تبليغاتX
پرواز
زندگی نامه حضرت موسی ع

موسی (سدهٔ ۱۳ پیش از میلاد) از شخصیت‌های کتاب مقدس و نیز قرآن است. در نظر پیروان ادیان سامی (شامل یهودیت و مسیحیت و اسلام) وی از پیامبران بزرگ است و مطابق روایات سنتی این دین‌ها، قوم بنی اسرائیل را از مصر بیرون برد.

در روایات سنتی تبار وی چنین است: موسی پسر عمران پسر قهات پسر لاوی پسر یعقوب پسر اسحاق پسر ابراهیم. مادرش یوکابد دختر لاوی و خواهرش مریم یاغی بود. برادر بزرگ ترش هارون یا اَرون نام داشت. بنا به روایت تورات و قرآن، مادر موسی او را در سبدی انداخته به رود نیل سپرد و همسر فرعون آسیه او را از آب گرفت. آسیه، فرعون را راضی کرد که موسی را به فرزندی بپذیرند و موسی در دربار فرعون رشد یافت. موسی به جرم کشتن یک قبطی تحت تعقیب قرار گرفت و به مدین رفت. در آن جا هشت سال به کاهن مدین که بنا به روایت قرآن، شعیب، نام داشت، خدمت کرد. آن گاه باصپوراه دختر شعیب ازدواج کرد. بنا به اعتقاد یهودیان[نیازمند منبع]، مسیحیان[نیازمند منبع]، مسلمانان[نیازمند منبع]، و بهائیان[نیازمند منبع] در بازگشت از مدین، به موسی از سوی خدا وحی شد و او به پیامبری بنی اسرائیل برگزیده شد. موسی به همراهی برادرش هارون به نزد فرعون رفت و او را به یکتاپرستی فراخواند. هم چنین موسی بنی اسرائیل را در خروج از مصر رهبری کرد. بنا به اعتقاد یهود، ده فرمان، در کوه طور به موسی الهام شد که پایه‌های شریعت قوم یهود را تشکیل می‌دهد. موسی در نزد مسلمانان به کلیم الله مشهور است. پس از موسی یوشع بن نون از یاران بسیار نزدیک او زمامدار و رهبر بنی اسرائیل شد.

 


2 نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 23:19  توسط رسول خالقی  | 

زیبا شیرازی ارزوهای گوگوش

2 نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 8:54  توسط رسول خالقی  | 

زندگی نامه ارتشبد محمد خاتمی

 

ارتشبد محمد خاتمي فرمانده نيروي هوايي ايران (1354-1337) فرزند محمود خاتمي  در سال 1297ش در شهر رشت به دنيا آمد. پس از تحصيلات ابتدائي، دوره متوسطه را در كالج آمريكايي (دبيرستان البرز) گذراند. در سال 1318 وارد اولين دوره رسته هوايي در دانشكده افسري شد و با درجه ستوان دومِ هوايي فارغ‌التحصيل گرديد. سپس در سال 1323 براي تكميل فن خلباني به كشور انگليس رفت. پس از بازگشت به ايران در سال 1325 خلبان مخصوص محمدرضا پ ه ل و ي و بعد به آجوداني وي منصوب گرديد.

 

خاتمي در سال 1324 با پرويندخت خديوي ازدواج كرد از وي يك دختر به نام صبريه داشت كه از موارد مهم اختلاف خانوادگي او و فاطمه پ ه ل و ي همسر دوم خود بود.

ارتشبد محمد خاتمي دوره تكميلي خلباني با جت را در انگليس و آلمان غربي (پایگاه ناتو) و دوره ستاد هوايي را در سال 1330 در آمريكا با موفقيت به پايان رساند و به عنوان اولين خلبان جت و يكي از اعضاي مؤسس تيم آكروجت نيروي هوايي شا هنشاهی ايران شناخته شد. او خلباني هواپيماي محمدرضا پ ه ل و ي را در روز 25 مرداد سال 1332 ابتدا به عراق و سپس به ايتاليا، برعهده داشت. با بازگشت محمدرضا پ ه ل و ي به ايران، كار خاتمي رونق گرفت به درجه سرهنگي ارتقاء يافت و فرمانده تيپ شكاري نيروي هوايي شد. خاتمي در بدو ورود به نيروي هوايي مشاغل ” هنر آموزگاري، سرهنر آموزگاري“ خلباني و فرمانده يگانهاي شكاري را برعهده داشت و از فرماندهان مورد اعتماد ش ا ه بود. او در سال 1336 در يك سانحه هوايي همسر اول خود را از دست داد و از اين موقعيت استفاده نمود و به فاطمه پ ه ل و ي خواهر صلبي محمدرضا پ ه ل و ي پيشنهاد ازدواج داد كه مورد موافقت ش ا ه قرار گرفت، اين وصلت در روز سي‌ام مرداد 1338 به وقوع پيوست، بدین ترتیب، وي يكي از اعضاي مؤثر خاندان پ ه ل و ي گرديد و به سرعت مدارج ترقي نظامي را طي نمود و ارتشبد شد.

 

 محمدرضا پ ه ل و ي در سال 1337 دست به تصفيه بزرگي در نيروي هوايي زد و كليه امرای قدیمی را بازنشسته و يا به واحد ديگر ارتش انتقال داد، تنها سرتيپي كه باقي ماند خاتمي بود. او را فرمانده نيروي هوايي كرد اختيارات زيادي به وي تفويض نمود. او درجات نظامي را سريعاً طي نمود به افسران شایسته، خارج از آيين‌نامه و مقررات درجه مي‌داد و اكثر افسران و امرا از سرسپردگان وي بودند. همچنين اعتبارات سنگيني براي خريد هواپيما، آموزش خلبانان و تأسيس پايگاههاي هوايي در سرتاسر ایران در اختيار گرفت و نيروي هوايي بسیار قدرتمندي تشكيل داد.

خاتمي مورد توجه فوق‌العاده مستشاران نظامي آمريكا بود به طوري كه آمريكايي ها در يك طرح اضطراري، او را كانديداي جانشيني محمدرضا پ ه ل و ي كرده بودند، اين طرح محرمانه به اطلاع ش ا ه رسيد و موجبات سوء ظن شاه نسبت به خاتمي را ساخت.
ارتشبد خاتمي علاوه بر فعاليت نظامي در بخشهاي اقتصادي، تجاري و كشاورزي نيز بسیار فعال بود. و از سهامداران عمده شركتهاي بورت، سيمان شمال، سيمان فارس، بانك اعتبارات، بانك عمران و كارخانه قند كرج به شمار مي‌رفت.

زنده یاد محمد خاتمي در 21 شهريور سال 1354 ضمن يك پرواز تفريحي با كايت (بال پرنده) در دریاچهء سد دز سقوط كرد و جان سپرد.


خاتمي از همسر خود فاطمه پ ه ل و ي داراي دو پسر به نامهاي كامبيز متولد 1341 و رامتين متولد 1346 مي‌باشد.

 

2 نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 8:41  توسط رسول خالقی  | 

Norton AntiVirus Virus Definitions December 17, 2008


Norton AntiVirus Virus Definitions December 17, 2008

جدید New Version

جدیدترین نسخه آنتی ویروس نورتون






باتشکر از دانلود شما


حجم : 32 مگابایت

Download

2 نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 1:2  توسط رسول خالقی  | 

McAfee virus pattern and engine updates
اینم نسخه جدید آپدیت مک آفی که طرفدارای خودشو داره!



McAfee virus pattern and engine updates

Virus definition, or .DAT, files contain up-to-date virus signatures and other information that Network Associates anti-virus products use to protect your computer against the thousands of computer viruses in circulation

97MB

Download

2 نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 0:55  توسط رسول خالقی  | 

Norton AntiVirus Virus Definitions


جدیدترین اپدیدت نورتون

Norton AntiVirus Virus Definitions

Update December 18, 2008



باتشکر از دانلود شما

حجم : 32.2 مگابایت

Download

2 نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 0:52  توسط رسول خالقی  | 

Orbit Downloader 2.7.9


Orbit Downloader 2.7.9

یکی از بهترین دانلود منیجر های جهان که این جدیدترین نسخه ان هست
می دانید که دانلود منیجرها قابلیت قطع دانلود و ادامه آن در اتصال بعدی به اینترنت هستند پس اگر وب گرد هستید حتما یک دانلود منیجر دانلود کنید و آن دانلود منیجر می تواند همین باشد.
قابلیت دانلود منیجر :
- سرعت بالا
- نگه داشتن و قطع دانلود و ادامه مجدد
- و...



باتشکر از دانلود شما



حجم : 2.1 مگابایت

Download

2 نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 0:41  توسط رسول خالقی  | 

Internet Download Manager 5.15 Build 4

Internet Download Manager 5.15 Build 4

Schedule, resume and accelerate downloads by up to 5 times with this very good accelerator

این نرم افزار رو که می شناسید؟
یکی از برترین دانلود منیجرهای حال حاضر این هم جدیدترین نسخه این دانلود منیجر



 

باتشکر از دانلود شما

حجم : 2.8 مگابایت


 

2 نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 0:40  توسط رسول خالقی  | 

بازی جاوا

بازی ماشین سواری Need for Speed ProStreet برای موبایل با فرمت جاوا

طبق سفارش یکی از دوستان و کاربران سایت  این بازی را قرار دادیم

حجم فايل :327 KB




و بازی کربن با فرمت جاوا

Need For Speed Carbon Mobile Java

حجم : 360 کیلوبایت

دانلود در ادامه مطلب


باتشکر از دانلود شما


دانلود بازی کربن با فرمت جاوا

Carbon download


دانلود بازی پرو استریت با فرمت جاوا

Pro street Download

2 نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 0:30  توسط رسول خالقی  | 

زندگی نامه مسیح ع

حضرت عیسی(ع)

 

ادوار نبوت: دوره پنجم نبوت

القاب:مسیح،روح ا...

معنای اسم:عیسی در زبان عبری به معنی نجات دهنده است.

مادر:مریم(ع)

تاریخ ولادت:۵۵۸۵ سال بعد از هبوط آدم.

مدت عمر:۳۳ سال

بعثت:در فلسطین مبعوث شد.

محل دفن: ان حضرت به اسمان عروج نمود.

نسب مادر ان حضرت:مریم دختر عمران بن ماتان بودو ماتان به۲۷ پدر نیز به یهود بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم خلیل ا...  می رسد.

 مختصری از زند گینامه:

 حضرت عیسی (ع) از پیامبران اولوالعزم می باشد که نام و سرگذشتش در قران ذکر شده است خداوند متعال با قدرت لا یزال خود وی را بدون پدر در رحم مادرش مریم، که در زهد و چاکدامنی شهرت بسیار داشت، قرار داد. پس از تولد در گهواره لب به سخن گشود و فرمود: من بنده خدا هستم و خداوند به من کتاب داده و مرا به پیامبری برگزیده است حضرت عیسی با پشتکار دین الهی را تبلیغ می نمود او به هر شهر و دیاری که می رسید بیماران،کران و کوران را شفا می داد. ولی جمعی از یهودیان متعصب، با وی سخت دشمنی کردند و تصمیم گرفتند. با کمک پادشاه وقت او را به صلیب بکشند اما ان حضرت به امر خداوند به اسمانها عروج نمود و شخص دیگری را که به قدرت خداوند شبیه ان حضرت گردید به جای ایشان به صلیب کشیدند.

 فهرست سورههایی که در ان نام عیسی یا مسیح یا ابن مریم ذکر شده:

 بقره- ال عمران- نساء- مایده- انعام- توبه- مریم- مومنون- احزاب- شوری- زخرف- حدید- صف

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 23:9  توسط رسول خالقی  | 

کولا چیست؟
آیا می ‌دانید این لغت از کجا آمده و با خودش چه چیزی به همراه می ‌آورد؟

120 سال پیش، وقتی دکتر جان پمبرتون در آزمایشگاه کوچکش در آتلانتا با ترکیب چند ماده، معجون جدیدی را اختراع کرد و آن را به نام "کوکا کولا" به دنیا معرفی نمود، هیچ گاه فکر نمی ‌کرد که این نوشیدنی و انواع مشابه آن روزی چنان مرزهای دنیا را درنوردد که در هر گوشه ‌ای از جهان، جزء ثابتی از سفره ی غذا باشد.

با گذشت بیش از یک قرن از مصرف کولاها و مشخص شدن بسیاری از آثار سوء مصرف مداوم نوشابه‌ها، هنوز هم انواع کولاها، پرطرفدارترین نوشیدنی در سراسر دنیا به شمار می‌ روند و کنار گذاشتن آنها از وعده‌های غذایی غیرممکن به نظر می‌ رسد. این در حالی است که با ورود و عرضه ی انواع نوشابه‌های رژیمی ‌و بدون قند، معدود افرادی هم که از ترس جانشان از خیر مصرف نوشابه گذشته بودند، دوباره به سمت این نوشیدنی جادویی جذب شده‌اند.

مطمئناً شما هم در اینکه مصرف انواع کولاها عوارض سوئی بر بدن دارد، شکی ندارید ولی اغلب، این طعم مطبوع نوشابه است که بر ترس از بروز عوارض آن غلبه می ‌کند. این مطلب هم قصد ندارد شما را به طور کلی از چنین لذتی(!) محروم کند، ولی اگر شما جزو افرادی هستید که به طور مداوم نوشابه مصرف می‌ کنید، بد نیست با چند تحقیق کاملاً علمی ‌در مورد مصرف مداوم و طولانی مدت نوشابه آشنا شوید.

کولا چیست؟
کولا در اصطلاح به گروهی از نوشابه‌های گازدار فاقد الکل گفته می ‌شود که اغلب دارای دی اکسید کربن (گازکربنیک)، کارامل، کافئین، شکر و... هستند. واژه ی "کولا" از نام گیاه کولا گرفته شده است. دانه ی این گیاه که در غرب آفریقا می ‌روید، در نوشابه‌های اولیه به عنوان منبع کافئین به کار می ‌رفت.

اولین نوشیدنی با طعم کولا در سال1881 ساخته شد، ولی واژه ی کولا به دنبال اختراع کوکا کولا در 8 مِی 1886 توسط دکتر جانز پمبرتون وارد لغات روزمره شد. کوکاکولا در اولین سال تولید ، تنها 9 بطری نوشابه در روز می ‌فروخت ولی به تدریج گسترش پیدا کرد، تا اینکه در سال 1895 اولین کارخانه کوکا کولا در دالاس واقع در تگزاس آمریکا به بهره‌ برداری رسید. از آن پس، انواع دیگر کولا مانند پپسی ‌کولا و... ،تولید و وارد بازار مصرف شدند.

مصرف کولا عوارض فراوانی چون: فشار خون بالا، پوکی استخوان ، افزایش قند خون ، فساد دندان ها و چاقی را به دنبال دارد.
نوشابه= دی اکسید کربن+ اسید+ شکر
در ساخت نوشابه از مواد مختلفی استفاده می ‌شود که خوردن آنها به صورت جداگانه کمی‌ وحشتناک به نظر می ‌رسد!

از جمله مهم ترین مواد تشکیل ‌دهنده ی نوشابه، به موارد زیر می ‌توان اشاره کرد:

- دی اکسید کربن:

احتمالاً نام آب گازدار را روی بطری‌های نوشابه دیده‌اید. این گازی که از آن نام برده می ‌شود، اغلب دی اکسید کربن(همان گاز کربنیک خودمان) است که با فشار وارد بطری می‌ شود و وقتی در بطری را باز می ‌کنید، فشار برداشته می ‌شود و به صورت حباب خارج می ‌گردد.

- شکر:

اغلب نوشابه‌ها به کمک شکر می ‌شوند، ولی استفاده از شیرین ‌کننده‌های مصنوعی از زمان جنگ جهانی دوم آغاز شد. اولین شیرین ‌کننده‌ ی مصنوعی "ساخارین" بود که بعد از اینکه در سال 1970 ثابت شد، سرطان ‌زاست، مصرف آن ممنوع شد و آسپارتام و...جای آن ‌را گرفت. البته بحث و بررسی در مورد فواید و خطرات شیرین ‌کننده‌های مصنوعی همچنان ادامه دارد.

- اسید:

معروف ترین اسیدهای به کار رفته در نوشابه اسید سیتریک و اسید فسفریک هستند. مزه تیزی که به دنبال نوشیدن کولا احساس می‌ کنید، ناشی از همین اسیدها است.

- کافئین:

این ماده که در بسیاری از نوشابه‌ها وجود دارد، به عنوان یک عامل محرک روی قلب و سیستم اعصاب مرکزی اثر می ‌گذارد و باعث افزایش تمرکز و هوشیاری می ‌شود.

کافئین به طور موقت فشار خون را بالا می ‌برد، ولی در مورد اثرات درازمدت آن روی فشار خون هنوز مدرک قابل استنادی وجود ندارد. اضطراب، احساس ناراحتی در شکم، اختلال خواب و...از سایر عوارض کافئین هستند.

از دیگر عوارض مهم کافئین، ایجاد وابستگی است، به طوری که بیش از 50 درصد کسانی که به طور مرتب کافئین مصرف می ‌کنند، در صورت عدم مصرف آن دچار سردرد می ‌شوند.

سایر عوارضی که در اثر محرومیت از کافئین ناشی می ‌شوند عبارتند از: احساس خستگی، کاهش انرژی، کاهش تمرکز و هوشیاری، تغییرات خلق و... .

با توجه به موارد فوق، پزشکان اصرار دارند که افراد دچار پر‌فشاری خون، خانم‌های باردار و کودکان تا حد امکان مصرف کافئین را کاهش دهند. به هر حال، کافئین خود مقوله ی مفصلی است که باید جداگانه به آن پرداخته شود.

- در کنار این مواد اصلی، از مواد رنگی مانند رنگ کارامل، طعم ‌دهنده‌ها و نیز نگه ‌دارنده‌ها هم در تولید نوشابه استفاده می ‌شود. البته بگذریم از اینکه بعضی از انواع نوشابه‌ها حاوی مواد غیرمجاز سرطان‌زایی نظیر َبنزن هستند که چون وجود این مواد غیر مجاز است، حتماً مسئولین امر به آن توجه کافی دارند. بهتر است این را هم بدانید که نوشابه‌ها دارای مقادیر جزئی و یا فاقد ویتامین‌ها، مواد معدنی، فیبر، پروتئین و سایر مواد مغذی ضروری هستند.

مصرف کولا عوارض فراوانی چون: فشار خون بالا، پوکی استخوان ، افزایش قند خون ، فساد دندان ها و چاقی را به دنبال دارد.

اندر فواید کولا
بد نیست کمی هم از خوبی‌های کولا بشنوید:

1) در بسیاری از ایالات‌ آمریکا، گشت‌های پلیس همواره گالن‌های بزرگ کولا را به همراه دارند. اگر گفتید چرا؟ برای اینکه وقتی تصادف شد، به کمک کولا به راحتی می‌ توان خون‌ها را از روی آسفالت شست!

2) تمیز کردن توالت! شما می‌ توانید یک بطری نوشابه را روی چینی دستشویی خالی کنید و بعد از یک ساعت آن‌ را بشویید. اسید سیتریک موجود در نوشابه، تمیزی را برای شما به ارمغان می‌ آورد!

3) تمیز کردن رنگ سپر ماشین!

4) تمیز کردن رسوبات اطراف ترمینال‌های باطری اتومبیل!

5) برای شل کردن پیچ‌های زنگ ‌زده می‌ توانید کمی‌ نوشابه روی آن بریزید و چند دقیقه صبر کنید!

بس است یا باز هم بگوییم؟!

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 23:3  توسط رسول خالقی  | 

آبله چیست؟
آبله چیست؟     آبله یک بیماری ویروسی حاد بسیار واگیر است که توسط ویروس واریولا ایجاد می شود. در مرحله مقدماتی با علائم غیراختصاصی به صورت تب، سردرد، کمردرد، استفراغ و گاهی تشنج بویژه در کودکان شروع می شود، بثورات جلدی بروز می نماید. نکته 1: ابتدا بثورات آبله بصورت Rash  (لکه های سرخ رنگ) می باشد که گرایش به مرکز دارند و پشت سر هم چند مرحله را به ترتیب سرخ دانه، آبدانه، چرک دانه و پوست اندازی را گذرانده و جای جوش بر جای می ماند. ایتولوژی      ویرس آبله از خانواده ویروسهای پالس و یکی از بزرگترین ویروسهای DNA دار است. نکته 2: از لحاظ شکل ظاهری ویروس آبله و واکسینا غیر قابل تشخیص هستند و از لحاظ ایمونولوژیک بسیار به هم نزدیک اند. در بررسی های تشخیص اجسام اولیه را می توان بر گسترشهای تهیه شده از مایع وزیکولی  پس از رنگ آمیزی به روش کیمسا مشاهده کرد چنانچه بیمار مبتلا به آبله باشد، اجسام اولیه به صورت فراوان و در مدت 15 دقیقه پس از تهیه لازم قابل مشاهده خواهد بود. نکته 3: البته باید خاطر نشان ساخت که مورد ذکر شده در نکته قبلی جهت تشخیص افتراقی آبله از واکسن و یا آبله شدید از خفیف قابل استفاده نیست زیرا اجسام اولیه در همه آنها یکسان است اما به تشخیص آبله مرغان کمک می کند. نکته 4: آزمایش منفی از لحاظ اجسام اولیه زمانی که نشانه های بالینی بیمار وجود دارد دال بر رد آبله نیست.      علی رغم موارد بالا بوسیله آنتی ژن که در سلولهای اپیدرم وجود دارد بوسیله روش ثبوت مکمل می توان وجود ویروس آبله را ثابت کرد. کشت ویروس نیز در چند روز اول بیماری و معمولاً قبل از بثورات که ویروس در خون یافت می شود بوسیله سلولهای اپیدرم، مایع داخل وزیکول انجام می شود. نکته 5: ویروس آبله مرغان روی جنین جوجه رشد نمی کند ولی هرپس سیمپلکس و آبله قابل رشد هستند. مقاومت ویروس     ویروس آبله بسیار پایدار است. پس از مرگ بیمار نیز مدتها زنده می ماند. در مناطق معتدله در حرارت اتاق بیش از یک سال زنده می ماند. ویروس در حرارت مرطوب c˚60 در مدت 10 دقیقه از بین می رود. نسبت به حرارت خشک مقاومت بیشتری دارد و حرارت c˚100 را به مدت 10- 5 دقیقه تحمل می کند. نکته 6: ویروس آبله بسیاری از ضدعفونی کننده های معمولی نظیر فنل  را تحمل می کند ولی در مقابل عوامل اکسیدکننده نظیر پرمنگنات پتاسیم حساس است. سرایت     در مرحله مقدماتی ویروس وارد جریان خون شده و بعد به مخاط و پوست می رسد و لذا از راه خصوصاً مخاط دستگاه تنفسی فوقانی ویروس در اطراف پخش می شود. تا روز 9-6 بیماری به حداکثر شدت خود می رسد و به تدریج ویروسها کم شده تا اینکه بعد از روز دوازدهم انتقال کمتر می شود. نکته 7: شدت واگیری بیماری به مقدار ویروس دفع شده از بدن بیمار دارد. نکته 8: اپتلیوم تنفسی به همان شدت پوست مورد تهاجم قرار می گیرد لذا تعداد زیادی از این راه منتقل می شود. نکته 9: اگر تعداد راش جلدی کم و پراکنده باشد احتمالاً ابتلا از راه تماس نزدیک بیشتر است تا تنفس. اپیدمیولوژی  عوامل مربوط به میزبان          همه­ی افراد به ویروس آبله حساس هستند. یکبار ابتلا ایمنی دائمی ایجاد می نماید. حملات ثانویه بسیار نادر، ولی وجود دارد. بیماری آبله انتشار جهانی داشته، اما به دنبال واکسیناسیون سریع و وجود دو عامل اپیدمیولوژیک، فقدان مخزن غیرانسانی و فقدان حاملین بدون علامت بیماری ریشه کن شده است. نکته 10: علی رغم ریشه کنی بیماری باید در تشخیص افتراقی بیماری های هاری، بثورات حاد آبله در نظر گرفته شود. بیماری بیشتر در ارتباط با مسائل اجتماعی، فرهنگی و میزان ایمن سازی در جامعه دارد تا مسئله جنین و سن.       در مناطق اندمیک بیماری بیشتر در گروه سنی 14-1 ساله که کمتر واکسینه شده اند ساخته می شود. از بین غیرواکسینه ها بیماری در سن 15- 4 ساله و در جنس مذکر بیشتر است.نکته 11: در مناطق غیراندمیک بیمارستان به عنوان یک منبع عفونت به شمار می آید. تشخیص زودرس فوق العاده مهم است ولی تا زمانی که 3- 2 نفر مبتلا نشده باشند تشخیص غیرممکن است. ایمنی     عمدتاً آنتی بادی  در حالی روز 8- 5 در مبتلایان قابل مشاهده است. در بیمارانی که 6 ماه از واکسینه شدن آنها گذشته باشد افزایش 4 برابر میزان آنتی بادی در بدنشان مشاهده می شود. نکته 12: در افراد مبتلا بدون راش به غیر گذشت خون هیچ راه تشخیص دیگر وجود ندارد.      دوره نهفتگی عمدتاً 12 روز در نظر گرفته می شود، ولی برای قرنطینه افراد مشکوک مدت 17 روز که برابر که برابر حداکثر  دوره کمون است در نظر گرفته می شود.     بیماری با ضعف و بی حالی شروع و به ندرت سردرد شدید وجود دارد. امکان وجود درد گردن و پشت نیز وجود دارد. تب c˚39 و گاهی c˚45- 40 وجود دارد که 5- 4 روز طول می کشد. بعد از 2- 1 روز از ظهور بثورات درجه حرارت به حالت طبیعی برمی گردد. نکته 13: با توجه به بثورات مرحله مقدماتی ممکن است با بثورات سرخجه یا سرخک اشتباه شود، ولی از لحاظ انتشار روی بدن متفاوت است.      راش ها ناگهان صورت را مبتلا ساخته بعد روی تنه و اندامها پراکنده می شوند.نکته 14: در اکثر موارد در مرحله مقدماتی راشی دیده نمی شود که موجب تشخیص بیماری از سایر بیماری های تب دار گردد.      راش های حقیقی از روز سوم تب ظاهر شده و اول از همه صورت را درگیر می سازد و بعد در بازوها و پشت ساق پا پایدار می گردند. بعد از دو روز کل بدن از راش ها پر می شود. بعد از بروز راش ها تب کاهش می یابد.      بثورات ابتدا به صورت ماکول به اندازه ته سنجاق است و بعد ابعاد آنها بیشتر شده و در پایان اولین روز به حدود mm3 می رسد. عمق و سختی آن نیز بیشتر می شود. در پایان روز دوم قرمز آن فرو رفته شده و در اواسط روز سوم ضایعه پر از مایع می شود، این وزیکول mm6 است. پس از مهاجرت لکوسیت های ضد هسته ای از عروق خون به کوریوم، مایع وزیکول تیره می شود. بثورات به همان صورت پیدایش، شروع به خشک شدن می نماید.      پوسته ریزی از روز 14- 13 شروع می شود و بعد سطح صورتی رنگ گاهاً با ابتلا غدد عروق و یا عفونت ثانوی بثورات به صورت آشکار عمیق بر جای می ماند. نکته 15: عمدتاً بثورات بیشتر در مناطق دور از تنه، بیشتر در برجستگی ها و کمتر در فرورفتگیها و در قسمت خلفی قفسه صدری و ناحیه نشیمن به وجود می آیند. اشکال بالینی     آبله به صورتهای مختلف با پیش آگهی های مختلف بروز می نماید.        شکل معمول در 90- 70 درصد موارد بروز می نماید. آبله هموراژیک شدیدترین شکل بیماری است و 100 درصد مرگ و میر دارد. 60 درصد افراد غیرواکسینه به آبله مسطح مبتلا می شوند. آبله تغییر شکل یافته عمدتاً در افرادی که سابقه واکسیناسیون دارند بروز می نماید و تشخیص افتراقی آن از آبله مرغان دشوار است. آبله بدون بثورات تنها در افرادی که به خوبی واکسینه شدند دیده می شود و بوسیله جدا کردن ویروس آبله و آزمایش سرولوژیک تشخیص داده می شود. نکته 16: آبله صغیر یا آلاستریم تظاهرات بالینی خفیف تر از فرم کلاسیک آبله دارد.نکته 17: ابتلا به آبله در افرادی که سابقه واکسیناسیون دارند، از لحاظ تعداد بثورات و خواص آنها با افراد غیرواکسینه متفاوت است. عوارض آبلهنکته 18: عوارض آبله اکثراً توسط عفونت ثانویه پوست و سپتی سمی  ایجاد می گردد. آبسه، سلولیت، گانگرن ، پنمونی که بسیار شایع است، ضایعات ملتحمه و قرینه در پی آبله دیده    شده اند. نکته 19: عوارض سیستم عصبی مرکزی و آنسفالیت شایع نیستند.نکته 20: در زنان باردار آبله فرمی شدیدتر دارد که معتقدند به لحاظ تغییرات هورمونی در دوران بارداری است. در سه ماهه اول بارداری احتمال سقط جنین وجود دارد. ویروس از سد جفتی عبور کرده و نوزاد با بثورات جلدی متولد می شود. اگر آلودگی در زمان زایمان یا نزدیک تولد باشد پس از یک دوره کمون، نوزاد به بیماری دچار می شود. تشخیصنکته 21: اساس تشخیص بر پایه اطلاع از پاتولوژی بیماری، اشکال بالینی، نحوه انتشار، نحوه تکامل بثورات جلدی و تاثیر واکسیناسیون قبلی بر بیماری دارد.     در مرحله ویدمی کشت خون، تست آنتی ژن کاربرد دارد. در آبله پورپوریک تهیه گسترش از ضایعات جلدی و رنگ آمیزی اجسام اولیه، کشت ویروس و تست آنتی ژن و میکروسکوپ الکترونی وجود دارد.      در مرحله راش ها واقعی، تشخیص با میکروسکوپ الکترونی، کشت ویروس و تست آنتی ژن وجود دارد.تشخیص افتراقی     در مرحله ویدمی با بیماریهای تب دار حاد دیگر چون آنفلوآنزا، پنمونی، سپتی سمی یا مننژیت اشتباه می شود. در فرم هموراژیک ممکن است به لوسمی یا سایر بیماری های خونی مشکوک شد. در مرحله بروز بثورات با آبله مرغان و در روز اول با سرخک اشتباه می شود. نکته 22: در زمان تبدیل راش به وزیکول تشخیص افتراقی از آبله مرغان مهمترین مشکل تشخیصی است. سایر بیماری ها نیزر مثل زرد زخم، پمفیگوس، آکنه، گال، راش دارویی و محل گزش حشرات از نظر ظاهری به آبله شباهت دارد که در تشخیص افتراقی مدنظر قرار می گیرند. درمان     درمان دارویی پس از علائم اولیه بیماری وجود ندارد.نکته 23: متی سازون در ویروس آبله در موش پاسخ مثبت داده است ولی در مورد انسان گزارشات متفاوت وجود دارد. آنتی بیوتیک ها هم هیچ اثر اختصاصی ندارند فقط در موارد پیشگیری از عفونت ثانویه موثرند. پیشگیریایمن سازی فعال     افرادی که قبلاً به آبله گاوی مبتلا شده اند، نسبت به آبله مصون هستند. واکسیناسیون بر علیه آبله براساس تلقیح سوش ویروس نسبتاً غیربیماریزا هستند.      واکسن آبله ویروس زنده واکسین است. روی پوست گوساله و گوسفندها، کوریوآلانتوئیک و یا محیط کشت سنجی رشد داده می شود که یک ماده نگه دارنده و یک عامل باکتریواستاتیک بر آن افزوده شده است. نکته 24: ایمنی حاصل از واکسیناسیون بعد از سالها کاهش می یابد. اما آلرژی پروتئین ویروس بر جای می ماند و بعد از واکسیناسیون علائمی شبیه آبله بروز می کند که بسیار ضعیف تر است و اهمیت چندانی ندارد.نکته 25: در صورت طولانی بودن فاصله دو واکسیناسیون به دلیل از بین رفتن ایمنی، علائم موضعی مشابه واکسیناسیون اولیه خواهد بود. ممنوعیت     در صورت نقص سیستم ایمنی، اگزما و سایر اشکال درماتیت آلرژیک، لوسمی لنفوم و سایر بیماریهای سیستم رتیکولواند و تلیال مواردی است که نمی توان واکیسناسیون را در مورد بیمار انجام داد. تعریف آبله در فرهنگ لغت معین     برآمدگی بخشی از بشره به سبب سوختگی یا ضرب و زخم و گرد آمدن آب میان بشره و دمر یعنی جلد اصلی. مرضی است ساری که به صورت تاولهایی روی پوست بدن ظاهر می شود و با تب همراه است، در اغلب حیوانات مانند گوسفند، گاو، خوک، اسب، بز و پرندگان نیز بروز می کند.     باد آبله: عقده ای است که به سبب راه رفتن بسیار در پا پیدایش می شود. دانه ای سفید یا سرخه که بر ظاهر چشم پدید آید توژک گویند.     آبله گاوی، آبله ایست که بیشتر روی پستانهای گاو می زند (20 تا 30 دانه). اهمیتش از آن جهت است که از ترشح دانه های آن مایه آبله برای انسان تهیه می کنند.     آبله گوسفند: مرضی است که با تب در گوسفند شروع می شود و تاولهای آبله بیشتر در نقاط کم مو (مانند صورت، شکم، زیربغل و زیر ران) ظاهر می شود و به گوسفندان دیگر گله سرایت می کند.   
2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 22:53  توسط رسول خالقی  | 

تاثیر توت فرنگی در پیشگیری از سكته قلبی

تاثیر توت فرنگی در پیشگیری از سكته قلبی [ December 6, 2008 06:02 PM ]


پژوهشگران از سودمندی توت فرنگی برای سلامت افراد خبر می دهند.


به گزارش سلامت نیوزبه نوشته آخرین شماره نشریه كالج تغذیه آمریكا ، توت فرنگی حاوی تركیبات سودمندی است كه مصرف مرتب آن خطر ابتلا به بیماریهای قلبی - عروقی را كاهش می دهد.

پژوهشگران مركز سلامت جامعه دانشگاه هاروارد در مطالعه ای طولانی مدت درباره حدود 27 هزار زن متوجه شدند ، احتمال ابتلا به بیماریهای قلبی - عروقی در زنانی كه روزانه دست كم دو سهم توت فرنگی می خورند ، حدود 14 درصد كمتر از زنانی است كه توت فرنگی نمی خورند.


2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 22:51  توسط رسول خالقی  | 

روش لاغر شدن با ماست

اثر شگفت انگیز ماست در لاغری

 

محققان توصیه می‌کنند، برای کاهش وزن باید ماست در رژیم غذایی گنجانده شود.

بسیاری از افرادی که برای لاغر شدن رژیم غذایی دارند، فرآورده‌های لبنی را از فهرست مواد غذایی حذف می‌کنند. این در حالی است که محققان دریافتند ماست در واقع توانایی بدن را برای سوزاندن چربی‌های زائد تقویت کرده و حفظ عضلات در وضعیت مناسب را تسهیل می‌کند.

افرادی که در رژیم لاغری خود ماست کم چربی را می‌گنجانند، بیشتر از افرادی که صرفا دریافت کالری خود را کم می‌کنند، کاهش وزن دارند. همچنین افرادی که ماست می‌خورند، در مقایسه با افراد دیگر 22 درصد وزن بیشتر، 61 درصد چربی بدن بیشتر و 81 درصد بیشتر چربی شکم بیشتری را در طی 12 هفته کم می‌کنند.

 ماست کم چرب در سوزاندن چربی های اضافی به بدن کمک کند و حفظ عضلات در وضعیت مناسب را تسهیل می‌کند.

در این تحقیق افراد چاق سالم شرکت داشتند که به دو گروه تقسیم شدند. هر دو گروه از رژیم غذایی کم کالری استفاده کردند که 500 کالری کمتر از میزان معمول دریافت کالری بود. یک گروه تقریبا 1100 میلی گرم کلسیم  در روز شامل 3 وعده ماست کم چرب مصرف می‌کرد و گروه دیگر در حدود 500 میلی گرم کلسیم مصرف می‌کرد. پس از گذشت 12 هفته، میزان متوسط کاهش وزن در گروهی که ماست کم چرب استفاده می‌کرد 6 کیلوگرم بود. همچنین افراد این گروه در حفظ حجم عضلات در وضعیت مناسب دو برابر بیش از گروه دیگر موفق بودند.

به نظر می آید کسب کلسیم کافی در رژیم غذایی باعث می شود بدن چربی بیشتری را بسوزاند و مقدار چربی جدیدی را که بدن می سازد، کاهش دهد. به این ترتیب از دست دادن چربی را با حفظ عضلات کم چرب آسان تر می سازد و این یک نکته مهم در حین رژیم گرفتن است؛ چرا که شما قصد دارید چربی را از دست بدهید نه ماهیچه را. بنابراین رژیم غنی از غذاهای لبنی کم چرب مانند ماست کم چرب می تواند با سوزاندن چربی اضافی بدن باعث کاهش وزن شما شود.

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 22:48  توسط رسول خالقی  | 

نقش گردو در کاهش چربی های خون
نقش گردو در کاهش چربی های خون
گردو قابلیت پایین آوردن سطح کلسترول خون را دارد. از طریق مطالعات مختلفی که در سرتاسر جهان صورت گرفته است، فواید گردو روشن شده است. مصرف گردو نه تنها برای کاهش سطح کلسترول خون مفید است، بلکه همچنین مصرف گردو باعث کاهش خطر بیما ری های قلبی و التهاب می شود.

به دلیل اینکه گردو حاوی مقادیر بالای اسیدهای چرب امگا – 3 ( به خصوص اسید آلفا لینولئیک) و فیتو استرولهاست، برای قلب مفید می باشد. اسیدهای چرب امگا – 3  از طریق افزایش سطح HDL و کاهش سطح LDL باعث کاهش سطح تری گلیسیرید و کاهش تشکیل پلاک های آترواسکلروتیکی در سرخرگها می شوند. فیتو استرولها باعث کاهش سطح کلسترول  تام می شوند. ولی مکانیسمی که باعث کاهش سطح کلسترول تام توسط این ترکیبات می شود هنوز مشخص نیست. درحقیقت گردو در مقایسه با سایر مغزها حاوی مقادیر بیشتراسیدهای چرب امگا – 3 است. گردو علاوه بر اینکه حاوی ترکیباتی است که برای قلب مفید هستند، حاوی مقادیر ارزشمند ویتامین E،  ویتامین B، فیبر  و سایر عناصر معدنی است. تحقیقات بیانگر این است که مصرف 45 گرم گردو به عنوان بخشی از رژیم کم کلسترول به شرط اینکه کالری دریافتی افزایش پیدا نکند، باعث کاهش خطر بیماریهای قلبی – عروقی  می شود. مطالعات انجام گرفته دردانشگاه ها روارد بیانگر این مطلب است که، مصرف رژیم حاوی مقادیربالای مغزها خطر مرگ قلبی ناگهانی را کاهش می دهد.علاوه براین، بسیاری ازمطالعات بیان می کنند که مصرف مقادیرزیاد این مواد(مواد حاوی اسیدهای چرب امگا– 3) خطرحمله قلبی و انسداد سرخرگها را تا 70% کاهش می دهد. اثرات جلوگیری کننده و درمانی گردو ثابت شده است. درزیر به بیان نکاتی درباره ارزش تغذیه ای گردومی پردازیم :
1-مکملی برای تأمین کالری :
گردو مانند سایر مغزها غنی از کالری است. کالری موجود در گردو به طور عمده به دلیل مقادیر بالای پروتئین و چربی موجود در گردو است. در زمان گذشته مردمی که در نقاط مختلفی از جهان زندگی می کردند، به گردو جهت تأمین انرژی مورد نیازشان به طور شدیدی وابسته بودند.

 در هر 30 گرم گردو، در حدود 5/2 گرم اسیدهای چرب امگا- 3 وجود دارد در حالیکه در سایر مغزها در حدود 0/5 گرم اسید چرب امگا – 3 یافت می شود

2- غنی از اسیدهای چرب ضروری :
در هر 100 گرم گردو در حدود 68 گرم چربی وجود دارد. که قسمتی از این چربی شامل اسیدهای چرب غیراشباع با چند باند مضاعف *(PUFA) از قبیل اسید لینولئیک و اسید لینولنیک است. (در حدود 70% اسیدهای چرب موجود در گردو را تشکیل می دهند) در حدود 18% از اسیدهای چرب موجود در گردو را اسیدهای چرب غیراشباع با یک پیوند مضاعف (MUFA)** و 12% پایانی را نیز اسیدهای چرب اشباع تشکیل می دهد. بنابراین گرچه گردو حاوی مقادیر زیادی از کالری است اما، اسیدهای چرب موجود در گردو اساساً اسیدهای چرب غیراشباع هستند که ضرری را به سیستم قلبی عروقی بدن نمی رسانند. ذکر این نکته نیز با ارزش است که 58% اسیدهای چرب غیراشباع با چند پیوند مضاعف گردو را اسید لینولنیک و 12% آن را اسید لینولئیک تشکیل می دهد. که هر دو آنها ، اسیدهای چرب ضروری برای حفظ حیات انسان می باشند. ایکوزا پنتاتونیک اسید (EPA) و دکوزا هگزانوئیک اسید (DHA) که در سالهای اخیر زیاد شنیده شده اند متعلق به اسید لینولینک( اسید چرب امگا – 3) می باشند که اثر مهمی در کاهش لیپید وکلسترول خون دارند.

3- منبع پروتئینی با کیفیت خوب:
  پروتئین  معمولاً از نظر کیفیت و کمیت مورد توجه قرار می گیرد. گردو هم از نظر کیفیت و هم از نظر کمیت بسیار مورد توجه است. هر 100 گرم گردو حاوی 4/14 گرم پروتئین است . که این پروتئین دارای کیفیت خوبی است و به آسانی نیز هضم می شود. گردو دارای اسیدهای آمینه می باشد. گردو علاوه بر اینکه دارای اسیدهای آمینه ضروری است،( که بدن انسان قادر به ساختن آنها نمی باشد )همچنین حاوی اسیدهای آمینه ای است که به سختی می توان آنها را از سایر غذاهای گیاهی دیگر بدست آورد. بنابراین گیاهخواران قادرند که همه پروتئین مورد نیاز را از طریق دریافت گردو و سایر فرآورده های حبوبات تأمین کنند.

4 - منبع غنی فیبر:
گردو منبع غنی از فیبر است. در هر 100 گرم گردو حدود 7/9 گرم فیبر وجود دارد. علاوه بر اینکه گردو حاوی مقدار زیادی چربی است، باعث برطرف شدن سریع گرسنگی می شود. برخی تحقیقات خاطر نشان می کنند که، غذاهای غنی از فیبرباعث کاهش سطح کلسترول سرم و باعث جلوگیری از بیماریهای قلبی و سکته قلبی می شوند.

