبعیت اشاره کرد.که در چهار جلد بوده‌است.این اثر در واقع همان اسطوره ار از افلاطون است.با این تفاوت که جای قهرمان اصلی داستان را زردتشت می‌گیرد.در زمانی که پروفیری فیثاغورس را از شاگردان زدتشت می‌دانست پیمان نامه‌ها بر طبعیت خورشید را در وضعیت وسط تصور می‌کرد.برخلاف آن افلاطون خورشید را در مکان دوم و بالای ماه می‌پنداشت.به همین دلیل کولوتوس افلاطون را به دزدی ادبی از زردتشت متهم کرد[۶۵] و هراکلیدس پونتیکس متنی را با عنوان زردتشت بر اساس آن چه فکر می‌کرد فلسفه زردتشت است نوشت تا مخالفت خود را با فلسفه طبیعی افلاطون ابراز کند[۶۶].از کتاب بر طبعیت فقط دو چیز شناخته شده‌است:یک این که پر از اندیشه‌های ستاره شناسی بوده‌است و دیگر این که به آنانکه اشاره شده بوده و مکان وی را در هوا می‌دانستند.

از دیگر آثاری که زیر نام زردتشت منتشر شده بودند می‌توان به «استروسکوپیتاً (در پنج جلد) ٫»درباره پرهیزکاری سنگ هاً (در یک جلد) می‌توان اشاره کرد[۶۰].

این آثار به کنار ٫ بعضی از نویسندگان واقعا به بعضی از ایده‌های اصلی زردتشت پرداخته‌اند. «الهام‌های گشتاسب» نوشته گشتاسب خود یکی دیگر از نویسندگانی که به وی آثاری را نسبت داده بودند و را مرتبط را جادو می‌دانستند از این دسته از نوشته‌ها است.این کتاب شامل یک سری پیشگویی‌ها بوده و بر اساس منابع زردتشت نوشته شده بوده‌است [۶۰].


[ویرایش] بعد از دوره کلاسیک باستان
زردتشت را در دوره کلاسیک باستان یک ساحر ٫ جاودگر و معجزه گر می‌دانستند.اما در واقع تا قبل از قرن ۱۸ میلادی غربی‌ها از ایده‌های وی نااگاه بودند و در آن زمان نام وی را همدست فرزانگی از دست رفته باستان می‌شماردند.

زردتشت با نام «ساراسترو» در اپرای فلوت جاودیی موزارت ظاهر می‌شود.که به خاطر عناصر فراماسونی آن در جایی که وی اشا را به عنوان سیستمی اخلاقی در مقابل ملکه شب نمایش می‌دهد مورد توجه قرار گرفته‌است.

وی همچنین موضوع اپرایی دیگر در ۱۷۴۹ با نام زوراستره توسط جین-فیلیپ رامئو است.

متفکران عصر روشنگری مانند ولتر پژوهش‌های بسیاری را درباره مزدیسنا انجام داده‌اند.آن‌ها بر این باور بودند که مزدیسنا یک جور خداانگاری منطقی است که قابل ترجیح بر آیین مسحییت و دیگر آیین‌ها است.با ترجمه اوستا توسط ابراهام هیاسینته انکتیل-دوپرون پژوهش‌های مزدیسنا غربی آغاز شد.

در اثر فیلسوف معروف فریدریش نیچه به نام «چنین گفت زرتشت» در سال ۱۸۸۵ وی شخصیتی به نام زرتشت به وجود می‌آورد که سخنگوی ایده‌های خود نیچه بر ضد اخلاق ارباب-برده که به نظر نیچه سیستم اخلاقی است که در آیین‌های یهودیت ٫ مسیحیت و اسلام استفاده می‌شود است.نیچه در اثر خود اسه هومو می‌گویید که زردتشت اولین اخلاق گرا است و خود آن را خلق کرده و اشکارش کرده‌است.و می‌گویید که تنها در تعلیمات وی است که راستی (اشا) بالاترین خصوصیت است.

نیچه از وی به عنوان اولین فردی که نبرد بین خوب و بد را می‌بیند و آن را به عنوان چرخی ضروری در انجام گردش گیتی می‌داند نام می‌برد.

۳۰مین قطعه ریچارد اشتراوس در سال ۱۸۹۶ الهام گرفته از کتاب نیچه نیز چنین گفت زرتشت نامیده می‌شود.استنلی کوبریک از این قطعه در فیلم ۲۰۰۱: اودیسه فضایی به عنوان موسیقی صحنه آغازین فیلم خود استفاده کرده‌است.

ویلیام باتلر ییتز شاعر قرن ۱۹ ایرلندی نیز در شعرهای خود به زردتشت اشاره کرده‌است.

بازیگر و راوی کتاب آفرینش (رمان) نوشته شده توسط گور ویدال نوه زردتشت است.وی در کتاب گفتگوهای فلسفی بسیاری با زردتشت دارد و شاهد مرگ وی نیز هست.

زردتشت در کتاب مایکل اچ هارت با عنوان دسته بندی پر تاثیرتیرن اشخاص در تاریخ:۱۰۰ رتبه ۹۳ را داراست.[۶۷]


[ویرایش] زردتشت از دیدگاه آیین‌های دیگر

[ویرایش] از دیدگاه اسلام
از آنجا که اسلام، صریحاً ایمان به پیامبران گذشته را همردیف به پیامبر اسلام اعلام کرده است[۶۸]، زرتشت هم یک پیامبر الهی شناخته شده‌است. چنان که در قرآن سورهٔ حج آیهٔ ۱۷، زرتشتیان را مجوس نامیده‌است و در ردیف پیروان ادیان آسمانی آورده‌است.[۶۹]

    مسلما کسانی که ایمان آورده‏اند، و یهود و صابئان و نصاری و مجوس و مشرکان، خداوند در میان آنان روز قیامت داوری می‏کند، خداوند بر هر چیز گواه است.    


در قرآن کلمهٔ مجوس به عنوان یک دین ذکر شده‌است. همچنین در برخی احادیث اسلامی از زرادشت به عنوان پیامبر مجوس نام برده شده‌است.[۷۰] بنابر این، از دیدگاه اسلام، زرتشت پیامبری از جانب خداوند است که دارای کتاب آسمانی بوده‌است.[۶۹] زرتشت نیز خود را پیامبر دانسته‌است، آنجا که می‌گوید: «اهورامزدا، مرا برای راهنمایی در این جهان برانگیخت؛ و من از برای رسالت خویش، از منش پاک تعلیم یافتم.»[۷۱] مسلمانان باور دارند که آموزه‌های اصیل زرتشت به مرور زمان دستخوش تحریف شد و توحید زرتشت به شرک تبدیل گشت، دستورات آن از خرافات و اباطیل پر شد و در مسیر سود طبقات حاکم جامعه قرار گرفت.[۶۹] این افراد آیه ۲۹ سورهٔ توبه را گواه بر این امر می‌دانند.

برخی مفسرین همانند ابن کثیر آیین زرتشت را در زمره کفار دانسته‌اند[۷۲]، و این اعتقاد امروزه در میان برخی از مسلمین کماکان برقرار است.[۷۳]


[ویرایش] از دیدگاه آیین مانی
آیین مانی زردتشت را از سیر پیامبرانی مانند بودا و عیسی می‌دانست که مانی در قله آن بود.دوگانه‌انگاری اخلاقی زردتشت که جهان را در جنگی حماسی بین نیروهای پلید و نیک می‌دید به آیین مانی نیز راه یافته‌است.آیین مانی عناصر دیگری را نیز از مزدیسنا قرض گرفته‌است هر چند بیشتر آنها یا از تعلیمات خود زردتشت نیستند یا کاربرد آنها در آیین مانی بسیار متفاوت با کاربرد آنها در مزدیسنا است.[۷۴][۷۵]


[ویرایش] از دیدگاه آیین بهایی
در آیین بهایی زردتشت پیامبر دانسته شده و مکانی هم تراز ابراهیم ٫ موسی ٫ بودا ٫ کریشنا ٫ عیسی ٫ محمد دارد. شوقی افندی زمان وی را ۱۰۰۰ سال قبل از تولد عیسی می‌داند.[۷۶]