5 - سایر ویتامین ها و مواد معدنی:
گردو حاوی مواد معدنی و ویتامین های گوناگون می باشد. ویتامین های محلول در چربی از قبیل ویتامین A ، ویتامین E و همچنین ویتامین های محلول در آب از قبیل ویتامین C، ویتامین B1، ویتامین B12، اسید فولیک،  اسید پانتوتنیک و نیاسین در گردو وجوددارد. گردو دارای  آهن، روی ، مس، منیزیم  و فسفر می باشد. در میان مواد معدنی سدیم  به مقدار کمی در گردو یافت می شود. در هر 100 گرم گردو فقط 10 میلی گرم سدیم وجود دارد. علاوه بر مواد مغذی که در بالا ذکر شد، ریزمغذی هایی از قبیل رنگندانه ها، ترکیبات فنولیک نیز در گردو وجود دارند که بر پایه اطلاعات موجود، برخی از این ریزمغذی ها، اثراتی از قبیل خاصیت آنتی اکسیدانی،  محرک سیستم ایمنی، ضد سرطان و ضدعفونت دارند.

 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 22:47  توسط رسول خالقی  | 

جلوگیری از خواب الودگی
 ۱۲ نكته برای جلوگیری از خواب آلودگی ظهر:  در طول روز زمانی می رسد که احساس می کنید توانایی ادامه فعالیت های خود را ندارید. نمی توانید به درستی فکر کنید، سرتان سنگین می شود، و دائما به ساعت نگاه می کنید تا ببینید چه زمانی می توانید به خانه برگردید. اما ساعت هنوز 2 بعد از ظهر است. شما یک روز سخت کاری را دنبال می کنید که پر از تماس ها تلفنی و فشار کاری بی حد و حصر است به همین دلیل خستگی در ظهر امری بدیهی به نظر می رسد. در این قسمت برای شما راه کارهایی رابیان می کنیم تا بتوانید سلامتی خود را بهبود بخشید و از خستگی های روزانه به دور باشید. 1- چیزی بنوشیدبرای شروع می توان از روزی یک لیوان قهوه، چای و یا نوشابه شروع کرد، اما توجه داشته باشید که میزان بیش از اندازه کافئین هم موجب می شود که شما اندکی عصبانی شوید و آب بدن را نیز تبخیر می کند. به جای آن می توانید از نوشابه های انرژی زا با الکترولیت اضافه استفاده کنید. به علاوه باید در روز میزان کافی آب بنوشید. این عمل میزان آب بدن شما را تنظیم می کند، اشتهای کاذب به میان وعده های ناسالم را کاهش می هد و حس خواب آلودگی را نیز از میان می برد. اگر در یک نشست خسته کننده هستید و فقط باید سر خود را به منزله تایید تکان دهید، یک جرعه آب می تواند تمرکز از دست رفته شما را بار دیگر سر جایش بیاورد.

2- هر روز نهار میل کنید
بیشتر ما آنقدر سرمان شلوغ می شود که نمی توانیم هیچ زمانی را به نهار خوردن اختصاص دهیم و از مضرات آن نیز بی خبر هستیم و نمی دانیم که این کار باعث ایجاد کسالت و خواب آلودگی در ظهر می شود. شما لازم نیست که هر روز یک وعده غذای کامل با انواع و اقسام پیش غذاها را میل کنید، اما حداقل مطمئن شوید که یک چیز کوچکی می خورید. سعی کنید نهار را بر روی میز کار خود نخورید. حتی اگر 20 دقیقه هم شده به خودتان استراحت دهید و نهار را در جای دیگری میل کنید.

3- استراحت کوتاهی داشته باشید
بایستید و تمام عضلات خود را بکشید تا خستگی از بدنتان در آید. لازم نیست این کار را خیلی پر سر و صدا انجام دهید و توجه دیگران را به خود جلب کنید و بعد هم با صدای بلمند خمیازه بکشید. فقط از سر جای خود بلند شوید، چرخی بزنید، عضلات پای خود را منبسط کنید و انگشتان دستتان را خم و راست کنید. اگر نمی توانید دفتر کار خود را ترک کنید، به عقب تکیه دهید و نفس عمیقی بکشید تا کاملا ریلکس شوید و میزان اکسیژن جذب شده تان را نیز افزایش دهید. کشش باعث می شود که قلنج های گردن و شانه هایتان بشکنند و سیستم گردش خون نیز بهبود یابد.

4- حرکت کنید
اگر ممکن است در طول وقت نهار خود به باشگاه ورزشی بروید. در غیر اینصورت برای راه رفتن به بیرون بروید، از پله استفاده کنید و یادداشت ها را به طور دستی به شعبه دیگر ببرید. اجازه دهید که خون در بدنتان به جریان افتد. این عمل متابولیسم بدن را تسریع می بخشد و از خواب آلودگی و کسالت نبز جلوگیری می کند.

5- بر روی امور مختلف کار کنید
اگر انجام کار روزانه شما را اندکی خسته کرده، بر روی مسئله دیگری که اندکی نیاز به خلاقیت دارد، کار کنید. گاهی کار گرفتن از ذهن شما را از خستگی و ضعف میان روز نجات می دهد.

6- با همکارانتان ارتباط برقرار کنید
کنار دستگاه کپی سر صحبت را با همکارتان باز کنید، به جای فرستادن نامه های الکترونیکی، خوب است که بر سر میز همکارتان بروید. از پاس دادن توپ های استرس زا به یکدیگر به شدت خود داری کنید. برقرار کردن ارتباط های منطقی با همکاران باعث می شود که روز کاری شما خیلی زودتر سپری شود. به علاوه خندیدن بر سر یک موضوع می تواند حال همه افراد را عوض کند.

7- چرت بعد از ظهر
یک چرت 15 دقیقه ای معجزه می کند. البته منظور ما این نیست که ساعت های طولانی در اتاق استراحت بمانید، اما اگر به خودتان شک دارید می توانید به یکی از دوستانتان بسپارید که شما را بعد از نیم ساعت صدا کنند و یا اینکه ساعت خود را کوک کنید تا سر وقت زنگ بزند.

8- از اسنک استفاده کنید
یک سیب یا مقداری ماست جزء میان وعده های فوری بی نظیر هستند. سعی کنید به صورت خود مقداری آب خنک بزنید تا رخوت از شما دور شود. گاهی اوقات حتی شستن دست ها نیز به شما کمک می کند تا احساس خستگی کمتری بکنید.

10- گرما را کاهش دهید
کار کردن در یک فضای سرد تر باعث می شود تا شما هشیار تر بمانید. اگر اطراف شما گرم باشد احتمال دارد که به خواب فرو روید. البته اگر همکارتان داشت از شدت سرما به خود می لرزید بهتر است که دست خود را از روی درجه گرمکن بردارید و لباس هایتان را کم کنید. ژاکتتان را بعد از نهار در بیاورید و از پوشیدن پلوور و بلوزهای یقه اسکی و کلفت خود داری کنید.

11- از نور بیشتری استفاده کنید
میزان نوری که در طول روز در معرض آن قرار داشتید را افزایش دهید. سعی کنید در بیرون قدم بزنید به جای اینکه از آسانسور پارکینگ استفاده کنید. میز خود را جایی قرار دهید که بتوانید به راحتی به خارج از پنجره نگاه کنید. اگر ممکن بود لامپ های فلورسنت را خاموش کنید و از چراغ های رومیزی استفاده کنید.

12- به برنامه های بعد از کار فکر کنید
کارهای باقیمانده خود را بر روی کاغذ یاد داشت کنید تا ببینید که دقیقا چه زمانی می توانید محل کار خود را ترک کنید. با خودتان فکر کنید که قصد دارید چه کارهایی انجام دهید بنابراین یک چیز مثبتی برای فکر کردن پیدا می کنید. به موضوعات مختلفی می توانید فکر کنید. مثلا تصور کنید که نامزد خود را برای تماشای یک فیلم به سینما برده اید و یا با دوستان به بیرون رفته اید تا چرخی بزنید. این فکر هر چه که باشد حالت سستی شما را از بین می برد. زمانی که متوجه می شوید که باید در زمان معینی محل کار خود را تر ک کنید به طور حتم کار خود را با توجه و دقت بشتری انجام می دهید.

آیا کسالت ظهر شما از این حرف ها گذشته؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شب ها زودتر بخوابید
بیخوابی مزمن مشکل دیگری است که برخی از افراد با آن مواجهند. مهمانی های شبانه نیز از عوامل دیگری هستند که می توانند شما را به سمت خستگی های زودرس عصرانه بکشانند. سعی کنید میزان خوابی را که بدن احتیاج دارد، فراهم کنید تا در طول روز سرحال تر باشید.

میزان استرس خود را بسنجید
خستگی های گاه و بیگاه شاید به دلیل نارضایتی شغلی و مشکلات محیط خانوادگی بروز کنند. این علائم می توانند نشانه دیگری از افسردگی باشند. با خودتان صادق باشید و کارهایی انجام دهید که میزان استرس شما را کاهش دهند تا اینکه بتوانید هر روز و همیشه احساس بهتری داشته باشید.

باز یافتن
ـــــــــــــــــــ
زمانی که احساس کردید پس از صرف نهار انرژیتان در حال تحلیل رفتن است باید دست به کار شوید. در روش زندگی خود تغییرات اساسی ایجاد کنید و عادات شغلی خود را از نو پایه ریزی نمایید، تا به یک سلامت نسبی دست پیدا کنید و از شر ضعف بعد از ظهر هم خلاص شوید. با این کار خلاق تر، و شاد تر خواهید بود و احساس خستگس کمتری خواهید داشت. کارهای خود را با برنامه ریزی قبلی انجام دهید تا بتوانید بعد از ظهر به گردش و تفریح رفته و لذت ببرید

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 22:44  توسط رسول خالقی  | 

در مورد استفاده از گوش پاک کن
گوش‌ پاک ‌کن، ممنوع!


واکس گوش یا به اصطلاح "سِرومن" (cerumen)از کراتین پوست مرده گوش و ترشحات چربی که از "غدد سرومن" گوش خارج می‌شوند، تشکیل شده است و به عقیده پزشکان یک خاصیت دفاعی برای گوش دارد.

سرومن یا جرم گوش، یک سپر دفاعی برای جلوگیری از ورود آب و عفونت به داخل مجرای گوش است.

علاوه بر این، این ماده خاصیت تمیزکنندگی، ضدباکتری و لغزنده کردن گوش را بر عهده دارد و طبق دستورالعمل جدید انجمن متخصصان گوش و حلق و بینی دنیا، نباید جرم گوش را تنها به این دلیل که داخل کانال وجود دارد، خارج کرد.

جرم گوش فقط زمانی که بیش از حد ترشح شود، یا تجمع‌اش موجب آزار گردد، باید به وسیله پزشک خارج شود.
علائم تجمع غیرطبیعی این ماده(جرم گوش) هم، درد، فشار، خارش، بوی بد، زنگ زدن گوش، ترشحات از گوش و کاهش شنوایی هستند.

عمل جویدن و حرکت فک موجب می‌شود تا سرومن‌های اضافی به همراه گرد و غبار و ذرات مو به تدریج از گوش خارج شوند. اما گاهی اوقات تحریک گوش با وسایلی مانند گوش پاک‌کن، چوب کبریت، کلید و یا انگشت موجب می‌ شود تا این سرومن‌های مومی شکل روی هم فشرده ‌شوند و کانال گوش را مسدود کنند.

این‌روزها با شیوع استفاده از هدفون‌ها و هندزفری ‌های موبایل، تجمع سرومن هم در گوش افزایش پیدا کرده است.

ترشحات گوش با بالا رفتن سن و بیشتر شدن موهای گوش، بیشتر می ‌شود.
با تجمع جرم گوش چه باید کرد؟

خیلی از افراد فکر می ‌کنند می ‌توانند با گوش پاک ‌کن این جرم‌ها را خارج کنند، اما این کار فقط اوضاع را بدتر می ‌کند.

متخصصان گوش و حلق و بینی می ‌گویند به هیچ‌ وجه حق ندارید هیچ چیزی کوچک ‌تر از آرنج دست ‌تان را وارد گوش ‌تان کنید.

بهترین کار برای خارج کردن جرم گوش مراجعه به پزشک است.

تجویز چند نوع قطره خاص که موجب نرم شدن سرومن‌ها می ‌شود و به دنبال آن شستشوی گوش، روش اصلی درمان این مشکل است.

گاهی اوقات هم در مواقع تجمع شدید این ماده، پزشک زیر میکروسکوپ‌ های مخصوص، با ابزار ظریفی گوش را تمیز می ‌کند.

بعضی ‌ها وجود جرم در گوش شان را نوعی کثیفی می‌ دانند، اما آن ها نمی‌ دانند این ترشحات یک مساله فیزیولوژیک و طبیعی در بدن است و تا زمانی که مشکل ‌ساز نشده است، باید به حال خود رها شود.

با این همه، مدت ‌هاست که داروخانه ‌ها قطره‌های خاصی را بدون نیاز به نسخه پزشک، به مشتری ‌ها عرضه می ‌کنند که این ترشحات را نرم می ‌کنند و موجب خارج شدن راحت ‌تر آن ها می ‌شوند.

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 22:41  توسط رسول خالقی  | 

تحقیقات جدید در مورد خواص ضد سرطانی اسفناج
طبق نظر اغلب دانشمندان، اسفناج از گیاهانی است كه ظرفیت ضد سرطانی آن خیلی بالاست و برای پیشگیری از ابتلای به سرطان، به سلطان گیاهان معروف است. بنابراین اشخاصی كه سال ها اعتیاد به مصرف سیگار و دخانیات داشته اند، از نظر این خاصیت باید به خوردن اسفناج توجه خاص مبذول دارند. اسفناج كه از سبزی های دارای رنگ سبز تیره است،همراه با هویج در صدر لیست خوراكی های ضد سرطان جای دارد و طبق تحقیقات دانشمندان در كاهش میزان ابتلای به سرطان موثر است، به خصوص در پیشگیری از سرطان های روده،  ركتوم، معده ، مری  و به ویژه سرطان ریه  نقش مهمی دارد.

مطالعات علمی نشان می دهد، اشخاصی كه در حد بسیار كم و به ندرت از سبزی های به رنگ سبز تیره( كه دارای مقدار زیادی كاروتینوئید هستند و در این گروه اسفناج در صدر آنها قرار دارد ) می خورند، حتی معتادین به دخانیات، خیلی كمتر از دیگران در معرض این خطر قرار دارند.

در هر 10 مورد از 11تحقیق علمی كه در مورد سرطان ریه به عمل آمده است،حقایق فوق تایید شده است.از جمله، تحقیقاتی كه توسط نسج شناسان دانشگاه تگزاس به عمل آمده نشان می دهد كه خوراكی های دارای ماده كاروتن به طور موثری در نجات معتادان به دخانیات ازسرطان دخیل است.

اسفناج كه از سبزی های دارای رنگ سبز تیره است،همراه با هویج در صدر لیست خوراكی های ضد سرطان جای دارد، به خصوص در پیشگیری از سرطان های روده، ركتوم، معده، مری و به ویژه سرطان ریه نقش مهمی دارد.

دانشمند دیگری ازمحققان دانشگاه جان هاپكینز در تحقیقات خود نشان می دهد، اشخاصی كه مقدار بتا كاروتن خون آنها زیاد است، در مقابل ابتلای به سرطان بسیار مقاوم تر از سایرین هستند.

مقدار كاروتینوئید در اسفناج خام 26 میلی گرم در هر 100 میلی گرم می باشد، در حالی كه در هویج خام، مقدار بتا كاروتن بیشتر از اسفناج است( بتا کاروتن یکی ازکاروتینوئیدهاست). بتا كاروتن ماده قطعی موثر ضد سرطان است، ولی با این حال مواد كاروتینوئید موجود در اسفناج، عملا نقش بسیار موثری در این ماجرا دارند. به علاوه اسفناج دارای مقدار زیادی كلروفیل است كه آن هم از مواد ضد سرطان است .

عده ای از دانشمندان خاصیت ضد سرطانی بودن كلروفیل را به دلیل نقش آن در متوقف كردن یا كند كردن جهش های سلولی می دانند كه از این طریق از شروع سرطانی شدن سلول ها جلوگیری می کند.

طی مطالعه ی علمی كه دانشمندان در ایتالیا به عمل آورده اند ، مشاهده شده كه اسفناج قدرت چشم گیری در متوقف نمودن پیش روی یكی از قوی ترین عوامل سرطان زا، به نام نیتروزامین دارد و بین چند ماده ی غذایی نظیر هویج  ، گل كلم  ، كاهو  و تمشك ، عصاره اسفناج خام در مقابله با نیتروزامین قدرت بیشتری نشان داده است .

دانشمندان ژاپنی در سال 1969 نتیجه تحقیقاتی را انتشار دادند كه در آن آمده است، اسفناج در كاهش كلسترول خون در جانوران اثر زیادی نشان داده و در مطالعات دیگری متعاقب آن دریافتند كه برگ اسفناج موجب تسریع تبدیل كلسترول به كوپروستانول در بدن می شود كه بعدا این ماده دفع خواهد شد .

البته توجه کنید که : مصرف مقادیر زیاد اسفناج در رژیم غذایی برای بهره گیری از خواص فوق و سایر خواص آن، مستلزم مشاوره با پزشك و كارشناس گیاه درمانی است، زیرا ممكن است خوردن اسفناج برای برخی افراد به علل خاص فیزیولوژیكی معارض با برخی اختلالات جسمی باشد .

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 22:40  توسط رسول خالقی  | 

سادیسم چیست.
ساديسم يعني آزردن و لذت بردن

اگر مي ‌خواهيد با مفهوم ساديسم بيشتر آشنا شويد، گفتگوي زير را با دکتر پرويز مظاهري، روانپزشک و دبير علمي انجمن روانپزشکي ايران بخوانيد.

تقريبا همه مردم به نوعي واژه ساديسم را شنيده‌اند و تصورات متفاوتي از اين کلمه دارند. از نظر روان ‌شناسان اين واژه چه مفهومي دارد؟

ساديسم عبارت است از علاقه به آزار رساندن ديگران به صورت جسمي، رواني و جنسي، طوري که اين آزار رساندن موجب لذت و آرامش فرد آزاررسان شود.

چرا نام ساديسم براي آن انتخاب شده است؟

در اواخر قرن 18 در فرانسه نويسنده ‌اي به نام مارکي دوساد در نوشته‌ هاي خود ويژگي شخصيت اين ‌گونه افراد را بيان کرده بود. اصطلاح "ساديسم" را از نام "دوساد" گرفته ‌اند.

ويژگي ‌هاي شخصيتي فرد ساديسمي را توضيح دهيد.

اين افراد از تحقير و تمسخر و آزار روحي يا جسمي و جنسي افراد به خصوص در حضور ديگران لذت زيادي مي‌ برند و گاهي رفتارهاي پرخاشگرانه يا جنايتکارانه از خود بروز مي ‌دهند.

ميزان شيوع اين اختلال چه قدر است؟

در ابتدا بايد عرض کنم اين ويژگي شخصيتي تا چند سال قبل، يعني تا زمان طبقه‌ بندي موسوم به "اي‌.‌اس‌.‌ام سه" به عنوان اختلال شناخته مي شد، ولي از زمان انتشار طبقه ‌بندي "اي‌.‌اس‌.‌ام چهار" از آن به عنوان يک ويژگي شخصيتي نام برده مي ‌شود و با وجود نادر بودن آن متاسفانه در زندگي روزمره به افرادي برخورد مي‌ کنيم که معيارهايي از اين ويژگي را دارند.

ساديسم عبارت است از علاقه به آزار رساندن ديگران به صورت جسمي، رواني

 و جنسي، طوري که اين آزار رساندن موجب لذت و آرامش فرد آزاررسان شود.

مي‌ توانيد مثال‌هايي را در اين مورد بيان کنيد؟

در روابط روزمره در اجتماع به خصوص اداره‌ ها، ميهماني‌ ها و حتي مجامع علمي به افرادي برخورد مي ‌کنيم که از تحقير، تمسخر و کنايه زدن ديگران لذت مي ‌برند ، مثلا شوهري که در حضور ميهمانان همسر خود را شماتت و تحقير مي ‌کند، يا پدري که فرزندش را در جمع سرزنش مي کند، يا رئيسي که از آزار روحي کارمندان زيردست خود لذت مي‌ برد و يا معلمي که عادت به ناچيز شمردن و تحقير شديد دانش‌آموزان خود دارد.

آيا صرف تحقير ديگران ساديسم است؟

خير، همان‌گونه که در تعريف ساديسم ذکر شد، اين عمل(آزار جسمي، رواني و جنسي ديگران) بايد موجب ارضاي روحي و لذت و آرامش خود فرد شود.

اين افراد در روابط زناشويي، همسر خود را مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار داده و احساس لذت مي ‌کنند.

چه عواملي موجب پيدايش اين ويژگي در شخصيت انساني مي‌ شود؟

هنوز علت کاملا مشخصي براي ديگرآزاري مشخص نشده است و اطلاعات کمي در مورد زمينه‌هاي ژنتيکي يا خانوادگي افراد مبتلا وجود دارد.

اين مشکل از چه سني شروع مي ‌شود؟

در دوران نوجواني و اوايل بزرگسالي خود را نشان مي ‌دهد و هيچ ‌گونه ارتباطي با سوء مصرف داروها، بيماري‌ هاي جسمي يا ضربه مغزي قبلي ندارد.

چه تفاوتي بين ساديسم و اختلال شخصيت ضد اجتماعي وجود دارد؟

در اختلال شخصيت ضد اجتماعي، فرد آزاررسان، به دليل لذت بردن ديگران را آزار نمي ‌دهد، ولي فرد مبتلا به ساديسم از آزار دادن و صدمه زدن به ديگران، احساس لذت مي ‌کند.

اين اختلال قابل درمان است يا خير؟

روان‌ درماني تحليلي و رفتاردرماني تا حدودي موثر هستند. ملاک‌ هاي شخصيتي از قبيل مکانيسم ‌هاي کپي ‌برداري، باورها و ويژگي ‌هاي رفتاري مدت زمان طولاني براي تثبيت شدن نياز دارند و به کندي تغيير مي ‌کنند.

رفتارهايي از قبيل بي‌ توجهي، گوشه‌ گيري و پايين بودن اعتماد به نفس در ايشان با چند ماه درمان، قابل تغيير هستند. شرکت در گروه‌ هاي خود ياري و همچنين خانواده درماني نيز مي‌ توانند موجب تغيير در رفتارهاي فرد شوند.

کاهش استرس‌هاي محيطي مي ‌تواند موجب کاهش اضطراب يا افسردگي در مبتلايان شود.

داروها اثر محدودي دارند و در عين حال که مي ‌توانند سوء مصرف شوند و يا در اقدام به خود کشي استفاده شوند، اضطراب و افسردگي ايجاد شده را درمان مي‌ کنند.

اين اختلال چه عوارضي را به دنبال خواهد داشت؟

همانند ساير اختلالات روان‌ پزشکي، به مرور موجب کاهش عملکرد شغلي و اجتماعي فرد مي ‌شود.

نزديکان و يا همکاران وي، از او کناره ‌گيري مي‌ کنند و در مواردي که آزارهاي جنسي يا جسمي شديد باشد، مشکلات قانوني نيز پيدا خواهند کرد.

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 22:38  توسط رسول خالقی  | 

در این کتاب خلاصه ای از تاریخ پارسیان نوشته شده است .
در این کتاب خلاصه ای از تاریخ پارسیان نوشته شده است .

برای دانلوداینجاکلیک کنید.

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 22:37  توسط رسول خالقی  | 

نقش ویتامین E در پیشگیری از سکته مغزی
نقش ویتامین E در پیشگیری از سکته مغزی

هیچ می ‌دانید در چه صورتی سکته مغزی بروز می‌ کند؟

باید در پاسخ به این پرسش بگوییم که در صورت گرفتگی یا خون‌ریزی یکی از رگ‌های خونی که به مغز منتهی می ‌شود و با کاهش خون‌رسانی به بخشی از آن، سکته مغزی بروز می ‌کند.

جالب است بدانید که 85 درصد از سکته‌های مغزی در اثر به وجود آمدن لخته خونی رخ می‌ دهند که عامل اصلی آن، گرفتگی عروق به خصوص در رگ‌های مسیر مغز است.

از جمله عواملی که احتمال سکته مغزی را تشدید می ‌کنند، می ‌توان به دیابت، فشار خون و حتی چربی خون بالا اشاره کرد. به همین دلیل افرادی که به این بیماری‌ها مبتلا هستند، باید بیشتر از هر شخص دیگری مراقب باشند.
مطالعات نشان داده‌اند، مصرف ویتامین‌هایی مانند ویتامین E  خطر بروز سکته مغزی را کاهش می ‌دهد. مدیر کلینیک عصب‌شناسی دانشگاه آخن آلمان در این خصوص می ‌گوید: " 30 دقیقه حرکت و فعالیت ورزشی در روز مانند دوچرخه‌سواری، کاهش وزن و مصرف زیاد میوه و سبزی‌های تازه از بروز سکته مغزی جلوگیری می ‌کند."

یکی از عوامل اصلی و شناخته شده در ابتلای افراد به سکته مغزی، چاقی و داشتن رژیم‌های غذایی پرچربی و پرنمک است. لذا به افراد مستعد ابتلا به این عارضه توصیه می ‌شود تا به وفور از مواد غذایی استفاده کنند که منبع غنی آنتی اکسیدان‌ها به حساب می ‌آیند، مانند میوه‌ها و سبزی‌های تازه.

از جمله آنتی اکسیدان‌ها می‌ توان به ویتامین‌های A و E اشاره کرد، زیرا هر دوی آنها می ‌توانند با از میان برداشتن رادیکال‌های آزاد و عوامل گرفتگی عروق و کاهش فشار خون، از بروز سکته مغزی جلوگیری کنند.

به‌ طور کلی، برای پیشگیری از ابتلا به این ضایعه، افراد باید حبوبات، آجیل و مغزها، دانه‌های خوراكی و سایر پروتئین‌های گیاهی را بیشتر از پروتئین‌های حیوانی در برنامه غذایی روزانه خود مصرف کنند، زیرا مطالعات نشان داده‌اند، میزان سكته مغزی در میان افراد گیاه‌خوار بسیار كمتر از مصرف‌كنندگان گوشت قرمز است.

به علاوه، این افراد بهتر است، ماهی‌های روغنی به خصوص قزل‌آلا و ماهی قباد را که سبب بهبود جریان خون می‌ شوند، حداقل دو بار در هفته به منظور پیشگیری از بروز این عارضه استفاده کنند.

به این افراد توصیه می ‌شود نان‌های تهیه شده با آرد سبوس دار و سایر منابع غذایی غلات را به همراه سبزی‌های خام یا پخته میل کنند تا به این ترتیب هم انرژی کافی به آنها برسد و هم با دریافت فیبر کافی، احساس سیری به مدت طولانی‌تری در آنها ایجاد شود.

مغزها، دانه‌های خوراكی و روغن كتان حاوی نوعی اسید چرب ضروری به نام لینولئیك اسید هستند. طی مطالعه‌ای كه محققان فنلاندی انجام داده بودند، مشاهده شد مردان میانسالی كه دچار سكته شده بودند، در مقایسه با سایر افراد، سطوح پایین‌تری از این اسید چرب ضروری را داشتند. به این دلیل به منظور پیشگیری از سکته مغزی به افراد توصیه می ‌شود تا از منابع غذایی این اسید چرب بیشتر استفاده شود.

علاوه بر این ها، مصرف مواد غذایی غنی از سلنیوم مانند ماهی، جوانه گندم و تخم آفتابگردان نیز برای پیشگیری از سكته مغزی مناسب‌اند.

در ادامه باید بگوییم که غذاهای چرب و کنسرو شده به دلیل نمک زیادی که دارند، به هیچ عنوان برای این افراد توصیه نمی‌ شوند.

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 22:36  توسط رسول خالقی  | 

خواص ماست
تاثیر ماست بر سلامت روده
 
ترکیب میکروبی دستگاه گوارش انسان و میکروب های وارد شده از طریق غذا به دستگاه گوارش می توانند اثرات مفید یا مضری بر سلامت داشته باشند.

شواهد فراوانی نشان می دهند که برخی از باکتری ها که برای تخمیر فرآورده های لبنی مانند ماست استفاده می شوند و تعدادی از میکروب های خاص و مفید دستگاه گوارش، اثرات قدرتمند ضد بیماری زایی و ضد التهابی دارند.

این میکروب ها باعث ارتقای مقاومت بدن نسبت به انواع میکروب های بیماری زا در روده می شوند که خود می تواند به عنوان درمان و پیشگیری در برابر بروز بیماری های ناشی از رشد و تکثیر این میکروب های بیماری زا باشد.

فرآورده‌های "پروبیوتیکی" حاوی باکتری‌های مفیدی هستند که پس از مصرف در روده ساکن می‌شوند و اثرات مفیدی در سلامتی انسان برجای می‌گذارند.

اصطلاح "پروبیوتیک (probiotic)" که ریشه لاتین دارد، به معنی "برای زندگی" است و سازمان جهانی بهداشت، این اصطلاح را به "ارگانیسم‌های زنده‌ای" اطلاق می‌کند که در صورت مصرف به میزان لازم، اثرات "سلامت‌زایی" موثری برای میزبان خود دارند.

پروبیوتیک، به‌عنوان صفت مواد غذایی حاوی این باکتری‌ها هم به‌کار می‌رود.

در واقع پروبیوتیک‌ها به دو صورت مصرف می‌شوند:

1- به صورت مکمل‌های غذایی به شکل پودر، شربت یا قرص

2- به صورت مواد غذایی غنی شده با پروبیوتیک‌ها؛ مثلا اگر در تولید هرگونه فرآورده لبنی تخمیری مانند ماست، از باکتری‌های پروبیوتیکی استفاده شود، محصول حاصل را پروبیوتیک می‌نامند.

ماست یک غذای سنتی و پُرمصرف است که حاوی مقادیر قابل توجهی از پروبیوتیک ها است. برای تولید ماست از باکتری های "لاکتیک اسید" استفاده می شود که باعث تخمیر شیر و تبدیل قند لاکتوز به اسید لاکتیک می شوند.

توسعه کاربرد پروبیوتیک ها به منظور تعدیل ترکیب میکروبی دستگاه گوارش، دیدگاه های جدیدی را در مورد نقش آنها در سلامت و پیشگیری از بیماری ها ارائه کرده است.

مطالعات زیادی اثرات مفید و درمانی آنها را بر سلامت روده انسان نشان داده اند. در اینجا برخی از مهم ترین شواهد موجود در ارتباط با مصرف ماست و گونه های باکتری "لاکتیک اسید" مورد استفاده برای فرآیند تخمیر شیر و اثرات ارزشمند درمانی و سلامت آنها را به خصوص در ارتباط با عملکرد دستگاه گوارش و پیشگیری از بیماری ها از نظر خواهیم گذراند.

ارزش تغذیه ای ماست
ترکیب مواد مغذی ماست همان ترکیب مواد مغذی شیر است که تحت تاثیر نوع و مدت تخمیر و نوع میکروب های به کار رفته کمی تغییر یافته است.

ویتامین های گروه B
اصولا فرآیند تخمیر باعث کاهش ویتامین های شیر در مقایسه با املاح آن می شود، زیرا ویتامین ها نسبت به تغییر عوامل محیطی بسیار حساس تر از املاح هستند.

مهم ترین عوامل موثر حین تخمیر که منجر به کاهش ویتامین ها می شوند، شامل: حرارت و پاستوریزاسیون، اولترافیلتراسیون، هم زدن و شرایط اکسیداتیو هستند. به علاوه نوع کشت میکروبی به کار رفته برای تخمیر نیز بر کاهش مقدار ویتامین های شیر مؤثر است.

گونه های باکتری "لاکتیک اسید" برای رشد و تکثیر به ویتامین های گروه B نیاز دارند که مهم ترین آنها B12 است. برخی از گونه ها نیز قادر به سنتز B12 هستند. بنابراین، انتخاب دقیق گونه های باکتری به کار رفته برای تخمیر می تواند عامل مهمی در جهت پیشگیری از کاهش قابل توجه B12 در محصول نهایی باشد.

 
لاکتوز
لبنیات تنها منبع تامین کننده قند لاکتوز هستند. پیش از انجام تخمیر، مقدار لاکتوز در شیر تقریبا 5 درصد است. باکتری "لاکتیک اسید" باعث تبدیل قند لاکتوز به اسید لاکتیک می شوند. لذا خاصیت اسیدی ماست از شیر بیشتر است.

به همین دلیل افرادی که دچار بیماری "عدم تحمل لاکتوز" هستند، ماست را بهتر از شیر تحمل می کنند.

پروتئین
معمولاً، مقدار پروتئین در ماست های کارخانه ای بیشتر از شیر است، زیرا در طی تهیه ماست به منظور ایجاد قوام بیشتر، مقداری شیر خشک بدون چربی نیز به ماست اضافه می شود. این اعتقاد وجود دارد که پروتئین ماست بسیار راحت تر از شیر هضم می شود، زیرا باکتری های تخمیر کننده، مراحل اولیه هضم پروتئین را انجام می دهند.

با افزایش زمان نگهداری ماست، هضم پروتئین آن بیشتر خواهد شد. به هنگام تخمیر شیر هم حرارت و هم تولید اسید منجر به دلمه شدن کازئین شیر می شود. این شرایط قابلیت هضم پروتئین را به شدت افزایش می دهد. بنابراین، پروتئین های ماست در مقایسه با شیر از کیفیت زیستی بسیار بالایی برخوردار هستند.

چربی ها
چربی های شیر نیز در طی تخمیر دچار تغییر می شوند. نشان داده شده است که غلظت اسید لینولئیک کنژوگه در ماست بیشتر از شیر است. این اسید چرب خاصیت تحریک سیستم ایمنی و ضد سرطانی دارد. در یک مطالعه جدید در مورد سرطان پستان و روده ، اثرات این اسید چرب بر مهار تکثیر سلول های سرطانی مشاهده شده است.

املاح
ماست منبع خوب کلسیم و فسفر است. در واقع ماست، شیر، پنیر و سایر فرآورده های لبنی فراهم کننده بخش اصلی نیاز به کلسیم در رژیم غذایی روزانه ما هستند.

به دلیل اسیدیته بیشتر ماست، کلسیم و منیزیم آن بسیار راحت تر از شیر جذب می شوند. بنابراین برای زنان در سنین یائسگی که بسیار در معرض خطر اختلالات استخوانی و پوکی استخوان هستند، ماست و سایر لبنیات منبع غذایی بسیار مهم برای کلسیم هستند. همچنین، اسیدیته بالای ماست باعث خواهد شد اثر فیتات در کاهش جذب کلسیم و سایر عناصر دو ظرفیتی نیز کم شود.

مکانیسم های ارائه شده در مورد مزایای بالقوه ماست بر عملکرد روده
ترکیب میکروبی روده

لاکتوباسیل ها یکی از میکروب های موجود در ترکیب میکروبی روده کوچک و بزرگ هستند. توانایی پیشگیری از رشد باکتری های بیماری زا در روده از مهم ترین خواص لاکتوباسیلوس هاست. اما برای اینکه لاکتوباسیلوس ها توانایی پیشگیری از رشد باکتری های بیماری زا را داشته باشند، بایستی توانایی سازگاری با محیط روده میزبان را پیدا کنند و بتوانند در دستگاه گوارش برای مدت طولانی زنده بمانند.

بقای باکتری "لاکتیک اسید"  تحت تاثیر اسیدیته معده، تماس با آنزیم های گوارشی و نمک های صفراوی است. از طرفی گونه های مختلف باکتری "لاکتیک اسید" از توانایی متفاوتی برای بقا در محیط دستگاه گوارش برخوردار هستند.

پاسخ های ایمونولوژیک روده

بافت لنفوئید بخش مخاطی دستگاه گوارش، اولین خط دفاعی در برابر میکروب های بیماری زای خورده شده محسوب می شود. مطالعات نشان داده اند که باکتری "لاکتیک اسید" منجر به ارتقای عملکرد ایمونولوژیک بافت لنفوئید دستگاه گوارش می شوند. ایجاد اسیدیته پایین، تولید اسیدهای ارگانیک، دی اکسید کربن، پراکسید هیدروژن (به عنوان عامل کشنده باکتری ها)، اتانول، مصرف مواد مغذی و رقابت برای فضای فیزیکی توسط این باکتری ها، از عوامل موثر در این رابطه هستند. همچنین، مطالعات نشان داده اند که مصرف خوراکی باکتری "لاکتیک اسید" از طریق ماست، موجب افزایش ترشح ایمونوگلوبولین A و افزایش تعداد سلول های ترشح کننده آن در روده کوچک موش شده است که این ویژگی نیز وابسته به مقدار مصرف بوده است. ایمونوگلوبولین A نقش اساسی در کنترل باکتری های بیماری زا در روده دارد.

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 22:35  توسط رسول خالقی  | 

روش تست زدن برای کنکور

کلیدهای طلایی برای کنکوریها

کلیدهای طلایی برای کنکوریها

چقدر با فنون تست زنی آشنا هستید؟

 

زیست شناسی- به دلیل تنوع زیاد منابع و كتب تست های زیست شناسی، مراجعه به تست های كنكورهای سال قبل به عنوان بهترین منبع، بیشتر توصیه می شود.

پیشنهاد می شود برای ایجاد آمادگی بیشتر، از هر مبحث درس زیست، حدود ۴۰ تست تمرین و مرور گردد. شواهد نشان می دهند كه فقط ۷ درصد از دانش آموزان تست های زیست شناسی را بالای۵۰ درصد می زنند. از دو جنبه می توان به این مشكل نگاه كرد؛ اول آن كه دانش آموزان سواد كافی نداشته باشند. اما این دلیل چندان قابل استناد نیست. نكته دوم و عامل اصلی ضعف داشتن در پاسخگویی به تست های زیست شناسی، عدم درك سؤالات و عجله در پاسخ دادن است. هر سؤال نكات كلیدی دارد كه با خوب فهمیدن سؤال قابل دستیابی است.

برای هر سؤال زیست شناسی ۴۵ ثانیه زمان وجود دارد. از این زمان می توان ۱۵ ثانیه را به خوب خواندن سؤال، ۱۵ ثانیه را به خواندن گزینه ها و ۱۵ ثانیه را به پاسخ دادن و پر كردن پاسخنامه اختصاص داد. البته بیان این نكته صرفاً برای ایجاد یك الگو و تصویر ذهنی است، نه این كه واقعاً برای هر تست زمان بگیرید! در تست های زیست شناسی، دقت به روی درك و فهم متن سؤالات اهمیت بیشتری دارد.

 

زبان انگلیسی- تست های درس زبان، آخرین سری از سؤالات در دفترچه عمومی است.۵۰ یا۶۰ درصد از دانش آموزانی كه نتوانسته اند تست های زبان را بزنند، تنها استدلالشان این است كه زمان كم آورده اند. چرا؟ دلیل این امر، اختصاص زمان بیشتر به تست های دروس ماقبل است. توقف زیاد در تست های قبلی كه معمولاً هم غلط از آب درمی آیند موجب ضرر جدی به تست های زبان می شود. در حالی كه اگر وقت مناسب برای آن صرف گردد احتمالاً تست های صحیح بیشتری را علامت خواهید زد. بنابراین بسیار بسیار مهم است كه مجموعه سؤالات دفترچه عمومی را با هم ببینید یعنی از ابتدای سؤالات عمومی شروع كنید و تا انتهای سؤالات كه تست های زبان هستند، پیش بروید و بعد برای تست های یك ستاره و دو ستاره وقت بگذارید. در زبان، تست هایی را كه سال های قبل زیاد تكرار شده اند، با نظر دبیران مشخص كرده و تمرین كنید. در تست های زبان انگلیسی، زمان را هماهنگ با زمان دروس عمومی دیگر در نظر بگیرید.

 

معارف اسلامی- با عنایت به فرار بودن مفاهیم، به خصوص اسامی، مباحث تست های الهی، فلسفه، تاریخ و احكام، لازم است درس معارف در یك فرصت كوتاه مرور شود. روایات و مخصوصاً آیات، باید با دقت خوانده شود؛ چرا كه قابلیت طراحی تست در مورد آنها زیاد است. باید بدانید هر آیه در چه زمینه ای است و اشاره به كدام مطلب دارد. یك دانش آموز مسلط می تواند تست های معارف را در زمانی ۸ تا ۱۰ دقیقه ای پاسخ داده و در زمان صرفه جویی كند. در تست های معارف اسلامی، امكان سرعت عمل بیشتر است.

 

ادبیات- به نظر می رسد چون درس ادبیات ارتباط با زبان مادری دانش آموزان دارد، مورد سهل انگاری بیشتری قرار می گیرد. اما از كنكور ۸۱ كه سؤالات به نسبت سخت تر شده است، توقع می رود دانش آموزان این درس را جدی تر بگیرند. علاوه بر آن، كتاب زبان فارسی كه از سال سوم آن در كنكور سؤال می آید، به اندازه كفایت تدریس نمی شود و اكثر دانش آموزان در این درس مشكل دارند. با عنایت به این كه ۵ سؤال از این كتاب طرح می شود، لازم است دانش آموزان ضعف های خود را در آن جبران كنند. تسلط بر كلیه مطالب ادبیات حتی همسنگ دبیر، برای كسب نتیجه مطلوب ضرورت دارد. دانش آموزان در بخش دریافت پیام های اصلی مطالب نیز مشكل دارند. در قرابت های معنایی توصیه می شود ابتدا خود عبارت یا بیت را مطالعه نموده و سپس در ذهن خودتان معنی كنید، بعد معنی را در ذهن ساده نمایید تا حدی كه چكیده و درونمایه اصلی موضوع كشف شود. سؤالات اول دفترچه عمومی، تست های ادبیات هستند و لذا تقسیم زمان مناسب در این درس مهم است ست های ادبیات را جدی بگیرید و به حفظیات اتكا نكنید.

 

عربی- در ارتباط با ترجمه، به فعل و زمان فعل توجه شود و در موارد مشابه كلمات ساده ای مانند ضمایر یا مفرد و جمع بودن كلمات مد نظر قرار گیرد. در درك مطلب، دقت در مفهوم كلی مطلب مهم است. یادتان باشد كه سؤال مطروحه خارج از مفاهیم درك مطلب نیست. سؤال های تجزیه و تركیب از بخش درك مطلب، از انتها پاسخ داده شوند، یعنی ابتدا به تركیب توجه شود و بعد موارد تجزیه. به شناخت نقش، مثل تمیز، حال و جامد و مشتق بودن كلمه دقت گردد. در رابطه با تمیز عدد و حركت گذاری جملات داده شده به اسم های غیرمنصرف دقت بیشتری شود. در تست های عربی، برای كسب مهارت بیشتر، هیچ فنی به اندازه آمادگی های قبلی نقش ندارد.

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 22:33  توسط رسول خالقی  | 

عملکرد کرم های ضد افتاب

عملکرد کرم های ضد آفتاب

صنایع آرایشی از اكسیدهای غیرآلی، نظیر اكسید روی و تیتانیم، استفاده می‌كنند، اما استفاده از این اكسیدها به علت خاصیت سفیدكنندگی روی پوست محدود است. سفیدی به طور مستقیم با پخش نور رابطه دارد. به طور كلی با كاهش اندازة ذرات، شاهد افزایش جذب نور ماوراء بنفش توسط ذرات (به علت عبور كمترِ اشعه‌ها از بین ذرات) و كاهش پدیدة سفیدی (به علت كاهش پدیدة پخش نور) هستیم. به‌تازگی روش‌های گوناگون برای تولید نانوذرات، توسعه یافته‌ و بر صنعت کرم‌های ضدآفتاب اثر گذاشته‌اند.
۱. سفیدی
وقتی ماده نوردهی شود، پدیده‌های زیر دیده می‌شوند:

شكل ۱: شِمای نور عبوری و انعكاس‌یافته از یك لایة نازك

۱. عبور نور که منجر به گذشتن آن از ماده بدون هیچ تأثیر متقابلی است؛
۲. نورِ نافذ که منجر به پخش نور می‌شود؛
۳. انعکاس نور از سطح، مانند آنچه در آینه رخ می‌دهد؛
۴. انعکاس نفوذی که منجر به پخش نور از سطح می‌شود.
در شکل ۱ پدیده‌های گفته‌شده نشان داده شده‌اند. اثر سفیدی ناشی از پخش نور به وسیلة ذرات ــ برای مثال در کِرِم‌ها ــ است. بنابراین، برای کاهش سفیدی باید میزان نور پخش‌شده را کم كرد.

۲. پخش نور و اندازة ذرات
شدت نور پخش‌شده به وسیلة یک تک‌ذره، تابعی از اندازة ذره است. همان‌طور كه در شكل ۲ به‌روشنی مشاهده می‌شود، با افزایش اندازة ذرات، نور مرئی به علت برخورد با ذرات پخش می‌شود و با برگشت نور به چشم، ذراتْ سفید دیده می‌شوند. بنابراین، برای کاهش تأثیر سفیدی، کاهش اندازة دانه راهی است بسیار مؤثر.

شكل۲: الف. نانوماده نور را بدون انحراف از خود عبور می‌دهد، به همین خاطر نسبت به نور شفاف است.
ب. مواد با ذرات در ابعاد میكرومتر نور را پراكنده می‌كنند. بنابراین، نسبت به نور مات و نیمه‌شفاف‌اند و سفید دیده می‌شوند.

در شكل ۳ میزان پخش نور بر حسب اندازة دانه به نمایش درآمده و مشخص است كه با افزایش اندازة ذرات، میزان پخش‌شوندگی نور بیشتر می‌شود.

۳. جذب اشعة ماورای بنفش و بهترین اندازة ذره
نور ماورای بنفش (UV) طول موج كمتر از نور مرئی و انرژی بیشتر از نور مرئی دارد. قرار گرفتن در مقابل تابش ماورای بنفش از مهم‌ترین علل آسیب‌های پوستی و سرطان پوست است. به همین خاطر، جذب این اشعه و ممانعت از رسیدن آن به پوست بدن موضوع تحقیق بسیاری از مراكز علمی دنیا برای سالیان طولانی بوده است. جذب UV در مواد غیرآلی نظیر TiO۲ و ZnOناشی از دو اثر است:
الف ـ جذب فاصلة باند؛
ب ـ پخش نور UV

الف ـ جذب فاصلة باندی
اکسید روی و اکسید تیتانیم نیمه‌هادی‌اند و به‌شدت نور UV را جذب و نور مرئی را عبور می‌دهند. سازوكارِ جذب UV در این مواد شامل مصرف انرژی فوتون برای تهییج الکترون از نوار ظرفیت به نوار رسانایی است.

فاصلة باندی یا «گپ انرژی» چیست؟
می¬دانیم که اتم¬ها از ترازهای انرژی تشکیل شده¬اند و این ترازهای انرژیِ حاوی الکترون، در جسم جامد تشکیل نوارهایی را می¬دهند که الکترون‌ها در آنها قرار ¬گرفته‌اند.
اما فضاهایی بین این نوارهای انرژی وجود دارند که هیچ نوار حاوی الکترونی نمی¬تواند در آنها جا بگیرد. این فضاها را «فاصلة باندی» یا «گپ انرژی» می¬گویند. در جامدهای رسانا نوارهای انرژی می¬توانند پر، نیمه‌پر یا خالی از الکترون ــ که در اصطلاح «نوار رسانایی» نامیده می¬شود ــ باشند. همچنین گپ انرژی آنها در مقایسه با نیمه‌هادی¬ها کوچک‌تر است. در نیمه‌هادی¬ها نوارهای انرژی نیمه‌پر وجود ندارند و گپ انرژی آنها کمی بزرگ‌تر از رساناهاست. از همین رو، الکترون‌ها در رسانا¬ها و نیمه‌رساناها می¬توانند با گرفتن مقداری انرژیِ گرمایی ــ برای رساناها کم‌تر، برای نیمه‌رساناها بیش‌تر ــ برانگیختگی گرمایی پیدا كنند و از لایه¬های انرژیِ پُر به لایه¬های انرژیِ خالی بروند. این عمل در نارساناها به علت بزرگ بودن گپ انرژی امکان ندارد.

ZnO و TiO۲ دارای انرژی باند ev۳/۳ تا ev۴/۳ مربوط به طول موج‌های تقریباً ۳۶۵ نانومتر تا ۳۸۰ نانومتر هستند. نورهای زیر این طول موج‌ها انرژی کافی برای تحریك الکترون‌ها دارند. به بیان ساده، الكترون‌های این ذرات انرژی نور UV را جذب می‌كنند و از رسیدن این امواج به پوست مانع می‌شوند. پس ZnO و TiO۲ دارای خاصیت شدید در جذب UV هستند و اگر به اندازة کافی کوچک باشند، شفافیت خوبی در برابر نور مرئی خواهند داشت.

ب ـ اندازة دانة بهینه برای جذب UV

شكل ۴: تأثیر اندازة دانه بر عبور نور

با ریزتر شدن ذرات، علاوه بر اینكه در مسیر نور UV ذرات بیشتری برای جذب فاصلة باند وجود دارند، نور UV بیشتر پخش خواهد شد. بنابراین، عبور این نور كاهش می¬یابد. جذب فاصلة باند به ‌طور کلی تابعی از تعداد اتم‌هایی است که در مسیر نور UV قرار گرفته‌اند. بر اساس تحقیقات تجربی، با کاهش اندازة ذرات، به علت کم شدن فاصلة بین آنها برای عبور نور UV، شاهد عبور كم‌ترِ این اشعه هستیم. این موضوع در شکل شمارة ۴ نشان داده شده است. با توجه به این شكل، در محدودة نور فرابنفش (زیر ۴۰۰ نانومتر) با كاهش اندازة ذرات، عبور نور كمتر خواهد شد. همین پدیده است كه متخصصان را به تولید محصولات ضدآفتاب با خاصیت جذب (SPF) بالاتر رهنمون شده است.

شكل ۵: مقایسة تأثیر متقابل نور در برابر اندازة ذرات مختلف

SPF چیست؟
کرم‌های ضدآفتاب بر اساس میزان توانایی آنها در جذب و دفع اشعة UV درجه‌بندی می‌شوند. این معیار Sun Protection Factor یا SPF نام دارد. درجات SPF، مانند SPF۱۵ یا SPF۲۰ نشان‌گر آن‌اند که مصرف‌کنندة آن قبل از اینکه دچار آفتاب‌سوختگی بشود، تا چه حد می‌تواند زیر نور آفتاب بماند. برای مثال، شما می‌توانید بدون استفاده از کرم ضد آفتاب ده دقیقه زیر نور خورشید باقی بمانید و احساس سوختگی نکنید. هنگامی که از کرم ضد آفتاب استفاده می‌کنید، می‌توانید زمان ۱۰ دقیقه را ضرب در میزان SPF کرم کنید و به مقدار زمان به دست آمده زیر آفتاب بمانید. اگر SPF کرم شما ۱۵ باشد، شما ۱۵۰ دقیقه یا ۲ ساعت و نیم میتوانید در آفتاب بمانید. اگر پس از مدتی مجددا از کرم استفاده کنید، میزان محافظت آن بیشتر میشود اما، در مقدار زمان ایمن آن تاثیری ندارد.

نتایج:
۱- ایجاد پدیده سفیدی در ضد آفتاب ها ناشی از پدیده پخش نوردر محدوده نور مرئی(۴۰۰-۷۰۰ نانومتر) است. با توجه به شكل ۴ این پدیده در ضد آفتاب ها با اندازه ذره درشت، بسیار شدیدتر است.به عبارت دیگر كاهش شفافیت باعث افزایش پدیده سفیدی می شود.در شكل ۵ با ریزتر شدن ذرات شاهد عبور بیشتر نور مرئی و در نتیجه كاهش سفیدی و افزایش شفافیت هستیم.
۲- بر طبق شكل ۵ در محدوده نور UV با توجه به كمتر بودن فاصله بین ذرات در حالت نانومتری شاهد عبور كمتر نور هنگام ریزتر شدن ذرات هستیم.

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 14:45  توسط رسول خالقی  | 

روش پیشگیری از سنگ کلیه
سنگ کلیه بیماری نسبتا شایعی است که معمولا با افزایش سن، میزان وقوع آن افزایش مییابد. سیستم دفع ادرار از 2 کلیه که توسط دو حالب به مثانه مرتبط می شود و پیشابراه که ادرار را از مثانه خارج میکند، تشکیل میشود؛ سنگ کلیه زمانی تشکیل میشود که یا غلظت مواد دفعی تشکیلدهنده سنگ در ادرار زیاد است یا علیرغم غلظت طبیعی، محیط ادرار برای تشکیل سنگ مساعد است.
حدود ۸۰ درصد سنگهای کلیوی از جنس کلسیم (بیشتر اگزالات کلسیم و کمتر فسفات کلسیم هستند. البته سنگ کلیه میتواند از جنس اسیداوریک، استرووایت و ندرتا سیستین هم باشد.
عادات غذایی و بیماریهای خاصی فرد را مستعد بروز سنگ کلیه خواهد کرد که شناختن آنها در پیشگیری از بروز و خصوصا پیشگیری از عود سنگ کمککننده است؛ احتمال عود سنگ در فردی که یکبار سنگ کلسیمی دفع کرده است، ظرف سال اول ۱۵ درصد، ظرف ۵ سال آینده ۴۰ درصد و ظرف ۱۰ سال آینده ۵۰ درصد خواهد بود.نوع و میزان غذا و مایعات مصرفی میتواند شخص را مستعد بروز سنگ کند.
- افرادی که مایعات کم مینوشند، ادرار غلیظتر و احتمال بروز سنگ بیشتری خواهند داشت؛ بهتر است مصرف مایعات در روز آنقدر کافی باشد که حداقل ۲ لیتر ادرار در شبانه روز دفع شود.
- نوع مایعات مصرفی ممکن است مهم باشد هر چند ارتباط آن با بروز سنگ قطعی نیست، مثلا به نظر میرسد مصرف آب گریپ فورت با افزایش بروز سنگ همراه است لذا کسانی که قبلا سنگ اگزالات کلسیمی داشتند بهتر است آب گریپ فورت میل نکنند.
- مصرف چای و قهوه با افزایش بروز سنگ همراه نیست و حتی ممکن است اثر پیشگیریکننده هم داشته باشد.
- محدودیت مصرف کلسیم در رژیم غذایی (لبنیات) با افزایش بروز سنگ همراه است؛ البته باید در نظر داشت که مصرف مکملهای کلسیم و ویتامین D بیش از حد مورد نیاز نیز با افزایش دفع ادراری کلسیم و افزایش سنگ همراه خواهد بود لذا بیمارانی که سابقه سنگ کلیه دارند باید در مورد مصرف مکمل کلسیم با پزشک معالج خود مشورت کنند.
- افزایش فیتات در رژیم غذایی ریسک تشکیل سنگ را کاهش میدهد. فیتات در گندم، برنج، چاودار و جو وجود دارد؛ ماءالشعیر نیز حاوی فیتات بالایی است.
- رژیم غذایی حاوی ساکروز زیاد (شکر و شیرینیجات) خصوصا در خانمها، با افزایش بروز سنگ همراه است.
- اگزالات رژیم غذایی اثر ضعیفی در بروز سنگ دارد؛ ولی در بیمارانی که سابقه سنگ اگزالات کلسیمی دارند عاقلانه است که مصرف مواد غذایی غنی از اگزالات مثل اسفناج، شکلات و آجیل محدود شود. مصرف ویتامین C بیش از ۱۰۰۰ میلیگرم در روز نیز با افزایش بروز سنگ همراه است.
- مصرف نمک زیادی به علت افزایش دفع کلسیم ادراری با افزایش بروز سنگ همراه است.
-برخی بیماریها مثل نارسائی پانکراس، جراحی قلبی روده، بیماری کرون، هیپرپاراتیروئیدی، سارکوئیدوز و گاهی دیابت با افزایش سنگهای کلسیمی همراه است. نقرس، عفونتهای مزمن ادراری و ناهنجاریهای سیستم دفعی نیز با افزایش سنگ همراهند.

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 13:56  توسط رسول خالقی  | 

روش پیشگیری از گردن درد.

چرا دچار گردن درد می شویم ؟چه کنیم که مبتلا به درد گردن و عوارض سخت ناشی از آن نشویم ؟


گردن انسان شامل 7 مهره است که بعد از کمر، شایع ترین مفاصل مستعد آرتروز، ساییدگی و کاهش فاصله و فتق دیسک است. البته مهره های گردنی از آنجایی که نخاع و ریشه های عصبی بسیار مهمی را در برگرفته بسیار حساس تر از مهره های کمری هستند و آسیب های جدی این ناحیه می تواند باعث فلج کامل دست ها و پاها گردد.

عوامل متعددی باعث ایجاد درد در گردن و متعاقب آن دردهای تیر کِشنده و جان فرسایی در دست ها می شود از جمله این عوامل: التهاب بافت های نرم اطراف مفصل های مهره ای خشکی مفاصل، وضعیت نامناسب سر و شانه ها، تغییر شکل مهره ها به طور اولیه یا ثانویه ، آرتروز، دیسک و بیماری های ناشی از گرفتگی های عضلانی، و کشیدگی های لیگامانی است.

همیشه گردن خود را چه در حالت ایستاده، نشسته، یا راه رفتن، صاف و عمود بر بدن نگهدارید به طوری که هیچ زاویه ای با بدن نسازد .

چه کنیم و چگونه عمل کنیم که از مهره های گردنمان به خوبی محافظت کنیم تا دچار هیچ یک از بیماری های فوق نشویم و برای همیشه از دردهای جسمی و روانی و اقتصادی بیماری های گردن دور بمانیم؟

به این منظور، توجه و رعایت نکات یاد شده ذیل را به همگان توصیه می کنیم چه در محیط های کارگری ، چه در محیط های کارمندی یا حتی در خانه؛ و این نکته را یادآور می شویم که صِرف مطالعه کافی نیست بلکه عمل به تک تک موارد یاد شده الزامی است تا دچار درد گردن و عوارض ناشی از آن نشویم .

بیشترین علل وجود دردهای مختلف در ناحیه گردن ناشی از سه بیماری شایع آرتروز، فتق دیسک و سندرم های عضلانی است که در صورت وجود درد در ناحیه گردن و انتشار آن به دست ها حتی در مراحل اولیه آن بایستی به پزشک مراجعه کرد تا تشخیص قطعی در مراحل اولیه صورت گیرد چرا که درمان در این مراحل بسیار مفیدتر و مؤثرتر واقع می گردد.


نکات بسیار ساده اما بسیار مهم :

1.همیشه گردن خود را چه در حالت ایستاده، نشسته، یا راه رفتن، صاف و عمود بر بدن نگهدارید به طوری که هیچ زاویه ای با بدن نسازد .

2.هرگز گردن خود را خم نکنید بلکه اگر لازم است صندلی خود را کوتاه تر کنید یا ارتفاع میز خود را بالاتر ببرید تا مجبور به خم کردن گردن خود نباشید. چرا که بسیاری از بیماری های گردنی ناشی از خم بودن گردن به مدت طولانی است. بنابراین حتی الامکان گردن خود را خم نکنید و اگر مجبور به این کارهستید، هر از چند گاهی گردن خود را صاف کنید.

3.از نرمش ها و حرکاتی که در آنها مجبور به خم کردن گردن هستید دوری کنید.

4.اگر کارتان نشسته است و مجبور به خم کردن گردن خود هستید حتماً با یکی از دستانتان از وزن سرتان و فشار آن بر روی مهره های گردنی بکاهید تا کمتر دچار صدمات گردنی شوید.

5.بهتر است از میزهایی استفاده کنید که شبیه میز تحریر مدارس است و پایه های جلویی آن، کمی بلندتر از پایه های عقبی است به این ترتیب کمتر ناچارمی شوید گردنتان را خم کنید.

6.موقع مطالعه سعی کنید کتاب یا روزنامه را بالا نگهدارید نه این که گردنتان را خم کنید. مدت های مدیدی اینگونه مطالعه کردن ممکن است به گردن شما آسیب بزند.

7.حتی الامکان هنگام خوابیدن از بالش کوتاه استفاده کنید. به طوری که سرتان در امتداد بدن قرار گیرد نه این که خم شود.

8.در موقع رانندگی تا آنجا که می توانید به فرمان نزدیکتر بنشینید تا مجبور نباشید دستهایتان را دراز کنید و به فرمان برسانید چرا که به طور مستقیم و غیر مستقیم ایجاد گردن درد می کند.

9. صندلی که روی آن می نشینید و رانندگی می کنید حتماً بایستی دارای تکیه گاهی جهت گردن باشد. چرا که در بسیاری از حوادث رانندگی از قبیل ترمزهای شدید ( که باعث حرکت شدید رو به جلوی گردن می شود) و برخورد شدید اتومبیل دیگری از پشت ( که باعث حرکت شدید رو به عقب گردن می شود ) سبب آسیب نخاع در اثر شکستن و جابجایی مهره ها می گردد.


تمرینات و حرکات مفید

1. گردن را ضمن سفت کردن عضلات آن به سمت عقب، چپ و راست حرکت دهید.

2. از حرکات چرخشی گردن و سر خودداری کنید.

3. شانه ها و عضلات اطراف را تقویت نمایید، چرا که با افزایش قدرت و تحمل این عضلات، فشار کمتری روی مهره و دیسک های بین مهره ای وارد می شود.

الف) شانه هایتان را بالا ببرید و به گوشهایتان نزدیک کنید. 5 ثانیه نگه دارید، سپس آزاد نمایید. این حرکت را روزی سه مرتبه هر مرتبه 30 بار تکرار نمایید.

ب) شانه هایتان را به سمت عقب حرکت دهید به طوری که کتف هایتان از پشت به یکدیگر نزدیک شوند این حرکت را روزی سه مرتبه هر مرتبه 30 بار تکرار نمایید .

4. روی یک تخت دراز بکشید و گردن تان را از پایین به بالا حرکت دهید. این حرکت را روزی یک بار و هر بار 40 مرتبه انجام دهید.

5. همیشه حالتی نظامی وار داشته باشید سر صاف و مستقیم ، نگاه به جلو، شانه ها عقب و بالا، و سینه بیرون، شکم داخل، چه در حالت ایستاده و یا راه رفتن یا نشستن .

نوشته و تحقیق:عارف سعیدی – فیزیوتراپیست

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 13:54  توسط رسول خالقی  | 

دانلود البوم مستنانه از علی رضا افتخاری
[SND] Track  1.mp3                     6414k      
[SND] Track  2.mp3                 4463k      
[SND] Track  3.mp3                    4849k      
[SND] Track  4.mp3                 4542k      
[SND] Track  5.mp3                  4703k      
[SND] Track  6.mp3                     3840k      
[SND] Track  7.mp3                    9903k      
[SND] Track  8.mp3                    3031k      
[SND] Track  9.mp3                   6836k      
[SND] Track 10.mp3                     7922k   
2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 13:21  توسط رسول خالقی  | 

دانلود البو افسانه از علی رضا افتخاری
دانلود البو افسانه از علی رضا افتخاری

[SND] Track  3.mp3                     6283k      
[SND] Track  8.mp3                    7188k      
[SND] Track  7.mp3                  7214k      
[SND] Track  5.mp3                   7222k      
[SND] Track  2.mp3                 7440k      
[SND] Track  1.mp3                    7908k      
[SND] Track  4.mp3                     8208k      
[SND] Track  6.mp3                   9230k      

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 13:19  توسط رسول خالقی  | 

روش پیشگیری و درمان گردن درد.

نشستن متمادي بر پشت ميز كار آن هم حدود هفت الي هشت ساعت كاري بس دشوار است كه اغلب كارمندان به آن مشغول هستند.

 

حال تصور كنيد كه اگر شرايط محيطي به خصوص ميز و صندلي با وضعيت جسماني فرد مطابقت نداشته و اساسا استاندارد نباشد، چه ميزان مي تواند در ايجاد دردهاي ستون فقراتي نقش داشته و در نتيجه بر كارايي فرد نيز تاثيرگذار باشد در ميان دردهاي ستون فقرات يكي از شايع ترين دردهايي كه در ميان كارمندان و اصولا افرادي كه به جهت شرايط شغلي شان مدت زيادي با گردن خميده كار مي كنند بسيار ديده مي شود، گردن درد است.

 

شايد برايتان جالب باشد كه بدانيد سر هر انساني حدود چهار الي پنج كيلوگرم وزن دارد. وظيفه تحمل اين وزن نسبتا سنگين را مهره هاي قسمت فوقاني ستون فقرات و ماهيچه هاي اطراف آن بر عهده دارند.

 

هنگامي كه اين بار سنگين به حالت عمودي قرار گيرد اين وزن بين ماهيچه ها و مهره ها به ميزان مساوي تقسيم مي شود ولي در صورتي كه به مدت طولاني وضعيتي متفاوت و خميده به جلو داشته باشد، اين فشار وزن بر روي ساختار نسبتا ظريف و كوچك گردن افزايش يافته و در نتيجه دردهاي گردني حادث مي شود.

 

در حالي كه حتي با وجود شرايط شغلي نامناسب و فشارهاي ناشي از آن نيز شما مي توانيد با تغيير در عادت هاي بد نشستن و انجام تمرين هاي بسيار ساده، در طول مدت كار از بروز مشكلات گردن خود تا حد زيادي جلوگيري كنيد.

 

در ضمن لازم به ذكر است بسياري از سردردهاي تنشي نيز از وضعيت نامطلوب گردن و شانه ها نشات مي گيرد. با بهبود اين وضعيت سردردهاي به ظاهر بدون دليل شما نيز درمان مي شود.

 

در همين راستا به پيشنهادات و نكات زير توجه كنيد:

 

 انتخاب ميز و صندلي مناسب براي انجام كار: ميز و صندلي اي كه قرار است يك كارمند و يا هر فرد ديگري مدت طولاني بر روي آن نشسته و به كار مشغول شود، مي بايست از استانداردهاي لازم به لحاظ ارتفاع سطح ميز نسبت به زمين و نسبت به كف صندلي برخوردار باشد.

 

اين ارتفاع استاندارد با توجه به قد كاربر نسبت به زمين ۵۸ الي ۷۱ سانتي متر است. در ضمن صندلي انتخابي براي كار كردن طولاني مدت بايد داراي شرايط زير باشد:

 

الف - كف و پشتي آن متحرك باشد تا با توجه به قد فرد ارتفاع آن نسبت به ميز تنظيم شود.

 

ب - از پشتي بلند و در واقع تكيه گاه مناسبي براي حمايت از ستون فقرات و گردن برخوردار باشد.

 

نكته: براي حمايت بيشتر گردن در صورت ابتلا به دردهاي آن ناحيه، از بالشتك هاي مخصوص و يا تكه حوله اي كه به صورت لوله اي درآمده استفاده كنيد. اين بالشتك و يا حوله حمايت مضاعفي براي گردن خواهد بود.

 

اين كار را در هنگام مسافرت هاي طولاني مدت در ماشين و هواپيما نيز انجام دهيد.

 

 به خودتان استراحت دهيد: همچنان كه پاهاي شما پس از ايستادن در مدت زياد به استراحت نياز دارد، در نشستن طولاني مدت و پي درپي نيز ستون فقرات به طور كلي از ناحيه گردن گرفته تا كمر به استراحت و تجديد قوا نيازمند است.

 

بنابراين پس از حداكثر يك ساعت نشستن پياپي پشت ميز و يا حتي پشت فرمان اتومبيل، محل خود را ترك كرده و با انجام تمرينات مناسب، عضلات را تقويت كنيد.

 

پيش از اين همه افراد براي ورزش دادن گردنشان حركاتي چرخشي و خم كردن هايي ناگهاني و سريع به طرفين را انجام مي دادند و انتظار نيز داشتند با اين حركات، عضلات به اصطلاح خشك شده آنها نرم شده و درد آرام شود.

 

حال آن كه امروزه ثابت شده است اين قبيل تمرين هاي سريع نه تنها از دردهاي گردن نمي كاهد بلكه مي تواند صدمات جدي به مهره هاي آن وارد كند.

 

لذا متخصصين مربوطه تمرينات خاصي را به عنوان ورزش هاي گردن به افراد عادي و حتي مبتلايان به گردن درد توصيه مي كنند كه به مهم ترين آنها در زير خواهيم پرداخت:

 

الف - صورت خود رابه سمت شانه راست برگردانده و به آرامي حركت نيم دايره اي را به سمت شانه چپ ادامه دهيد.

اين كار را در مدت زمان ۲۰ الي ۲۵ ثانيه و ۱۰ بار در روز انجام دهيد.

 

ب - حركات كششي گردن: ابتدا سر را به طرف پايين خم كرده به صورتي كه چانه به قفسه سينه برسد. در اين حالت تا شماره ۱۰ بشماريد سپس سر را به طرف بالا خم كرده و سقف را نظاره كنيد. در اين حالت نيز تا ۱۰ شماره كنيد.

 

حال سر را به طرف يك شانه برگردانده و با دست طرف مقابل با فشار بر روي چانه، سر را به طرف شانه هل دهيد تا در واقع چانه به موازات قرار گيرد. اين كار را با طرف ديگر نيز تكرار كنيد. فقط به خاطر داشته باشد به هنگام قرار گرفتن در هر يك از اين وضعيت ها شمردن تا عدد ۱۰ الزامي است.

 

در حركت ديگر كششي سر را به طرف يك شانه خم كرده به صورتي كه گوش به شانه نزديك شود. حال دست همان سمت را بر روي گيجگاه سمت مقابل قرار داده و با فشار اندك، به خم شدن و نزديك تر شدن گوش به شانه كمك كنيد.

 

۱۰ ثانيه صبر كنيد سپس نوبت به خميده شدن سر بر روي شانه ديگر است. براي اين منظور نيز همان روش قبلي را با دست مقابل انجام دهيد.

 

ج - حركات مقاومتي: دست را بر روي پيشاني قرار داده و آن را به سمت عقب برده و همزمان سر را به سمت جلو فشار دهيد. بدون آن كه سر حركتي كرده و تغيير وضعيت پيدا كند.

 

سپس دست را در ناحيه پشت سر قرار داده و آن را به جلو و سر را به عقب هل دهيد.در حركت بعد دست را در يك طرف ناحيه گيجگاهي قرار داده و دست و سر را به طرف يكديگر فشار دهيد.

 

اين كار را در دو طرف سر انجام دهيد. لازم به ذكر است قرار گرفتن در هر يك از وضعيت هاي فوق به مدت ۱۰ ثانيه ضروري است. اين حركات را روزي سه بار و هر بار شش دفعه انجام دهيد.

 

نكته: در كليه تمرين هاي فوق هدف انقباض و كشش و در نهايت تقويت عضلات ناحيه گردن است و مزيت اصلي آنها اين است كه براي انجام دادنشان به هيچ فضاي خاصي نياز نبوده و در هر شرايطي حتي پشت ميز كار نيز انجا م پذير است.

 

الهام اسمعيلي

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 13:18  توسط رسول خالقی  | 

روش پیشگیری و درمان درمان درد

نشستن متمادي بر پشت ميز كار آن هم حدود هفت الي هشت ساعت كاري بس دشوار است كه اغلب كارمندان به آن مشغول هستند.

 

حال تصور كنيد كه اگر شرايط محيطي به خصوص ميز و صندلي با وضعيت جسماني فرد مطابقت نداشته و اساسا استاندارد نباشد، چه ميزان مي تواند در ايجاد دردهاي ستون فقراتي نقش داشته و در نتيجه بر كارايي فرد نيز تاثيرگذار باشد در ميان دردهاي ستون فقرات يكي از شايع ترين دردهايي كه در ميان كارمندان و اصولا افرادي كه به جهت شرايط شغلي شان مدت زيادي با گردن خميده كار مي كنند بسيار ديده مي شود، گردن درد است.

 

شايد برايتان جالب باشد كه بدانيد سر هر انساني حدود چهار الي پنج كيلوگرم وزن دارد. وظيفه تحمل اين وزن نسبتا سنگين را مهره هاي قسمت فوقاني ستون فقرات و ماهيچه هاي اطراف آن بر عهده دارند.

 

هنگامي كه اين بار سنگين به حالت عمودي قرار گيرد اين وزن بين ماهيچه ها و مهره ها به ميزان مساوي تقسيم مي شود ولي در صورتي كه به مدت طولاني وضعيتي متفاوت و خميده به جلو داشته باشد، اين فشار وزن بر روي ساختار نسبتا ظريف و كوچك گردن افزايش يافته و در نتيجه دردهاي گردني حادث مي شود.

 

در حالي كه حتي با وجود شرايط شغلي نامناسب و فشارهاي ناشي از آن نيز شما مي توانيد با تغيير در عادت هاي بد نشستن و انجام تمرين هاي بسيار ساده، در طول مدت كار از بروز مشكلات گردن خود تا حد زيادي جلوگيري كنيد.

 

در ضمن لازم به ذكر است بسياري از سردردهاي تنشي نيز از وضعيت نامطلوب گردن و شانه ها نشات مي گيرد. با بهبود اين وضعيت سردردهاي به ظاهر بدون دليل شما نيز درمان مي شود.

 

در همين راستا به پيشنهادات و نكات زير توجه كنيد:

 

 انتخاب ميز و صندلي مناسب براي انجام كار: ميز و صندلي اي كه قرار است يك كارمند و يا هر فرد ديگري مدت طولاني بر روي آن نشسته و به كار مشغول شود، مي بايست از استانداردهاي لازم به لحاظ ارتفاع سطح ميز نسبت به زمين و نسبت به كف صندلي برخوردار باشد.

 

اين ارتفاع استاندارد با توجه به قد كاربر نسبت به زمين ۵۸ الي ۷۱ سانتي متر است. در ضمن صندلي انتخابي براي كار كردن طولاني مدت بايد داراي شرايط زير باشد:

 

الف - كف و پشتي آن متحرك باشد تا با توجه به قد فرد ارتفاع آن نسبت به ميز تنظيم شود.

 

ب - از پشتي بلند و در واقع تكيه گاه مناسبي براي حمايت از ستون فقرات و گردن برخوردار باشد.

 

نكته: براي حمايت بيشتر گردن در صورت ابتلا به دردهاي آن ناحيه، از بالشتك هاي مخصوص و يا تكه حوله اي كه به صورت لوله اي درآمده استفاده كنيد. اين بالشتك و يا حوله حمايت مضاعفي براي گردن خواهد بود.

 

اين كار را در هنگام مسافرت هاي طولاني مدت در ماشين و هواپيما نيز انجام دهيد.

 

 به خودتان استراحت دهيد: همچنان كه پاهاي شما پس از ايستادن در مدت زياد به استراحت نياز دارد، در نشستن طولاني مدت و پي درپي نيز ستون فقرات به طور كلي از ناحيه گردن گرفته تا كمر به استراحت و تجديد قوا نيازمند است.

 

بنابراين پس از حداكثر يك ساعت نشستن پياپي پشت ميز و يا حتي پشت فرمان اتومبيل، محل خود را ترك كرده و با انجام تمرينات مناسب، عضلات را تقويت كنيد.

 

پيش از اين همه افراد براي ورزش دادن گردنشان حركاتي چرخشي و خم كردن هايي ناگهاني و سريع به طرفين را انجام مي دادند و انتظار نيز داشتند با اين حركات، عضلات به اصطلاح خشك شده آنها نرم شده و درد آرام شود.

 

حال آن كه امروزه ثابت شده است اين قبيل تمرين هاي سريع نه تنها از دردهاي گردن نمي كاهد بلكه مي تواند صدمات جدي به مهره هاي آن وارد كند.

 

لذا متخصصين مربوطه تمرينات خاصي را به عنوان ورزش هاي گردن به افراد عادي و حتي مبتلايان به گردن درد توصيه مي كنند كه به مهم ترين آنها در زير خواهيم پرداخت:

 

الف - صورت خود رابه سمت شانه راست برگردانده و به آرامي حركت نيم دايره اي را به سمت شانه چپ ادامه دهيد.

اين كار را در مدت زمان ۲۰ الي ۲۵ ثانيه و ۱۰ بار در روز انجام دهيد.

 

ب - حركات كششي گردن: ابتدا سر را به طرف پايين خم كرده به صورتي كه چانه به قفسه سينه برسد. در اين حالت تا شماره ۱۰ بشماريد سپس سر را به طرف بالا خم كرده و سقف را نظاره كنيد. در اين حالت نيز تا ۱۰ شماره كنيد.

 

حال سر را به طرف يك شانه برگردانده و با دست طرف مقابل با فشار بر روي چانه، سر را به طرف شانه هل دهيد تا در واقع چانه به موازات قرار گيرد. اين كار را با طرف ديگر نيز تكرار كنيد. فقط به خاطر داشته باشد به هنگام قرار گرفتن در هر يك از اين وضعيت ها شمردن تا عدد ۱۰ الزامي است.

 

در حركت ديگر كششي سر را به طرف يك شانه خم كرده به صورتي كه گوش به شانه نزديك شود. حال دست همان سمت را بر روي گيجگاه سمت مقابل قرار داده و با فشار اندك، به خم شدن و نزديك تر شدن گوش به شانه كمك كنيد.

 

۱۰ ثانيه صبر كنيد سپس نوبت به خميده شدن سر بر روي شانه ديگر است. براي اين منظور نيز همان روش قبلي را با دست مقابل انجام دهيد.

 

ج - حركات مقاومتي: دست را بر روي پيشاني قرار داده و آن را به سمت عقب برده و همزمان سر را به سمت جلو فشار دهيد. بدون آن كه سر حركتي كرده و تغيير وضعيت پيدا كند.

 

سپس دست را در ناحيه پشت سر قرار داده و آن را به جلو و سر را به عقب هل دهيد.در حركت بعد دست را در يك طرف ناحيه گيجگاهي قرار داده و دست و سر را به طرف يكديگر فشار دهيد.

 

اين كار را در دو طرف سر انجام دهيد. لازم به ذكر است قرار گرفتن در هر يك از وضعيت هاي فوق به مدت ۱۰ ثانيه ضروري است. اين حركات را روزي سه بار و هر بار شش دفعه انجام دهيد.

 

نكته: در كليه تمرين هاي فوق هدف انقباض و كشش و در نهايت تقويت عضلات ناحيه گردن است و مزيت اصلي آنها اين است كه براي انجام دادنشان به هيچ فضاي خاصي نياز نبوده و در هر شرايطي حتي پشت ميز كار نيز انجا م پذير است.

 

الهام اسمعيلي

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 13:13  توسط رسول خالقی  | 

تغذیه کودک در دو سالگی
  • برعكس سال اول كه توصيه مي شد تغذيه با شير مادر مقدم بر غذاي كمكي باشد در سال دوم با توجه به اهميت بيشتر غذاهاي جامد، توصيه مي شود كه حتي المقدور شير مادر بعد از غذا داده شود.
  • دفعات تغذيه كودك (به غير از شير مادر) هنوز 5 تا 6 بار در روز است.
  • بين يك تا 5/1 سالگي زمان انتقال تغذيه كودك از غذاهاي كمكي به غذاهاي سفره خانواده است.
  • توصيه مي شود تا 18 ماهگي بسته به تحمل كودك و به تدريج، غذاهاي سال اول زندگي به سفره خانواده تبديل شود. لذا هفته اي 2 تا 3 بار از همان غذاهاي كم حجم، مقوي و پر انرژي سال اول زندگي مانند سوپ گوشت و سبزيجات مخلوط با كمي آرد و شير و شكر و يا كته نرم كه با آب گوشت پخته شده است براي او تهيه شود.
  • نياز به كلسيم و پروتئين عمدتا از طريق شير مادر و ماست پاستوريزه اي كه در روز مي خورد تامين مي شود.
  • سفيده تخم مرغ را مي توان همانطور كه در مورد زرده آن شروع شده بود، يعني كم كم و به صورت كاملا پخته و سفت از مقدار كم شروع كرد و بتدريج به يك سفيده كامل رساند. بدين ترتيب كودك مي تواند يك روز در ميان يك تخم مرغ كامل به صورت نيمرو، املت يا آب پز بخورد؛ اما هر روز هم مي تواند از سفيده تخم مرغ استفاده نمايد.
  • از گروه چربي و شيريني ها نيز بايد استفاده نمود. استفاده كردن از اين گروه به صورت غني كردن غذاي كودك با روغن نباتي يا كره تا حدي كه جاي مواد غذايي ديگر را نگيرد و سبب كاهش اشتهاي او نشود و استفاده از مواد نشاسته اي به صورت نان، برنج، ماكاروني و سيب زميني است تا انرژي مورد نياز كودك را فراهم نمايد.
  • حبوبات، غني از مواد پروتئيني و املاح هستند كه معمولا از اواخر سال اول زندگي به رژيم غذايي كودك اضافه مي شوند. در سال دوم نيز بتدريج بر تنوع آن افزوده و به صورت كاملا پخته شده (بعد از خيس كردن و جداكردن پوست آن) همراه با سيب زميني و روغن زيتون مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.
  • اگر شروع غذا يك باره و به صورت آنچه كه در سفره خانواده است به كودك داده شود، پذيرش و هضم آن براي او مشكل مي شود. لذا در ابتدا بايد تغييراتي درآن داد مثلا در سفره خانواده اگر برنج (پلو) به صورت كته يا كاملا نرم شده نيست مي توان آن را با پشت قاشق و كمي آب خورش، نرم و له نمود يا اگر خوراك سيب زميني و گوشت و ... وجود دارد كمي نان را در آب خوراك نرم كرده همراه با گوشت و سيب زميني كه با پشت قاشق له و نرم شده است به كودك داد.
  • همانطور كه گفته شد هنوز هم معده كودك كوچك است و نبايد آن را با آب يا آب ميوه و يا خود ميوه پر كرد.
  • آب ميوه در حجم كم به عنوان يك نوشيدني خنك از ميوه هاي تازه يا از شربت هاي خانگي مانند شربت آب ليمو (با ليمو ترش تازه)، شربت به ليمو و ... بعد از بازي و تقلاي كودك در يك روز گرم بسيارمطبوع و لذت بخش است.
  • مصرف ميوه هاي مختلف، دو تا سه بار در روز به مقدار توصيه شده، هم بخشي از نياز هاي كودك به ويتامين هاي A و C را تامين مي كند و هم به علت داشتن فيبر، كار دستگاه گوارش او را تسهيل مي نمايد.
  • دادن غذاهاي خيلي شيرين و يا نوشيدني در حجم زياد در فاصله دو وعده غذا معمولا سبب كاهش اشتها شده و ممكن است كودك را ازخوردن غذاي اصلي بازدارد.
  • در برنامه غذايي كودك يك تا دو ساله تنقلاتي مثل پفك، چيپس، شكلات و نوشابه جايي نداشته و در صورتي كه فعاليت كودك زياد باشد، استفاده از ميان وعده هاي انرژي زا مانند: خرما، كشمش، مربا، كمپوت، ژله، بيسكويت، بستني پاستوريزه، بادام و پسته بو نداده (ولي ريز و پودر شده مخلوط با ماست) به شرطي كه جاي وعده اصلي غذا را نگيرد مفيد است.
  • كودكان يك تا دو ساله هنوز هم در معرض خطر خفگي هستند و موادي مانند تكه هاي سوسيس، دانه انگور، سبزي هاي خام، فندق، بادام، ذرت بو داده، آب نبات و غيره نبايد در دسترسشان باشد. همچنين وقتي دراز كشيده اند و يا در حال دويدن هستند نبايد به آنان غذا داد.
  • ميوه هاي آلرژي زا مانند كيوي، خربزه، و نيز موادي كه هضم آنها مشكل است مثل پوست حبوبات هنوز هم در برنامه غذايي كودك جايي ندارند.
  • در طول سال دوم زندگي، مصرف قطره ويتامين هاي آ و د يا مولتي ويتامين و قطره آهن به همان مقدار قبلي بايد ادامه داشته باشد و اين مطلب كه آهن موجب سياهي دندان ها مي شود نبايد مانع مصرف آن شود بلكه بايد قطره را در عقب دهان كودك ريخت و متعاقب آن به كودك آب يا كمي آب ميوه داد و يا دندان ها را مسواك زد.

رعايت نكات ايمني هنگام غذاخوردن كودك

  • كودك را هنگام غذاخوردن تنها نگذاريد. هميشه يك نفر بايد (حتي تا 3 سالگي) بر غذاخوردن كودك نظارت داشته باشد.
  • او را بنشانيد و غذا بدهيد. مراقب جويدن غذا و بلعيدن او باشيد.
  • همزمان با افزايش دندان هاي كودك، غلظت و سفتي غذا را بيشتر كنيد و غذاهايي بدهيد كه قابل جويدن باشد.
  • مواد غذايي كه احتمال دارد باعث خفگي كودك شود مانند سوسيس، شكلات، آب نبات، تخمه و آجيل، انگور و تكه هاي درشت گوشت را در دسترسش قرار ندهيد.
  • هنگام دندان درآوردن اگر براي بي حسي لثه از دارو استفاده مي كنيد، سعي كنيد نزديك زمان غذا خوردن نباشد چون باعث بي حسي ماهيچه هاي گلو مي شود و بلعيدن غذا را مشكل مي كند.
  • اگر كودك در اتومبيل يا در كالسكه در حال حركت است به او غذا ندهيد.