 
تصویری خیالی از زرتشت (در عقب تصویر) و بطلمیوس در جلو. نقاشی از رافائل، مکتب آتن، پیرامون ۱۵۱۰م.
[ویرایش] نگاره‌های زرتشت
آنچه امروز، از سیمای اشوزرتشت گسترش دارد، کم‌وبیش برداشتی است از حجاری منسوب به پیامبر آریایی در تاق بستان کرمانشاه.[۷۷] هر چند اندکی از نگاره‌های اخیر زردتشت وی را در حال انجام کارهایی افسانه‌ای نشان می‌دهد، اما معمولاً نقش‌های وی را در حالی که لباسی سفید به تن دارد به نقش می‌کشند. گاهی هم بارسوم در دست دارد (که نماد روحانی بودن است) یا کتابی که به اوستا تفسیر می‌شود. گاهی نیز وی با گرزی (ورزا) کشیده می‌شود که میله‌ای آهنی با سری مانند گاو است. همچنین در بعضی از نقاشی‌ها وی را با دستی بلند شده و انگشتی که برای یادآوری کردم نکته‌ای بلند کرده‌است می‌کشند.وی به سختی به حالتی کشیده‌است که مستقیماً به بیننده خیره شود و بیشتر نگاهش به طرف دیگری است مانند این که در جستجوی خداوند است.وی همیشه با ریشی قهوه‌ای و رنگ چهرهٔ کم رنگ کشیده شده‌است.

معروفترین نقاشی اروپایی از زدتشت نقاشی رافائل مکتب آتن است.در این نقاشی وی و کلاودیوس بطلمیوس در حال صحبت هستند در حالی که زردتشت، گویی در دست دارد.[۷۸]


[ویرایش] زرتشت درمنابع باستانی
در کتب کشف شده در نجع حمادی به سال ۱۹۴۵ رساله کاملی به زبان قبطی تحت عنوان زوستریانوس کشف شد. توضیح محتوای این کتاب به صورت رمزی در سه جمله خلاصه شده بود: «کلمات حقیقت زوستریانوس، خدای حقیقت، کلمات زرتشت»[۷۹] البته محتوای این کتاب بیشتر گنوسی و نامرتبط با زرتشتی اعلام شده‌است.


[ویرایش] توضیحات
اشا:اشاوهیشتا (اردیبهشت) asha vahishta: که به معنای راستی (داد) والاست. اشا وهیشتا، راستی جهانی، و قانون دگرگون ناپذیریی است که آفرینش را نظم می‌دهد. اشا نشانهٔ خواست اهورایی است. اشا راه راستی است و پویندگان آن راه، به خوشبختی (اوشتا) می‌رسند. در گات‌ها «وهیشتامن‌» و "اشاوهیشتاً بیشتر جاها با هم آمده‌اند هرچند که از اشا بیشتر نام برده شده‌است. اشا در خرد اهورا مزدا پدید آمده و با راستی و داد یکی است از این رو اشاوهیشتا به معنی گوهر داد هم هست. دین زرتشتی، دین راستی و داد است که همه‌جا با دروغ در جنگ است از این رو اشا، گوهر دین زرتشتی هم هست[۸۰]

2 نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 23:15  توسط رسول خالقی  | 

مزدک و آموزه های او

مزدک و آموزه های او


  مزدک پور بامداد از اهالی پارس بود که جنبش مزدکیان را آغاز کرد و تا اندازه ای در کار خویش پیروز بود. شمار زیادی از توده ی مردم را پی رو خود کرد و برای زمانی کوتاه فرمانروایی ایران را نیز در دست گرفت.
 

 برخی زادگاه او ر ا استخر پارس و برخی ساحل چپ رود دجله  و جایگاه کنونی کوت العماره که آن را مدریا مینامیدند و ابوریحان بیرونی او را نسایی میداند. جنبش مزدک از سال 494 زادروز(میلادی) آغاز و در 30 سال یعنی 524 زادروز(میلادی)دنبال شد.
 

 در این میان جنش مزدک را که گستره ی بزرگی از ایران را در بر میگرفت, مردمان بی چیز شهری و کشاروزان و دهگانان خاور در زمان سده های میانی(قرون وسطا) همراهی میکردند.
 

 مزدک را بیشتر میتوان یک بهینه ساز(مصلح) اجتماعی در آن زمان دانست تا یک پیامر با آیین و کیش ویژه. در هر رو مزدک برخی آموزه ها و باورهای دینی(زرتشت) را نیز درخور بهبود و میدانست.
 