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 12:58  توسط رسول خالقی  | 

روش مطالعه برای کنکور
آنچه پيش روي شماست حاوي يك روش برنامه ريزي براي مطالعه و بويژه آمادگي براي كنكور است. اين روش ممكن است با آنچه در ذهن شماست و يا روشهاي ابتدايي مرسوم برنامه ريزي فردي تفاوتهاي زيادي داشته باشد، اما پس از مطالعه آن درمي يابيد كه كاملاً عملي و مفيد بوده و تمام جوانب يك يادگيري مطلوب را داراست. در اين روش با استفاده از دقيق ترين دستاوردهاي روانشناسي يادگيري مي توانيد به بهترين شكل از توان و استعداد خود بهره بگيريد.
اصول اساسي
۱ _ اين روش بيشتر به گذشته توجه دارد. چون ابتدا بايد امكانات خود را بشناسيد و براي اين كار هم بايد به گذشته توجه كنيد. بدون شناخت دقيق توانايي هايتان نمي توانيد الگو و برنامه واقع بينانه اي براي آينده تدوين نماييد.
اغلب برنامه هاي آموزشي از پيش تعيين شده كه شما و يا حتي افراد با تجربه تر براي روزها و هفته هاي بعد تنظيم مي كنيد، هرگز اجرا نمي شود. زيرا اين برنامه ها همگي يك اشكال اساسي دارند آنها برمبناي تواناييها و امكانات واقعي شما استوار نشده اند. معمولاً اين برنامه ها خوش بينانه و بلندپروازانه تنظيم مي شوند. ما نمي توانيم برنامه مطالعه و زندگي خود را فقط براساس آرزوها و تمايلات خودمان تنظيم كنيم. متأسفانه در ۹۹ درصد موارد حدس شما از تواناييهاي خودتان خوش بينانه است. به همين دليل معمولاً ارزيابي شخصي دو برابر واقعيت است.
۲ _ برنامه هر كس مخصوص خود او و با ديگري متفاوت است. هر كس در زمينه بهره هوشي، پايه درسي، نقاط قوت و ضعف درس، اهداف آموزشي، عادات و روشهاي مطالعه، محيط و شرايط زندگي و تحصيل و ميزان اعتماد به نفس با ديگران متفاوت است و براي هر فرد بايد برنامه اي متناسب با ويژگيهاي خاص خود تنظيم گردد. الگوبرداري از كارهاي دوستاني كه موفق بوده اند نيز چندان مفيد نيست. چه بسا كاري كه براي كسي بسيار مفيد و مؤثر است براي ديگران كاملاً مضر باشد.
۳ _ واحد زماني اين برنامه يك هفته است. يكي از عواملي كه باعث اجرا نشدن برنامه هاي درسي مي شود تنظيم برنامه به صورت ساعت به ساعت يا روز به روز است. در حالي كه در زندگي واقعي ما عوامل بسياري وجود دارند كه موجب مي شوند ما نتوانيم هر روز در ساعت معين همان كاري را كه مي خواهيم انجام دهيم، ولي مي توانيم اين ضعف را در روزهاي بعد جبران كنيم. به همين دليل يك هفته واحد زماني مناسبتري براي برنامه ريزي است.
اگر ما در طول يك هفته رفتار خود را بررسي كنيم بهتر مي توانيم به عدم تعادلهاي كار خود پي ببريم و افراط و تفريطها را در كار خود بشناسيم هنگامي كه ساعات مطالعه دروس مختلف را در طول يك هفته جمع مي كنيم متوجه مي شويم كه درسي را بيشتر يا كمتر از اندازه لازم مطالعه كرده ايم.
هر كس اگر به حال خود گذاشته شود كاري را انجام مي دهد كه بيشتر به آن علاقه دارد، همچنين هنگام درس خواندن بيشتر به مطالعه دروسي مي پردازد كه در آن موفق تر بوده و نمره كمتري كسب كرده است. بايد هر درس را به اندازه اهميت همان درس و به طور متعادل مطالعه نماييم، و با توجه به قدرت و ضعف مان در آن درس ساعات مطالعه آن را تنظيم نماييم.
۴ _ نقش فعال و خلاق در برنامه ريزي متعلق به شماست. هيچ كس به اندازه شما دلسوز و نگران سرنوشت شما نيست و هيچ كس به اندازه شما از جزئيات كار شما آگاه نيست. در اين روش شما مي توانيد ابتكارات و خلاقيتهاي خود را ابراز نماييد. اين خود شما هستيد كه فعالترين نقش را در برنامه ريزي آموزشي تان داريد. مهم برخورد خلاقانه شما با برنامه ريزي است كه خودتان انجام مي دهيد.
۵ _ رقيب اصلي شما خودتان هستيد. رقيب شما ديگران نيستند، شما در طول سال جاري بايد با خودتان مسابقه بدهيد. بايد هر روزتان از روز قبل و هر هفته تان از هفته قبل بهتر و موفق تر باشد.
سال گذشته از چند درصد توانايي خود
استفاده كرده ايد؟
متأسفانه بخش قابل توجهي از توانايي هاي ما به هدر مي رود و ما بدون آن كه به اين موضوع توجه كنيم، در پي رقابت و مسابقه با ديگران هستيم سالم ترين، صحيح ترين و موثرترين نوع رقابت، رقابت انسان با خود است. ما بايد دائماً تلاش كنيم قابليتها و تواناييهاي خود را بيشتر و بيشتر متحقق نماييم. براي ارزيابي صحيح از كار خود بايد دائماً با خود رقابت كنيد و ركوردهاي كمي و كيفي به دست آمده را ثبت كنيد. اگر شما بدانيد اين هفته چقدر مطالعه كرده ايد حتماً در هفته آينده تلاش خواهيد كرد ساعات بيشتري درس بخوانيد.
روش اجرايي برنامه ريزي آمادگي كنكور
دفتر برنامه ريزي و رسم جدول مطالعات
يك دفتر صد برگ تهيه كنيد. دو سه برگ اول آن را سفيد بگذاريد. سپس هر دو صفحه مقابل هم را به يك هفته اختصاص دهيد. در سمت راست آن جدولي به شرح زير رسم كنيد و سمت چپ آن را كه صفحه ارزيابي و تصميم نام دارد سفيد بگذاريد تا نكات ويژه اي را كه بعداً اشاره خواهد شد در آن بنويسيد.
در صورتي كه در طول سال برنامه آموزشي يا فوق برنامه اي علاوه بر مطالعه درسي و كنكور داريد، در پايان ستون ذكر كنيد. (مانند: كلاس، كامپيوتر، زبان، فعاليت ورزشي يا هنري)
اغلب توصيه بر اين است كه در سال جاري فعاليت هاي فوق برنامه خود را به حداقل برسانيد يا كاملاً قطع كنيد. فعاليتهاي ورزشي و هنري در سال جاري، تا حدي كه سبب شادابي جسم و روح شما شود مفيد و لازم است. شروع هر هفته را روز شنبه در نظر بگيريد و پايان هفته را روز جمعه، تكميل جدول را بايد از همين امروز شروع كنيد و حتي يك روز را هم نبايد از دست بدهيد. مثلاً اگر امروز دوشنبه است، جدول را از ستون دوشنبه به بعد تكميل كنيد و شروع كار را به تعويق نيندازيد لازم نيست تمام خانه هاي مربوط به دروس مختلف هر روز پر شود زيرا شما نمي توانيد تمام دروس را در يك مطالعه كنيد. ساعات شروع و پايان مطالعه را لازم نيست بنويسيد. زمان مطالعه هر درس از لحظه اي شروع مي شود كه شما كتاب را باز مي كنيد و زماني خاتمه مي يابد كه كتاب را مي بنديد. كارهاي متفرقه اي كه در بين مطالعه انجام مي دهيد جزو ساعات مطالعه محاسبه نمي گردد و بايد از آن كسر شود.
منظور از ساعات مطالعه فقط ساعاتي است كه به تنهايي مطالعه مي كنيد. ساعات مطالعه با معلم خصوصي و يا رفتن به كلاسهاي مختلف جزو ساعات مطالعه محسوب نمي گردد. ساعاتي را كه در هفته براي هر درس به كلاس كنكور رفته ايد يا معلم خصوصي داشته ايد در ستون آخر ثبت نماييد. اين كار را يكبار و در پايان هفته انجام دهيد.
جمع ساعات مطالعه را در پايان هر روز محاسبه و ثبت كنيد، در غير اين صورت ارزش كارتان از بين مي رود، زيرا شما بايد بدانيد هر روز به نسبت روز قبل چه ميزان مطالعه كرده ايد تا در روز بعد كميت و كيفيت كارتان را بالاتر ببريد. اگر روزي اصلاً درس نخوانديد، در خانه جمع همان ستون با خودكار قرمز يك صفر بزرگ بگذاريد. حتي الامكان هر شب براي روز بعد برنامه اي تنظيم كنيد و معلوم كنيد كه فردا قصد داريد چه دروسي را مطالعه كنيد. در رديف ما قبل آخر ستون جمع، مجموعه ساعات مطالعه هر هفته را ثبت كنيد. اين عدد براي شما اهميت زيادي دارد و بايد آن را براي هفته بعد به خاطر داشته باشيد تا بهتر كار كنيد. همچنين ميانگين ساعات روزهاي هفته نيز براي شما اهميت زيادي دارد. براي به دست آوردن آن مجموعه ساعات مطالعه هفته را بر هفت تقسيم كنيد. از اين طريق سعي كنيد تا ميزان مطالعه هر روز را از ميانگين هفته قبل بالاتر ببريد.
صفحه ارزيابي و تصميم
پس از تكميل جدول روزانه لازم است به نقد و ارزيابي كارهايتان بپردازيد تا اشكالات كارتان را تشخيص داده و براي رفع آن در آينده بكوشيد. اين ارزيابي را در سه مرحله انجام دهيد:
۱ _ پايان هر روز
۲ _ پايان هر هفته
۳ _ پايان هر ماه
نتيجه بررسي ها و همچنين تصميماتي را كه براي فردا، هفته بعد يا ماه بعد مي گيريد در صفحه ارزيابي و تصميم يادداشت كنيد.
عوامل و موارد بررسي شده در صفحه ارزيابي و تصميم عبارتند از:
۱ _ چقدر مطالعه كرده ايد؟
۲ _ آيا مطالعه دروس مختلف متناسب و متعادل بوده است يا خير؟
۳ _ آيا از بازده كار راضي هستيد يا خير؟
۴ _ اشكال در كجاست؟
به عبارت ديگر ما در بررسي كار مطالعاتي خود به ترتيب به اين موضوع توجه مي كنيم.
۱ _ كميت و مقدار كار: در طول روز چند ساعت خوانده ايد؟ به جز درس خواندن چه كارهاي ديگري انجام داده ايد؟ كارهاي ديگر تا چه حد ضروري و مفيد بوده اند؟ چند ساعت از وقت خود را صرف فعاليت غيردرسي كرده ايد؟ چند ساعت از روزتان را هدر داده ايد؟
اينها را فقط خودتان مي توانيد تشخيص دهيد. با تشخيص آن سعي كنيد فردايتان بهتر از امروز باشد. شما بايد خودتان قاضي خود باشيد.
۲ _ تناسب و تعادل در كار: براي موفقيت لازم است تعادل و تناسب را در مطالعه دروس مختلف رعايت كرد. يكي از عوامل مهم بررسي جدول روزانه مطالعه، توجه به تناسب مطالعه دروس مختلف است. اين كار را بايد در پايان هفته، كه ساعات مطالعه دروس مختلف جمع مي گردد انجام داد، كه آيا متعادل كار كرده ايد يا اينكه در مطالعه تان افراط و تفريط داشته ايد و بعضي دروس را كمتر يا بيشتر خوانده ايد البته بايد در نظر داشت كه وجود اتفاقات و استثنائات غير منتظره در زندگي اغلب باعث عدم اجراي دقيق برنامه مي گردد و اغلب بدون اينكه متوجه باشيد عملاً دروسي را بيشتر مطالعه مي كنيد كه تمايل بيشتري به آنها داريد.
اگر درسي را در يك هفته بيش از اندازه خوانديد در هفته بعد ميزان آن را كم كنيد و دروسي را كه در هفته قبل كم خوانده ايد بيشتر بخوانيد. نتيجه اين بررسي ها و همچنين تصميماتي را كه براي هفته بعد گرفته ايد در صفحه ارزيابي و تصميم بنويسيد.
وضعيت مطلوب كدام است؟
به طور ميانگين براي دانش آموزان سال آخر حدود ۵ ساعت مطالعه در روز مطلوب است. البته ممكن است اين ميزان براساس شرايط آن روز كمتر يا بيشتر شود.
اگر در دوران تحصيل خود به تنبلي عادت كرده ايد، نمي توانيد يكباره ساعات مطالعه خود را افزايش دهيد.
سعي كنيد براي خود هدفهاي غيرواقعي و دور از دسترس تعيين نكنيد و به تدريج بر كميت كار خود بيافزاييد.
حالت متعادل و متناسب درس خواندن براي كنكور چيست؟
علاوه بر افزايش تدريجي ساعات مطالعه بايد سعي كنيد به طور متعال دروس مختلف را مطالعه كنيد. حالت متعادل اين است كه هر روز حدوداً سه درس را مطالعه كنيد. هر درس را مي توانيد در حدود ۲ ساعت مطالعه كنيد. براي مطالعه دروس پايه اي و فهميدني مثل رياضي، فيزيك، فلسفه و منطق مدت بيشتري را در نظر بگيريد. دروس حفظ كردني و عمومي را در مدت زمان كوتاهتري مطالعه كنيد.
در طول هفته شما بايد تمام دروس را بخوانيد، البته در طول يك سال و با توجه به نقاط قوت و ضعفتان بايد روي بعضي دروس تأكيد بيشتري كنيد. آنچه مهم است اينكه بايد در ابتداي سال روي دروس پايه اي، فهميدني و دروسي كه در آنها ضعيف تر هستيد بيشتر كار كنيد. از ميان دروس عمومي، زبان و عربي را در ابتداي سال بيشتر بخوانيد. به تدريج كه به پايان سال نزديك مي شويد بايد به دروسي كه در آنها قويتر هستيد بيشتر بپردازيد. در هفته هاي آخر به هيچ وجه مطالبي را كه ياد گرفتن شان براي شما مشكل است نخوانيد و فقط به مرور دروس و مباحثي بپردازيد كه در آنها تسلط بيشتري داريد.
شيوه صحيح مطالعه
اين شيوه داراي پنج مرحله است كه در هر يك از اين مراحل هدف خاصي دنبال مي شود. در واقع اين اصل يكي از ويژگيهاي مهم اين روش محسوب مي شود، زيرا ضمن اينكه انرژي رواني و قواي ذهني فرد در هر مرحله معطوف به يك هدف است و در نتيجه قدرت تمركز و توجه فرد را بيشتر مي كند، همچنين از پراكندگي ذهني جلوگيري مي كند و مانع هدر رفتن نيرو و بروز خستگي مي شود.
۱- خواندن اجمالي
در اين مرحله مبحث مورد نظر را يك بار و بدون هدف يادگيري صرف بخوانيد. هدف اين مرحله فقط آشنايي با موضوع كلي مورد بحث است.
۲ _ سازماندهي
در اين مرحله يك بار ديگر اقدام به خواندن مبحث مورد نظر كنيد با اين هدف كه نكات اصلي و اطلاعات جزئي را از يكديگر جدا كنيد. نيازي نيست كه به تمام مطالب به طور يكسان اهميت داده شود، بلكه سطوح مختلف متن، از جمله تز اصلي، نكات اصلي و اطلاعات جزيي داراي سطوح اهميت متفاوتي هستند. توجه به اين تفاوتها موجب درك كامل و نگهداري كامل مطلب و حافظه و نيز همچنين موجب ايجاد يك چهارچوب فكري جهت يادگيري مثبت مراحل بعد مي گردد.
۳ _ علامت گذاري و حاشيه نويسي
در اين مرحله سعي كنيد سطوح اهميت را توسط علامت هايي از هم متمايز كنيد. براي اين كار مي توانيد از علائمي مانند پرانتز، ضربدر، خط كشي، و يا رنگ كردن استفاده كنيد. هدف اين كار سرعت بخشيدن به امر مرور و يافتن نكات اصلي و مهم متن است. همچنين در حاشيه سمت راست هر پاراگراف با استفاده از يك يا دو عبارت كوتاه، موضوع اصلي مورد بحث در آن پاراگراف را مشخص كنيد.
۴ _ خلاصه نويسي
در اين مرحله سعي كنيد با استفاده از قسمتهاي علامت گذاري شده و حاشيه ها، خلاصه اي از آنچه كه تا آن مرحله به ذهن سپرده ايد به روي كاغذ بياوريد. ضرورتي ندارد كه مطالب خلاصه شده عيناً به ترتيب مطالب كتاب باشد. نكته بسيار مهم اينكه هر كس فقط مي تواند از خلاصه اي كه خود تهيه كرده استفاده كند و اين خلاصه نويسي هرگز براي فرد ديگري مفيد نخواهد بود، چرا كه هر شخصي براساس تواناييهاي هوشي و استعداد يادگيري خاص خود اين كار را انجام مي دهد.
۵ _ مطابقت
در اين مرحله به متن اصلي برگرديد و كنترل كنيد كه چيزي را از قلم نينداخته باشيد. همچنين ساختمان خلاصه تهيه شده را مورد بررسي قرار دهيد و در صورت نياز نسبت به تصحيح و تكميل آن اقدام كنيد.




موانع تمركز حواس
حواس پرتي غالبا به دو دسته كلي تقسيم مي شود:
۱ _ دروني: معمولاً به دلايلي از قبيل بيماري، ضعف، خستگي، گرسنگي، بي خوابي و مانند آن ايجاد مي گردد.
۲ _ بيروني: معمولاً به دلايلي از قبيل مشكلات روحي و عقلي، مشكلات خانوادگي، عدم وجود علاقه، دل زدگي، مشغله ذهني، تخيلات، شرايط نامساعد جوي، سر و صدا، و مانند آن ايجاد مي گردد.
موارد مذكور ، همگي سبب كاهش تمركز حواس مي شوند. تمركز حواس، كليد كارآمدي در امر مطالعه به شمار مي رود. كليد اساسي تمركز حواس، كاربرد فنوني است كه خواننده را در عمل مطالعه فعال مي سازد و سبب ايجاد واكنش در حين مطالعه مي شود.
اين فنون عبارتند از:
۱ _ سؤال كردن: خواننده را به سمت نويسنده هدايت مي كند.
۲ _ استنباط كردن: نتيجه بررسي هايي است كه خواننده از موارد مطالعه شده و نتيجه اي كه از آن مي گيرد انجام مي دهد.
۳ _ تجسم كردن: كاربرد حواس خواننده و جان دادن به كلمات نويسنده است.
۴ _ علامت گذاري و حاشيه نويسي: خواننده را وامي دارد تا درباره ساختمان مطلب مورد مطالعه تصميم گيري كند.
۵ _ ربط دادن: خواننده، مطلب و انديشه هاي نويسنده را با ساير اطلاعات خود ربط مي دهد.
نكات اساسي در مطالعه
۱ _ برنامه مطالعه خود را با ديدي واقع بينانه طرح ريزي كنيد و مقدار زيادي از كار را براي يك مدت محدود نگذاريد.
۲ _ گاهي كارهاي غيرمنتظره و پيش بيني نشده ممكن است برنامه مطالعاتي شما را به هم بزند، بنابراين براي اين كارها وقت لازم را پيش بيني كنيد.
۳ _ از بهترين ساعات خود براي مطالعه استفاده كنيد و درسهاي سنگين تر را براي ساعاتي كه بهتر مي توانيد كار كنيد قرار دهيد يعني زماني كه آمادگي ذهني شما بيشتر است.
۴ _ مطالب مشابه را با هم نخوانيد، زيرا با هم اشتباه مي شوند و در كار شما مزاحمت ايجاد مي كنند.
۵ _ به آنچه كه ياد مي گيريد فرصت دهيد تا جا بيافتد، يعني تحكيم پيدا كند تا بيشتر در حافظه باقي بماند و زود از بين نرود.
۶ _ با فاصله زماني مطالعه كنيد تا يادگيريهاي بعدي در يادگيريهاي قبلي تداخلي نكنند.
۷ _ سعي كنيد آنچه را كه آموخته ايد مورد استفاده قرار دهيد و به كار بنديد و حتي الامكان به آنها فكر كنيد.
۸ _ سعي كنيد كل مطلب را در نظر بگيريد و روابط بين اجزا را درك كنيد.
۹ _ براي مطالعه يك فصل ابتدا عناوين درشت را بخوانيد و سپس يك نگاه كلي به فصل بيندازيد و اگر خلاصه فصل وجود داشت آن را بخوانيد و سپس جزء به جزء مطالب را بخوانيد.
۱۰ _ از مطالب مهم يادداشت برداريد.
۱۱ _ روي يك فصل از كتاب زياد معطل نشويد. درك كامل يك فصل زماني حاصل مي شود كه كل كتاب يا لااقل نصف آن را بخوانيد بنابراين ابتدا با سرعت پيش برويد، بعد دوباره به اول كتاب برگرديد و مطالعه دقيق مطالب را از سر بگيريد.
۱۲ _ اگر در زمان مطالعه افكار مزاحم و فكر كارهاي روزمره در يادگيريهاي شما اخلال ايجاد مي كند، سعي كنيد كه از آنها يادداشت برداريد و هر چه سريعتر آن را از حافظه خود دور كنيد.
۱۳ _ مجموعه ساعات خود را در هفته بر حسب اولويتي كه به درس خاص مي دهيد بين دروس مختلف تقسيم كنيد. اولويت بندي درسها بر حسب ضعف شما در آن درس يا اهميت درس و يا ضريب آن درس معين مي شود.
۱۴ _ درسهاي سخت را در يك روز يا يك هفته متمركز نكنيد.
۱۵ _ سعي كنيد پس از هر يك ساعت درس خواندن، پانزده دقيقه به خود استراحت دهيد و در اين مدت هيچ گونه مطالعه (حتي غير درسي) نداشته باشيد.
۱۶ _ اوقات درس خواندن خود را از كم به زياد برنامه ريزي كنيد. يعني ابتدا با ساعات كمتر شروع كنيد و سپس به مرور تعداد ساعات فعاليت درسي خود را افزايش دهيد.
۱۷ _ سعي كنيد در خلال برنامه تان به فعاليت هاي اجتماعي دلخواه و يا سرگرمي و ورزش مورد علاقه تان بپردازيد و يا در جمع دوستان و اقوام قرار گيريد.
۱۸ _ حتي الامكان در سكوت و فضاي بسته و خلوت مطالعه كنيد.
۱۹ _ مكان مطالعه شما بايد داراي تهويه مناسب و نور كافي باشد.
۲۰ _ معمولا يادگيري در ساعات اوليه روز بسيار بهتر از ساعات انتهاي شب صورت مي گيرد.
۲۱ _ داشتن تفكر مثبت و خريد خوش بينانه نسبت به نتيجه امتحان، بهترين تأمين رواني براي استفاده از حداكثر تواناييهاست.
۲۲ _ با قطعه قطعه كردن مطلب هر كتاب و اختصاص دادن هر دوره زماني به يك قطعه خاص، استرس ناشي از حجم درسها را به حداقل برسانيد.


 

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 12:50  توسط رسول خالقی  | 

روش درمان سرطان با اب درمانی
فرآیند شناخت و درمان سرطان با طب آب درمانی متد(امساک ازخوردنیها + نوشیدن آب خالص):

الف – فرآیند شکل گیری تومورهای سرطانی :
بدن انسان از مقدار بسیار زیادی سلول بوجود آمده است و وقتی انسان از طریق های مختلفی مانند آلودگی هوا ، سیگار کشیدن ،مشروبات ، مواد مخدر ، غذاهای نا مناسب و آلوده ( غذاهای آماده و محصولات کارخانه ایی که مواد شیمیایی افزودنی به آنها اضافه نموده اند )، مصرف سبزیجات و میوه جاتی که سم پاشی شده اند (بعضی از انواع سم ها و آفت کش ها که حتی با شستن و ضدعفونی کردن هم پاک نمی شوند و آن آفت کش ها و سم ها به داخل نسوج گیاهان و میوه ها نفوذ کرده اند )،آلودگی آب آشامیدنی (کلر و ... ) ، استرس ها و تنش های روانی بطور مرتب سمومی را وارد بدن می کنند .
بدن انسان همیشه در حال سم زدایی است . وقتی انسان از طریق هایی که گفته شد آلودگی ها و سموم را وارد بدن می کند در بعضی مواقع مقدار آلودگی ها آنقدر زیاد است که دیگر بدن نمی تواند تمام آنها را خارج بکند و برای اینکه این سموم وارد اعضای حیاتی مانند قلب و مغز نشوند قسمتی از سلولهای بدن شروع می کنند به جمع کردن این سموم و سموم را در خود انباشته می کنند ( سموم را می بلعند ) تا به اعضای حیاتی بدن صدمه وارد نشود و وقتی این سلولها دیگر جایی برای انباشته کردن سموم نداشته باشند شروع به تکثیر سلولهای جدید ( اضافی ) می کنند تا این سلولهای اضافی نیز این روند بلعیدن را ادامه بدهند و نگذارند که این سموم به اعضای حیاتی برسند و این روند تکثیر و رشد سلولهای اضافی برای بلعیدن سموم آنقدر ادامه پیدا می کند که در نهایت تبدیل به تومورهای سرطانی می شود و بدین صورت سرطان شکل می گیرد . و ملاحظه می کنید که سرطان خود یک مکانیسم دفاعی بدن است که مانع از ورود سموم مختلف به داخل اعضای حیاتی بدن می شود زیرا اگر این سموم که وارد در جسم انسان می شود بلافاصله در مغز داخل شوند یا فلج مغزی و یا مرگ انسان را بدنبال دارد و در حالی که این مکانیسم دفاعی بدن ( تکثیر سلولهای جدیدواضافی برای بلعیدن سموم ) این فرصت را به انسان می دهد تا بتواند مرگش را به تأخیر اندازد و فرصت داشته باشد تا دوباره سلامتی اش را بدست آورد .

ب- فرآیند درمانی سرطان در پزشکی رایج :
پزشکی رایج برای درمان سرطان ، جراحی را بکار می برد تا با از بین بردن سلولهای سرطانی سلامتی را به شخص باز گرداند و با انجام جراحی بافتها و سلولهای سالم و عصبها را از بین می برد و چون نمی تواند عامل اصلی و اساسی بوجود آمدن سرطان (سموم) را از بین ببرد لذا بعد از مدتی دوباره سرطان عود می کند و در همان ناحیه از بدن که قبلاً درگیر بوده و یا در نواحی اطراف این تومورها دوباره رشد کرده و اینبار پس از دوره کمون به یکباره شاهد هستیم که بیمار را به کام مرگ فرو می برد.
همچنین پزشکی رایج ، از شیمی درمانی – پرتو درمانی ، هم برای معالجه این بیماری استفاده می کند و با انجام شیمی درمانی ، داروهای شیمیایی که سم مهلک هستند را وارد بدن بیمار می کنند و باعث می شوند تا کل جسم بیمار پر از سموم شود و مسمومیت تدریجی ایجاد کند . و چون عامل اصلی بوجود آمدن تومورهای سرطانی ( سموم ) را هدف قرار نداده است بار دیگر پس از طی دوره کمون همین تومورها از همان محل قبلی و یا جای دیگر بدن ( متاستاز ) بطور خاموش و بدون علائمی رشد می کند و بیمار را به کام مرگ فرو می برد .

ج- فرآیند درمانی سرطان با طب آب درمانی ( امساک + آب ) :
اما در طب آب درمانی ابتدا این سموم را از داخل سلولهای درگیر تخلیه می کنیم و وقتی این سموم انباشته شده در سلولهای اضافی ( سلولهای سرطانی ) را با طب آب درمانی خارج کردیم ، می ماند خود همین سلولهای اضافی و تکثیر شده که خود بدن بطور خوکار آنها را تخلیه می کند ( وقتی سموم تخلیه شدند بدن دیگر نیازی به این سلولهای تکثیر شده ندارد و لذا این سلولها را هم با آب از بدن تخلیه می گردد ) و در نهایت نه دیگر سمومی وجوددارد ونه سلولهای اضافی ( سلولهای سرطانی ) که برای بلعیدن سموم تولید شده بودند .
و بدینوسیله با طب آب درمانی سرطان معالجه می شود .و این فرآیند درمانی سرطان با طب آب درمانی در متد ( امساک از تمام غذاها و میوه ها + نوشیدن آب خالص ) در مدت 10 الی 40 روز ( گاهی هم بیشتر ) طول می کشد و ملاحظه می کنید که بیماری مهلکی چون سرطان در مدت کوتاهی و بدون استفاده از هیچ نوع داروی شیمیایی و یا اعمال جراحی ولی بصورت کاملاً طبیعی درمان می شود . و این وب سایت علمی – درمانی این نوید را به تمامی جهانیان می دهد که بیماریهای لاعلاجی مانند سرطانها را تحت نظر متخصص این طب (استاد حسن جلالیان)درمان می شوند.
2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 12:30  توسط رسول خالقی  | 

روش پیشگیری از ایدز

پیشگیری از ایدز با تغذیه صحیح و ...

 

 

 

پیش‌گیری از عفونت HIV :
با توجه به شعار معروف سازمان بهداشت جهانی (WHO) در رابطه با AIDS که عبارت است از: «ایدز واکسن ندارد، درمان قطعی ندارد، تنها راه مبارزه، پیشگیری است» می‌توان به اهمیت نقش پیشگیری در بیماری ایدز پی‌ برد. به عبارتی در حال حاضر تنها سلاح موثر در برابر انتشار این بیماری کشنده، آموزش عمومی و پیشگیری از بروز آن است.

- در چند جامعه که در معرض خطر بالای عفونت HIV قرار داشتند (مانند مردان هم‌جنس باز در ایالات متحده و اروپای غربی) تعدیل رفتاری و پیروی از تجارب جنسی ایمن‌تر ، با کاهش میزان بروز عفونت همراه بوده است و با توجه به این که یکی از شایع‌ترین راه‌های انتقال بیماری ایدز در سراسر جهان، از طریق جنسی است، بهترین راه پیش‌گیری از آن پایبندی به اصول اخلاقی و خانوادگی و اجتناب از بی‌بند وباری جنسی است. استفاده از کاندوم در تماس‌های جنسی مشکوک تا حدی می‌تواند از انتقال بیماری جلوگیری کند.

- همان‌طور که بیان شد یکی از راه‌های مهم انتقال بیماری، استفاده از سر سوزن‌های مشترک به خصوص در معتادان ترزیقی است. بنابراین باید از استفاده ی مجدد سرنگ‌های یک بار مصرف به ‌طور جدی خودداری شود و قبل از به کار بردن هر گونه وسیله سوراخ کننده مانند سوزن خال کوبی، تیغ سلمانی، مسواک و ... از عدم آلودگی و استریل بودن آن اطمینان حاصل کرد.

- بهتر است خانم‌هایی که تمایل به بارداری دارند، از سلامت خود (عدم ابتلاء به عفونت HIV) اطمینان حاصل کرده و سپس اقدام به بارداری کنند. بررسی‌های انجام شده نشان داده است که درمان زنان آلوده به HIV با یکی از داروهای ضدویروسی به نام زیدوودین به مدت 6ماه، خطر انتقال عفونت از مادر به نوزاد را حدود 67 درصد کاهش می‌دهد (از 25 درصد به 8 درصد می‌رساند).

- بهتر است تست‌های تشخیص بیماری ایدز برای کلیه افرادی که قصد ازدواج دارند (برای بررسی سلامت کامل آنها از ابتلاء به عفونت HIV) مانند سایر تست‌های قبل از ازدواج انجام شود.

- افرادی که در مراکز بهداشتی- درمانی و آزمایشگاه‌ها شاغل هستند (پزشکان و پیراپزشکان) احتیاط لازم را به عمل آورده و از عینک‌های مخصوص و دستکش و ... استفاده کنند.


 

نقش‌ تغذیه در پیش‌گیری از ابتلاء به عفونت :HIV
همان‌طور که گفته شد ایدز یک بیماری کشنده و غیرقابل درمان است که به دنبال حمله به سیستم ایمنی و نقص موجود در سیستم دفاعی بدن منجر به مرگ می‌شود. بنابراین یکی از مهم‌ترین مسائل، افزایش قدرت سیستم ایمنی در افراد سالم و جلوگیری از سوء تغذیه و بالا بردن مقاومت بدن است. بررسی‌های اخیر نشان می‌دهد که یکی از علل عمده ی افزایش بروز بیماری ایدز در کشورهای آفریقایی نسبت به سایر مناطق دنیا، سوء تغذیه و پایین بودن سطح ایمنی آن‌ها به عفونت است.

بدن انسان از طریق سدهای غیراختصاصی (مثل پوست، غشاهای مخاطی، سلول‌های فاگوسیت) و هم‌چنین پاسخ‌های اختصاصی دفاعی مثل آنتی‌بادی‌ها و ... توانایی شناسایی و دفاع از خود در برابر حمله مواد خارجی را دارند و بدین‌وسیله در برابر بیماری‌ها مقاومت می‌کند. حال اگر هر کدام از سدهای دفاعی اختصاصی و غیراختصاصی به علت اشتباه در نحوه تغذیه و استفاده ی نادرست از مواد غذایی دچار اختلال شود، فرد به علت نقص ایمنی، سریع‌تر از بقیه ی افراد به بیماری مبتلا می‌شود.


ویتامین‌های آنتی‌اکسیدان مثل ویتامین C ، ویتامین E و بتاکاروتن (پیش ویتامین A) در جلوگیری از ایدز، سرطان و تمام بیماری‌هایی که به واسطه نقص سیستم ایمنی ایجاد می‌شوند نقش مهمی به عهده دارند.
به‌طور مثال کمبود پروتئین، سلول‌های ایمنی و آنتی‌بادی‌ها را کاهش می‌دهد. وجود آهن  برای عملکرد بهتر سیستم ایمنی ضروری است و سلنیوم تولید آنتی‌بادی را تسریع کرده و عملکرد سلول‌های ایمنی را حمایت می‌کند.

از سایر املاح موثر می‌توان به مس اشاره کرد که کمبود آن باعث افزایش میزان عفونت به ویروس HIV می شود. هم‌چنین کمبود  منیزیم  باعث اختلال در میزان پاسخ ایمنی، هورمونی و سلولی در مبارزه با بیماری‌ها (به‌خصوص ایدز) میگردد.

پوست به‌عنوان سد ایمنی اول در جلوگیری از ورود عوامل بیماری‌زا نقش مهمی دارد. دو اسید آمینه آرژینین و گلوتامین نیز در بهتر عمل کردن سیستم ایمنی نقش مهمی داشته و دو یون منیزیم و منگنز، علاوه بر آهن و سلنیوم در بهبود اعمال سیستم ایمنی اهمیت دارند.

 ویتامین‌های آنتی‌اکسیدان  مثل ویتامین C  ، ویتامین E  و بتاکاروتن (پیش ویتامین A)  در جلوگیری از ایدز، سرطان و تمام بیماری‌هایی که به واسطه نقص سیستم ایمنی ایجاد می‌شوند نقش مهمی به عهده دارند. کمبود ویتامین B6 نیز در کنار کمبود ویتامین‌های آنتی اکسیدان در کاهش سطح دفاعی اهمیت دارد.

دو اسید چرب به نام‌های امگا 3 (OMEGA-3)  و امگا 6(OMEGA-6) که در روغن کبد ماهی و ماهی یافت می‌شوند، نیز برای کارآیی بهتر سیستم ایمنی لازمند. کمبود امگا 3 باعث سرکوب پاسخ آنتی‌بادی‌ها و از بین رفتن تدریجی سیستم دفاعی می‌شود. هم‌چنین تأثیر پاسخ سلول‌های ایمنی (T-CELL)را کاهش می‌دهد.


مصرف میوه‌ها و سبزیجات خام باید محدود شود، زیرا خطر آلودگی با میکروارگانیسم‌ها در این افراد وجود دارد.هم‌چنین باید از مصرف غذاهای بیرون از منزل به‌طور جدی خودداری کنند.
با توجه به مطلب فوق می‌توان نتیجه گرفت که استفاده مناسب از میوه‌ها، سبزیجات، ویتامین‌ها و مواد معدنی و سایر مواد می‌تواند نقش بسیار مهمی در پیش‌گیری از ابتلا به بیماری‌های مختلف از جمله ایدز داشته باشد. هم‌چنین باید توجه داشت که بعضی غذاها دارای طعم و ظاهری خوب بوده، ولی از لحاظ کیفیت غذایی بسیار پایین هستند و نه تنها مواد مغذی و لازم را تأمین نمی‌کنند، بلکه خود به‌عنوان عامل از بین برنده این مواد مغذی هم عمل می‌کنند.

 


درمان تغذیه‌ای برای به تعویق انداختن پیش رفت بیماری ایدز:
برای به تعویق انداختن پیشرفت ایدز در بیماران مبتلا، یک رژیم غذایی حاوی کالری و پروتئین فراوان مورد نیاز است. این مقدار نیاز در حدود یک و نیم برابر نیاز یک فرد عادی با همان وزن و سن و شرایط به کالری و پروتئین است. از طرفی مصرف مکمل‌های ویتامینی و مواد معدنی برای تمامی بیماران مبتلا به ایدز توصیه می‌شود. مقدار نیاز یک بیمار ایدزی به ویتامین و املاح حداقل دو برابر نیاز یک فرد عادی است. از میان ویتامین‌های مختلف، B12  , B6  و فولات (اسیدفولیک)  از اهمیت بالاتری برخوردارند. مصرف سلنیوم نیز در بیماران ایدزی بسیار پراهمیت است.

این بیماران باید غذای مصرفی خود را در مقادیر کوچک و در دفعات متعدد میل کنند و هر گونه سوء جذبی باید در آن‌ها مورد توجه قرار گیرد.

این بیماران به علت نقص ایمنی و استعداد بالای ابتلا به عفونت‌های مختلف، باید در مصرف مواد غذایی دقت فراوان داشته باشند. مصرف میوه‌ها و سبزیجات خام باید محدود شود، زیرا خطر آلودگی با میکروارگانیسم‌ها در این افراد وجود دارد.

هم‌چنین باید از مصرف غذاهای بیرون از منزل به‌طور جدی خودداری کنند.

دکتر نگار بهروز

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 11:54  توسط رسول خالقی  | 

در باره سکته مغزی

سكته مغزی چیست؟

هر ساله میلیون ها نفر از مردم جهان، در سنین مختلف و برای اولین بار دچار سكته مغزی می شوند. همچنین هر سال هزاران نفر در ایران، در اثر سكته مغزی جان می دهند و كلاً سكته مغزی، سومین علت مرگ و میر در دنیاست. نكته قابل توجه  این است كه: این بیماری به طور ناگهانی اتفاق نمی افتد و پزشكان می توانند افرادی را كه در معرض ابتلا به آن هستند مشخص كنند.

شما هم با شناختن عوامل خطرساز برای سكته مغزی قادر خواهید بود از آن جلوگیری نمایید. قبل از هر چیز باید گفت دو نوع سكته مغزی وجود دارد:

1- سكته مغزی ایسكمیك

این نوع سكته مغزی، زمانی اتفاق می افتد كه یك لخته خون یا چربی، موجب انسداد رگ و قطع جریان خون در مغز شود. انسداد شریان می تواند داخل یا اطراف مغز رخ دهد، همچنین لخته های خونی می توانند توسط جریان خون از دیگر نقاط بدن به مغز آورده شوند. علل این نوع سكته عبارت اند از:

رسوب چربی و ایجاد پلاك در شریان های گردنی و اختلالات قلبی كه منجر به تشكیل لخته های خونی می گردد.

این علائم سكته گذرا یا خفیف، حدود چند دقیقه تا چند ساعت طول كشیده و سپس به كلی از بین می رود.

ولی به خاطر داشته باشید كه هرگز سكته گذرا را نادیده نگیرید چرا كه این سكته، نشانگر در راه بودن یك سكته مغزی شدیدتر است. پس سعی كنید دوره ی درمان سكته گذرا را كامل كنید، حتی اگر نشانه های آن از بین رفته باشند.

2- سكته مغزی خونریزی دهنده

این نوع از سكته های مغزی، ناشی از پاره شدن یك رگ خونی در داخل یا سطح مغز می باشد. وقتی كه یك رگ خونی پاره می شود، دیگر حس به سلول های مغزی نمی رسد، به علاوه نشت خون از رگ پاره شده، می تواند به بافت مغزی آسیب جدی وارد نماید.

علل این نوع سكته عبارت اند از:

- فشاربالا كه موجب تضعیف عروق خونی می گردد.

- سخت شدن رگ ها كه عروق مغزی را شكننده می كنند.

- آنوریسم یعنی ضعیف شدن یك نقطه در دیواره عروق كه می تواند پاره شود.

- ضربه مغزی.

- مصرف مشروبات الكلی.

عوامل خطرساز سكته مغزی

شناخت عوامل سكته مغزی، كلید پیشگیری از آن هستند. این عوامل عبارت اند از:

سن: سكته مغزی در تمام سنین ممكن است اتفاق بیفتد ولی بروز آن در افراد مسن تر بیشتر احتمال دارد.

جنسیت: مردان بیش از زنان به سكته مغزی مبتلا می شوند.

سابقه سكته مغزی: احتمال سكته در افرادی كه سابقه قبلی سكته مغزی یا سكته گذرا دارند، بیشتر است.

سابقه خانوادگی: احتمال سكته مغزی در افرادی كه یكی از اعضای خانواده آنها به سكته دچار شده ، بیشتر است.

دیابت و بیماری های خاص

فشارخون بالا: فشارخون بالای كنترل نشده می تواند  زمینه سازی بسیاری از سكته های مغزی باشد.

بیماری های قلبی: یكی از عوامل ایجاد كننده سكته مغزی، صداهای اضافی و ضربان های سریع و ناكامل قلبی است.

تنگی شریانها: تشكیل پلاك ها در شریان های مغزی می تواند احتمال سكته مغزی را بالا ببرد كه البته تشخیص این امر با شنیدن به وسیله گوشی پزشكی میسر است.

كشیدن سیگار: سیگار می تواند موجب افزایش فشارخون و صدمه به سرخرگ ها گردد.

چاقی: چاقی خطر ابتلا به فشار خون بالا، بیماری های قلبی، دیابت و بالاخره سكته مغزی را افزایش می دهد.

اعتیاد: الكل و كوكائین علاوه بر افزایش فشارخون، احتمال بروز سكته مغزی را نیز افزایش می دهند.

كنترل سكته مغزی

معمولاً پزشكان قبل از وخیم شدن بیماری ها، می توانند از تشدید آنها جلوگیری كنند. لذا حتماً با پزشك متخصص خود مشورت كنید. این كار به شما كمك خواهد كرد كه وزن و فشار خود را كنترل كرده و از مسائلی كه سلامتی شما را تحت الشعاع قرار می دهند جلوگیری كنید. به خاطر داشته باشید! مصرف كمِ نمك و ورزش كردن شما را در پایین نگه داشتن فشار خون، یاری می دهد.

علائم سكته مغزی

همواره علائم سكته مغزی را جدی بگیرید. سكته مغزی یا گذرا می تواند به همراه همه یا تعدادی از علائم زیر باشد:

- ضعف، سوزن سوزن شدن یا مور مور شدن دست و پا یا هر دو؛ ممكن است این علائم در یك طرف بدن ظاهر شوند. فلج اندام ها هم ممكن است رخ دهد.

- مشكلات بینایی از جمله تاری دید، كاهش بینایی، دوربینی و حتی نابینایی كامل، می تواند از علائم سكته مغزی باشد.

- مشكلات تكلم، برخی از بیماران توان روان صحبت كردن را از دست می دهند.

- گاهی افرادی كه دچار سكته مغزی می شوند، هوشیاری خود را نسبت به زمان و مكان حاضر از دست می دهند، به طوری كه ممكن است تلوتلو خورده و بر اثر گیجی به زمین بیفتند.

- این بیماران احتمال دارد هوشیاری خود را نیز از دست داده و دچار اغماء شوند.

- سردرد شدید، تهوع، استفراغ و سفت شدن گردن نیز ممكن است ایجاد شود.

اگر سكته مغزی رخ داد:

عملكرد سریع می تواند زندگی بیمار را نجات داده و عوارض مغزی ایجاد شده را به حداقل برساند، پس حتماً اورژانس را خبر كنید، حتی اگر علائم پس از مدتی از بین رفته باشند. اقدامات اورژانس جهت بهبود وضع مصدوم با ارزیابی های لازم و پیشگیری از عوارض می تواند در نجات جان بیمار مؤثر باشد. پس از انتقال بیمار به بیمارستان، اقداماتی همچون تصویربرداری، سی تی اسكن، الكتروكاردیوگرافی و سایر آزمایشات از قلب انجام می شود. در پاره ای از موارد نیز، به وسیله جراحی، خونریزی یا انسداد كه موجب سكته مغزی شده از میان برداشته می شود. البته حیات دوباره افرادی كه دچار سكته مغزی شده اند، بستگی به خفیف یا شدید بودن سكته و دائمی یا برگشت پذیر بودن آن دارد.

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 11:48  توسط رسول خالقی  | 

تم ساز سونی اریکسون



تم ساز سونی اریکسون
امروزه با پیشرفت روز افزون و بسیار سریع تکنولوژی ساخت دستگاه های ارتباط جمعی این ابزار های کوچک جایگاه ویژه و خاصی را در زندگی بشری به خود اختصاص داده اند و شامل اجزا جدا نشدنی زندگی ما شده اند شاید به این دلیل که جدای از برقراری ارتباط نیاز های بسیار زیاد دیگری را نیز برای ما برطرف میکنند که جای بحث دارد . حال اگر به گونه ای بتوان شرایط آن را بوجود آورد که از این دستگاه های بسیار پیشرفته به صورتی کاملآ دلخواه استفاده کرد میتوان لذت زیادی را به تمام کاربران این دستگاه ها بخشید .

www.parvaz7.blogfa.com



آنگاه میتوان گفت که خریداران و استفاده کنندگان موبایل های ساخت شرکت Sony Ericsson سونی اریکسون تنها کاربران موبایلی هستند که با اندک اطلاعاتی در مورد نرم افزارهای ساده و یا حرفه ای گرافیکی و با داشتن نرم افزار تم ساز سونی اریکسون میتوانند تم مورد علاقه خود را در کمترین زمان و به راحتی بسازند بدون داشتن اطلاعات برنامه نویسی جاوا و یا کدها و دستورات HTML .

با این برنامه هر شخصی میتواند تم مورد علاقه خود ، کاملآ به سلیقه خود و برای گوشی سونی اریکسون خود بسازد در صورتی که استفاده کنندگان عمومی گوشی های موبایل که محصولات شرکت های دیگر را انتخاب کرده اند فقط میتوانند و مجبورند تم مورد نظر خود را از بین تم های ساخته شده موجود در بازار ، اینترنت و یا دوستان و آشنایان تهیه کنند و با تمی که شبیه تم مورد علافه شان است راضی باشند و بسازند . مدت هاست که تم ساز سونی اریکسون علاقه مندان و کاربران بسیاری را در سراسر دنیا با گوشی سونی اریکسون خود پیوند داده و این اقدام شرکت سونی اریکسون باعث شده که هم افراد زیادی برای لذت بردن از گوشی خود به صورت آماتور و حرفه ای تم سازی کنند هم و هم برای استفاده دیگران و هم باعث شده به دلیل وجود این برنامه و برنامه های مشابه ، شرکت سونی اریکسون فروش خوبی نیز در بازار داشته باشد و ساخت چنین برنامه ای را میتوان به سیاست های این شرکت در اصل ژاپنی نیز نسبت داد . در مجموع باید گفت که این برنامه از زمان ورود باعث به وجود آمدن خوشحالی بسیار زیادی در بین کاربران سونی اریکسون _ شده تا همه آنها از گوشی در دستشان لذت ببرند و همه آنها را تم ساز کرده . قابلیتهای بالا و راحتی و سادگی این برنامه شهرت زیادی را به آن داده و در سرتاسر دنیا طرف داران و استفاده کنندگان زیادی پیدا کرده که طیف بسیار بسیار اندکی از این مجموعه شامل ایرانی ها میشود . امیدواریم روز به روز به  این مجموعه افزوده شود تا شاهد افرادی باشیم که از استفاده گوشی خود لذت میبرند و با استفاده از این برنامه تمی یا تمهایی را استفاده میکنند که برایشان ایده آل است.


قابلیت های كلیدی نرم افزار تم ساز سونی اریکسون :

- فضای داخلی نرم افزاری بسیار ساده برای تمام کاربران آشنا به کامپیوتر .
- دیدن نمای کلی از تمام قسمتهای تم ساخته شده :
- وارد کردن و استفاده از فرمتهای استاندارد مانند : PNG , JPG , GIF
- تعین کردن صدای زنگ و صدای پیام برای تم در حال ساخت .
- ثبت تاریخ و نام تم ، نام سازنده تم ، آدرس ایمیل و سایت سازنده تم نام و مشخصات شرکت سازنده .
- مشخص کردن کلیه رنگها و سایه ها و لایه های داخل تم در نسخه جدید .
- وارد کردن و خروجی گرفتن از تمامی تنظیمات داخلی تم .
- مشاهده کل ظرفیت تم در حال ساخت در هر لحظه .
- مشاهده لیست قسمتهای سازنده تم .
- امکان وارد کردن تم های دیگر برنامه های تم ساز سونی اریکسون به این برنامه و توانایی ویرایش و ذخیره آنها با فرمت استاندارد این برنامه .
- امکان تبدیل تم های ساخته شده تمام گوشیهای سونی اریکسون به یکدیگر .
- و قابلیت طراحی تم برای اکثر گوشی های سونی اریکسون از جمله :


C702 / C902 / F500 / G900 / G700
J300 / J230 / J220 / J210
K300 / K310 / K500 / K510 / K530 / K550 / K600 / K610
K618 / K660 / K700 / K750 / K770 / K790 / K800 / K810 / K850
M600 / P900 / P910 / P990 / P1 / R300 / R306
S500 / S700 / S710
T226 / T230 / T68 / T316 / T610 / T616 / T618 / T628 / T630 / T637 / T650
 T238 / T250 / T280 / T290 / T300 / T303 / T306 / T310 / T312 / V640 / V800
W200 / W300 / W350 / W380 / W580 / W600 / W610 / W660 / W700 / W710 / W760
W800 / W810 / W830 / W850 / W880 / W890 / W900 / W910 / W950 / W960 / W980
 Z310 / Z320 / Z500 / Z520 / Z525 / Z530 / Z550 / Z555 / Z600
 Z250 / Z300 / Z608 / Z610 / Z710 / Z750 / Z770 / Z800 / Z1010

 


دانلود - 8.60 مگابایت | لینک کمکی نسخه 3.32
دانلود - 7.44 مگابایت | لینک کمکی نسخه 3.27
سایت سازنده
 

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 1:7  توسط رسول خالقی  | 

منجی راز ورانه ترین تفکر حاکم بر تاریخ
آگاه باشید به زودی کسانی ادعای مشاهده مرا خواهند کرد. آگاه باشید هر کس قبل از خروج سفیانی و شنیدن صدای آسمانی، ادعای مشاهده مرا کند، دروغ گو و افترا زننده است.

راز ورانه ترین تفکر حاکم بر تاریخ مساله منجی آخرالزمان است به گونه ای که سوای از دین مبین اسلام بخش اعظمی از تمام کتابهای آسمانی را ظهور منجی آخرالزمان شکل می دهد.

حواریون مسیح را جملگی عقیده بر آن است که عیسی به زودی بازمی گردد تا ملکوت آسمان را بر روی زمین مستقر سازد. در رساله پطرس رسول مذکور است: "لکن انتهای همه چیز نزدیک است"، پس خرداندیش و برای دعا هوشیار باشید. رساله اول یوحنای رسول می گوید:" ای بچه ها، این ساعت آخر است و چنانکه شنیده اید که دجال می آید، الحال هم دجالان بسیاری ظاهر شده اند."

این نگاه در تفکر دین زردشت و آیین بهی صورتی جذاب تر بخود می گیرد

آنچنان که از کتاب اوستا و سروده های زردشت یشتها برمی آید جهان به دوره های مختلف تقسیم شده است و ما هم اکنون در عصر" کیلایوگا" یعنی" عصر ظلمت" بسر می بریم.

بر طبق روایت های زردشتی ماخوذه از کتاب اوستا ویشتها صاحبان اصلی جهان سوشیانتها(منجیان) هستند. این سوشیانتها که گاه پنهان و گاه حاکمند آنچنانند که در دوره حاکمیت آنها جهان آبادان و پر از عدل و داد است و ددان و دیوان و اهریمنان را برمی اندازند و عدل و داد را پایه ریزی و جهان را آبادان می کنند. تصویری که از این سوشیانتها در کتاب یشتها به تصویر کشیده شده چون باد بهاری است که زندگی بخش است و گرمی زندگی و طراوت و شادابی را برای جهان به ارمغان می آورد. حکومت این افراد چون صاحب فره ایزدیند نه تنها بر آدمیان، بلکه بر دد و دام و مرغ و ماهی و زمین و آسمان مشتمل است. به گونه ای که همه عناصر منقاد به تبعیت از آنانند و البته همین منابع متذکر به این نکته اند که تنها صاحبان فره ایزدی(سوشیانتها) هستند که حاکمان واقعی روی زمین هستند. منابع زردشتی همچنین تصویر کاملی از آخرالزمان ارائه می دهند. آنچنان که از کتاب مستطاب شاهنامه نیز برمی آید وقتی فریدون آن صاحب فره گذشتگان ضحاک(دهاک ) ماردوش را به به بند می کشد و قصد نابودی اهریمن را دارد از جانب حضرت پروردگار خطاب می رسد که اکنون وقت کشتن اهریمن نیست و می بایست او را در البرز کوه به بند کرد. گرچه در کتاب شاهنامه؛ حکیم طوس توسن سخن را از این بیشتر نمی راند اما در کتاب یشتها آمده است همین(دهاک) آن صاحب ده عیب بزرگ در آخرالزمان بند می گسلد و حاکمیت تمام و کمال بر جهان می یابد. و عجبا که حکیم توس در کتاب مستطاب شاهنامه چه تصویر خارق العاده ای در همین اندک بررسی حکومت دهاک به دست می دهد.

پس بگذارید قصه را از اول برایتان بازگو کنم. در کتاب شاهنامه در مقدمه داستان ضحاک آمده است که جمشید میراث دار خرد ابزاری و دانش پیشینیان که البته پدران او این هر دو را درمبارزه با اهریمن آموخته اند بواسطه عدم ارتباط با سروش (جبرئیل) گمراه شده است. آنچنانکه پس از آبادانی جهان و رفع بیماریها و بند کردن آبها و غیره؛ غیر از خود خدایی دیگر نمی بیند و همه این آبادانیها و بی مرگی و خوشیهای زمانه خود را نه به خداوندگار، که به خود نسبت می دهد پس لاجرم خود را خداوندگار می نامد و دیگران را امر به پرستش خود می کند. گردن نهادن مردمان بدین فرمان جمشید از یک سوی و گردن کشی جمشید و سر از فرمان خداوندگار کشیدن از سوی دیگر، سر از داد کشیدن و به بیداد گرویدن و سزای خداوندگاری نگذاردن، و دعوت دیگران به حماقت و پرستش انسانی به مثابه خود به جای حضرت پروردگار بنای سنتی دیگر را از جانب حضرت پروردگار تقریر می کند. از آنسوی در دشت نیز گزاران ، پدر ضحاک (مرداس) حکمرانی می کند حاکمی عادل که شبها به زنده داری و عبادت خداوند تبارک و تعالی مشغول است.و روزها به امور ملک و ملکداری. او را فرزندی است بنام دهاک(ضحاک) که مادرش خود در نهان پتیاره و جادو است. اتفاق را اهریمن در کمین که از راز وجودی ضحاک باخبر است طرح دوستی با ضحاک می افتد و برای نابودی جهان و گرایش از داد به بیداد طرحی در می افکند و حیله ای می گسترد و به طمع حکومت ضحاک را می فریبد که بر سر راه مرداس زاهد و خداترس کمین بگسترد و چاهی بپا نماید که مرگ مرداس تنها راه حکومت ضحاک است و پسر که ناخلف است و البته از صلب اهریمن، با اهریمن در موافقت می آید حیله کارگرمی افتد و مرداس در چاه مکر ضحاک جان به جان آفرین تسلیم می کند.

درنمایی دیگر پس از پادشاهی ضحاک بر دشت نیزه گذاران به موافقت ایرانیان حمله ای به بخش دیگر سرزمین ایران شریعت صورت می گیرد و پس از رفع جمشید، ضحاک پادشاه مطلق العنان جهان می گردد. در سناریویی دیگر ضحاک در نقش معلم و آشپز ظاهر می گردد تا آنکه پس از بوسه بر شانه های ضحاک، دو مار اژدها صولت از این بوسه ها بر شانه های ضحاک می رویند و اهریمن در نقش طبیب چاره آرامش پادشاه را بر خورانیدن مغز جوانان بر این دومار می داند. و اینچنین است که سنت حضرت پروردگار تحقق می یابد و جمشید که خود به واسطه امتناع از عبودیت، خود ضحاکی شده بود اکنون ضحاکی به جای آن می نشیند. حکومت ضحاک در بیان ورجاوند طوس حکومت انسان مدار است.

در این دوره آسمان در زندگی بشر جایی ندارد و نمونه همین کلام حضرت علی(ع) می شود که زندگی بدون دین پر از وحشت است و همینگونه هم هست . مردمان در وحشت زندگی می کنند و ضحاک که به تعبیری مغز جوانان خوراک ماران اوست انسانها را از اندیشه تهی می کند. در این دوره چنانکه خداوندگار خداوند رخش می گوید:

هنر خوار شه جادویی ارجمند

نهان راستی آشکارا گزند

در تفکرات اسطوره ای ایرانی و آیین زرتشتی چنانکه پیش از این نیز یادآور شدیم آخرالزمان عصر تجلی و حکومت ضحاک و به بیان دیگر عصر انسان مداری و جهان عاری از خداوند است.

به سخن دیگر در این دوره تفکرات آسمانی و دین در اندیشه های بشری جایی ندارد و بشر انسان مدار، زمین را مدینه فاضله خود می داند. چاره این فراموشی حماقت است و از این روی باز در اندیشه پیشینیان از ظهور اهریمنی یک چشم و لوچ به نام "بوشاسپ" خبر داده شده است که تیر حماقت و سستی بر جان و روان آدمیان می زند و این اهریمن در کتاب اوستا همان است که گرشاسب که سرگذشت آن را به طورکامل در گرشاسب نامه اسدی طوسی که به زعم شاعر آن از ملحقات شاهنامه است می خوانیم، بواسطه اهانت به آتش که مظهر اندیشمندی درتفکرات زردشتی است از تیر آن به خواب رفته است.

در کتاب "یشتها" پیش بینی های دیگری نیز از آخرآلزمان شده است. درهمین کتاب باز آمده است که در آخرالزمان جهان به واسطه حکومت ضحاک به حدی از آلودگی می رسد که آبها در پیشگاه حضرت پروردگار زبان به گلایه می گشایند و از این آلودگی می نالند و می گویند که که اگر سوشیانت ها نیایند ما جاری نمی شویم. یشتها از زبان گیاهان نیز از اینچنین تقاضایی از خداوند حکایت دارد به گونه ای که گیاهان می گویند اگر سوشیانتها نیایند ما دیگر نمی روییم. همین امر دوباره همه ارکان طبیعت مانند کوه، دریا و.... غیر روایت می شود......

 

 

 

بیژن مقدم

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:55  توسط رسول خالقی  | 

تمدن شهر سوخته

حدود پنجاه سال پیش از آغاز کاوشهای علمی گروه باستان شناسان ایتالیایی درشهر سوخته”سر اورل استین” (وی در سال ۱۲۹۵ خورشیدی به سیستان سفر کرده است.)، در گزارشهای خود اهمیت و ویژگیهای این تپه را بیان کرده بود، (کتابی که من مطالبی از آن برگرفته ام در سال ۱۳۶۹ به چاپ رسیده است).
گروه باستان شناسان ایتالیایی وابسته به موسسه ی مطالعات خاورمیانه و خاور دور “ایزمئو” تحقیقات و فعالیتهای باستان شناسی سالهای اخیر را در سیستان آغاز کرد که همراه بود با کاوشهای شهر هخامنشی دهانه غلامان در سال ۱۳۴۱ خورشیدی (۱۹۶۲ میلادی).
پنج سال بعد همین موسسه با همکاری مرکز باستان شناسی ایران کاوش در تپه های شهر سوخته را به سرپرستی دکتر “مارتیسیو توزی” آغاز نمود و این کاوشها تا سال ۱۳۵۷ خورشیدی (۱۹۷۸ میلادی) ادامه پیدا کرد. نتیجه ی بررسی ها و کاوشهای این گروه در ده ها مقاله و کتاب به چاپ رسیده است و این تحقیقات هنوز ادامه دارد.
پیش از آغاز کاوشهای شهر سوخته، بیشتر باستان شناسان معتقد بودند که مهمترین مراکز فرهنگی در بین النهرین و جنوب غرب ایران واقع شده اند، ولی چنانکه می بینیم با کشفیات شهر سوخته و سایر محوطه های باستانی واقع در شرق ایران همانند تپه یحیی و گورستان شهداد کرمان در نظریات آنان تغییراتی حاصل گردیده است.
اهمیت و گستردگی (وسعت) کشفیات شهر سوخته طی چند سال گذشته این ناحیه را از صورت یک محوطه عادی دوران مفرغ خارج ساخت. به نظر می آید این شهر مهمترین مرکز اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی منطقه طی هزاره های سوم و دوم پیش از میلاد باشد. لایه های شور و نمک موجود در سطح تپه های شهر سوخته به نگهداشت اشیا و بقایای باستانی کمک فراوان کرده اند، به نحوی که در آنجا آثار طناب، سبد، رنگ، پارچه، لارو حشرات، ناخن و موهم که در سایر محوطه های باستانی ایران به ندرت باقی مانده اند پیدا شده است و به همین سبب مجموعه ای کامل از مدارک و شواهد مربوط به دوران آغاز شهرنشینی، به مقدار زیادی به دست آمده است.
دکتر توزی میگوید: تحقیقات شهر سوخته طی سالهای اخیر در جهان شناخته شده است و این، تنها به خاطر کارهای گروه ما نیست، بلکه گروه زیادی از دانشمندان کشورهای مختلف در این زمینه تحقیق کرده اند. مجموعه ی این مطالعات به شناخت یکی از قدیمی ترین تمدنهای بشری و مکانیزم تکامل جامعه ی بشری و اشکال پیچیده ی آن تا امروز، انجامیده است. ارزش نتایج مطالعات شهر سوخته مرهون تحقیق دانشمندان نیست. این خود شهر سوخته و دشتها و تپه ها و اشیا و ابزار آن است که بی دریغ سالم و دست نخورده در سیستان شرقی، پیش روی انسانهای قرن حاضر قرار گرفته است”.

الف- موقعیت، گستردگی(وسعت) و سایر ویژگی ها (خصوصیات) :
شهر سوخته، در حدود ۵۰ کیلومتری جنوب شهر زابل در غرب راه (جاده ی) آسفالته ی زاهدان – زابل، بین آبادی “تاسوکی” و روستای “لوتک” بخش آب سیستان، واقع است. گستره همه ی تپه های شهر سوخته، حدود ۱۵۱ هکتار و میانگین بلندی آنها ۱۲ متر و بلندترین نقاط آن، ۱۸ متر می باشد. سوی (جهت) تپه ها از شمال به جنوب و شیب آنها از خاور (شرق) به باختر(غرب) است. درازای (طول) شهر سوخته حدود ۲۲۲۰ متر و پهنای آن حدود ۱۰۹۰ متر می باشد. از ۱۵۱ هکتار گستردگی شهر سوخته، تنها ۱۲۰ هکتار آن آثار و بقایای باستانی را در بردارد که بیشترین آن (حدود ۸۰ هکتار) متعلق به دوره ای کوتاه می باشد (لایه های۵ تا ۷). تپه های کم ارتفاع شهر سوخته، در کنار یکی از کهن ترین دلتاهای رود هیرمند قرار دارند و از مهمترین مراکز دوران مفرغ در شرق ایران محسوب می شوند. قبلا تصور می رفت که دلتای فعال همزمان با شهر سوخته، در کنار رود بیابان قرار دارد، ولی مطالعات و پژوهش های جدید جغرافیایی روشن می کند که دلتای رود بیابان نیز می تواند فعال باشد، چون در زیر این دلتا هنوز یک رشته آب جریان دارد. دلتای گفته شده (مذکور) در گاه (زمان) یورش تیمور به سیستان نیز اهمیت داشت و پیرامون آن شهرها و قلعه هایی، همانند” سارتار”، “ترکن”، “رم رود”، “قلعه رستم” و “قلعه حوضیدار” قرار داشته اند. بررسی های جدید به کمک عکس های هوایی برای یافتن دلتای فعال هزاره چهارم پیش از میلاد در این منطقه، نشان داد دلتای قدیمی نزدیک شهر سوخته بود، اما چنان با شن و ماسه پر شده بود که تشخیص آن به سختی امکان پذیر است. چون در این منطقه سوی وزش باد از باختر به خاور است، بخش سوخته به سبب تماس همیشگی (دایم) با جریان باد, فرسوده و از بلندی آن کاسته شده است. قسمت خاوری تپه ها از قسمت باختری آن، بلندی (ارتفاع) زیاد تری دارد، زیرا تنها عامل مخرب آب میباشد که دیواره های خاوری شهر سوخته را به شکل برش های عمودی مستقیمی درمی آورد. هنوز در کنار آن گودالهای سپید کوچک به نشانه ی بقایای دریاچه های باتلاقی کوچک انتهای رود هیرمند دیده می شود.
تپه های شهر سوخته به شوند فرسایش باد و آب، چه در زمان زندگی در شهر و چه پس از متروک شدن، از شکل خاص هندسی بیرون آمد و سطح آن صاف و گوشه هایش گرد شد و گودالهای داخل سطح تپه و زمین های صاف و چسبیده به آن از رسوب های رودخانه ای پر شدند. حدود ۷۵ هکتار از زمین های شهر سوخته از توده های سفال، قطعات سنگ، فلز، مرمر و اشیای دیگر پوشیده شده است. به نگر (عقیده ی) اورل استین، فرسایش شدید بادها، خاکهای سست روی (سطح) تپه ها را کنار می زند، در نتیجه آثار نمایان میشوند، ولی لایه ی سخت و ضخیم نمکی زیر سطح باعث نگهداری (حفاظت) چشمگیر مقدار زیادی از آثار شده است. بهترین آثار موجود که به هزاره های چهارم و سوم پیش از میلاد تعلق دارند، در پایین ترین لایه ها در قسمت خاوری شهر سوخته در گستره ای (مساحتی) افزون بر ۱۲۰ هکتار پخش گردیده اند.
شهر سوخته با تمام گستردگی خود بدون (فاقد) معبد، دیوار دفاعی، دروازه و یا ساختمان عمومی می باشد. زندگی در این شهر حدود ۵۰۰۰ سال پیش یعنی بین سالهای ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ ق. م جریان داشته است و بخشهای دربردارنده ی این آثار به چهار قطعه ی متمایز از هم به شرح زیر جدا شده اند:

۱- بخش بزرگ مرکزی :
این قسمت را با گستره ای (مساحتی) حدود ۲۰ هکتار، از باختر، جنوب و از خاور گودالهای ژرف (عمیق) از بخشهای دیگر جدا کرده است و کهن ترین اشیای دیده شده در آن متعلق به لایه ی ۲ (۲۷۰۰ ق. م) است و کمینه (حداقل) تا لایه ی ۳ (۲۳۰۰ ق .م) ادامه دارد.

۲- منطقه ی مسکونی خاوری :
منطقه ی مسکونی خاوری با گستره ای حدود ۱۶ هکتار، از بلندترین قسمت های شهر سوخته (با ارتفاع ۱۸ متر) می باشد و همه ی آثار مربوط به دوره ی دوم (۲۷۰۰ ق .م تا ۲۵۰۰ ق .م) در این قسمت به دست آمده است.

۳- قسمت شمال باختری :
این بخش ناحیه ای صنعتی بوده است. از آن وسایل و ابزار سنگی و سنگ لاجورد به مقدار زیاد به دست آمده است. بلندترین نقطه ی آن ۵/۱۲ متر است و آثار دوره های سوم (۲۵۰۰ ق .م تا ۲۳۰۰ ق .م) و چهارم (۲۲۰۰ ق .م تا ۲۱۰۰ ق .م) درآن قرار دارند.

۴- قسمت جنوب باختری :
این قسمت، گورستانی بود با گستره تقریبی ۲۵ هکتار و سطحی پوشیده از شن. این گستردگی برای گورستان در دوران مفرغ زیاد، اما برای شهری چون شهر سوخته، کوچک بوده است. در این قسمت هیچ گونه آثار باستانی دیده نمی شود.

ب- کرنولوژی (جدول گاه بندی) شهر سوخته :
تاکنون حدود ۱۰ درصد از همه ی محوطه ی شهر سوخته گودبرداری (حفاری) شده است. همین مقدار، اطلاعات زیاد و ارزنده ای در اختیار پژوهشگران گذاشت. با توجه به داده های به دست آمده، شهر سوخته به چهار دوره و یازده لایه ی متمایز تقسیم شده است، که هر یک ویژگیهای خود را دارد :

دروه ی یکم :
کهن ترین دوره ی استقرار در شهر سوخته , دوره ی اول آن است که لایه های ۸ تا ۱۰ را در بر می گیرد. این دوره از ۳۲۰۰ ق. م آغاز و حدود ۲۸۰۰ ق .م پایان می پذیرد. آثار مربوط به این دوره حدود چهار متر ضخامت دارند.

دوره ی دوم :
دوره ی دوم، لایه های ۵ تا ۷ را در بر می گیرد. این دوره و دوره ی سوم مربوط به اواسط دوران مفرغ اند. دوره ی دوم تاریخی برابر سال ۲۷۰۰ ق .م تا ۲۵۰۰ ق .م می باشد.

دوره ی سوم :
دوره ی سوم از لایه های سوم و چهارم تشکیل می شود و دارای تاریخی از ۲۵۰۰ ق .م تا ۲۳۰۰ ق . م است.

دوره ی چهارم :
دوره ی چهارم شهر سوخته، که لایه های صفر، یک و دو را در بر گرفته است، به اواخر عصر مفرغ تعلق دارد. در این دوره سفالگران شهر سوخته برای ساختن سفال، از چرخ سفالگری با دور تند استفاده می کردند. تاریخ دوره ی چهارم به سالهای ۲۳۰۰ ق .م تا ۲۱۰۰ ق .م بر می گردد.

ج- معماری شهر سوخته، محله ها و خانه های مسکونی :
مهمترین آثار معماری بدست آمده از شهر سوخته، خانه های پلکانی و بنای کاخ سوخته می باشد. خانه های پلکانی نه تنها از نظر آثار معماری، بلکه از لحاظ اشیای بدست آمده نیز یکی از دوره های درخشان شهر سوخته را در برمیگیرد. کاخ سوخته، مربوط به دوره ی چهارم شهر سوخته است و می توان آن را یک اثر معماری چشمگیر (قابل ملاحظه) دانست. کاخ سوخته، دارای دیوارهای ستبر (قطور) خشتی به بلندی (ارتفاع) بیش از سه متر است. شوربختانه، بنای مکشوفه از یک سمت در اثر فرسایش ویران شده بود و گروه گودبرداری (حفاری)، در گوشه ی جنوب خاوری آن اقداماتی کرده است. این بنا صرفنظر از فرسایش، در وضع نسبتا مناسبی قرار دارد و اندود دیوارها، هنوز نمایان و نمایشگر دوران نوینی در تسلسل و پیوند فرهنگی این منطقه باستانی می باشد، که طی آن چرخ سفالگری ابداع شده است.
ساختمانهای شهر سوخته، در هر چهار دوره ی استقرار، از خشت اند و تاکنون آثار ساختمانی از خشت پخته یا آجر دیده نشده است. بنا های کاوش شده، دارای اجزای لازم یک خانه، از جمله دیوار، کف، سقف، پلکان، درگاه، اجاق، انبار و بالاخره اتاق و گهگاه اتاق های بزرگ، شبیه به تالار بوده اند.
گستره (مساحت) هر واحد مسکونی از ۹۰ تا ۱۵۰ متر مربع بوده است، که از تعدادی اتاق های چهار گوش و نامنظم تشکیل می شده اند. از خانه هایی که دیوار برخی از آنها تا زیر سقف باقی مانده است، می توان استنباط نمود که هر اتاق یک در داشته است. خانه ها در مجتمع های چهار و یا شش واحدی با دیوارهای نازکی از هم جدا می شده اند و همگی دارای درگاه، پنجره، پله و اتاق بوده اند. بنابراین می توان گفت که ساکنان آن، نوعی زندگی خانوادگی داشته اند؛ ولی از ابزار و آلات و وسایل کار باقیمانده، چنین برمی آید که هر خانواده لوازم مورد نیاز خود را راساً تهیه می کرده است.

۱- خشت خام و دیواره :
هر واحد ساختمانی از یک قسمت راست گوشه بنا میشد، که مصالح اصلی آن خشت خام بود. سقف ها معمولا صاف و مسطح و از چوب و حصیر درست میشد. دیوارها از خشت خام و عرض دیوارهای اصلی معمولا به پهنای دو خشت بودند. در دوره ی چهارم، پهنای دیوارهای اصلی، سه، چهار و بندرت به پنج خشت می رسید؛ و دیوار های بین اتاق ها، با یک ردیف خشت ساخته می شدند، پی ها، معمولاً گودال هایی بودند با عمق متغیر ۳۰ تا ۱۰۰ سانتیمتر. سپس با خشتهای شکسته و خاک و گاهی نیز به قصد استحکام بیشتر، از سفالهای شکسته ادوار پیشین پر می شدند.
خشت ها به صورت طولی و افقی چیده میشدند و از مصالح اصلی ساختمان ها، در شهر سوخته به شمار می رفتند. با اینکه گاهی اندازه ی خشت های به دست آمده، با هم تفاوت دارد، ولی به نظر می آید ساختن آنها طبق استاندارد بوده است. اندازه خشت های به کار رفته در دوره های دوم و سوم شهر سوخته، ۴۰ در ۲۰ در ۱۰ سانتیمتر و با نسبت ۱:۲:۴ بوده است. خشت هایی به اندازه ی فوق، در محوطه ی باستانی “کالی بنگان” و در آثار معماری دوره ی “هلاپای” این محوطه استفاده شده است. در حالی که، در دوره ی پیش از تمدن هلاپای در همین محوطه، نسبت خشت ها ۱:۲:۳ بوده است، اندازه و نسبت خشت های به کار رفته در آثار مربوط به دوره ی چهارم استقرار در شهر سوخته، کمی بزرگتر از دوره های پیشین است (۵۰ در ۲۰ در ۱۲ سانتیمتر و نسبت ۱.۲:۲:۵) ولی به هر حال در این دوره هم از یک نسبت استاندارد و یکنواخت استفاده شده است.
کلیه ی خشت های به دست آمده از شهر سوخته خام هستند، به جز یک اتاق و پایین پله که به منظور دیگری آجری بوده اند.

۲- اندود :
دیوارها، درگاه ها، پنجره ها و کف اتاق، با نوعی اندود، پوشیده می شد، که از گل، کاه و مواد آهکی به عمل می آمد. در بعضی قسمت ها، در زیر اندود، پوشش حصیری نیز قرار می داده اند .نوارهای حصیری، احتمالاً به منظور جلوگیری از ریزش اندود و نفوذ رطوبت بوده است. رنگ اندودها، عموماً خاکستری سیاه می باشد. این اندودها، پس از گذشت هزاران سال تاکنون به خاطر قشر نمکی که روی آنها را فراگرفته است سالم مانده اند (پس از کنار زدن قشر سطحی زمین در ۱۵ سانتیمتری زیر خاک به قشر سیمان مانندی می رسیم، قدرت حفظ و نگهداری این قشر نمکی، به حدی است که سقف سطح خانه ها با تیرهای چوبی آن، همچنان سالم مانده است).

۳- کف سازی اتاق :
برای پوشاندن کف اتاق ها، معمولا از روشهای زیر استفاده می شد :

۳-۱- از اندود با میانگین ستبرای (ضخامت) پنج سانتیمتر، این گونه کف نسبتا ظریف و کم دوام بود.

۳-۲- از خشت، که دور اتاق را با آن فرش می کردند و درون آن را خاک می ریختند و می کوبیدند، سپس اندود پوش می کردند.

۳-۳- از سفال های شکسته و غیر قابل استفاده مخلوط با خاک، که در کف اتاق می ریختند و سفت می کردند.

۴- سقف :
معماران شهر سوخته، در ساختن سقف از روشی یکنواخت و هماهنگ بهره می بردند. در چند اتاق، شاه تیرهایی دیده می شود، که به موازات هم کار گذاشته اند. تیرهای چوبی، در سوراخ های ایجاد شده در بالای دیوارها محکم شده اند و روی آنها را با حصیر و شاخه های نازک درختان پوشانده و سطح آن را با یک لایه ی ۲۰ سانتیمتری، کاه گل اندود کرده اند. درگاه ها و ورودی های اتاق ها، نیز سالم باقی مانده اند .آستانه ی هر اتاق، با دو خشت چیده شده بر کف، مشخص شده است. سقف درگاه ها، از دو تیرک چوبی فرورفته در دیوار، درست و روی آن با گل پوشانده شده است.

۵- اجاق :
گرمای اتاق ها را یک اجاق مرکزی تامین می کرد. این اجاق ها سکووار با چاله ای گرد به عمق حدود ۳۰ سانتیمتر در وسط ساخته می شدند. در برخی از آنها، هنوز خاکستر دیده می شود. از این اجاق ها، حرارت به خوبی پخش می شد و علاوه بر کاربرد حرارتی از آنها برای پخت و پز استفاده می کردند. جز اینها، اجاق های دیگری با اشکال مختلف مانند اجاق های نیم دایره وجود داشت، که بهترین نوع آنها در خانه های پلکانی دیده شده است. اجاق های نیم کره ای، نعل اسبی و سفالین قابل حمل، نیز در شهر سوخته پیدا شده است. بیشتر اجاق ها، در وسط اتاق ها قرار دارند، ولی بعضی از آنها در یکی از دیوارهای جانبی ساخته شده اند، که به احتمال زیاد برای جلوگیری از پراکندگی حرارت بوده است. کف اجاق ها، با خشت فرش شده و روی اغلب آنها را با یک لایه نازک گلین پوشانده اند. چون اندود کف اجاق ها، زود به زود می سوخته، از این رو نیاز به بازسازی داشته و به عنوان نمونه، کف یکی از آنها کمینه (حداقل) ۹ بار، بازسازی شده است.

۶- مشخصات معماری، در دوره های چهارگانه ی استقرار در شهر سوخته :

دوره ی یکم:
کهن ترین آثار معماری، در این دوره به وجود آمده و شامل آثار معماری موجود از لایه های ۸ تا ۱۰ (۳۲۰۰ تا ۲۸۰۰ پیش از میلاد) می باشد. قسمت های باقی مانده ی ساختمان ها، عبارتند از : دیوارها، درگاه ها، سقف ها و کف های کامل، که خوب باقی مانده اند. بخشی که شامل آثار دوره ی اول شهر سوخته می باشد، از سال ۳۲۰۰ تا سال ۲۴۰۰ پیش از میلاد، یعنی حتی در آغاز دوره ی سوم استقرار، مسکون بوده است. اشیا و آثار به دست آمده از این دوره عبارتند از : پیکره های کوچک گلین، سفال های دوباره استفاده شده، استخوانهای حیوانات، سفالهای معروف به ترکمنی، افغانی و دره کوته و زیرستان و نال .
در آثار باقی مانده از این دوره، خیابان باریکی دیده می شود که میان دو بلوک ساختمانی قرار دارد و گویا (ظاهراً) در یک دوره پانصد ساله مورد استفاده بوده است، این خیابان در لایه های ۷ و ۸ و ۹، نیز وجود داشته و در هر لایه، جای آن دگرگون (عوض) شده است، تا اینکه در لایه ی ۷ یعنی حدود سالهای ۲۸۰۰ تا ۲۷۰۰ پیش از میلاد، به جای اصلی خود برگشته است. دیوار های پیدا شده در این دوره، کهن ترین آثار معماری شهر سوخته می باشند و به نظر می آید که یکی از آنها، دیوار یک اتاق از یک واحد ساختمانی است. به غیر از این، دیوار های کوچک دیگری مربوط به همین دوره، نیز دیده می شود. در این آثار، به نظر می آید که پی ها، تنها برای دیوارهای اصلی تعبیه می شده اند.

دوره ی دوم و سوم :
این ادوار، نسبت به دوره ی یکم، دارای ساختمان های بیشتری است. در یکی از کارگاه ها، کمینه (حداقل) سه اتاق دیده می شود، که همگی متعلق به یک ساختمان اند، در دوره های گفته شده (مذکور)، کف بعضی از اتاقها با یک ردیف خشت فرش شده است. کف بعضی از اتاق ها را مخلوطی از کاه گل به قطر ۵ سانتیمتر پوشانده است، که گاهی به ۱۰ سانتیمتر نیز می رسد. مهم ترین آثار موجود از این دوره ها، متعلق به لایه ی هفتم می باشد، که در بخش های شمالی و جنوبی محوطه ی مزبور قرار دارد. در شهر سوخته مانند بسیاری از محوطه های باستانی، ساختمان های متروک دوره های قبل را خراب نمیکردند، بلکه پی ساختمانهای جدید را، داخل ساختمانهای قدیمی می افکندند، به این شوند (خاطر)، ساختمان های ادوار مختلف تا اندازه ای (تقریباً) سالم مانده اند.

دوره ی چهارم :
آثار مربوط به دوره ی چهارم، نخستین بار در سال ۱۹۶۹ میلادی (۱۳۴۸ خورشیدی) کشف شد. مهم ترین اثر معماری این دوره، ساختمانی است به مساحت ۶۵۰ متر مربع در جنوب خاوری تپه، و چنان که در پیش گفتیم، دارای دیوارهای ستبری (ضخیمی) است، که بلندی (ارتفاع) بعضی از آنها، به ۳ متر می رسد. این ساختمان، مرکب از سه بنای جداگانه است، که دور یک حیات ساخته اند. پی این بناها، در داخل ساختمان های قبلی کنده و باعث تخریب برخی از آثار دوره ی سوم شده است. این پی ها بین ۶۰ تا ۸۰ سانتیمتر عمق دارند. در این ساختمان ها، آثار سوختگی، به ویژه در سقف و کف اتاق ها به خوبی دیده می شود. با خراب شدن این ساختمان، آثار زندگی در این شهر به کلی از بین رفته و از حدود سال ۲۱۰۰ پیش از میلاد، تا صد سال بعد نیز، نشانه های زندگی در این شهر و پیرامون آن دیده نمی شود.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 18:54  توسط رسول خالقی  | 

نرم افزار شبيه ساز طيف اتم هيدروژن و تئوري بوهر
دانلود نرم افزار

نرم افزار شبيه ساز طيف اتم هيدروژن و تئوري بوهر
Bohr Atom
عنوان فايل :
bohr.exe
سيستم عامل :
[ Dos ]
اندازه فايل :
130 kb


2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 18:49  توسط رسول خالقی  | 

تاریخ ماد ها
۱- ماد ها :
۱-۲- فرورتيس (فرااورت) :

تاريخ در گذشت : ۶۵۳ قبل از ميلاد
محل دفن : به حدس کامرون، در یکی از گور دخمه های کنار جاده اصلی ایران - بابل نزدیک بیستون

زندگي نامه : پس از ديوکس (ديااکو) پسرش فرورتيس که نام نيای خود را داشت به تخت پادشاهی نشست . او با پرداخت منظم خراج به دولت آشور که در آن هنگام آشور بانیپال پادشاه آن بود . سياست پدر را که حفظ مناسب حسنه با آشور بود ادامه داد و نيز مانند پدر به فتح و جذب ديگر قبايل ماد که در فلات ايران مستقر شده بودند پرداخت . مادها در اين راه ولايت پارس را که با سکنه آن خويشاوند بودند متصرف شدند . آنها که با اين پيروزيها شجاع و دلير شده بودند کوشيدند تا يوغ بندگی را از گردن خويش بردارند و در رسيدن به اين هدف به آشور حمله بردند ؛ اما سپاهيان کار آزموده آشوری که سر انجام دولت ايلام را مغلوب و مطيع کرده بودند و از انضباط شديدی برخوردار بودند و نيز با جنگ افزار بزرگ می شدند ؛ برای مادهای مشهور و جسور ؛ بسيار خطرناک بشمار می رفتند . در نتيجه سعی مادها ثمر بخش نبوده و عاقبت در برابر دشمن شکست خوردند و فرورتيس(فرااورت ) پس از بيست و دو سال پادشاهی به هلاکت رسيد و بيشتر سپاهيانش نابود گرديدند . پس از کشته شدن فرورتيس ؛ هوخشتره (کياکسار) که مديری قابل و سرداری فاتح بود به پادشاهی رسيد . شکستی که به قيمت جان فرااورت (فرورتيس) تمام شده بود به او آموخت سربازانی که روسای زمين دار جمع می کنند هرگز از عهده سپاهيان منظم بر نمی آيند ؛ از اين رو بر آن شد تا سپاهی از روی نمونه سپاه آشور تشکيل دهد ؛ پيادگانی که هر يک به کمان و شمشير و يک يا دو زوبين مسلح بودند و سوارانی که در سايه پرورش اسب که در ميان مادها رايج بود ؛ پيش از سواره نظام دشمن بودند . لشکريانی که به تير و کمان مسلح بودند که در همه شرايط ؛ در حمله و عقب نشينی بسوی دشمن تيراندازی کنند.

۱-۳- کیاکسار (هوخشتره) :

تاريخ تولد : ۶۵۵ قبل از ميلاد
تاريخ در گذشت : ۵۸۵ قبل از ميلاد

زندگي نامه : نام هووخشتره به صورتهای کیاکسار ، کیاکزار ، کواکسارس و سیاکزار نیز ثبت شده است ، وی پسر خشثریت بوده است .آغاز سلطنت رسمی هوخشتره پس از سال 625 قبل از میلاد بوده است ، هوخشتره در همین سال به کین خواهی پدرش از آشور به آنجا تاخت اما مورد مقاومت سکاها به فرماندهی مادیس که متحد آشور بودند ، واقع گردید ، سرانجام روزی هوخشتره و گروهی از مادها جمع زیادی از سکاها را به میهمانی دعوت کردند و چون همه را مست کردند ، همه ایشان را به قتل رساندند ، و بدینگونه مادها توانستند قدرت از دست رفته خود را باز یابند ، به روایت هرودوت هوخشتره توانست سپاه را بر اساس نوع اسلحه به گروه هاای نیزه دار ، کماندار و سواره نظام تقسیم کند ، همین نظام بخشیدن به لشکریان توانست در جنگهای آینده ، کمک بزرگ و تعیین کننده ای برای او باشد آشور بانیپال حدود سال ۶۲۵ ق . م درگذشت ؛ در ايام فرمانروايی جانشين او ساراکس ؛ بنوپلسنر ؛ جاکم بابل سربر افراشته و خود را شاه خواند . وی نخست عليه مهاجمان ناشناخته ای که از دهانه های دجله و فرات می آمدند لشکر کشيد ؛ ولی بعلت ناتوانی بعدها مادی ها را به ياری خويش طلبيد و در نتيجه هوخشتره به او پيوست . نينوا در محاصره افتاد و هنگامی که پادشاه آشور مقاومت را بيهوده ديد ؛ خرمنی از آتش برافروخت ؛ خود و خانواده اش را در آن افکند و به هلاکت رساند . در نتيجه در سال ۶۰۶ پيش از ميلاد پايتخت آشور به اشغال سپاهيان دشمن در آمد و با خاک يکسان گرديد و چنانکه از لوح استوانه بنونيد پلسر ؛ حاکم بابل بر می آيد ديگر شهر ها و معابدی که پلسر را ياری نکرده بودند به سرنوشت پايتخت آشور گرفتار آمدند . از اين تاريخ مادها بر بخش بزرگی از آسيای غربی فرمانروايی يافتند . بنوکد نصر (بخت النصر) پسر و جانشين بنويد پلسر ؛ عقد اتحادی با آنها منعقد کرد و با ؛؛ آمی تيس ؛؛ دختر هوخشتره ازدواج کرد ؛ در حاليکه بابليان دشت ها را در تصرف خويش داشتند . مادها نيز از فرصت استفاده نموده تمامی سرزمين ايران را به تصرف خود در آورده و بتدريج از يکطرف به ارمنستان و از طرف ديگر تا مرکز آسيای صغيريعنی کاپادوکيه پيش رفتند . فتح تمامی اين مناطق برای مادها آسان تر بود ؛ زيرا کيمری ها (سیمری ها)‌ و اسکيتها (سکاها)‌ تمامی بلاد آباد و مناطق مذکور را غارت و ويران کرده بودند و پيش از آمدن مادها مناطق فوق چنان دستخوش هرج و مرج و بی نظمی شده بود که قدرت ايستادن در برابر مهاجمان خارجی را نداشت . پيشروی مادها در کنار رود هاليس (قزل ايرماق کنونی)‌ که خود را با مملکت جنگجو و قدرتمند ليدی رودررو ديدند متوقف کرديد . پادشاه ليدی در آن زمان آلياتس نام داشت که از پادشاهان مقتدر آن زمان بشمار می رفت . البته جنگ ميان ليدی و ماد شش سال طول کشيد . و در اين مدت هيچ يک از طرفين بر ديگری پيروزی نيافت . در سال هفتم ؛ کسوفی پديد آمد که گويند تالس ميلتس فيلسوف يونانی آن را پيشگويی کرده بود ( ۵۸۵ ق . م ) طرفين از اين کسوف ترسيدند و دست از جنگ کشيدند و پس از گفتگويی چند و ميانجی گری پادشاه بابل بين دو طرف صلح برقرار شد و رودخانه هاليس ؛ مرز بين دو دولت تعيين شد.
يکسال بعداز انعقاد قرارداد با دولت ليدی(۵۸۴ ق م)‌ هوخشتره درگذشت، او می بايست شخصيتی پر توان و قدرتمند و همچنين سازماندهی برجسته بوده باشد ؛ زيرا ماد را که مغلوب آشوريان و سکاها بود؛ به چنان پايگاهی رساند که بر هر دو دست يافته ؛ سکاها را از قلمرو خود بيرون و نينوا را فتح کرد و نيمی از آسيای صغير را به تصرف خود در آورد هرودوت می گويد که هوخشتره ؛ هسته های جداگانه ای از تير اندازان و سواران را که در گذشته همه با هم می جنگيدند تشکيل داد . هوخشتره در سال 585 قبل از میلاد پس از صلح با لیدی درگذشت.