 نگره ایست که مزدک در راه بازسازی و توانمند سازی آیین مزدیستا بود که در اثر قوانین بیدادگرانه ی زرتشتیان و ساسانیان رو به نابودی گذاشته بود.
 

 مزدک فردی خردمند و دانا و باهوش و و در تزار اجتماعی در جایگاه بالایی بود. در بیشتر منابع میتوان به رخنه ی او در دربار قباد پادشاه ساسانی پی برد. همچنین او در آن زمان جزو چند موبد زرتشتی تراز اول کشور بشمار میرفت.
 


 بنیان  آموزه های مزدک بسان زرتشتیان , زروانیان , مانویان و پیروان "گنوسی" رایج در ایران . آسیای غربی و روم بر دو اصل استوار است :
 

 

1) اصل روشنایی
 2) اصل تـاریکـی


این دو اصل بگونه ی تصادفی به هم می پیوندند وباز بصورت اتفاقی از هم جدا می شوند.

 آیین مزدک که در واقع تلفیقی از باورهای زررتشتی و مانوی و برخی آداب و رسوم جوامع روستایی است , به خدایی که چون پادشاهان بر تخت نشسته و در عرش قرار دارد باورمند است .کارهای خوب را از آن " مدبر الخیر " و کارهای بد را ناشی از عمل " مدبر الشر " می دانند.

 باورهای مزدک پس از سرکوبی و حتی در دوران اسلامی نیز هوادارانی داشته است .صلح خواهی , آشتی جویی و دادگری و از بین بردن تبعیضات و دوگانگی های اجتماعی از ویژگیها ی مزدکیان بوده است . مزدک ریشه ی این تبعیضات را در عملکرد " دیوان " خدمه ی شر می داند.

 کلمان هوار پژوهشگر ارزشمند اروپایی در نسک(کتاب) خودش " ایرانی و تمدن ایرانی " در صص 143و144 اصول اعتقادی " مزدک " را اینگونه ارزیابی می کند :
 "تعالیم مزدک که بر اساس اعتقاد به دو مبدا نور و ظلمت شکل گرفته از عقاید مانی گرفته شده است .
از دید مزدک , آب و آتش و خاک عناصر اصلی سازنده ی این جهانندوحتی ریشه ی خیر و شر نیز از این 3 عنصر است . پاکی های این 3 عنصر خیر و اجزای تیره آن شر را بوجود می آورد .
مزدک عالم روحانی را بسان عالم زمینی دانسته و به خدای کرسی نشین در آسمان که 4 نیروی تمیز ,عقل , حافظه و سرور در خدمتش و 7 وزیر بنامهای سالار , پیشکار , پلوان ؟؟ کاردان , دستور و کودک اجرا کننده ی اوامرش بودند اعتقاد داشت .

 دکتر باقری که از پژوهشگران پرآوازه ی ایران در خصوص ادیان پیش از اسلام می باشد , در اثر پیشین صص 143و144 عقاید مزدک را بیشتر موشکافی می کند :


"مزدک انسانهارا برابر می دانست و آنها را به برابری و درستی و برادری بین خود دعوت و نوع دوستی و مساعدت و تعاون و مهمانوازی و دوری جستن از تعلقات مادی و امور دنیوی را به هواداران خود سفارش می کرد ."
 در آموزه های مزدک حتی رعایت حال جانوران نیز تا کید شده بودو مروت بر حیوانات عاملی برای افزوده شدن بر خیر درونی بشر تلقی می گردید.

 

 به دید مزدک خداوند روزی را برای هر کس برابر آفریده تا انسانها به گونه ی برابر از آن بهره مند شوند. و در دراز مدت زیاده خواهی شماری باعث شده که غنی و تهی دست بوجود آید. مزدک مخالف وجود حرمسراها بود و به این باور داشت که حتی زنان اضافی را باید از ثروتمندان گرفت و به گونه ی برابر در میان توده ی مردم و فقرا داد تا در جهان برابری پدید آید.

 در پایان مزدک در سال 528 یا 529 زادروز(میلادی) بدست انوشیروان کشته شد. در این میان بر پایه ی منابع حدود 12 هزار تن اعدام شدند. اما گویی مزدک و آیین او در میان توده ی مردم ریشه دوانده بود  تا زمان درازی پیروان او به حیات خود ادامه و در زمانها و مکانهای مختلف با عناوینی چون :خرمیّه- سپید جامگان- سرخ جامگان ( محمره)-به قیام خود ادامه دادند.