۱-۴- آستيیاگ (ایخ توویگو) :

تاريخ در گذشت : ۵۵۰ ق . م

زندگي نامه : جانشين کياکسار (هوخشتره) در مدت ۳۵ سال سلطنت خود از يک طرف به سياست جهانگشايی را دنبال کرده و از سوی ديگر به سر و سامان دادن وضع داخلی کشور پرداخت . او چون بنا به قرارداد صلحی که پدرش با پادشاه ليدی بسته بود نمی توانست به آسيای صغير دست يابد سپاهيان خوذ را برای فتح بين النهرين و شمال سوريه گسيل داشت . حکومت آستيياگ در تاريخ ماد دوران اوج مادها را نشان ميدهد . در زمان حکومت اين پادشاه قلمرو مادها در شرق به نواحی مرکزی فلات ايران در غرب به رود هاليس و در جنوب تا خليج فارس گسترش يافته بود . آستيياگ در طول حکومت خود کوشش کرد تا از قدرت نامحدود اشراف بکتهد روی همين اصل با آنها به گونه ای خودکامه رفتار می کرد و در عين حال قدرت روحانيون (مغ ها) رو به فزونی می رفت . در چنين شرايطی قسمتی از اشراف ماد به رهبری يکی از خويشاوندان شاه و فرمانده ارتش به نام گارپاگا تماس هايی با شاه پارس يعنی کورش دوم برقرار کردند و به اين ترتيب کورش عليه پادشاه ماد به پا خواست . سه سال پس از اين قيام به سال ۵۵۰ قبل از ميلاد هنگاميکه آستيياگ به پارس لشکر می کشيد ارتش تحت فرمان او عليه پادشاه ماد شوريده او را دستگير کرده و به کورش تسليم کردند اين مطلب را يک تاريخ نگار بابلی گفته اما بنا بگفته هرودوت فقط قسمتی از ارتش ماد که جزو توطيه کنندگان نبودند بسختی با پارس ها جنگيدند و ديگران آشکارا به آنها پيوستند . بهر حال کورش دوم پادشاه هخامنشی در اين نبرد پيروز شده و دولت هخامنشی جايگزين مادها شد

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 18:48  توسط رسول خالقی  | 

استفان ويليامز هاوكينگ
گفتني است، استفان ويليامز هاوكينگ در تاريخ 8 ژانويه سال 1942 در شهر اكسفورد در انگليس متولد شد. استفان هاوكينگ در ايران

خانه پدري وي در شمال انگليس بود اما در طول جنگ جهاني دوم اكسفورد مكاني امني براي كودكان محسوب مي‌شد.

 

وقتي او به سن 8 سالگي رسيد خانواده وي به سنت آلبانز شهري در حدود 20 مايلي شمال لندن نقل مكان كردند.

در سن 11 سالگي استفان به مدرسه سنت آلبانز رفت و سپس به كالج دانشگاه آكسفورد كه كالج قديمي پدرش بود رفت.

استفان مايل به تحصيل در رشته رياضيات بود اگرچه پدرش پزشكي را ترجيح مي‌داد. در كالج دانشگاه رشته رياضيات تدريس نمي‌شد بنابراين استفان در عوض رشته فيزيك را انتخاب كرد. پس ازسه سال و در حالي كه كار زيادي انجام نداده بود استفان در رشته علوم طبيعي اولين ديپلم افتخاري را كسب كرد.

پس از آن استفان براي تحقيقات در رشته كيهان شناسي به كمبريج رفت كه در آن زمان هيچ كس در آكسفورد در اين حوزه فعاليت نمي‌كرد. استاد وي دنيس سياما بود اگرچه استفان اميدوار بود كه با فرد هويلي كه در اين رشته در كمبريج كار كرده بود، تحقيقاتش را انجام دهد.

پس از كسب دكتري استفان به عنوان اولين محقق انتخاب شد و سپس عنوان محقق تخصصي را در كالج گونويل و كايوس به خود اختصاص داد.

وي پس از ترك موسسه نجوم در سال 1973 به دپارتمان رياضي كاربردي و فيزيك تئوريك رفت و از سال 1979 مقام استادي Lucasian را در رشته رياضيات كسب كرد. اين كرسي در سال 1663 با هزينه‌ ريويرند هنري لوكاس، يكي از اعضاي پارلمان دانشگاه و به درخواست وي برگزار شد. اين مقام اولين بار نصيب اسحاق بارو و سپس در سال 1669 نصيب نيوتون شد.

استفان هاوكينگ بر روي قوانين پايه‌اي كه كائنات را اداره مي‌كنند كار كرده است. وي با همراهي روگر پنروس نشان داد كه تئوري عمومي نسبيت انيشتن كه اشاره به فضا و زمان دارد، نقطه آغازي در پديده بيگ بنگ (انفجار بزرگ) و نقطه پاياني در سياهچاله‌ها دارد.

اين نتايج نشان مي‌دهد كه يكي كردن نسبيت عمومي با تئوري كوانتوم امري ضروري است. تئوري كوانتوم يك دستاورد بزرگ علمي ديگر از نيمه اول قرن بيستم است.

يك نتيجه چنين اتحادي كه وي كشف كرد اين بود كه سياه چاله‌ها نبايد كاملا سياه باشند اما بايد پرتوهايي را منتشر كنند و در نهايت از بين رفته و ناپديد مي‌شوند. فرض ديگر اين است كه كائنات لبه يا مرزي در زمان تصوري ندارد. اين امر نشان مي‌دهد كه روشي كه كائنات بر اساس آن آغاز شده‌اند كاملا با قوانين علم تعيين شده است.

پروفسور هاوكينگ كه 12 ديپلم افتخاري دارد در سال 1982 جايزه CBE را كسب كرده و ديپلم افتخار بعدي را نيز در سال 1989 به خود اختصاص داد. وي تعداد زيادي جايزه، مدال و پاداش دريافت كرده است و محقق انجمن سلطنتي و عضو آكادمي علوم آمريكا است.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 18:44  توسط رسول خالقی  | 

ابو عبدالله محمّد بن موسي خوارزمي

ابو عبدالله محمّد بن موسي خوارزمي

ابو عبدالله محمّد بن موسي خوارزمي (قرون دوم و سوم هجري)  بزرگ‌ترين عالم عصر خود در رياضي، جغرافي، نجوم و تاريخ بوده است. او در بيت‌الحكمه كار مي‌كرد. يكي از مهمترين پيشرفت‌ها با كارهي خوارزمي شروع شد. ين پيشرفت، شروع جبر نام دارد و حركتي انقلابي بود در دور شدن از مفهوم يوناني رياضي كه اساساً هندسي بود.

مهمترين كتاب خوارزمي كتاب حساب ‌الجبر و المقابله است. كلمه‌يAlgebra  از نام ين كتاب گرفته شده است. البتّه فقط قسمت اوّل ين كتاب به آنچه جبر مي‌ناميم ارتباط دارد. بيد بدانيم كه ين كتاب به شكلي كاربردي  و بري حلّ مسائل روزمره‌ي قلمرو اسلام نوشته شده است. خوارزمي در ين كتاب ابتدا اعداد طبيعي را معرّفي مي‌كند و سپس به حلّ معادلات مي‌پردازد. او معادلات خطّي و معادلات مربّعي را بررسي مي‌كند. خوارزمي از نماد استفاده نمي‌كند و مسائل را با كلمات بيان مي‌كند. او معادلات را در شش دسته رده‌بندي مي‌كند. ين رده‌بندي با اجري جبر و مقابله انجام مي‌شود؛ جبر يعني جابجيي جملات بري مثبت بودن همه‌ي ضريب، و مقابله يعني حذف جملات متناظر در دوطرف تساوي. رده بندي خوارزمي به ين صورت بود:

  • مربّع‌ها مساوي ريشه‌ها
  • . مربّع‌ها مساوي اعداد.
  • ريشه‌ها مساوي اعداد.
  • جمع ريشه‌‌ها و مربّع‌ها مساوي اعداد؛ مثلاً
  • جمع مربّع‌ها و اعداد مساوي ريشه‌ها؛ مثلاً
  • جمع ريشه‌ها و اعداد مساوي مربّع‌ها؛ مثلاً ، و ريشه يعني . سپس خوارزمي راه حلّ هريك از شش رده را بيان مي‌كند. او هم از روش هندسي و هم از روش جبري استفاده مي‌كند. او روش جبري خود را چنين بيان مي‌كند:

    ... مربّعي و ده ريشه برابر سي‌‌ونه واحد اند. پس مسأله در ين نوع معادله ين‌گونه است: چه مربّعي است كه وقتي با ده ريشه‌اش جمع شود مجموع سي‌ونه را مي‌دهد؟ روش حلّ ين نوع معادله ين است كه نصف ريشه‌هي مذكور را بگيريد، در ين مسأله پنج، كه وقتي در خودش ضرب شود بيست‌وپنج مي‌شود، وقتي كه وقتي با سي‌ونه جمع شود شصت‌وچهار را مي‌دهد. ريشه‌ي شصت‌وچهار را مي‌گيريم كه هشت است، و نصف ريشه‌ها را از آن منها مي‌كنيم، كه سه مي‌شود. پس ريشه عدد سه است و مربّع عدد ۹.

    روش هندسي در شكل زير مشخّص است:

     

    خوارزمي رساله‌اي هم در زمينه‌ي شمار هندي-عربي نوشت، متن عربي گم شده‌است ولي ترجمه‌ي از ين كتاب به لاتين به نام Algoritmi de numero Indorum (به معني الخوارزمي در باب روش حساب هندي) باعث برخاستن كلمه‌ي الگوريتم شد. البتّه ين ترجمه دقيقاً با متن كتاب خوارزمي انطباق ندارد. بسياري از ترجمه‌هي ين كتاب با عبارت dixit Algorismi ("الخوارزمي چنين مي‌گويد") آغاز شدند، كه به در قرون وسطي استفاده‌ي كلمه‌ي الگوريسم بري اشاره‌ به حساب با ارقام هندي را سبب شد. كلمه‌ي امروزي الگوريتم از ين واژه مشتق شده است.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 18:42  توسط رسول خالقی  | 

زماني كه خيام تنظيم تقويم خورشيدي را تكميل كرد
زماني كه خيام تنظيم تقويم خورشيدي را تكميل كرد تقويم هجري خورشيدي كه مورد استفاده ما ايرانيان است، 6 مارس 1079 ميلادي (پانزدهم اسفندماه و روزي چون امروز) توسط حكيم عمر خيام نيشابوري تكميل شد كه به تقويم جلالي معروف گرديده است، زيرا كه در زمان حكومت جلال الدين ملكشاه سلجوقي تنظيم شده بود. اين تقويم دقيق تر از تقويم (خورشيدي) ميلادي است، زيرا كه عدم دقت آن هر 3770 سال، يك روز است و تقويم ميلادي هر3330 سال. حجه‌الحق حكيم عمر خيام كه در سال 1044 ميلادي در نيشاپور به دنيا آمد و در سال 1124 در گذشت نه تنها رياضي دان و آگاه از علم هيات ( فضا - ستارگان) بود بلكه در فلسفه، پزشكي و شعر نيز شهرت جهاني دارد و رباعيات او كه در سال 1839 به انگليسي ترجمه شده هنوز هر سال تجديد چاپ مي شود. آثار ديگر او از جمله «نوروز نامه» و «رساله در وجود» معروفند. عمر خيام با همه علاقه اي كه به زادگاهش نيشابور داشت؛ در طول حيات خود چند سفر تحقيقاتي به اصفهان، سمرقند، بخارا و ري كرده بود. وي با اين كه به كار دولتي علاقه نداشت، دعوت شاه وقت را براي ساختن رصدخانه ري پذيرفت.
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 18:41  توسط رسول خالقی  | 

دانـشـمـندان ايـرانـي دوران بـاسـتـان

دانـشـمـندان  ايـرانـي  دوران  بـاسـتـان

شامل ايرانيان مهندس ، ستاره شناس ، شيميدان ، رياضيدان ، فيزيكدان ، صنعتگر ، پزشك ، جغرافيدان ، فيلسوف ، طبيعي دان ، مخترع ، مكتشف و نظريه پرداز

قبل از حمله اعراب و دوره اسلامي :

اسكيلاس- دوره هخامنشي (زمان حكومت داريوش از سال 486- 521 ق.م.) دريا نورد و مكتشف و مهندس سازنده قنات
ستاسپ- دوره هخامنشي ( زمان حكومت خشايار شاه 2466-486 ق.م.)  دريا نورد و مكتشف
بوبراندا-دوره هخامنشي (زمان خشايار شاه) مهندس
آرتاخه-دوره هخامنشي (زمان خشايار شاه) مهندس و سازنده كانال آتوس
استانس- دوره هخامنشي شيميدان و استاد دموكريتوس
برازه- دوره ساساني (زمان فرمانروائي اردشير( 241-226 م) مهندس و احيا كننده شهر فيروز آباد
برانوش- دوره ساساني- سازنده شادروان شوشتر
فرغان- دوره ساساني- سازنده تاق كسرا
جهن برزين- دوره ساساني - سازنده تخت (تاقديس)
شيده- دوره ساساني - سازنده كاخ خورنق

ابولؤلؤ(فيروز) -  قاتل عمربن خطاب (خليفه اعراب و متجاوز به ايران) - هنرمند ، صنعت كار و سازنده آسياهاي بادي

 


بعد از حمله اعراب و دوره اسلامي :

روزبه- دوره خلافت عمربن خطاب - طراح شهرهاي بصره و كوفه
يعغوب بن طارق- (مرگ در 796 م / 180 ه )احتمالا از نژاد ايراني ستاره شناس
نوبخت - ( مرگ 770776 م / 171-170 ه) ستاره شناس و مهندس ايراني كه تحت سر پرستي خالد بن برمك كه وي نيز ايراني بود طرح بغداد را انجام داد
ماشاءالله (مناسه) - ( مرگ در 815 يا 820 م ) يهودي ايراني الاصلي كه در پروژه شهر بغداد با نوبخت همكاري ميكرد
ابوسهل فضل بن نوبخت - ( مرگ در 816-815 م / 201-200 ه)از خاندان نوبختي ستاره شناس و كتابدار هارون الرشيد
ابو موسي جابرين حيان - در 160 هجري قمري در كوفه بر آمد - اهل توس ، شيميدان و كاني شناس و ستاره شناس
بنو موسي ( محمد ، احمد و حسن ) - سده سوم هجري - خراساني الاصل ، مهندس مكانيك ، هندسه دان ، و رياضي دان
ابو سعيد ضرير جرجاني (گرگاني ) مرگ در ( 846-945 م /232-231 ه) ستاره شناس و رياضي دان
سهل طبري - در اوايل سده نهم ميلادي ( سده سوم هجري ) بر آمد - اهل طبرستان ( تبرستان ) ستاره شناس وپزشك
احمدبن محمد نهاوندي ( مرگ در 835 تا 845 م / 221 تا 231 ه) - در جندي شاپور بر آمد - ستاره شناس م مؤلف زيج
يحيي بن ابي منصور ( مرگ در 831 م / 216 ه ) از نژاد ايراني كه در بغداد بر آمد ستاره شناس و مؤلف زيج، نوه اش هارون بن علي هم ستاره شناس و مؤلف زيج بود
خالد بن عبدالملك مرورودي - اهل مرورود در خراسان بزرگ - در زمان مامون خليفه عباسي بر آمد - ستاره شناس بود و پسرش محمد و نوه اش عمر هم منجم بودند
ابوالعباس احمد بن محمد بن كثير فرغاني - اهل فرغانه در ماوراء النهر (ورا رود ).در زمان مامون برآمد - ستاره شناس و نظريه پرداز نجومي
عمربن فرخان طبري - ( مرگ در 815 م / 200 ه) از مردم طبرستان - ستاره شناس و معمار
محمد بن عمربن فرخان طبري - پسر شخص بالا درآغاز سده نهم ميلادي ( سده سوم هجري ) بر آمد . ستاره شناس و مؤلف نجوم
ابو معشر جعفر بن محمد بن عمر بلخي - ( 272 - 172 ه ) ( 886- 786 م ) اهل بلخ در خراسان بزرگ - ستاره شناس و نظريه پرداز در نجوم .
سهل بن بشر ( يا سهل بن حبيب بن هاني ) - در نيمه اول سده نهم ميلادي ( سده سوم هجري ) در خراسان بر آمد . ستاره شناس و منجم
علي بن سهل بن طبري- ( سده نهم ميلادي / سده سوم هجري ) مؤلف فردوس الحكمه در طب و هوا شناسي ، نجوم
محمد بن عيسي ماهاني ( مرگ در 874 تا 884 ميلادي / 261 تا 271 ه ) اهل ماهان كرمان ، رياضي دان و ستاره شناس و مهندس .معادله درجه سوم موسوم به معادله ماهاني از اوست
فضل بن حاتم نيريزي -( مرگ در 922 م / 310 ه ) رياضي دان ، هندسه دان و ستاره شناس
ابوبكر حسن بن خصيب - در اواخر سده نهم ميلادي ( سوم هجري ) بر آمد . ستاره شناس از نژاد ايراني بود
ابوبكر زكرياي رازي - ( مرگ در 924- 923 م / 312 - 311 ه ) فيزيك دان ، شيمي دان و پزشك و مهندس و فيلسوف - كاشف الكل
احمد بن داوود دينوري ( 210 / 200 تا 282 ه 825 - 815 تا 895 م ) در دينور اصفهان بر آمد . ستاره شناس ، مورخ ، رياضي دان ، گياه شناس و لغت نويس
ابو نصر محمد فارابي .(340/339- 258/257 ه51/950-71/870 م) زاده فاراب تركستان -فيزيكدان،موسيقي شناس،فيلسوف ايراني
احمدبن سهل بلخي(934م/323ه) زاده شاستيان بلخ ،رياضيدان وجغرافي دان
مطهر بن طاهرمقدسي-(356ه 966م) دربست سيستان برآمد- دايره المعارف نويس وبازگوكننده اعداد بزرگ هندي
يقبوب بن محمد رازي-كه ابن نديم وي رااز مهندسان و محاسبان دانسته است
استخري(اصطخري)- وي را نيزابن نديم از محاسبان ومهندسان بشمار آورده است
محمد بن لره- اهل اصفهان بوده ودر فهرست ابن نديم در زمره مهندسان و محاسبان بشمار آورده شده است
محمد بن احمد كاتب خوارزمي- از دايره المعارف نويسان سده چهارم هجري است.كاتب مفاتيح العلوم وي شامل مباحثي در حساب،هندسه،نجوم،موسيقي،مكانيك و شيمي
اخوان الصفا- گروه از مهندسان و دانشمندان و فيلسوفان كه در سده دهم ميلادي( سده چهارم هجري) بر آمدند. بعضي از اعضاي اين گروه مخفي مثل ابو سليمان محمد بن بشير بستي مقدسي، ابو الحسين علي بن هارون زنجاني و محمد بن احمد نهرجوري ايراني بوده اند آنان دايره المعارفي شامل كليه شعب معرفت پديد آوردند
ابو جعفر خازن-زاده خراسان( مرگ در 350/360/ه961/ 971 م) رياضي دان و ستاره شناس
ابو الفتح اصفهاني- رياضيدان سده چهارم هجري
ابو سهل ويجي بن رستم كوهي-(سده چهارم هجري) اهل طبرستان ، رياضي دان،مهندس، ستاره شناس. وي رهبر ستاره شناسان در رصد خانه اي بود كه شرف الدوله ديلمي ساخته بود
ابو سعيد احمد سنجري- (415-340ه)(1024-951م) رياضي دان
عبدالرحمن بن عمر صوفي رازي،زاده ري(376-291ه)(986-903م) ستاره شناس
ابو نصر محمد بن عبدالله(كلو اذاني)- از دودمان اردشير بابك كلواذاني(تولدش پيش از سال سيصد هجري) از جمله رياضي دانان
ابو حامد احمد بن محمد صاغاني-(مرگ در 380ه 990 م) از مردم صاغان مرو ، رياضيدان- ستاره شناس، مخترع و سازنده اسطرلاب و ديگر ابزارهاي نجومي
ابو الرضا عباس بوزجاني- ( 388/387-329ه)(998/997-940م) زاده بوزجان در حوالي نيشابور ، رياضيدان، هندسه دان، مهندس، ستاره شناس و نظري پرداز در نجوم
ابو منصور موفق-(سده چهارم هجري) شيمي دان و دانشمند و علم مواد
ابو نصر اسمعيل بن حماد جوهري-(مرگ در 393ه 1002م) زاده فاراب و مقيم نيشابور. لغت نويس و مبتكرانديشه هاي پرواز
فارابي،ابو نصر(مرگ در 340/339 هجري يا 951/950م) دانشمند و فيلسوف ، در طبقه بندي علوم و در تبيين قوانين صوت و در تعريف دانش ها نقش عمده اي داشت
ابوريحان محود بن احمد بيروني- ( 440-363 هجري)(1048-973 م) ايراني نژاد زاده خوارزم، رياضيدان،زمين شناس، جغرافي دان،جهانگرد، فيلسوف،و نظريه پرداز در علوم طبيعي ودانشمند علوم تجربي
ابو علي حسين بن عبدلله بن سينا- (427-370 هجري)(1037-980 م) زاده افشنه در بخارا كه در همدان درگذشت. رياضيدان،زمين شناس،فيزيكدان،پزشك، فيلسوف
ابوبكر محمدبن حسن حاسب كرجي-( مرگ در 421/420 هجري 1030/1029 م) رياضيدان ايراني صاحب كتاب نسوي نامه
عمر بن ابراهيم خيامي (عمر خيام)(517/516-440/430هجري)(1124/1123-1048/1038 ميلادي) زاده نيشابور ،رياضيدان،ستاره شناس،شاعر و فيلسوف
عبدالرحمن خازني-فيزيك دان و مخترع برآمده در خراسان بزرگ در ابتداي سده ششم هجري
ابوبكر علي بن محمد خراساني - شيميدان ايراني كه بقول ابن نديم و بگفته كيمياگران به كيميا دست يافت
بديع اسطرلابي(مرگ در بغداد در 1140/1139 م) اهل اصفهان- ستاره شناس و سازنده اسطرلاب
محمد بن احمد خرقي-(مرگ در مرو در 1139/1138م) ستاره شناس، جغرافي دان ايراني كه نظريه اي در باب چگونگي حركت ستارگان نيز ارائه داده است
مويد الدين طغراني(مرگ در 1112/1111م) زاده اصفهان - شاعر و شيميدان ايراني
عبدالملك بن محمد شيرازي- رياضيدان و ستاره شناسي كه در نيمه دوم سده دوازدهم ميلادي(ششم هجري) برآمد
محمد بن ابوبكر فارسي-رياضيدان و ستاره شناس ايراني نيمه دوم سده سيزدهم ميلادي(هفتم هجري)
المظفر-(سده ششم هجري) اهل توس ،مخترع گونه اي از اسطرلاب خطي
نصرالدين طوسي-( 672-598 هجري) اهل توس ، رياضيدان، ستاره شناس،دانشمند علم مواد
قطب الدين شيرازي-(1236-1311م)-رياضيدان،ستاره شناس، نور شناس، پزشك، فيلسوف ايراني
محمد ابن اشرف شمس قندي- رياضيدان و ستاره شناس سده سيزدهم ميلادي (هفتم هجري)
شمس الدين محمد بن ايوب دينسري-(سده هفتم هجري)- دايره المعارف نويس و نگارنده كتاب نوادر التبا در لتحفه البهادر كه شامل مباحثي از علوم طبيعي است
غياث الدين جمشيد محمد طبيب ( الكاشي) - (790-832 هجري قمري) از مردم كاشان، رياضيدان و محاسب
محمد حافظ اصفهاني (نتيجه الدوله) سده دهم هجري ، مولف رساله هايي در انواع دستگاههاي مكانيكي
حسين معمار-معمار بقعه هارون در سال 918هجري
بهاالدين عاملي-(1031-953هجري) رياضيدان، معمار، فيلسوف
احمد معماري لاهوري و برادرش استاد حميد لاهوري- سده يازدهم هجري معماران ايراني سازنده تاج محل در هندوستان

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 18:37  توسط رسول خالقی  | 

نرم افزار شبيه ساز قوانين جاذبه نيوتن و حركت سيارات و ماهواره‌ها
دانلود نرم افزار

نرم افزار شبيه ساز قوانين جاذبه نيوتن و حركت سيارات و ماهواره‌ها
Newton's Law of Gravity
عنوان فايل :
gra.exe
سيستم عامل :
[ Dos ]
اندازه فايل :
128 kb


2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 18:32  توسط رسول خالقی  | 

نرم افزار محاسبه انواع نيروهاي وارد بر ميله و لولا

 

محاسبه انواع نيروهاي وارد بر ميله و لولا
Atlas V1.2
عنوان فايل :
atlas.exe
سيستم عامل :
[ Windows ]
اندازه فايل :
585 kb

دانلود

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 18:27  توسط رسول خالقی  | 

زندگی نامه ابو علی سینا
 

ابوعلي سينا

ابر مرد خرد گرا و اهريمن ستيز

پوهنوال دكتور ب . شيوا مل

شيخ الرئيس . حجته الحق . ريس العقلا . شرف الملك ابوعلي سينا ( حسين پسر عبدالله حسن پسر علي پسر سينا )

در دنياي امروز كمتر ملتي است كه به مفاخر گذشته خود توجه نكند زيرا يكي از علايم حيات و زنده بودن ملت ها ملتفت بودن و توجه داشتن به مفاخر گذشته فلسفي. علمي.فرهنگي .ادبي .سياسي.اجتماعي و ملي انهاست كه اين گذشتگان با وجود گذشت روزگار و سير زمان و وقوع حوادث نا گوار با هزاران خون دل براي اينده گان خود به ميراث گذ اشته اند كه بايد انرا گرامي و عزيز داشت و انرا بارور ساخت.

شيخ الرئيس نواسه علي سينا، ‌معروف به ابن سينا . به قولي در ماه صفر سال 370 هجري قمري(مطا بق 980 ميلادي ) از پدر بلخي ايي بنام عبدالله ( از سبب وزير ماليه بودن در زمان سلطنت نوح بن منصور به بخارا مركز ماورالنهر و خراسان انزمان انتقال نموده بود) و مادر بخارايي بنام ستاره در قريه خورميثن(قريه اي ميان بلخ و بخارا)طفلي چشم به جهان گشود .كه نامش را حسين گذاشتند .

. شركت در جلسات بحث از دوران كودكي ، به واسطه پدر كه از پيروان آنها بود . بوعلي را خيلي زود با مباحث و دانش هاي مختلف زمان خود آشنا ساخت . استعداد وي در فراگيري علوم ، پدر را بر آن داشت تا به توصيه استاد وي ابو عبدالله ابراهيم بن حسين ناتلي ، ‌ابن سينا را به جز تعليم و دانش اندوزي به كار ديگري مشغول نكند . و چنين شد كه وي به دليل حافظه قوي و نبوغ خود در ابتداي جواني در علوم مختلف زمان خود از جمله طب مهارت يافت .

تا آنجا كه پادشاه بخارا ، نوح بن منصور ( 366 تا 387 هجري قمري ) به علت بيماري خود ، وي را به نزد خود خواست تا او را تداوي نمايد ابو علي ابن سينا بعد از تداوي از نوح تقاضا كرد تا به كتابخانه عظيم دربار ساماني دست يابد و از ان استفاده نمايد اين تقاضا مورد قبول نوح قرار گرفت . به اين ترتيب وي توانست با استفاده از اين كتابخانه در علوم مختلف از جمله حكمت ،‌ منطق و‌ رياضيات تسلط يابد ( خاندان سامانيان از مردم بلخ بودند و دين زردشتي داشتند سامان خدا از روشناسان و حاكم بلخ بود والي عربي خراسان در نصف قرن هشتم ميلادي با سامان دوست شد وسامان دين اسلام اختيار كرد از جمله نواسه هايش اسمعيل پسر احمد در سالي 892 ميلادي بعد از مرگ برادر ش نصر و گرفتن سمرقند سلسله سامانيان را بنيان گذاشت .

وي با وجود پرداختن به كار سياست در دربار منصور ، پادشاه ساماني و دستيابي مقام وزارت ابوطاهر شمس الدوله ديلمي و نيز درگير شدن با مشكلات ناشي از كشمكش امرا كه سفرهاي متعدد و حبس چند ماهه وي توسط تاج الملك ، حاكم همدان ، را به دنبال داشت . بيش از صدها جلد كتاب و تعداد بسياري رساله نگاشته كه هر يك با توجه به زمان و احوال او به رشته تحرير در آمده است . وقتي در دربار امير بود و آسايش كافي داشت و دسترسي اش به كتب ميسر بود ،‌ به نوشتن كتاب قانون در طب و كتاب الشفا يا دائره المعارف بزرگ فلسفي خود مشغول مي شد كه اوج كمال تفكر قرون وسطي است كه بدان دست يافت و در تاريخ تفكر انساني از تحقيقات معتبر جهان بشمار ميرود .

اما در هنگام سفر فقط يادداشت ها و رساله هاي كوچك مي نوشت از ميان تاليفات ابن سينا ،‌ شفا در فلسفه و قانون در طب شهرتي جهاني يافته است . كتاب شفا در هجده جلد در بخش هاي علوم و فلسفه ، يعني منطق ، رياضي ، طبيعيات و الاهيات نوشته شده است . منطق شفا امروز نيز همچنان به عنوان يكي از معتبرترين كتب منطق مطرح است و طبيعيات و الاهيات آن هنوز مورد توجه علاقمندان است . كتاب قانون در طب در هفت جلد نيز كه تا قرن ها از مهمترين كتب طبي به شمار مي رفت . شامل مطالبي درباره قوانين كلي طب ، دواهاي تركيبي و غير تركيبي و امراض مختلف مي باشد . اين كتاب در قرن دوازدهم ميلادي همراه با آغاز نهضت ترجمه به زبانهاي لاتين و تا امروز به زبان هاي انگليسي ، فرانسوي و آلماني و ايراني نيز ترجمه شده است و به عنوان متن درسي طبي در پوهنتون هاي اروپايي تا سال 1650 ميلادي به عوض آثارجالينوس و موندينو در دانشگاه هايLavain و Monpellier تدريس ميشد.

ابن سينا در زمينه هاي مختلف علمي نيز اقداماتي ارزنده به عمل آورده است . او اقليدس را ترجمه كرد . رصدهاي نجومي را به عمل درآورد و در زمينه حركت ، نيرو ، فضاي بي هوا ( خلا ) ، نور ، حرارت تحقيقات ابتكاري داشت . رساله وي درباره معادن و مواد معدني تا قرن سيزدهم در اروپا مهمترين مرجع علم زمين شناسي بود . درباره اين رساله فيگينه در كتاب دانشمندان قرون وسطي چنين آورده است : ابن سينا رساله اي دارد كه اسم لاتين آن چنين است : De Conglutineation Lagibum . در اين رساله فصلي است به نام اصل كوه ها كه بسيار جالب توجه است . در آنجا ابن سينا مي گويد : ممكن است كوه ها به دو علت به وجود آمده باشند . يكي برآمدن قشر زمين . چنان كه در زمين لرزه هاي سخت واقع مي شود و ديگر جريان آب كه براي يافتن مجرا ، سبب حفر دره ها و در عين حال سبب برجستگي زمين مي شود . زيرا بعضي از زمين ها نرم هستند و بعضي سخت . آب و باد قسمتي را مي برند و قسمتي را باقي مي گذارند . اين است علت برخي از برجستگي هاي زمين .

ابن سينا خرد مبتني بر منطق داشت و به تقدم عالم معتقد بود و مي گفت ( وجود خداوند بر جهان تقدم ذاتي دارد نه زماني) او به موجوديت جن وزنده شدن بعد از مرگ معتقد نبود .....سينا ميگفت افعال و حوادث مستقيما از خدا بوجود نمي ايد بلكه در نتيجه عمل غايي داخلي تكامل ميابد . سينا كو شش زياد كرد تا نظريات فلسفي خود را با عقايد عامه مسلمانان توافق دهد سينا همه قضايا را تنها به روش عقلي و كاملا مستقل از قران مورد بحث قرار ميداد از اين سبب بود كه تا قرن ها از طرف خلافت ها و هيت هاي حاكم ارتجاعي اورا مظهر كفر و الحاد ميدانستند و سوزاندن كتابهايش از سياستهاي متداول طي چند قرن در كشور هاي اسلامي منطقه بود زمانيكه اورا كافر و ملحد گفتن او گفت . ((كفري چو مني گزاف و اسان نبود محكم تر از ايمان من ايمان نبود در دهر چو من يكي و ان هم كافر پس در همه دهر يك مسلمان نبود)) و به واسطه عقل منطقي و نظام يافته خود حتي در طب نيز تلاش داشت تداوي را تا سرحد امكان تابع قواعد رياضي سازد . تسلط بر فلسفه را كمال براي يك دانشمند مي دانست . وي براي آگاهي از انديشه هاي ارسطو و درك دقيق آن ،‌ آن گونه كه خود در شرح احوالش نوشته است ، 40 بار كتاب علم الهي و يا مابعدالطبيعه(متا فيزيك ) ارسطو را خواند و به حكم تصادف با استفاده از كتاب كه ابونصر فارابي كه درباره اغراض ما بعد الطبيعه نوشته بود ، به معاني آن راه يافت . ابن سينا در دوران عمر خود از لحاظ عقايد فلسفي دو دوره مهم را طي كرد . اول دوره اي كه مصروف مطالعه اي فلسفه .عقايد و علوم مشاهي (ارسطو يي )بود و دوم دوره اي كه از آن عقايد عدول كرد و به قول خودش طرفدار حكمت مشرقين و پيرو فلسفه اشراق شد با مرگ سينا تقريبا دوران فلسفه در مشرق به سر رسيد روجر بيكن اورا بزرگترين استاد فلسفه بعد از ارسطو لقب داده اند (فلسفه ابن سينا فلسفه مشاهي و متاثر از فلسفه نوع افلا طوني ودين اسلام است وي كوشيده است كه فلسفه را با دين اسلام توفيق دهد معذالك جمع اورا كافر وملحد خوانده اند اگر چه او و ابن رشد هر دو از پيروان ارسطو بودند اما شيخ الريس كمتر از ابن رشد تابع اصيل يونان بودند .

اما سينا قبل از ابن رشد بين فلسفه و احكام شريعت شكافي به وجود اورد و اولين كسي است كه در اسلام كتب جامع و منظم در فلسفه نوشته است و كتاب الشفا او در حكم دايره المعارف فلسفي است تاريخ اجتماعي ايران ج هشتم ) .وي به پشتوانه تلاش يك صد ساله اي كه پيش از او از سوي كساني همچون رازي و فارابي براي شكل گيري فلسفه صورت گرفته بود ، موفق شد نظام فلسفي منسجمي را ارائه دهد . با توجه به اين كه پيش از او مقدمات اين كار فراهم شده بود ، كار و وظيفه ابن سينا اين بود كه مشكلات و پيچيدگي ها را كشف و حل كند و آنها را به نحوي مظبوط و موجز شرح نمايد . فروع جزئي را به تصول شامل ارتباط دهد و اطراف آن را به هم بياورد .

او با ارائه نظر خود در مورد نحوه ارتباط و نسبت بين مفاهيم كلي مثل انسان ،‌ فضيلت و جزئيات حقيقي به يكي از پرسشهاي علماي قرون وسطي كه مدت هاي طولاني ذهن آنها را به خود مشغول كرده بود پاسخ داد . تاثير آراي فلسفي ابن سينا ، ‌همچون آموزه هاي طبي او ، ‌بر علاوه قلمرو اسلامي ، ‌در اروپا نيز امري قطعي است . آلبرتوس ماگنوس ،‌ دانشمند آلماني فرقه دومينيكي (1200 تا 1280 ميلادي ) ‌نخستين كسي بود كه در غرب تفسير و شرح جامعي بر فلسفه ارسطو نوشت . به همين دليل اغلب او را پايه گذار اصلي ارسطوگرايي مسيحي مي دانند . وي كه جهان مسيحيت را با سنت ارسطويي الفت داد ،‌ در شناخت آثار ارسطو سخت به ابن سينا متكي و معتقد بود. همچنين فلسفه ما بعد الطبيعه ابن سينا ، ‌خلاصه مطالبي است كه متفكران لاتيني دو قرن بعد از او بدان رسيدند در قرن پنجم هجري به وسيله پيشوايان مذهب و پيروان خانقاه مبارزه گسترده و شديد عليه علم و حكمت و مخصوصا فلسفه اغاز شد و در مدارس و مكاتب اهل علم تدريس هر گونه علم .فلسفه و حكمت را حذف كردند و جاي انرا به تفسير قران.احاديث. و اصول فقه واگذار كردند . علما مورد تكفير اربابان مذهب قرار گرفت از جمله كسانيكه كه با تمام قوا بر ضد فلسفه و علم طغيان كرد حجته اسلام غزالي(450 الي 505هجري) بود كه عمري فلسفه را اموخت و به علت ياس وحيرت و واهمه عجيبي كه به او دست داد از مدرسه به خانقاه رفت و دامن عرفان را محكم گرفت و از جمله دشمنان سر سخت فلسفه .علم و حكمت گرديد.

غزالي در تهافت الفلا سفه (فارابي) و سينا را رد ميكند و ميگويد(علي التحقيق انها را ظلماتي فوق ظلمات فرا گرفته است) در المنقذ من الضلال متذكر شده است كه اين دو فيلسوف در بيست مورد در موضوع الهيات اشتباه كرده اند .در سه مورد مستوجب تكفير و در هفده مورد مستوجب تبعيد اند) و سه مورد كه انها را از اسلام جدا ميسازد و مورد تكفير قرار ميگيرند مينويسد: (1- معتقد بودن انها بر اينكه خداوند حاكم بر كليات است نه جزييات . 2- اعتقاد شان به تقدم عالم. 3- اينكه اجساد حشر ندازد ثواب و گناه مربوط روح است نه جسم .)

تعرض به سينا بدينجا پايان نمپذيرد بعضي از دانشمندان كوته استين در قرون بعدي نيز به او تاخته اند از جمله عثمان بن عبدالرحمن موسوم به ابن صلاح (643) سينا را مرتد و بي دين شمرده و او را از جمله علماي خارج مذهب دانسته و خواندن كتاب هاي سينا را براي مسلمانان جايز نمي شمارد و گناه كبيره ميداندو سينا را شيطاني از شياطين لقب داده است) غافل از اينكه او خودش شيطان بزرگ بود . هر قدر از قرن وسطي دور تر ميشويم و هر قدر رايره نفوذ دين بيشتر ميشود اين اعتراظات بيشتر و شديد تر ميشود علت هم معلوم است زيرا منطق و نحوه استنتاج سينا با مبادي ظاهر بينان دين كه پايه اش بر تعصب نهاده شده سازگار نيست مخصوصا كه با هجوم تركان عثماني دين زا با خرافات . اساطير وفانتزي ها اميخته ساختند و توده هاي كشور هاي اسلامي را در جهل و خرافه نگهداشتن تا هيت هايي حاكم بتواند براحتي حاكميت نمايند و تنها دشمني كه دز مقابل هر گونه جهل و خرافه ايستادگي ميكند علم و معرفت است بنا اين مخالفت ها متدينين ظاهر نما با اشاعه فلسفه و حكمت امري طبعيي بشمارميرود.