نام آورترین این قیامها قیام " بابک خرم دین " در کوههای کلیبر در آذربایجان ایران است که مدت 23 سال عرصه را بر حاکمان عباسی تنگ کرد و سر انجام طی خدعه ای اسیر و در زمان " المتعصم " به شکل فجیعی کشته شد .

در شاهنامه ی فردوسی بزرگ نیز نام مزدک و کارهای او بارها آمده:

دانایی و خیر خواهی مزدک

بـــیامد یــــکی مــــــرد مـــــزدک بـنام
سخـنـگوی با دانش و رای و کـــــــــام
گرانــــــــــمایه مردی و دانـش فـــروش
قــــــــباد دلاور بـــــــــــــدو داد گــــوش
بـه نزد جـهاندار دسـتــــــور گشـــــــت
نگـهـبان آن گنـج و گنــــجور گــــــشت
ز خشکی خورش تنگ شد در جـهان
میان کــــــــــهان و میــــــان مـــــــهان
ز روی هــــــوا ابــــــــــر شـــــد ناپـدیـد
بـه ایران کـسی برف و بــــاران ندیــــد

2 نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 22:19  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جديد و زيبای محمد مشايخی با نام دل من بی تو

 

 

Dele Man Bito
Age Tanham Bezari
Ta 3 Nashe Bazi Nashe
Gofti Gofti
Golban Man
Ghol Dadi Gharar Gozashti
Naro
Dige Dostet Nadaram
2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:46  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و بسیار زیبا از محمد افشار به نام شهر غصه
2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:42  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و بسیار زیبای دکتر علی مرشدی با نام پاپوش

 

01_Papoush

02_Alo Alo

03_Azan

04_Yaran

05_Besaram Zadeh

06_Gheseh Eshgh

07_Dame Akhar

08_Hana Bandan

09_Yek Ghazal

10_Shabooneh

11_Delet Nakhast

12_Entezar

2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:39  توسط رسول خالقی  | 

Farhad Besharati - Zenith آلبوم جدید و زیبای فرهاد بشارتی به نام Zenith

 

01 Remember
02 Osiyan
03 Hotel California
04 Unbreak My Heart
05 Fragile
06 Taste Of Spain
07 Albiani
08 Modern Talking
09 Mokie Te Pa
10 Swimming Against The Tide
11 Fragile (Rio Mix)
12 You Sang To Me
2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:36  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جديد و بسيار زيباي آساره با نام گهر

 

 Omide Bahar

02 Parandoush

03 Seile Ashk

04 Aghrabe Zolfe Kajat

05 Sang Khara

06 Ze Farvardin

 

2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:35  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و بسیار زیبای رامین به نام بی تو هرگز

 

 

2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:29  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و زیبای مهرداد با نام به یک اشاره

 

 

2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:27  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و بسیار زیبای عماد با نام شب
 

Jaddeh
Besoozi
Hadis e Eshgh
Ziyarat
Jat Khalie
Shab
Karet Tamoome
Vafa
Jaddeh - Remix
2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:25  توسط رسول خالقی  | 

دانلود البوم پرواز از شهرام صولتی
 

 

Tamomesh Mikoni
Ahay Golam
Gol E Goldoon
Elahi Ghorbunet Beram
Shabe Raghs
Parvaz
Har Kasi Jaye Man Bood
Khoda Hefzet Kone
Moshkel Pasand
Atreh Tanet
Iran Iran
2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:23  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و زیبای مهدی طلوعی به نام عشق قدیمی

 

 

My Song

02 Khahesh
 03 Yaar Yaar
04 Old Love
05 Hadar Kardam
 06 Digeh Baste
07 Geryeh Nakon
08 Akhare Kaareh
09 Chera Rafti
10 Baba Eyval
11 Faramoosh
12 Azat Boridam

 

 

 

2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:20  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و بسیار زیبای محسن یاحقی با نام تمنا
 