ابوعلي سينا در سال 428 هجري قمري ، زماني كه تنها 58 سال داشت ،‌ در حالي رخت از جهان بربست كه با اداي دين خود به دانش بشري ، نامي به صلابت تمدن خراساني از خود به جاي گذاشت اما دريغ ودرد كه امروز اين صلابت تمدن خراساني دارد كه اهسته اهسته به باد فراموشي سپرده شود.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 18:22  توسط رسول خالقی  | 

در باره قرار داد گلستان

12 اكتبر مصادف بود با تحميل قرارداد ننگين گلستان، عهدنامه اى كه به همراه قرار داد تركمانچاى، ننگين ترين قراردادهاى منعقده در طول تاريخ چند هزارساله ايران به شمار مى روند. جنگ نخست بين ايران و روسيه كه از آغاز سال ۱۸۰۴ ميلادى، با تصرف گنجه به دست روسيه شروع شد و تا سال ۱۸۱۳ ادامه يافت. در اين جنگ كه با رشادت عباس ميرزا فرمانده دلير ايران و از معدود مردان با كفايت عهد قاجار و جانفشانى هاى فراوان ايرانيان همراه بود، نيروى نوين نظامى روسيه بر قواى سنتى ايران فايق آمد و بدين سان شكست ايران مصادف شد با تحميل قرارداد گلستان در ۱۲ اكتبر ۱۸۱۳. آنچه در اين ميان و در سالگرد اين رويداد ننگين سبب شگفتى بسيار شده، تحركات هدف دار گروههاى تجزيه طلب پان تركيست است كه در آستانه سالگرد اين قرارداد شوم كه به تجزيه مناطق بزرگى از سرزمين ايران انجاميد، به برگزارى آيين ها و مراسم ويژه اى جهت بزرگداشت آن پرداخته اند! توجه به زيانهاى ايران در عهدنامه گلستان مؤيد عمق اين فاجعه است. به موجب فصل (ماده) سوم عهدنامه گلستان كه در يازده فصل و يك مقدمه با امضاى نمايندگان ايران و روسيه منعقد شد، «پادشاه ايران براى ابراز دوستى و وفاق نسبت به امپراتور روسيه تمامى ولايت قراباغ و گنجه، خانات شكى و شيروان و قبه و دربند و باكو و هر جا از ولايات طالش را كه بالفعل [در تاريخ عقد پيمان نامه] در تصرف دولت روسيه است و تمامى داغستان و گرجستان را تا درياى خزر مخصوص و متعلق به دولت روسيه مى داند.»
پس از سيزده سال آرامش نسبى، قواى ضعيف شده ايران در سال ۱۸۲۶ ميلادى درگير جنگ ديگرى با روسها شدند كه با وجود نبرد پرشور ايرانيان كه تحت تأثير احساسات ملى و دينى قرار داشتند، باز هم به شكست ايران انجاميد و اين بار خانات ايروان (ارمنستان فعلى) و نخجوان نيز از ايران جدا شدند و به روسيه پيوستند. بدينسان تاج ايران يعنى قفقاز از ايران جدا شد و به اشغال روسها درآمد.
البته وراى اين اشغالگرى آرمانهاى ديرين بلندپروازانه پادشاهان گذشته روسيه به ويژه پتر كبير كه در قالب وصيتنامه اى خودنمايى مى كرد، مستتر بود. آرمانهايى كه در قالب آن تضعيف هرچه بيشتر ايران جهت تجزيه آن و دستيابى هرچه سريع تر به آبهاى گرم خليج فارس به عنوان هدفى استراتژيك براى روسيه به شمار مى آمد.
ولى آنچه هم اكنون و با تأسف شاهد آن هستيم، اين است كه تحركات مشكوك فعلى با پشتيبانى دشمنان ايران و ايرانى همراه است. دشمنان ايران با تحريف اين واقعه تاريخى و با سوءاستفاده از آن مى كوشند، به اين نكته دامن بزنند كه به گمان آنان مردم دوسوى ارس كه به موجب قرارداد گلستان از هم جدا شده اند، بايد ضمن اتحادى موهوم، هويتى جدا از مام ميهن يعنى ايران به دست آورند.
 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 14:39  توسط رسول خالقی  | 

زندگی نامه امیر المومنین حضرت علی (ع)
ندگينامه امام اول اميرالمومنين حضرت علي (ع)  
تاریخ  : 29/8/1386 
زندگينامه حضرت علي (ع)

ولادت:

حضرت علي ( ع ) نخستين فرزند خانواده هاشمي است كه پدر و مادر او هر دو فرزند هاشم اند . پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم بن عبدمناف است و مادر او فاطمه دختر اسد فرزند هاشم بن عبدمناف مي باشد . خاندان هاشمي از لحاخ فضائل اخلاقي و صفات عاليه انساني در قبيله قريش و اين طايفه در طوايف عرب ، زبانزد خاص و عام بوده است . فتوت ، مروت ، شجاعت و بسياري از فضايل ديگر اختصاص به بني هاشم داشته است . يك از اين فضيلتها در مرتبه عالي در وجود مبارك حضرت علي ( ع ) موجود بوده است . فاطمه دختر اسد به هنگام درد زايمان راه مسجدالحرام را در پيش گرفت و خود را به ديوار كعبه نزديك ساخت و چنين گفت : خداوندا ! به تو و پيامبران و كتابهايي كه از طرف تو نازل شده اند و نيز به سخن جدم ابراهيم سازنده اين خانه ايمان راسخ دارم . پرودگارا ! به پاس احترام كسي كه اين خانه را ساخت ، و به حق  ( 2  ) كودكي كه در رحم من است ، تولد اين كودك را بر من آسان فرما ! لحظه اي نگذشت كه ديوار جنوب شرقي كعبه در برابر ديدگان عباس بن عبدالمطلب و يزيد بن تعف شكافته شد . فاطمه وارد كعبه شد ، و ديوار به هم پيوست . فاطمه تا سه روز در شريفترين مكان گيتي مهمان خدا بود . و نوزاد خويش سه روز پس از سيزدهم رجب سي ام عام الفيل فاطمه  ( 3  ) را به دنيا آورد . دختر اسد از همان شكاف ديوار كه دوباره گشوده شده بود بيرون آمد و گفت  : ( 4  ) پيامي از غيب شنيدم كه نامش را علي بگذار  .

 

دوران كودكي:

حضرت علي ( ع ) تا سه سالگي نزد پدر و مادرش بسر برد و از آنجا كه خداوند مي خواست ايشان به كمالات بيشتري نائل آيد ، پيامبر اكرم ( ص ) وي را از بدو تولد تحت تربيت غير مستقيم خود قرار داد . تا آنكه ، خشكسالي عجيبي در مكه واقع شد . ابوطالب عموي پيامبر ، با چند فرزند با هزينه سنگين زندگي روبرو شد . رسول اكرم ( ص ) با مشورت عموي خود عباس توافق كردند كه هر يك از آنان فرزندي از ابوطالب را به نزد خود ببرند تا گشايشي در كار ابوطالب باشد . عباس ، جعفر را و پيامبر ( ص  ) ، ( 5  ) علي ( ع ) را به خانه خود بردند . به اين طريق حضرت علي ( ع ) به طور كامل در كنار پيامبر قرار گرفت . علي ( ع ) آنچنان با پيامبر ( ص ) همراه بود ، حتي هرگاه پيامبر از شهر  ( 6  )خارج مي شد و به كوه و بيابان مي رفت او را نيز همراه خود مي برد . بعثت پيامبر ( ص ) و حضرت علي ( ع ) شكي نيست كه سبقت در كارهاي خير نوعي امتياز و فضيلت است . و خداوند در آيات بسياري بندگانش را به انجام آنها ، و سبقت گرفتن بر يكديگر  ( 7  )دعوت فرموده است . از فضايل حضرت علي ( ع ) است كه او نخستين فرد ايمان آورنده به پيامبر ( ص ) باشند . ابن ابي الحديد در اين باره مي گويد : بدان كه در ميان اكابر و بزرگان و متكلمين گروه معتزله اختلافي نيست كه علي بن ابيطالب نخستين فردي است كه به اسلام ايمان آورده و پيامبر خدا را تاييد كرده است  .

 

حضرت علي ( ع ) نخستين ياور پيامبر ( ص  ):

پس از وحي خدا و برگزيده شدن حضرت محمد ( ص ) به پيامبري و سه سال دعوت مخفيانه ، سرانجام پيك وحي فرا رسيد و فرمان دعوت همگاني داده شد . در اين ميان تنها حضرت علي ( ع ) مجري طرحهاي پيامبر ( ص ) در دعوت الهيش و تنها همراه و دلسوز آن حضرت در ضيافتي بود كه وي براي آشناكردن خويشاوندانش با اسلام و دعوتشان به دين خدا ترتيب داد . در همين ضيافت پيامبر ( ص ) از حاضران سؤوال كرد : چه كسي از شما مرا در اين راه كمك مي كند تا برادر و وصي و نماينده من در ميان شما باشد ؟ فقط علي ( ع ) پاسخ داد : اي پيامبر خدا ! من تو را در اين راه ياري مي كنم پيامبر ( ص ) بعد از سه بار تكرار سؤوال و شنيدن همان جواب فرمود : اي خويشاوندان و بستگان من ، بدانيد كه علي ( ع ) برادر و وصي و خليفه پس از من در ميان شماست . از افتخارات ديگر حضرت علي ( ع ) اين است كه با شجاعت كامل براي خنثي كردن توطئه مشركان مبني بر قتل رسول خدا ( ص ) در بستر ايشان خوابيد و زمينه هجرت پيامبر ( ص ) را آماده ساخت  .

 

حضرت علي ( ع ) بعد از هجرت:

بعد از هجرت حضرت علي ( ع ) و پيامبر ( ص ) به مدينه دو نمونه از فضايل علي ( ع ) را بيان مي نمائيم  : 1  - جانبازي و فداكاري در ميدان جهاد : حضور وي در  26  غزوه از  27غزوه پيامبر ( ص ) و شركت در سريه هاي مختلف از افتخارات و فضايل آن حضرت است  . 2  - ضبط و كتابت وحي ( قرآن ) كتابت وحي و تنظيم بسياري از اسناد تاريخي و سياسي و نوشتن نامه هاي تبليغي و دعوتي از كارهاي حساس و پرارج امام ( ع ) بود . ايشان آيات قرآن چه مكي و چه مدني ، را ضبط مي كرد . به همين علت است كه وي را از كاتبان وحي و حافظان قرآن به شمار مي آورند . در اين دوران بود كه پيامبر ( ص ) فرمان اخوت و برادري مسلمانان را صادر فرمود و با حضرت علي ( ع ) پيمان برادري و اخوت بست و به حضرت علي ( ع ) فرمود : تو برادر من در اين جهان و سراي ديگر هستي . به خدايي كه مرا به حق برانگيخته است ... تو را به برادري خود انتخاب مي كنم ، اخوتي كه دامنه آن هر دو جهان  ( 8  )را فرا گيرد . حضرت علي ( ع ) داماد رسول اكرم ( ص ) عمر و ابوبكر با مشورت با سعد معاذ رئيس قبيله اوس دريافتند جز علي ( ع ) كسي شايستگي زهرا ( س ) را ندارد . لذا هنگامي كه علي ( ع ) در ميان نخلهاي باغ يكي از انصار مشغول آبياري بود موضوع را با ايشان در ميان نهادند و ايشان فرمود : دختر پيامبر ( ص ) مورد ميل و علاقه من است . و به سوي خانه رسول به راه افتاد . وقتي به حضور رسول اكرم ( ص ) رسيد ، عظمت محضر پيامبر ( ص ) مانع از آن شد كه سخني بگويد ، تا اينكه رسول اكرم ( ص ) علت رجوع ايشان را جويا شد و حضرت علي ( ع ) با تكيه به فضايل و تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام فرمود : آيا صلاح مي دانيد كه فاطمه را در عقد من درآوريد ؟ پس از موافقت حضرت زهرا ( س ) آن حضرت به دامادي رسول اكرم ( ص ) نائل آمدند  .

 

غدير خم:

پيامبر ( ص ) بعد از اتمام مراسم حج در آخرين سال عمر پربركتش در راه برگشت در محلي به نام غديرخم در نزديكي جحفه دستور توقف داد ، زيرا پيك وحي فرمان داده بود كه پيامبر ( ص ) بايد رسالتش را به اتمام  ( 9  )برساند . پس از نماز ظهر پيامبر ( ص ) بر بالاي منبري از جهاز شتران رفت و فرمود : اي مردم ! نزديك است كه من دعوت حق را لبيك گويم و از ميان شما بروم درباره من چه فكر مي كنيد ؟ مردم گفتند : گواهي مي دهيم كه تو آيين خدا را تبليغ مي كردي پيامبر فرمود : آيا شما گواهي نمي دهيد كه جز خداي يگانه ، خدايي نيست و محمد بنده خدا و پيامبر اوست ؟ مردم گفتند : آري ، گواهي مي دهيم . سپس پيامبر ( ص ) دست حضرت علي ( ع ) را بالا گرفت و فرمود : اي مردم ! در نزد مؤمنان سزاوارتر از خودشان كيست ؟ مردم گفتند : خداوند و پيامبر او بهتر مي دانند . سپس پيامبر فرموند : اي مردم ! هر كس من مولا و رهبر او هستم ، علي هم مولا و رهبر اوست . و اين جمله را سه بار تكرار فرمودند . بعد مردم اين انتخاب را به حضرت علي ( ع ) تبريك گفتند و با وي بيعت نمودند  .

 

حضرت علي ( ع ) بعد از رحلت رسول اكرم ( ص  ):

پس از رحلت رسول اكرم ( ص ) به علت شرايط خاصي كه بوجود آمده بود ، حضرت علي ( ع ) از صحنه اجتماع كناره گرفت و سكوت اختيار كرد. نه در جهادي شركت مي كرد و نه در اجتماع به طور رسمي سخن مي گفت . شمشير در نيام كرد و به وظايف فردي و سازندگي افراد مي پرداخت . فعاليتهاي امام در اين دوران به طور خلاصه اينگونه است  : 1  - عبادت خدا آنهم در شان حضرت علي ( ع  ) 2  - تفسير قرآن و حل مسائل ديني و فتواي حكم حوادثي كه در طول  23سال زندگي پيامبر ( ص ) مشابه نداشت  . 3  - پاسخ به پرسشهاي دانشمندان ملل و شهرهاي ديگر  . 4  - بيان حكم بسياري از رويدادهاي نوظهور كه در اسلام سابقه نداشت  . 5  - حل مسائل هنگامي كه دستگاه خلافت در مسائل سياسي و پاره اي از مشكلات با بن بست روبرو مي شد  . 6  - تربيت و پرورش گروهي كه از ضمير پاك و روح آماده ، براي سير و سلوك برخوردار هستند  . 7  - كار و كوشش براي تامين زندگي بسياري از بينوايان و درماندگان تا آنجا كه با دست خويش باغ احداث مي كرد و قنات استخراج مي نمود و سپس آنها را در راه خدا وقف مي نمود  .

 

خلافت حضرت علي ( ع  ):

در زمان خلافت حضرت علي ( ع ) جنگهاي فراواني رخ داد از جمله صفين ، جمل و نهروان كه هر يك پيامدهاي خاصي به دنبال داشت  .

 

شهادت امام علي ( ع  ):

بعد از جنگ نهروان و سركوب خوارج برخي از خوارج از جمله عبدالرحمان بن ملجم مرادي ، و برك بن عبدالله تميمي و عمروبن بكر تميمي در يكي از شبها گرد هم آمدند و اوضاع آن روز و خونريزي ها و جنگهاي داخلي را بررسي كردند و از نهروان و كشتگان خود ياد كردند و سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه باعث اين خونريزي و برادركشي حضرت علي ( ع ) و معاويه و عمروعاص است . و اگر اين سه نفر از ميان برداشته شوند ، مسلمانان تكليف خود را خواهنددانست . سپس با هم پيمان بستند كه هر يك از آنان متعهد كشتن يكي از سه نفر گردد . ابن ملجم متعهد قتل امام علي ( ع ) شد و در شب نوزدهم ماه رمضان همراه چند نفر در مسجد كوفه نشستند . آن شب حضرت علي ( ع ) در خانه دخترش مهمان بودند و از واقعه صبح با خبر بودند ، وقتي موضوع را با دخترش در ميان نهاد ، ام كلثوم گفت : فردا جعده را به مسجد بفرستيد . حضرت علي ( ع ) فرمود : از قضاي الهي نمي توان گريخت . آنگاه كمربند خود را محكم بست و در حالي كه اين دو بيت را زمزمه مي كرد عازم مسجد شد . كمر خود را براي مرگ محكم ببند ، زيرا مرگ تو را ملاقات خواهدكرد . و از مرگ ، آنگاه كه به سراي تو درآيد  ( 10  ) . جزع و فرياد مكن ابن ملجم ، در حالي كه حضرت علي ( ع ) در سجده بودند ، ضربتي بر فرق مبارك خون از سر حضرتش در محراب جاري شد و محاسن  ( 11  ) آن حضرت وارد ساخت . شريفش را رنگين كرد . در اين حال آن حضرت فرمود : فزت و رب الكعبه به خداي كعبه سوگند كه رستگار شدم سپس آيه  55سوره طه را تلاوت فرمود : شما را از خاك آفريديم و در آن بازتان مي گردانيم و بار ديگر از آن  ( 12  ) بيرونتان مي آوريم . حضرت علي ( ع ) در واپسين لحظات زندگي نيز به فكر صلاح و سعادت مردم بود و به فرزندان و بستگان و تمام مسلمانان چنين وصيت فرمود : شما را به پرهيزكاري سفارش مي كنم و به اينكه كارهاي خود را منظم كنيد و اينكه همواره در فكر اصلاح بين مسلمانان باشيد . يتيمان را فراموش نكنيد ، حقوق همسايگان را مراعات كنيد . قرآن را برنامه ي عملي خود قرار دهيد . نماز را بسيار گرامي بداريد كه ستون دين شماست . حضرت علي ( ع ) در  21ماه رمضان به شهادت رسيد و در نجف اشرف به خاك سپرده شد ، و مزارش ميعادگاه عاشقان حق و حقيقت شد . - سوره احزاب ، آيه  2

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 1:10  توسط رسول خالقی  | 

زندگی نامه رودکی سمر قندی
زندگینامه
رودکی، ‌ابوعبدالله جعفر فرزند محمد فرزند حکیم فرزند عبدالرحمان فرزند آدم.
از کودکی و چگونگی تحصیل او آگاهی چندانی به دست نیست. در 8 سالگی قرآن آموخت و آن را از بر کرد و از همان هنگام به شاعری پرداخت.
َ
برخی می گویند در مدرسه های سمرقند درس خوانده است. آنچه آشکار است، وی شاعری دانش آموخته بود و تسلط او بر واژگان فارسی چندان است که هر فرهنگ نامه ای از شعر او گواه می آورد.

رودکی از روزگار جوانی آوازی خوش داشت، در موسیقی و نوازندگی چیره دست و پر آوازه بود. وی نزد ابوالعنک بختیاری موسیقی آموخت و همواره مورد ستایش او بود، آن چنان که استاد در روزگار کهنسالی چنگ خود را به رودکی بخشید. رودکی در همان دوره شعر نیز می سرود. شعر و موسیقی در سده های چهارم و پنجم همچون روزگار پیش از اسلام به هم پیوسته بودند و شعر به همراه موسیقی خوانده می شد. شاعران بزرگ آنانی بودند که موسیقی نیز می دانستند.

از هم عصران رودکی ،منجیک ترمذی (نیمه دوم سده چهارم) و پس از او فرخی (429 ق) استاد موسیقی زمانه خویش بودند. شاعران، معمولاً قصیده هایشان را با ساز و در یکی از پرده های موسیقی می خواندند. هرکس که صدایی خوش نداشت یا موسیقی نمی دانست، از راوی می خواست تا شعرش را در حضور ممدوح بخواند. رودکی، شعرش را با ساز می خواند .

رفته رفته آوازه رودکی به دربار سامانیانرسید و نصربن احمد سامانی (301 ـ 331 ق) او را به دربارفرا خواند. برخی بر این گمانند که او پیش از نصربن احمد به دربار سامانیان رفته بود، در آنجا بزرگترین شاعر دربار سامانی شد. در آن روزگار در محیط ادبی، علمی، اقتصادی و اجتماعی فرارود، آن چنان تحولی شگرف روی داده بود که دانش پژوهان، آن دوره را دوران نوزایی (رسانس) ایرانی می نامند.

بر بستر چنین زمینه مناسب اقتصادی، اجتماعی و برپایه دانش دوستی برخی از پادشاهان سامانی، همچنین با تلاش و خردمندی وزیرانی دانشمند و کاردان چون ابوالفضل بلعمی (330 ق) و ابوعلی محمد جیهانی (333 ق)، بخارا به صورت مرکز بزرگ علمی، ادبی و فرهنگی درآمد.

دربار سامانیان، محیط گرم بحث و برخورد اندیشه شد و شاعران و فرهنگمداران از راههای دور و نزدیک به آنجا روی می آوردند.
بهترین آثار علمی، ادبی و تاریخی مانند شاهنامه منصوری، شاهنامه ابوالمؤید بلخی (سده چهارم هجری)، عجایب البلدان، حدود العالم من المشرق الی المغرب در جغرافیا، ترجمه تفسیر طبری که چند تن از دانشمندان فراهم کرده اند، ترجمه تاریخ طبری از ابوعلی بلعمی، آثار ابوریحان بیرونی (440 ق) وابوعلی سینا (428 ق) در روزگار سامانیان پدید آمدند. دانشمندان برجسته ای مانند محمد زکریای رازی (313 ق) ابونصر فارابی (339)، ابوریحان بیرونی، ابوعلی سینا و بسیاری از شاعران بزرگ مانند فردوسی (410/416 ق) در این روزگار یا متأثر از آن برآمده اند.

بزرگترین کتابخانه در آن دوران در بخارا بود که ابوعلی سینا آن را دید و گفت که نظیر آن را هرگز ندیده است. تأثیر این تحول، نه تنها در آن دوره که در دوران پس از آن نیز پیدا است. رودکی فرزند چنین روزگاری است. وی در دربار سامانی نفوذی فراوان یافت و به ثروتی افزون دست یافت. نفوذ شعر و موسیقی او در دربار نصربن احمد چندان بود که داستان بازگشت پادشاه از هرات به بخارا، به خوبی بیانگر آن است.
هنگامی که نصربن احمد سامانی به هرات رفته، دیرگاهی در آن دیار مانده بود، هیچ کس را یارای آن نبود تا از پادشاه بخواهد که بخارا بازگردد؛ درباریان از رودکی خواستند تا او این وظیفه دشوار را بپذیرد.رودکی شعر پر آوازه « بوی جوی مولیان آید همی ـ یاد یار مهربان آید همی » را سروده است.
درباریان و شاعران، همه او را گرامی می داشتند و بزرگانی چون ابوالفضل بلعمی و ابوطیب مصعبی صاحب دیوان رسالت، شاعر و فیلسوف. شهید بلخی (325 ق) و ابوالحسن مرادی شاعر با او دوستی و نزدیکی داشتند.

گویند که وی از آغاز نابینا بود، اما با بررسی پروفسور گراسیموف (1970 م) بر جمجمه و استخوانهای وی آشکار گردید که در دوران پیری با فلز گداخته ای چشم او را کور کرده اند، برخی استخوانهایش شکسته بود و در بیش از 80 سالگی درگذشت.

رودکی گذشته از نصربن احمد سامانی کسان دیگری مانند امیر جعفر بانویه از امیران سیستان، ابوطیب مصعبی، خاندان بلعمی، عدنانی، مرادی، ابوالحسن کسایی، عماره مروزی و ماکان کاکی را نیز مدح کرده است.
از آثار او بر می آید که به مذهب اسماعیلی گرایش داشته است؛ شاید یکی از علتهای کور شدن او در روزگار پیری، همین باشد.

با توجه به مقاله کریمسکی، هیچ بعید به نظر نمی رسد که پس از خلع امیر قرمطی، رودکی را نیز به سبب هواداری از قرمطیان و بی اعتنایی به مذهب رایج زمان کور کرده باشند.

آنچه مسلم است زندگی صاحبقران ملک سخن ابوعبدالله جعفر بن محمد رودکی سمرقندی در هاله ای از رمز و راز پوشیده شده است و با اینکه بیش از هزار و صد سال از مرگ او می گذرد، هنوز معماهای زندگی او حل نشده و پرده ای ابهام بر روی زندگی پدر شعر فارسی سایه گسترده است.

رودکی در پیری با بی اعتنایی دربار روبرو شد و به زادگاهش بازگشت؛ شعرهای دوران پیری او، سرشار از شکوه روزگار، حسرت از گذشته و بیان ناداری است. رودکی از شاعران بزرگ سبک خراسانی است. شعرهای اندکی از او به یادگار مانده، که بیشتر به صورت بیتهایی پراکنده از قطعه های گوناگون است.


سیری در آثار
کامل ترین مجموعه عروض فارسی، نخستین بار در شعرهای رودکی پیدا شد و در همین شعرهای باقی مانده، 35 وزن گوناگون دیده می شود. این شعرها دارای گشادگی زبان و توانایی بیان است. زبان او، گاه از سادگی و روانی به زبان گفتار می ماند.
جمله های کوتاه، فعلهای ساده، تکرار فعلها و برخی از اجزای جمله مانند زبان محاوره در شعر او پیداست. وجه غالب صور خیال در شعر او، تشبیه است.

تخیل او نیرومند است. پیچیدگی در شعر او راه ندارد و شادی گرایی و روح افزایی، خردگرایی، دانش دوستی، بی اعتبار دانستن جهان، لذت جویی و به خوشبختی اندیشیدن در شعرهای او موج می زند.

وی نماینده کامل شعر دوره سامانی و اسلوب شاعری سده چهارم است. تصویرهایش زنده و طبیعت در شعر او جاندار است. پیدایش و مطرح کردن رباعی را به او نسبت می دهند. رباعی در بنیاد، همان ترانه هایی بود که خنیاگران می خوانده اند و به پهلویات مشهور بوده است؛ رودکی به اقتضای آوازه خوانی به این نوع شعر بیشتر گرایش داشته، شاید نخستین شاعری باشد که بیش از سایر گویندگان روزگارش در ساختن آهنگها از آن سود برده باشد. از بیتها، قطعه ها، قصیده ها و غزلهای اندکی که از رودکی به یادگار مانده، می توان به نیکی دریافت که او در همه فنون شعر استاد بوده است.
معرفی آثار
تعداد شعرهای رودکی را از صدهزار تا یک میلیون بیت دانسته اند؛ آنچه اکنون مانده، بیش از 1000 بیت نیست که مجموعه ای از قصیده، مثنوی،قطعه و رباعی را در بر می گیرد. از دیگر آثارش منظومه کلیله و دمنه است که محمد بلعمی آن را از عربی به فارسی برگرداند و رودکی به خواسته امیرنصر و ابوالفضل بلعمی آن را به نظم فارسی در آورده است (به باور فردوسی در شاهنامه، رودکی به هنگام نظم کلیله و دمنه کور بوده است.)

این منظومه مجموعه ای از افسانه ها و حکایتهای هندی از زبان حیوانات فابل است که تنها 129 بیت آن باقی مانده است و در بحر رمل مسدس مقصور سرود شده است؛ مثنویهای دیگری در بحرهای متقارب، خفیف، هزج مسدس و سریع به رودکی نسبت می دهند که بیتهایی پراکنده از آنها به یادگار مانده است. گذشته از آن شعرهایی دیگر از وی در موضوعهای گوناگون مدحی، غنایی، هجو، وعظ، هزل ، رثاء و چکامه، در دست است.

عوفی درباره او می گوید: " که چنان ذکی و تیز فهم بود که در هشت سالگی قرآن تمامت حفظ کرد و قرائت بیاموخت و شعر گرفت و معنای دقیق می گفت، چنانکه خلق بر وی اقبال نمودند و رغبت او زیادت شد و او را آفریدگار تعالی آوازی خوش و صوتی دلکش داده بود. از ابوالعبک بختیار بر بط بیاموخت و در آن ماهر شد و آوازه او به اطراف واکناف عالم برسید و امیر نصر بن احمد سامانی که امیر خراسان بود، او را به قربت حضرت خود مخصوص گردانید و کارش بالا گرفت و ثروت و نعمت او به حد کمال رسید.

 

 
زادگاه او قریه بنج از قراء رودک سمرقند است. یعضی او را کور مادر زاد دانسته اند و عقیده برخی بر آن است که در اواخر عمر نابینا شده است. وفات وی به سال 320 هـجری در زادگاهش قریه بنج اتفاق افتاده و در همان جا به خاک سپرده شده است.

رودکی در سرودن انواع شعر مخصوصاً قصیده، مثنوی ، غزل و قطعه مهارت داشته است و از نظر خوشی بیان در تاریخ ادبیات ایران پیش از او شاعری وجود ندارد که بتواند با وی برابری کند.

به واسطه تقرب به امیر نصر بن احمد سامانی (301-331) رودکی به دریافت جوائز و صله فراوانی از پادشاه سامانی و وزیران و رجال در بارش نائل گردید و ثروت و مکنتی زیاد به دست آورده است چنانکه به گفته نظامی عروضی هنگامی مه به همراهی نصر بن احمد از هرات به بخارا می رفته، چهار صد شتر بنه او بوده است.

علاوه بر دارا بودن مقام ظاهری رفعت پایه سخنوری و شاعری رودکی به اندازه ای است که از معاصران او شعرای معروفی چون شهید بلخی و معروفی بلخی او را ستوده اند و از گویندگان بعد از او کسانی چون دقیقی، نظامی عروضی، عنصری، فرخی و ناصرخسرو از او به بزرگی یاد کرده اند.


ویژگی سخن
سخنان رودکی در قوت تشبیه و نزدیکی معانی به طبیعت و وصف ،کم نظیر است و لطافت و متانت و انسجام خاصی در ادبیات وی مشاهده می شود که مایه تأثیر کلام او در خواننده و شنونده است. از غالب اشعار او روح طرب و شادی و عدم توجه به آنچه مایه اندوه و سستی باشد مشهود است و این حالت گذشته از اثر محیط زندگی و عصر حیات شاعر نتیجه فراخی عیش و فراغت بال او نیز می باشد. با وجود آنکه تا یک میلیون و سیصد هزار شعر بنا به گفته رشیدی سمرقندی به رودکی نسبت داده اند تعداد اشعاری که از او امروزه در دست است به هزار بیت نمی رسد.

از نظر صنایع ادبی گرانبهاترین قسمت آثار رودکی مدایح او نیست، بلکه مغازلات اوست که کاملاً مطابق احساسات آدمی است، شاعر شادی پسند بسیار جالب توجه و شاعر غزلسرای نشاط انگیز، بسیار ظریف و پر از احساسات است.

گذشته از مدایح و مضمون های شادی پسند و نشاط انگیز در آثار رودکی، اندیشه ها و پندهایی آمیخته به بدبینی مانند گفتار شهید بلخی دیده می شود. شاید این اندیشه ها در نزدیکی پیری و هنگامی که توانگری او بدل به تنگدستی شده نمو کرده باشد، می توان فرض کرد که این حوادث در زندگی رودکی، بسته به سرگذشت نصر دوم بوده است. پس از آنکه امیر قرمطی را خلع کردند مقام افتخاری که رودکی در دربار به آن شاد بود به پایان رسید.

با فرا رسیدن روزهای فقر و تلخ پیری، دیگر چیزی برای رودکی نمانده بود، جز آنکه بیاد روزهای خوش گذشته و جوانی سپری شده بنالد و مویه کند.


نمونه اشعار
زمانه پندی آزاد وار داد مرا ----- زمانه را چو نکو بنگری همه پند است
به روز ِ نیک ِ کسان گفت تا تو غم نخوری ----- بسا کسا که به روز ِ تو آرزو مند است
زمانه گفت مرا خشم خویش دار نگاه ----- کرا زبان نه به بند است پای دربند است

***

اندر بلای سخت

ای آنکه غمگنی و سزاواری ----- وندر نهان سرشک همی‌باری
رفت آنکه رفت و آمد آنکه آمد----- بود آنچه بود، خیره چه غم داری؟
هموار کرد خواهی گیتی را؟----- گیتی‌ست، کی پذیرد همواری؟
مستی نکن که او نشنود مستی ----- رازی مکن که نشنود او زاری
شو، تا قیـامت آیـد زاری کن! ----- کی رفته را به زاری باز آری؟
آزار بیـش بیـنی زیـن گردون ----- گر تو به هر بهانه بیـازاری
گوئی گماشته است بلائی او ----- بر هر که تو بر او دل بگماری
ابری پدیدنی و کسوفی نی ----- بگرفت ماه و گشت جهان تاری
فرمان کنی و یا نکنی ترسم ----- بر خویشتن ظفر ندهی باری
اندر بلای سخت پدیـد آید ----- فضل و بزرگمردی و سالاری

***


 


کلیله و دمنه رودکی
مهمترین کار رودکی به نظم در آوردن کلیله و دمنه است، متاسفانه این اثر گرانبها مانند سایر آثار و مثنویهای رودکی گم شده است و از آن جز ابیاتی پراکنده در دست نیست. از ادبیات پراکنده ای که از منظومه کلیله و دمنه و سایر مثنویهای رودکی باقی مانده است می توان فهمیند که صاحبقران ملک سخن لقبی برازنده او بوده است. در شعر او قوه تخیل، قدرت بیان، استحکام و انسجام کلام همه با هم جمع است و بهمین دلیل در دربار سامانیان، قدر و مرتبه ای داشت که شاعران بعد از او همیشه آرزوی روزگار او را داشتند.


 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 1:9  توسط رسول خالقی  | 

زندگی نامه حضرت محمد (ص)
زندگی نامه ی حضرت محمد
عبدالمطلب پدر بزرگ رسول خدا (ص) همواره مراقب محمد (ص) بود و راهنمایی اندیشمند برای قریش در اداره امور محسوب می شد.
وقتی برای سرایه دار کعبه و بزرگ قوم عبدالمطلب فرشی در سایه کعبه گسترده می شد و فرزندان وی پیرامون مسند پدر می نشستند تا پدرشان بیاید و در جای مخصوص خود بنشیند گاهی رسول خدا بر روی مسند عبدالمطلب می نشست و چون عمو های وی می خواستند او را بر دارند عبدالمطلب می گفت:

پسرم را رها کنید. به خدا قسم که او را مقامی ارجمند است.

عبدالمطلب چنان از پیامبر اسلام حمایت می کرد که گوئی عزیزترین و گرامی ترین فرد در نزد وی است و چنان از عظمت وی یاد می کرد که گوئی خبر از بزرگ منشی و بزرگواری او دارد. چنانچه نقل میکنند در هنگامی که بر مسند عبدالمطلب نشسته بود و پسران وی او را بلند می کردند گفت:

او را رها کنید چه اینکه او خود را به بزرگی و سلطنت خبر می دهد.

سرپرستی عبدالمطلب دیری نپایید که به اخ رسید و رسول خدا در هشت سالگی پدر بزرگ خود را از دست داد. عبدالمطلب در "حجون" مکه به خاک سپرده شد.

اما قبل از وفات وی سرپرستی و نگهداری رسول خدا را به ابوطالب که با عبدالله از یک مادر بودند واگذاشت و گفت:

"ای عبد مناف تو را پس از خود درباره یتیمی که از پدرش جا مانده سفارش می کنم. او در گهواره پدر را از دست داد و من همچو مادری دلسوز بودم که فرزند خویش را در اغوش می کشید. اکنون برای دفع ستمی یا محکم ساختن پیوندی به تو از همه فرزندانم امیدوارترم."

بعد از عبدالمطلب که به قولی سن پیامبر به هشت سال و هشت ماه و هشت روز رسیده بود سر پرستی وی بر عهده عمویش ابوطالب قرار گرفت. فاطمه دختر اسد بن هاشم همسر ابوطالب رسول خدا (ص) پرورش داد . چنانچه از رسول خدا (ص) روایت شده است که:

بعد از وفات فاطمه دختر اسد فرمود امروز مادرم وفات کرد.

و چون به او گفته شد ای رسول خدا برای فاطمه سخت بی تاب گشته ای؟ فرمودند:

او به راستی مادرم بود چه اینکه کودکان خود را گرسنه می گذاشت و مرا سیر می کرد و انان را گردالود می گذاشت ومرا شسته و اراسته می داشت.

 


--------------------------------------------------------------------------------

 

سفر رسول خدا به سام همراه ابوطالب
بعد از رحلت عبدالمطلب سرپرستی رسول خدا (ص) را عمویش ابوطالب به عهد گرفت و همسر ابوطالب همانند مادری مهربان به انجام وظیفه در قبال پیامبر مشغول شد. پیامبر دوازده ساله یا نه ساله و یا به قولی سیزده ساله بود که همراه عموی خود ابوطالب برای تجارت به شام رهسپار گشت. این سفر در دهم ربیع الاول سال سیزده واقعه فیل اتفاق افتاد و و چون کاروان به بصری قصبه ای در سرزمین حوران از توابع دمشق رسید راهبی به نام "بحیری" از دانایان دین مسیحیت از روی اثار و علائم رسول خدا را شناخت و به نبوت اینده وی خبر داد و ابوطالب را به مراقبت و نگهداری محمد (ص) سفارش نمود.

راهب مسیحی شاهد نشانه هایی در سیمای محمد بود که با انچه که وی در مورد بشارت عیسی به پیامبری به نام "احمد" که پس از او میاید داشت مطابقت می کرد. نشانه ها و علائم از این قبیل بود که این کاروان در نزدیکی صومعه او فرود امده و ابری را دیده بود که بر سر کاروانیان سایه می افکند و بالاخره شاهد آن بود که هر گاه این کاروان به سایه درختی پناه میاورد شاخه درخت فرو می ریزد و به همین سبب کروانییان را اکرام نموده و برای انان میهمانی ترتیب داد و از انها خواست که تمام افراد اعم از زن و مرد و کوچک و بزرگ شرکت جویند کاروان قریش همه امدند به جز محمد که به دلیل کم سن و سال بودن مراقب اموال انان بود. راهب مسیحی وقتی در فرد فرد انها نگریست نشانه های نبوت را نیافت پرسید ایا فردی هست که در این مهمانی شرکت نکرده باشد گفتند فقط پسر بچه ای است که نزد اموالمان برای مراقبت گذاشته ایم.

به دستور بحیرا او را اوردند و به محض مشاهده آن کودک نشانه ها و علائم نبوت را در او دید و در نزد خود نشاند و از کسانش در کاروان پرسید. ابوطالب جلو امد و خود را معرفی نمود. بحیرا دست رسول خدا را در دست گرفت و گفت:

این سرور جهانیان و فرستاده سرور دو جهان است که خداوند او را به عنوان رحمتی بر جهانیان مبعوث می دارد. در اینجا پیران قریش گفتند تو از کجا چنین اگاهی به دست اورده ای ؟ او گفت چون شما در استانه ورود به این سرزمین قرار گرفته اید هیچ سنگ و هیچ درختی نماند مگر انکه به سجده در افتاد واین در حالی است که جز در پیشگاه پیامبری از پیامبران خدا سجده روا نیست ونیز من او را از مهر نبوتی که در پایین استخوان شانه اش قرار دارد می شناسم. بحیرا پس از این گفتگو در پی کار خود رفت.

کاروانیان همه این ماجرا دیداند و ابوطالب نیز نصیحت راهب را پذیرفت واز بیم انکه یهودیان ممکن است محمد را به قتل برسانند با شتاب و سریع او را به مکه باز گرداند.

پیامبر خود به این سفر بسیار مشتاق بود چه اینکه خصوصیت اخلاقی ایشان ایجاب می کرد که مستقل و ازاد منش باشد و از نظر اقتصادی به خود متکی باشد و همین استقلال طلبی و ازادگی بود که پیامبر را در اوایل نوجوانی به سفر و استفاده از تجربیات بازرگانی وادار نمود.

 


--------------------------------------------------------------------------------

 

ویژگی های ظاهری پیامبر
آن چنانکه ذکر شد ویژگی های منحصر به فرد اخلاقی او را مشتاق یافتن راه های استقلال اقتصادی کرده بود. اما قبل از بیان ویژگی های سیرتی به بیان ویژگی های صورتی ایشان می پردازیم.

برای مثال امام حسن مجتبی (ع) از دائی ناتنی خود خواهش کرد تا جدش را توصیف نماید.

او نیز چنین پیامبر را وصف کرد:

رسول خدا (ص) بزرگ بود و در چشم ها بزرگ می نمود و رخساره اش همچو شب چهارده می درخشید. قدش از کوتاه قدان بلند تر و از بلند قدان کوتاه تر بود. چهره اش سپید. پیشانی اش گشاده. ابروانش کمانی و میان ابروانش رگی بود که به هنگام خشم از خون پر می شد. بینیش کشیده و باریک بود. محاسن حضرت پر پشت گونه هایش برجسته دهانش بزرگ دندان هایش با فاصله گردنش چون نقره زیبا و سینه اش پر مو اندامش معتدل شکم و سینه اش برابر سینه اش پهن و دستان و پاهایش محکم و درشت بود استخوانهای دست و پایش بلند گودی کف پایش زیاد و پاشنه هایش صاف بود بیشتر چشمانش را به زمین می دوخت به کسی خیره نمیشد و به نگاهی بسنده می کرد و همواره در سلام کردن پیشی می گرفت.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

ویژگی های سیرتی پیامبر
ویژگی های سیرتی ایشان از او پیامبری وارسته ساخت چنانچه قران درباره او می فرماید:

"انک علی خلق غظیم"

ای پیامبر همانا تو دارای سیرت اخلاقی بزرگ هستی

بنابراین انچه حضرت را از دیگران متمایز می ساخت و در چشم ها بزرگ جلوه می کرد و دوستان را مجذوب او و دشمنان را مرعوب او می ساختسیرت و منش اخلاقی پیامبر بود. محمد سالها پیش از انکه به پیامبری مبعوث شود در جامعه ای که قتل و قارت سنت شده و تجاوز به اموال دیگران شجاعت بود در میات اشنا و بیگانه به "امین" معروف شده بود. راستی و درستی محمد زبانزد همگان بود و پس از بعثت دشمنان اسلام همه تهمت ها را به او داداند بجز خیانت و دروغگویی.

یکی از بارزترین ویژگی های پیامبر داشتن شرح صدر بود. خداوند در مورد این ویژگی پیامبر در قران کریم می فرماید:

"الم نشرح لک صدرک"

آیا ما سینه تو را گشاده نساختیم و به تو شرح صدر ندادیم

 


--------------------------------------------------------------------------------

 

سایر ویژگی های پیامبر
شجاعت گذشت عفو اغماض عبادت و خوشرویی از دیگر صفات پیامبر بود.

امیر مومنان علی (ع) درباره شجاعت پیامبر می فرماید:

هنگامی که اتش جنگ تافته می شد و کارزار دشوار می گشت به پیامبر اکرم پناه می بردیم و او را سپر خود می کردیم در آن هنگام او از همه ما به دشمن نزدیک تر بود.

درباره عفو پیامبر همین بس که ابوسفیان فرمانده مشرکان در جنگ بدر و احد و احزاب را عفو کرد. او که اندک تردیدی در مبارزه با پیامبر نداشت همسرش هند جگر خوار که وحشی را تشویق کرد تا حمزه سیدالشهدا را در جنگ احد بکشد و پس از شهادت حمزه پهلویش را شکافت و جگرش را در اورد و به دندان گرفت اما پیامبر در برابر این همه کینه توزی در فتح مکه اعلام کرد هر کس به خانه ابوسفیان نیز برود در امان است.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

ازدواج پیامبر با خدیخه
برنامه ازدواج پیامبر با خدیخه در دعوت خدیجه از حضرت محمد برای سر پرستی و مدیریت کاروان تجاری و بازرگانی پی ریزی شد.

پیامبر نیز چون دیگران با سرمایه اندک خود به تجارت می پرداخت و در ضمن به امانت داری و پاک دامنی شهرت یافته بود. تخصص در امر تجارت و تعهد شخصیت والای محمد امین خدیجه را وا داشت تا برای مدیریت گروه بازرگانی خود از وی سود جوید به همین خاطر از محمد امین دعوت به همکاری نمود.

خدیجه دختر خویلد پانزده سال پیش از واقعه فیل تولد یافت. مادرش فاطمه دختر زائدة بن اصم بود.

خدیجه زنی تجارت پیشه و ثروتمند و شرافتمند بود.

مردان را برای امور بازرگانی اجیر می کرد و حقی را به انها می داد. همچنانکه گفتیم امانتداری و تخصص محمد امین را شنیده بود به سراغ او فرستاد و از او تقاضا کرد که همراه غلام او " میسرة " برای تجارت از مکه رهسپار شام شود. پیامبر پیشنهاد خدیجه را پذیرفت و به شام رفت.

مدیر کاروان خدیجه در این زمان بیست و پنج ساله بود. وقتی کاروان تجاری محمد امین به بصری رسید نسطور راهب پیامبر را دید و میسرة را به پیامبری او مژده داد. میسرة نیز در سفر کراماتی را از پیامبر دیده بود که در بازگشت همه وقایع را برای خدیجه بازگو کرد و خدیجه در ازدواج با رسول خدا رغبت نمود.

در اینجا بود که علاقه مندی خود را به ازدواج با محمد امین اظهار نمود. پیامبر نیز با عموی خود نزد بزرگ خدیجه رفت و خدیجه را خواستگاری کرد.