Boghze Eshgh
Tammana
Jonoon
Lahzeh
Setareh
Dooset Daram
Yadet Bashe Dooset Daram
Har Chi Migam
2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:19  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و بسیار زیبای رامین رعیت به نام تو راست می گی
To Rast Migi
Marge Khatereha
Dalile Khoobe Geryeham
Man Nemigam Hame Migan
Ghorube Jome
Cheshmane Masoom
Bikhia
2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:16  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جديد و بسيار زيباي سهيل سعيدي با نام بي قرار
2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:15  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و فوق العاده زیبای شهره به نام عاشقم

 

Ashegham

Didan
Javoonha
Shekayat
Mohem Nist
Khodeti
Gerye Man
Dooset Daram
Night Prowler
Mehmooni
Entezar

Mehmooni1

 

2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:13  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جديد و زيباي ميعاد با نام غم باد

 

Fasele

 Zahmat
Dele Man - Deklame
Dele Man
Ghorbat
Khabhaye Rangi
Zendoon
Khatereh
Ama
2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:9  توسط رسول خالقی  | 

Sun Boys Ft Saeid Asayesh - Sun Boys 5 آلبوم جدید و بسیار زیبای پسران آفتاب 5 با همراهی سعید آسایش

 

2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:7  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و بسیار زیبا از سینا به نام آرزوها

 

01_Maadar
02_Dooset Daram
03_Masoom
04_Doktare Bandar
05_Shaghayeghha
06_Havaye Barfi
07_Arezoohaye Koodakaneh
08_Navaye Ney
2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:4  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و بسیار زیبای فردین سعادت به نام وداع

 

2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:3  توسط رسول خالقی  | 

Reza & Behrooz - Return For Remix آلبوم جدید و بسیار زیبا از رضا و بهروز به نام

 

2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:1  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و بسیار زیبا از پیام ابراهیمی به نام غربت

 

 

Ghorbat

02 Range Eshgh
03 Oje Roya
04 Tak Setareh
05 Bigharar
06 Sadeh Delam
07 Hasrat
08 Tak Setareh
09 Ghorbat 1
2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 0:59  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و فوق العاده زیبای آرتا جاماسب با نام House Revolution

 

2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 0:57  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و بسیار زیبای بیوفا با صدای فرزاد شریفی

 

 

 

 Havas Bod

Bivafa

 Bayad Betunam

Bi Liyagat

Ba Man Namon

 Derakhte Khasteh

Hala Chi Shod

 

 

 

 

2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 0:55  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و بسیار زیبای مسعود امامی به نام امون بده

 

Amoon Bede

Arzesh Nadare
Hormat
Harjoor Rahati
Khod Be Khod
Nisti Bebini
Be Hamin Asooni
Kenare Hoze Firooze
Baed Az In
Avaz
2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 0:53  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و فوق العاده زیبای علی لهراسبی با نام كالكشن

 

Booye Eyd

Hoviyat
Kooh
Biraheha - Remix
Ordibehesht
Khoone
Koole Bare Ghorbat
Leila
Neshaneh
Hoviyat 2
11 Ayeneh ( Live In Concert )

 

 

2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 0:52  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و بسیار زیبای نادر مسچی به نام شایعه

 

Sar o Seda
Mesl Ye Khatereh
Shaye'e 1
Omri Be Pat Neshastam
Bia Ashegh Bash
Rozinaz
Mantaghe Mamnoue
Daram Fekr Mikonam
Mozahem
Toore Sefid
Jodaie
Panah
Shaye'e 2
2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 0:48  توسط رسول خالقی  | 

دانلود البوم یاد چشمات از امین رستمی
 

 

 

 

 

2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 0:47  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جديد و بسيار زيباي اميد حاجيلي با نام آلگرو
 

 

Baraye A'sheghi Dire ( Remix
Dige Basse
Eshghe Man
Eltemas
Boro
Eshghe Mani ( Remix
Dele Mano Bordi
Aghleto Az Dast Dadi
Baraye A'sheghi Dire
Aghleto Az Dast Dadi ( Remix
Bi Ekhtiar

 

2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 0:44  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و بسیار زیبای شهریار مسرور با نام گاهی وقتا
 

 

Ba Ham o Yek Seda
Mahe Abi
Rooze Residan
Atishe Eshgh
Ba Ham Bemoonim
Bigharar
Sometime
2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 0:40  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و بسیار زیبا از کامی به نام مال من
 
01 - Ashegh
02 - Az Vaghti Rafty
03 - Male Man
04 - Age Tu Yarake Man Bashi
05 - Alef Ba
06 - Mikhoonam Man
07 - Che Asoon
08 - Khanoom Gol

 

2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 0:38  توسط رسول خالقی  | 

دانلود البوم اتش دوزخ از محمد یاوری
 

 

Atashe Dozakh
Ba Daste Khali
Bade Mordanam
Gerye Nakon
Hame Vojodam 1
Hame Vojodam 2
Mikoshamet
Nanajib
Sime Akhar
Ta Didamet
To Bego

 

 

 

2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 0:37  توسط رسول خالقی  | 

دانلود البوم محمد رضا اخوندی به نام گلایه
01.Dorogh Goo
02.Gelaye
03.Kuchuloo
04.Nafas
05.Aroosi
06.Fasle Ma
07.Raaft
2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 0:34  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و فوق العاده زیبا از حسن شماعی زاده به نام شهر خالی

 

 

 

2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 0:31  توسط رسول خالقی  | 

دانلود البوم برج از امیر فخر الدین
01 - Nazanin
02 - Gerye Nakon
03 - Borj
04 - Atish
05 - Setareh Baroon
06 - Asemani
07 - Nazanin 2
08 - Jodaee
09 - Nameh
2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 0:28  توسط رسول خالقی  | 

آلبوم جدید و بسیار زیبای شهرام و شهروز با نام اِفه نیا

 

 

01 Jedi Nabash
02 Effe Naya
03 Mikham Toro
04 Deldar
05 Tanhayi
06 Zamino Asemoon
07 Rade Pa
08 Shareto Kam Kon

 

 

 

2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 0:25  توسط رسول خالقی  | 

دانلود البوم جلوه های معنویت از ملینا
 

Jelvehaye Manaviat

Khod Khahi
Range Khoshbakhti
Lahzeh Didar
Mosafer
Azize Rahe Dour
2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 0:23  توسط رسول خالقی  | 

دانلود البوم ریمیکس از افشین

 

 

2 نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 0:20  توسط رسول خالقی  | 

دانلود البوم نا مسلمون از علی عبد المالکی

 

rtist: Ali Abdol Maleki - Na Mosalmoon
Release: 2008

              

 

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 9:7  توسط رسول خالقی  | 

البوم طلوع از معین

rtist:  Moein
Album 
Tolou
Release: 200
7

            

 

 


01
Molaghat
 
 

 

02 Khoshbine
 
 

 

03 Jodaee
 
 

 

04 Ey Eshgh
 
 

 

05 Vaghti To Ba Man Nisti
 
 

 

06 Be To Goftam Nagoftam
 
 

 

07 To Mage Ghalbeh Mani
 
 

 

08 Tolou
 
 

 

09 Bot Parast
 
 

 

10 Sharab
 
 

 

11 Ey Darigh
 
 

 

 
 

 

 
 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 9:3  توسط رسول خالقی  | 

ايجاد صفحات PHP ورود و ثبت نام متصل به ديتابيس با PHP Runner 5.0

PHP Runner نرم افزاري حرفه اي و قدرتمند جهت ايجاد صفحات متصل به ديتابيس بدون نياز به داشتن دانش برنامه نويسي مي باشد، اين نرم افزار توانايي ايجاد صفحات متصل به ديتابيس هايي چون MySQL, MS Access, SQL Server و Oracle را دارد و با استفاده از آن به راحتي خواهيد توانست صفحات ورود و ... كه نياز به اتصال به ديتابيس دارند ايجاد نماييد.

ویژگی های کلیدی نرم افزار PHP Runner 5.0 :

- محيط ساده و كاربرپسند
- ابزار ويژه جستجو در كدها
- امكان ايجاد، نمايش، ويرايش، كپي و حذف صفحات
- ابزار اتصال به FTP جهت دانلود و آپلود صفحات ايجاد شده
- امكان ايجاد باكس ويژه ي انتخاب زبان جهت ورود
- امكان ايجاد صفحات رمزگذاري شده
- سيستم ويژه ي ايجاد صفحات ثبت نام
- و...



 

دانلود با حجم ۱۲.۵ مگابایت

پسورد فایل : www.kamyabonline.com

2 نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 8:42  توسط رسول خالقی  |