تاریخ ازدواج دو ماه و بیست و پنج روز پس از بازگشت از سفر شام بود. مهریه جدیجه بیست شتر جوان و خطبه عقد را ابوطالب عمی پیامبر ایراد کرد.

خدیجه قبل از ازدواج با پیامبر نخست به ازدواج ابوهاله تمیمی و سپس به ازدواج عتیق بن عابد بن عبدالله بن عمر بم مخزوم در آمده بود و حدود بیست و پنج سال نیز با رسول خدا (ص) زندگی کرد و در شصت و پنج سالگی در سال دهم بعثت وفات یافت.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

آغاز بعثت
قول مشهور شیعه امامیه در تاریخ بعثت پیامبر بیست و هفتم ماه رجب و نظر دیگر فرقه های اسلامی ما رمضان بوده است.

روایتی از امام باقر (ع) نقل شده که در روز دوشنبه هفدهم ماه رمضان در کوه حرأ فرشته ای بر رسول خدا (ص) که در آن زمان چهل ساله بود نازل شد. آن فرشته که وحی آورد جبرئیل بود.

یکی از مورخین شهیر اسلامی می نویسد:

بعثت رسول خدا (ص) در سال بیستم پادشاهی خسرو پرویز بوده است.

باید توجه داشت که پیامبر اسلام قبل از بعثت به غار حرا رفته و عبادت خدا را به جا می اورد. پیامبر رحمت یکی از ماههای سال را برای عبادت در غار حرا به سر می برد.

از نوشته بعضی استفاده می شود که علاوه بر رفتن رسول خدا (ص) به غار حرا رفته قریش چنین ائینی داشته. چنانچه امده است:

رسول خدا (ص) در هر سال یک ماه به غار حرا می رفت و در آنجا به عبادت می پرداخت. این کار یکی از آئین های عبادی قریش در دوران جاهلیت بود.

درباره آغاز وحی نوشته اند که:

نخستین چیزی که وحی با آن آغاز شد رویای صادقه بود او هیچ خوابی نمی دید مگر آنکه همانند صبح روشن تحقق می یافت. سپس در خلوت و انس محبوب او قرار گرفت و در غار حرا با خدای خود خلوت می کرد و در شبهای ذوات العدد ( شبهای دهه اخر ماه رمضان ) و پیش از اینکه به نزد خانواده اش برگردد در آن غار به عبادت می پرداخت و توشه بر می گرفت و سپس به نزد خدیجه باز می گشت و برای رفتن به اعتکافی دیگر خود را آماده می ساخت این کار ادامه یافت تا زمانی که وحی حضرت حق بر او فرود آمد در حالی که در همان غار بود.

این روایت حاکی از آن است که آغاز اشراق الهی و اتصال به خداوند به وسیله رویا صورت پذیرفته است. اما در سیره ابن هشام مطلبی آمده است که شروع وحی را با رویا دانسته است.

چنانچه می نویسد:

جبرئیل به امر پروردگار فرود آمد.

پیامبر می فرماید:

او در حالی که من خوابیده بودم قطعه ای از دیباج آورد که نوشته ای در آن بود پس گفت بخوان گفتم نمیخوانم. پیامبر می فرماید: پس بر من فشار آورد که گمان کردم مرگ مرا فرا رسیده است سپس رهایم ساخت و گفت بخوان گفتم چه بخوانم؟ سپس بر من فشاری وارد آورد که گمان کردم این مرگ است که فرا رسیده. سپس رهایم کرد و گفت بخوان گفتم چه بخوانم ؟ این سخن را از بیم آن گفتم که دیگر بار آن کرده خود را با من تکرار نکند. پس گفت بخوان به نام خدایت که آفرید انسان را از علق. بخوان به نام پروردگار بزرگ خویش که انسان را با قلم بیاموخت. انسان را آنچه نمی دانست بیاموخت.

اگر چه نمی توان آغاز رسالت را با رویای صحیح دانست ولی قدر مسلم این است که حضرت در سال های نزدیک به بعثت از مردم کناره می گرفت و شاید وجود رویا هایی در زندگیش دگرگونی ایجاد کرده و او را به گوشه گیری تشویق نموده بود.

بهر حال در یکی از سال های عزلت وقتی در حرا مشغول عبادت بود جبرئیل نازل شد و آیه هایی از سوره علق را به پیامبر اکرم (ص) تلقی نمود.

بعد از اعلان رسالت که تا آن شب برای او سابقه نداشت طبعی بود که قبل از انجام هر کاری به منزل برود. در خانه وی سه نفر یعنی خدیجه و علی بن ابی طالب و زید بن حارثه بود. وقتی آنها از قضیه اطلاع پیدا کردند اولین کسانی بودند که به پیغمبر گرویدند.

ابتدا دعوت به صورت مخفی و پنهانی انجام می گرفت.

در دومین روز بعثت تشریع حکمی از احکام اسلام اغاز شد و ان فرمان به نماز بود.

یعقوبی می نویسد:

نخستین نمازی که بر می واجب گشت نماز ظهر بود. جبرئیل فرود آمد و وضو گرفتن را به او نشان داد و سپس نماز خواند تا به پیامبر نشان دهد که چگونه نماز بخواند. آنگاه خدیجه رسید و رسول خدا او را خبر داد پس وضو گرفت و نماز خواند. آنگاه علی بن ابی طالب (ع) رسول خدا را دید و آنچه را دید انجام می دهد انجام داد.

در این مدت مسافران گاه به گاه در کنار کعبه مردی را می دیدند که به نماز ایستاده است در سمت راست او پسری جوان و در سمت چپ او زنی به نماز مشغولند. شگفت زده از دیدن این افراد سوال می کردند.

دوران دعوت نهانی سه سال طول کشید طی این سال ها چند تن از جمله یزید بن حارث و جعفر بن ابی طالب و زبیر بن عوام و ابو سلمه مخزومی و ارقم بن ابی ارقم و ابوبکر بن ابی قحافه و عثمان بن مظعون و اسمأ دختر ابوبکر و ام فضل همسر عباس بن مطلب طلحة بن عبیدالله و عبدالرحمن بن رئوف و خباب بن ارت و... ایمان آوردند.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

اولین اسلام آورندگان
همچنانکه قبلا بیان کردیم پیغمبر (ص) بعد از نزول وحی نخستین بار در وهله اول به منزل آمدند و اولین کسانی که از رسالت ایشان مطلع گشتند خانواده ایشان و امیر المومنین (ع) بودند. آنها به پیامبر ایمان آوردند چنانچه روایت شده است که عمر بن عبسه می گفت:

در آغاز بعثت نزد رسول خدا شرفیاب شدم و گفتم: آیا کسی در امر رسالت تو را پیروی کرده؟ گفت: آری زنی و کودکی و غلامی و مقصودش خدیجه و علی بن ابی طالب و زید بن حارثه بود.

برخی می نویسند: پس از زید بن حارثه و ابوبکر بن قحافه و بر اثر دعوت وی عثمان بن عفان بن ابی العاص و زبیر بن عوام و عبد الرحمن بن عوف زهری و سعد بن ابی وقاص و طلحه بن عبیدالله اسلام آوردند این افراد در پذیرفتن اسلام بعد از خدیجه و علی و زید بن حارثه بر همه سبقت جسته اند سپس مردم دسته دسته از مرد و زن به دین اسلام در آمدند.

در مورد اسلام جعفر بن ابی طالب اعتقاد بر این است جعفر اندکی بعد از برادرش علی (ع) اسلام آورد. روایت شده است که ابو طالب رسول خدا و علی (ع) را دید که نماز می خوانند و علی پهلوی راست رسول خدا ایستاده پس به جعفر گفت تو هم بال دیگر پسر عمویت باش و در پهلوی چپ وی نماز بگذار و جعفر همین کار را کرد.

حمزة بن عبدالمطلب نیز به قولی در سال دوم بعثت و به روایتی در سال ششم بعثت بعد از رفتن رسول خدا به خانه ارقم اسلام آورده است.

یاران پیامبر بعد از درگیری کوتاهی برای عبادت به خانه ارقم رفته و در آنجا پنهان شدند. درگیری اینگونه آغاز شد که روزی سعد بن ابی وقاص با چند نفر از اصحاب رسول خدا نماز می گذارد که چند نفر از مشرکین با آنها به ستیز بر خواستند و جنگ در میان آنان در گرفت سعد مردی از مشرکان را با استخوان فک شتری زخمی کرد و این نخستین خونی بود که در اسلام ریخته شد.

پس از این واقعه رسول خدا و یارانش در خانه ارقم پنهان شدند تا اینکه دستور علنی شدن دعوت ابلاغ شد.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

علنی شدن دعوت
بعد از سه سال تبلیغ پنهانی و جمع شدن گروهی اندک گرد پیامبر اسلام همانند پروانه هایی که به دور شمع می گردند اما آتش عشق آنان آنقدر زیاد است که سوختن را حس نمی کنند بالاخره دستور آسمانی انذار عشیره نازل شد.

خداوند تبارک و تعالی پیامبر عزیزش را دستور داد که خویشان نزدیکتر خود را بیم دهد سپس بر گوه مروه ( و به قولی بر کوه صفا ) ایستاد و با صدای بلند قبایل مختلف را فراهم آورد. آنگاه در یکی از خانه های بنی هاشم آنان را جمع کرد سپس به استناد آیه کریمه:

"و انذر عشیرتک الاقربین"

خویشان نزدیکتر خود را انذار کن"

آنان را به دین اسلام دعوت نمود و به آنان اعلام کرد که خداوند پیامبر خود را در میان آنها مبعوث کرده و او را فرموده است که بیمشان دهد. اما پیش از آنکه رسول خدا سخن بگوید ابولهب او را به ساحری نسبت داد و جمعیت متفرق شدند.

این آیه که در سوره شعرأ واقع است وقتی نازل شد که پیامبر در صدد بر آمد که به هر نحوی که شده امت را متوجه دستور کند. لازم به ذکر است سوره شعرأ که آیات انذار شعیره در آن است بعد از سوره طه نازل شد. سپس به ترتیب سوره های نمل و قصص و بنی اسرائیل و یونس و هود و یوسف و آنگاه سوره حجر که دستور علنی شدن دعوت و مقاومت و مخالفت با مشرکین در آن واقع است نازل گشته است.

آخرین دستور علنی کردن دعوت در سوره حجر آیات 94 و 95 میباشد که رسول گرامی اسلام دستور یافت تا یکباره دعوت خویش را علنی و عملی سازد و از آزار مشرکان نهراسد. ایشان در جایی به نام ابطح ایستاد و گفت:

منم رسول خدا شما را به عبادت خدای یکتا و ترک عبادت بت هایی دعوت می کنم که نه سود می دهند و نه زیان می رسانند نه می آفرینند و نه روزی می دهند نه زنده می کنند و نه می میرانند. برخی بر این باورند که رسول خدا در بازار عکاظ به پا خواست و گفت:

"قو لوا لا اله الله تفلحوا"

بگویید لا اله الا الله تا رستگار شوید

در این میان مردی را دیدند که گفت ای مردم این جوان برادرزاده من و بسیار دروغگوست پس از او بر حذر باشید. پرسیدند این مرد کیست؟ گفتند این مرد ابولهب پسر عبدالمطلب و عموی آن جوان است.

به هر حال پیامبر بعد از رسیدن آخرین دستور علنی شدن یعنی پس از نزول آیه های زیر ابلاغ را علنی ساخت.

فاصدع بما تومر و اعرض عن المشرکین انا کفیناک المستهزئین

روی برگردان همانا تو را از شر تمسخر و استهزأ کنندگان محفوظ می داریم

و در این مسیر بدون آنکه از خطرات بیم داشته باشد امر خویش را آشکار ساخت. ابن هشام می نویسد:

نخست که پیغمبر قریش را به پرستش خدای یگانه خواند معترض نشدند . دشمنی آنان هنگامی آغاز شد که وی بتان را نکوهش کرد.

کم کم شمار مسلمانان رو به فزونی گذاشت و دشمنان پیغمبر بر سخت گیری های خود افزودند.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

سر سخت ترین دشمن پیامبر و کارشکنی ها
دشمنان پیامبر (ص) در واقع کسانی بودند که با ابلاغ رسالت محمدی منافعشان به خطر افتاد. چه اینکه بزرگان قریش نه اعتقادی به بتان داشتند و نه به آنها دل بسته بودند. تنها آنها را وسیله هایی برای مصمل به اهداف خود می دانستند و حمله به بتان را موجب از بین رفتن ابهت بت ها دانسته که در نتیجه امیال و آرزوها و منافعشان را در خطر می دیدند.

سر سخترین دشمنان پیامبر را از هر طایفه ای از قریش افراد زیر ذکر کرده اند:

_ ابولهب و ابوسفیان بن حارث از بنی عبدالمطلب

_ عتبة بن ربیعه و شیبة بن ربیعه و عقبة بن ابی معیط و ابوسفیان بن حرب و معاویة بن مغیره از طایفه عبد شمس بن عبد مناف.

_ نضربن حارث بن علقمه از بنی عبدالدار بن قصی

_ اسود بن مطلب و زمعة بن اسود و ابوالبختری از طایفه بنی عبدالعزی بن قصی

_ اسود بن عبد یغوث از بنی زهرة بن کلاب

_ ابوجهل و عاص بن هشام و ولید بن مغیرة بن عبدالله و ابو قیس بن ولید و ابو قیس بن فاکه بن مغیرة و زهیر بن ابی امیه و اسود بن عبدالاسد و صیفی بن صائب از طایفه بنی مخزوم

_ عاص بن وائل و حارث بن عدی و منبة بن حجاج و نبیه برادر حجاج از طایفه بنی سهم

و بالاخره از طایفهبنی جمع بن حصیص افراد زیر جزو دشمنان پیامبر بودند:

امیة بن خلف و ابی بن خلف و انیس بن معیر و حارث بن طلاطله و عدی بن حمرأ ابن اصدی و ...

سران قریش برای آنکه پیشرفت دین تازه را متوقف سازند به هر حیله ای متوسل می شدند. بدگویی از پیغمبر و آزار رساندن به او شکنجه و آسیب پیروان او نسبت دادن شاعری و دیوانگی و ساحری به وی و... ولی هیچ یک از این اقدامات سودی نبخشید.

ابن اسحاق نوشته است سران قریش چون ابوسفیان و ابوجهل و و دیگران شبها پنهانی به خانه ای که محمد (ص) در آنجا مردمان را موعظه می کرد و به سخنان او گوش می دادند. صبح که از آنجا در آمدند گفتند دیگر چنین کاری نکنیم مبادا رفتار ما سبب شود که نادانان قبیله فریفته سخنان محمد شوند. سر انجام با یکدیگر به مشورت نشسته اند که چه کنند. ابوجهل که از تسره بنی مخزوم بود گفت ما با پسران عبد مناف بر سر ریاست پیکار کردیم هر چه کردند ما از آنان پس نماندیم تا آنکه سر انجام گفتند از آسمان به ما وحی می رسد به خدا هرگز بدو ایمان نخواهیم آورد. بالاخره پیشنهاد ها و تهدیدات آغاز شد. عتبة بن ربیعه که یکی از اشراف مکه بود دید که پیامبر (ص) در مسجد الحرام نشسته است به قریش گفت که می روم و پیشنهادهایی به وی می دهم. عتبة نزد پیامبر (ص) رفت و گفت: برادرزاده! تو با امری عظیو که آورده ای جماعت قوم را متفرق ساخته ای و خدایان و دینشان را نکوهش کرده ای اکنون پند مرا بشنو و آنها را نیک بنگر. پیامبر (ص) فرمود: ای ابو ولید بگو تا بشنوم. گفت اگر منظورت از آنچه می گویی مال است آن همه مال به تو میدهم تا از همه ثروتند تر گردی. اگر به منظور سروری قیام کردی تو را بر خود سروری می دهیم و اگر چنان که پیش می آید یکی از پریان بر تو چیره گشته و نمی توانی او را از خویشتن دور سازی تو را درمان می کنیم و مال های خویش را بر سر این کار می نهیم. در مقابل پیشنهاد آیه 47 سوره سبأ نازل گردید.

قال ما سالتکم من اجرا فهم لکم ان اجری الا علی الله و هو علی کل شی شهید

بگو اجر و پاداشی که از شما خواستم برای خود شماست اجر من تنها بر خداوند است و او بر همه چیز گواه است

سپس رسول خدا (ص) در پاسخ به نماینده قریش چنین می گوید:

اکنون تو بشنو. نماینده قریش گفت: می شنوم. در اینجا رسول خدا (ص) آیاتی از قرآن کریم را تلاوت نمود.

( آیات 1 تا 27 سوره فصلت ). عتبه با شگفتی گوش می داد تا رسول خدا به آیه سجده رسیدو سجده کرد و سپس فرمود ای ابو ولید اکنون پاسخ خود را شنیدی هر جا که می خواهی برو.

قریش پیشنهاد های دیگری نیز داد. از قبیل نزول فرشته و باغ و زر و سیم و نزول عذاب های آسمانی و امثال اینها. رسول خدا بعد از شنیدن تقاضا های قریش افسرده خاطر گشت. در اینجا بود که عده ای جمع شده و ابوجهل تصمیم خود را برای کشتن رسول خدا (ص) اعلام داشت و قریش هم آمادگی خود را برای پشتیبانی وی اظهار داشت.

فردای آن روز که رسول خدا به عادت همیشه میان رکن یمانی و حجرالاسود رو به بیت المقدس به نماز ایستاده ابو جهل در حالی که سنگی به دست داشت با تصمیم قاطع برای کشتن پیامبر رسید و هنگامی که پیامبر به سجده رفت پیش تاخت اما خدا نقشه وی را نقش بر آب کرد و با رنگ پریده بازگشت.

نضر بن حارث وعقبه از طرف قریش به مدینه رفت و از دانایان یهود راهنمایی خواستند آنها گفتند: سه مسئله از وی بپرسید تا صدق و کذب وی معلوم گردد. از اصحاب کهف و ذوالقرنین و روح. آنها به مکه بازگشتند و هر سه موضوع را از رسول خدا پرسیدند و پیامبر هر سه را جواب داد اما در عین حال ایمان نیاوردند.

شکنجه و آزار قریش نسبت به پیامبر و مسلمانان شدت گرفت. پیروان پیامبر به زندان و حبس محکوم شدند. زدن و گرسنگی و شکنجه های دردناک یاران پیامبر را فرا گرفته بود. خانواده عمار بن یاسر عنسی مورد شکنجه قرار گرفت. سمیه مادر عمار به شدت شکنجه شد و در راه اسلام با نیزه ابوجهل به شهادت رسید.

برادر عمار یعنی عبدالله و پدرش یاسر در مکه زیر شکنجه قریش به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. بلال بن رباح حبشی را امیة بن خلف در گرمای شدید در بطحای مکه به پشت خواباند و سنگی بزرگ بر سینه اش نهاد تا به محمد (ص) کافر شود ولی او همچنان در زیر شکنجه احد احد می گفت.

افراد دیگری از یاران پیامبر مورد شکنجه قرار گرفتند که از جمله آنها عمار بن فهیره و خباب بن ارت و صهیب بن سنان رومی و ابوفکیهه و ام عبیس و زنیره کنیز رومی و نهدیه و دخترش لبیبه می باشند.

برخی نیز آنقدر شکنجه شدند که از اسلام برگشتند. اسامی آنها بشرح زیر است:

_ حارث بن زمعه

_ ابو قیس بن فاکه

_ ابو قیس بن ولید

_ علی بن امیه

_ عاص بن منبه

رسول خدا (ص) بعد از دیدن اذیتهای قریش و گرفتاری های یارانش پیشنهاد هجرت به حبشه را داد.

 


--------------------------------------------------------------------------------

 

هجرت یاران رسول خدا به حبشه
نخستین افرادی که به صورت پنهانی به حبشه رفتند پانزده نفر ( یازده مرد و چهار زن ) به سرپرستی عثمان بن مظعون بودند. مهاجران حبشه در نوبت دوم به سر پرستی جعفر بن ابیطالب هشتاد و سه مرد و هیجده زن بودند. در حبشه پادشاهی مسیحی حکومت می کرد که به دادگری و درستکاری شهرت یافته بود و همین امر باعث شد که مسلمانان به آنجا هجرت کنند.

چون قریشان از آسودگی مهاجران به حبشه اطلاع یافتند بر آن شدند که دو نماینده نزد پادشاه حبشه یعنی نجاشی فرستند تا مسلمانان را از آنجا اخراج کند. بدین منظور عبدالله بن ابی ربیعه و عمرو بن عاص بن وائل با هدایایی برای نجاشی فرستاده شدند.

برخی اعتقاد دارند که در این زمان ابوطالب که همواره حامی پیامبر اسلام بود از این کار قریش خبر یافت اشعاری برای نجاشی فرستاد و او را بر نگهداری و پذیرایی و حمایت از مهاجران ترغیب کرد.

وقتی نمایندگان قریش به حبشه رسیدند بعد از ابلاغ سلام از سران قریش و تقدیم هدایای خود گفتند: جوانی بی خرد از ما که کیش قوم خود را رها کرده و به دین تو در نیامده و دینی نو برگزیده اند به کشورت پناه آوردند که اکنون بزرگان و اشراف قریش ما را نزد تو فرستاده اند تا اینان را به سوی آنان بازگردانی.

نجاشی جواب داد: آنان را تسلیم نمیکنم مگر اینکه آنان را فرا خوانم تا از گفتار شما درباره آنان پرسش نمایم.

نجاشی اصحاب رسول خدا (ص) را فرا خواند و کشیشهای خود را نیز فراهم ساخت رو به مسلمانان کرد و گفت: این دینی که جدا از قوم خود آورده اید و نه کیش من است و نه دیگر ملل جهان چیست؟

جعفر بن ابی طالب سخن خود را آغاز کرد و گفت: پادشاها مخالفت دینی ما با آنها به خاطر پیامبری است که خدا در میان ما مبعوث کرده است و او ما را به رها کردن بتها و ترک بخت آزمایی و به نماز و زکات امر فرموده و ستم و ظلم و خونریزی بی جا و زنا و ربا و خون و مردار را بر ما حرام نموده و عدل و نیکی با خویشاوندان را واجب ساخته است.

نجاشی گفت: عیسی بن مریم را نیز به همین امور بر انگیخته است.

سپس جعفر به درخواست نجاشی شروع به تلاوت آیاتی از سوره مریم کرد تا این که رسید

و هزی الیک بجذع النخلة تساقط علیک رطبا جنیا فکلی واشربی وقری عینا

ای مریم شاخ درخت را حرکت ده تا از آن برای تو رطب تازه فرو ریزد پس از این رطب میل کن و از این چشمه آب بیاشام

در این هنگام نجاشی گریست و رو به نمایندگان قریش کرد و گفت: این سخن و آنچه عیسی آورده است هر دو از یکجا فرود آمده اند بروید که به خدا قسم آنها را به شما تسلیم نخواهم کرد و به مسلمانان گفت بروید که شما در امانید.

در اثر شکست قریش سختگیری ها شدت یافت. سران قریش بر آن شدند که عهدنامه ای علیه بنی هاشم و بنی مطلب تنظیم کنند که رابطه خویش را با آنان قطع نموده و از آنان زن نگیرند و حتی معامله ای هم با آنها نداشته باشند.

نویسنده این عهدنامه منصور بن عکرمه یا نضر بن حارث بود که بعد از نگارش دستش فلج گردید. بنی هاشم و بنی مطلب در شعب ابی طالب محصور شده بودند و قریش مانع رسیدن مواد قضایی به آنها می شد مگر موسم حج و عمره ( در ماههای ذی الحجه و رجب ) که آنان در این زمان اجازه می یافتند از شعب بیرون آیند.

رسول اکرم در موسم حج بیرون آمده و مردم را دعوت به اسلام می کرد.

در این زمان قریش نزد ابوطالب که حامی رسول خدا (ص) بود رفته و از او می خواهند که دست از حمایت محمد (ص) بردارد و او را برای کشتن تسلیم نماید ولی جواب ابوطالب منفی بود و در برابر قریش قصیده لامیه خود را سرود و اعلام می دارد که بنی هاشم در حمایت رسول خدا (ص) تا پای جان ایستادگی می کند.

یاران رسول خدا سه سال در شعب ابی طالب محاصره بودند در این مدت تمام دارایی های رسول خدا (ص) و ابوطالب و خدیجه از دست رفت و آنها به سختی و نادارایی گرفتار شدند. در این هنگام جبرئیل بر پیامبر نازل گشت وگفت: خدا موریانه را بر عهدنامه قریش مامور ساخته تا آن را به جز نام خدا همه را بخورد. رسول خدا ابوطالب را از این امر آگاه ساخت. در این هنگام ابوطالب به پیش قریش آمده و می گوید که: پیامبر خبر داد که موریانه معاعهده شما خورده است.

در اینجا با صدق گفتار پیامبر مواجه گشتند و جماعتی از قریش از در انصاف در آمده و خود را سرزنش نموده و قرار شد که فردای آن روز درباره نقض صحیفه قریش اقدام کنند. در روز موعود زهیر قریش را بر این بی مهری نکوهش کرد و گفت:

به خدا از پای ننشینم تا این عهدنامه شکسته شود و وی مسلحانه با چند نفر دیگر نزد بنی هاشم رفت و گفت از شعب درآیید و به خانه های خود بازگردید. این پیش آمد در نیمه رجب سال دوازده ام اتفاق افتاد.

 


--------------------------------------------------------------------------------

 

ورود نمایندگان مسیحی به مکه
حدود بیست نفر از مسیحیان که خبر بعثت پیامبر را شنیده بودند برای برسی امر از طرف مردم خود به سوی مکه آمدند با رسول خدا سخن گفتند و پرسش های خود را مطرح ساختن در اینجا با برخورد منطقی پیامبر مواجه گشتند و چون رسول خدا آنان را به اسلام دعوت کرد و قرآن بر ایشان تلاوت نمود گریستند و دعوت وی را پذیرفتند و چون از نزد رسول خدا (ص) برخاستند گرمهی از قریش به آنان گفتند: شما مردان بی خردی هستید. مردم و قبیله شما نمایندگانی برای تفحص و برسی فرستاده در حالی که آنها دین خود را رها کرده و دعوت محمد را تصدیق نموده اند.

نمایندگان مسیحی گفتند ما را با شما بحثی نیست. ما به کیش خود و شما به کیش خود. ما از این سعادت نمی گذریم. آنها به قولی از مردم حبشه یا نجران بودند.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 1:5  توسط رسول خالقی  | 

زندگی نامه ابو ریحان بیرونی


اimg/daneshnameh_up/8/88/Biroony.jpg

بوریحان محمد بن احمد بیرونی از دانشمندان بزرگ ایران در علوم حکمت و اختر شناسی و ریاضیات و تاریخ و جغرافیا مقام شامخ داشت، در سال 326 هچری قمری در حوالی خوارزم متولد شده و از این جهت به بیرونی یعنی خارج خوارزم معروف شده. هیچ اطلاعی در باره اصل و نسب و دوره کودکی بیرونی در دست نیست. نزد ابو نصر منصور علم آموخت در 17 سالگی از حلقه ای که نیم درجه به نیم درجه مدرج شده بود، استفاده کرد تا ارتفاع خورشیدی نصف النهار رادرکاث رصد کند، و بدین ترتیب عرض جغرافیایی زمینی آن را استنتاج نماید چهار سال بعد برای اجرای یک رشته از این تشخیص ها نقشه هایی کشید و حلقه ای به قطر 15 ذراع تهیه کرد. در 9 خرداد 376 بیرونی ماه گرفتگی(خسوفی)رادرکاث رصد کرد و قبلاٌ با ابوالوفا ترتیبی داده شده بود که او نیز در همان زمان همین رویداد را از بغداد رصد کن. اختلاف زمانی که از این طرق حاصل شد به آنان امکان داد که اختلاف طول جغرافیایی میان دو ایستگاه را حساب کنند وی همچنین با ابن سینا فیلسوف برجسته و پزشک بخارایی به مکاتبات تندی در باره ماهیت و انتقال گرما و نور پرداخت در دربار مامون خوارزمشاهی قرب و منزلت عظیم داشته چند سال هم در دربار شمس المعالی قابوس بن وشمگیر به سر برده، در حدود سال 404 هجری قمری به خوارزم مراجعت کرده، موقعی که سلطان محمود غزنوی خوارزم را گرفت در صدد قتل او برآمد و به شفاعت درباریان از کشتن وی در گذشت و او را در سال 408 هجری با خود به غزنه برد در سفر محمود به هندوستان، ابوریحان همراه او بود و در آنجا با حکما و علماء هند معاشرت کرد و زبان سانسکریت را آموخت ومواد لازمه برای تالیف کتاب خود موسوم به تحقیق ماللهند جمع‌آوری کرد.

بیرونی به نقاط مختلف هندوستان سفر کرد و در آنها اقامت گزید و عرض جغرافیایی حدود 11 شهر هند را تعیین نمود خود بیرونی می نویسد که در زمانی که در قلعه نندنه به سر می برد، از کوهی در مجاورت آن به منظور تخمین زدن قطر زمین استفاده کرد. نیز روشن است که او زمان زیادی را در غزنه گذرانده است تعداد زیاد رصدهای ثبت شده ای که به توسط او در آنجا صورت گرفته است با رشته ای از گذرهای خورشید به نصف النهار شامل انقلاب تابستانی سال 398 آغاز می شود و ماه گرفتگی روز 30 شهریور همان سال را نیز در بر دارد. او به رصد اعتدالین و انقلابین در غزنه ادامه داد که آخرین آنها انقلاب زمستانی سال 400 بود.

بیرونی تالیفات بسیار در نجوم و هیات و منطق و حکمت دارد از جمله تالیفات او قانون مسعودی است در نجوم و جغرافیا که به نامه سلطان مسعود غزنوی نوشته، دیگر کتاب آثار الباقیه عن القرون الخالیه در تاریخ آداب و عادات ملل و پاره ای مسائل ریاضی و نجومی که در حدود سال 390 هجری به نام شمس المعالی قابوس بن وشمگیر تالیف کرده این کتاب را مستشرق معروف آلمانی زاخائو در سال 1878 میلادی دررلیپزیک ترجمه وچاپ کرده و مقدمه ای بر آن نوشته است. دیگر کتاب ماللهند من مقوله فی العقل اومر ذوله در باره علوم و عقاید و آداب هندیها که آن را هم پروفسور زاخائو ترجمه کرده و در لندن چاپ شده است دیگر التفهیم فی اوائل صناعه التنجیم در علم هیات و نجوم و هندسه. بیرونی هنگامی که شصت و سه ساله بود کتابنامه ای از آثار محمد بن زکریای رازی پزشک تهیه نمود و فهرستی از آثار خود را ضمیمه آن کرد این فهرست به 113 عنوان سر می زند که بعضی از آنها بر حسب موضوع گه گاه با اشاره کوتاهی به فهرست مندرجات آنها تنظیم شده اند این فهرست ناقص است زیرا بیرونی دست کم 14 سال پس از تنظیم آن زنده بود و تا لحظه مرگ نیز کار می کرد به علاوه 7 اثر دیگر او موجود است و از تعداد فراوان دیگری هم نام برده شده است. تقریباٌ‌ چهار پنجم آثار او از بین رفته اند بی آن که امیدی به بازیافت آنها باشد از آنچه بر جای مانده در حدود نیمی به چاپ رسیده است. علایق بیرونی بسیار گسترده و ژرف بود و او تقریباٌ‌ در همه شعبه های علومی که در زمان وی شناخته شده بودند سخت کار می کرد وی از فلسفه و رشته های نظری نیز بی اطلاع نبود اما گرایش او به شدت به سوی مطالعه پدیده های قابل مشاهده در طبیعت و در انسان معطوف بود در داخل خود علوم نیز بیشتر جذب آن رشته هایی می شد که در آن زمان به تحلیل ریاضی درآمدند. در کانی شناسی، داروشناسی و زبان شناسی یعنی در رشته هایی که در آنها اعداد نقش چندانی نداشتند نیز کارهایی جدی انجام داد اما در حدود نیمی از کل محصولات کار او در اختر شناسی، اختر بینی و رشته های مربوط به آنها بود که علوم دقیقه به تمام معنی آن روزگاران به شمار می رفتند ریاضیات به سهم خود در مرتبه بعدی جای می گرفت اما آن هم همواره ریاضیات کاربسته بود از آثار دیگر بیرونی که هنوز هم در دسترس هستند و می توان اینها را نام برد: اسطرلاب، سدس، تحدید، چگالیها، سایه ها، وترها، پاتنجلی، قره الزیجات، قانون، ممرها، الجماهر و صیدنه، بیرونی در باره حرکت وضعی زمین و قوه جاذبه آن دلالیل علمی آورده است و می گویند وقتی کتاب قانون مسعودی را تصنیف کرد سلطان پیلواری سیم برای او جایزه فرستاد ابوریحان آن مال را پس فرستاد وگفت: من از آن بی نیازم زیرا عمری به قناعت گذرانیده ام و ترک آن سزاوار نیست.

نظر پردازی، نقش کوچکی در تفکر او ایفا می کرد وی بر بهترین نظریه های علمی زمان خود تسلط کامل داشت اما دارای ابتکار و اصالت زیادی نبود و نظریه های تازه ای از خود نساخت ابوریحان بیرونی در سال 440 هجری در سن 78 سالگی در غزنه بدرود حیات گفت.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 0:58  توسط رسول خالقی  | 

زندگی نامه زکریای رازی
بوبكر محمد پسر زكرياي رازي فيلسوف و عالم طبيعي و شيمي دان و پزشك بزرگ ايران عالم اسلامي و ملقب به جالينوس المسلمين از مفاخر مشاهير جهان و يكي از نوابغ روزگار قديم است. تولد او در اوايل شعبان سال  251  هجري در ري اتفاق افتاد و در همين شهر به تحصيلات خود در فلسفه و رياضيات و نجوم و ادبيات مبادرت كرد و بعيد نيست كه توجه او به تحصيل علم كيميا نيز در ايام جواني جلب شده باشد.

توجه و اشتغال وي به علم طب بعد از سنين جواني و بنابر قول ابوريحان بيروني پس از مطالعات و تجارب آن استاد در كيميا جلب و عملي شده و نتيجه عارضه پي بوده كه در چشم وي از تجارب كيميا وي پديد آمده بود نوشته اند:

رازي در سي سالگي به بغداد رفت و چون بر بيمارستان مقتدر گذر كرد به طب دلبستگي يافت و به تحصيل اين علم پرداخت و چون در آن چيره دست شد، به ري بازگشت و به خدمت منصوربن اسحاق حاكم ري در آمد و سرپرست بيمارستان ري شد. بعدها به بغداد رفت و رياست بيمارستان مقتدر را بر عهده گرفت و شهرت وي در بغداد به جايي رسيد كه سابقه نداشت.

محل و تاريخ وفات محمد رازي به درستي مشخص نيست، بيروني وفات او را در ماه شعبان سال  313  هجري نوشته و تعداد تأليف هاي وي را بيش از پنجاه و شش كتاب و رساله دانسته است.

از مهمترين آثار او يكي «الحاوي» است كه به نظر از «قانون» ابن سينا مهمتر است. اين كتاب چند قرن مورد مطالعه و مراجعه، بلكه تنها كتاب اصلي درسي طب به شمار مي رفته است. الحاوي دائره المعارفي بوده كه اكنون تمام آن در دست نيست.

محمد رازي اين كتاب را به صورت يادداشتهاي متعددي تهيه كرده بود و بعد از مرگ وي به دستور ابن عميد از روي يادداشتهاي او كتاب را استنساخ و تنظيم كردند. مقدار زيادي از نتايج آزمايشها و مطالعات رازي در اين كتاب جمع است.

اثر ديگر رازي «طب المنصوري» است كه به نام منصور بن اسحاق حاكم ري تأليف و تنظيم شده است. طب المنصوري و برخي از رساله هاي طبي ديگر محمد رازي به زبان لاتيني ترجمه و چاپ شده و مورد استفاده اروپاييان بوده است.

كتاب «من لا يحضره الطبيب» اثر ديگر وي شامل دستورهاي ساده براي معالجات گوناگون است. كتاب ديگر او «برء الساعه» است.

در علم كيميا بايد رازي را سرآمد دانشمندان اسلامي دانست. از كارهاي مهم او كه متكي به آزمايشهاي متعدد بوده، كشف جوهر گوگرد (اسيد سولفوريك) و الكل است.

محمد رازي كتابهاي متعدد در كيميا به رشته تحرير در آورده است كه از آن جمله «كتاب الاكسير» و «كتاب التدبير» را بايد نام برد.

اين فيلسوف و پزشك نامي ايران علاوه بر علم وسيع كيميا و پزشكي جهانگير، در فلسفه نيز داراي تحقيقات عميقي است كه مورد توجه و اهميت مي باشد. از كتابها و آثار فلسفي او اكنون جز تعداد معدودي در دست نيست، ولي آن چه از فهرست بيروني و ساير مأخذ بر مي آيد. وي كتابهاي متعدد در كليات مسايل طبيعي و منطقيات و ما بعدالطبيعيه داشته است و آنها عبارتند از كتابهاي: سمع الكيان الهيولي الصغير و الهيولي الكبير. (ابن نديم: كتاب الهيولي المطلقه و للجسم محركا من ذاته طبعا – في العاده – المدخل الي المنطق – كتاب البرهان – كيفيه الاستدلال – العلم الالهي علي راي سقراط العلم الالهي الكبير في الفلسفه القديمه – رساله در انتقاد اهل اعتزال – قصيده الهيه – الحاصل في العلم اللهي – الشكوك علي ابرقلس – ردنامه فرفوريس به انابون المصري – النفس الصغير – النفس الكبير – الطب الروحاني -  في السيره الغلسفيه – امارات الاقبال الدوله و چند رساله ديگر فلسفي كه در رد بر مخالفان خود در مسئله قدم هيولي و لذت و معاد و ناقدان خود بر علم الهي ورد بر سيس ثنوي نگاشت.

كتاب ديگري نيز در رد نبوات و در نقض اديان داشت به نام «في النبوات» و شايد براي تكميل اقوال خود در همين كتاب، كتاب معروف ديگر خود را به نام «حيل المتنبين» مشهور به «مخاريق الانبياء » نگاشته بوده است.

محمد رازي علاوه بر تاليف هاي فلسفي، شروح و جوامعي هم از آثار متقدمين مانند ارسطو و افلاطون داشت. از افلاطيون رساله طيماوس را شرح كرد و از ارسطو جوامعي در منطق چون جوامع قاطيفورياس و باري ارمينياس و انالوطيقا ترتيب داد و نيز كتابي در منطق به روش و با اصطلاحات متكلمين اسلام تدوين كرد. دائره المعارف دانشمندان علم و صنعت درباره محمد بن زكرياي رازي آمده است.

محمد رازي نه فقط در طب به تجربه دست مي زد بلكه آزمايش را در كليه مباحث علوم طبيعي ضروري مي دانست. وي آزمايشهاي شيميايي خود را با چنان دقتي تشريح و توصيف كرده كه امروزه هم هر شيمي داني مي تواند عيناً آن را مجددا به معرض آزمايش درآورد. رازي مواد شيميايي را طبقه بندي كرد، در بابي وزن مخصوص تحقيقاتي به عمل آورد و به اكتشافات مهمي از قبيل اكتشاف الكل و اسيد سولفوريك نايل آمد. وي نخستين كسي است كه كليه اشياي عالم را به سه طبقه حيوانات، نباتات، جامدات تقسيم كرده است.

مسعودي در كتاب التنبيه و الاشراف گفته است كه: رازي در سال  310  هجري كتابي در سه مقاله راجع به فلسفه فيثاغوري نگاشت و بعيد نيست اين توجه به فلسفه فيثاغوري جديد نتيجه تعلم رازي نزد ابوزيد بلخي بوده باشد كه از شاگردان كندي و متوجه فلسفه فيثاغوري جديد بود.

محمد رازي در پايان عمر به سبب كثرت كار و  مطالعه نابينا شد.

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 0:47  توسط رسول خالقی  | 

زندگی نامه فروغ فرخ زاد
 کوشش رضا رشیدپور

در این آشیانه سعی بر آنست که واقعی ترین چهرۀ فروغ بر افروخته شود.

همانگونه که بود. صدای انسان نسل خویش.

تنها صداست که میماند.

فروغ در دیماه سال  ۱۳۱۳  در محلۀ امیریۀ تهران پا به عرصۀ وجود نهاد پدرش محمد فرخ زاد یک نظامی سختگیر بود و مادرش زنی ساده و خوش باور. او فرزند چهارم یک خانوادۀ نه نفری بود
چهار برادر به نامهای امیر مسعود، مهرداد و فریدون و دو خواهر به نامهای پوران و گلوریا
پس از اتمام دوران دبستان به دبیرستان خسروخاور رفت. در همین زمان تحت تاثیر پدرش که علاقمند به شعر و ادبیات بود. کم کم به شعر روی آورد. و دیری نپائید که خود نیز به سرودن پرداخت. خودش می گوید که " در سیزده چهارده سالگی خیلی غزل می ساختم ولی هیچگاه آنها را به چاپ نرساندم. "
در سال  ۱۳۲۹  در حالی که  ۱٦  سال بیشتر نداشت با نوۀ خالۀ مادرش پرویز شاپور که  ۱٥  سال از او بزرگتر بود ازدواج کرد. این عشق و ازدواج ناگهانی بخاطر نیاز فروغ به محبت و مهربانی بود. چیزی که در خانۀ پدری نیافته بود. پس از پایان کلاس سوم دبیرستان به هنرستان بانوان می رود و به آموختن خیاطی و نقاشی می پردازد. از ادامه تحصیلاتش اطلاعاتی در دست نیست.
می گویند که او تحصیلات را قبل از گرفتن دیپلم رها می کند
اولین مجموعۀ شعر او به نام " اسیر " در سال  ۱۳۳۱  در سن  ۱۷  سالگی منتشر می گردد. کم و بیش اشعاری از او در مجلات به چاپ می رسد.
با به چاپ رسیدن شعر " گنه کردم گناهی پر ز لذت" در یکی از مجلات هیاهوی عظیمی بپا می شود و فروغ را بدکاره می خوانند و از آن پس مورد نا مهربانی های فراوان قرار می گیرد.
" گریزانم از این مردم که با من به ظاهر همدم و یکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت به دامانم دو صد پیرانه بستند  "
در سال  ۱۳۳۲  با شوهرش به اهواز می رود. دیری نمی پاید که اختلافات زناشوئی باعث برگشت فروغ به تهران می شود
حتی تولد کامیار پسرشان نیز نمی تواند پایه های این زندگی را محکم سازد. سرانجام فروغ در سال  ۱۳۳٤  از شوهرش جدا می شود
قانون فرزندش را از او می گیرد. حتی حق دیدنش را. فروغ  ۱٦  سال تمام و تا آخر عمرش هرگز فرزندش را ندید
" وقتی اعتماد من از ریسمان سست عدالت آویزان بود
و در تمام شهر
قلب چراغ های مرا تکه تکه می کردند
وقتی که چشم های کودکانۀ عشق مرا
با دستمال تیرۀ قانون می بستند
و از شقیقه های مضطرب آرزوی من
فواره های خون به بیرون می پاشید
چیزی نبود. هیچ چیز بجز تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم : باید، باید، باید
دیوانه وار دوست بدارم

مجموعه های از کارهای فروغ فرخزاد
مجموعۀ شعر
ـ اسیر  ۱۳۳۱
ـ دیوار  ۱۳۳٦
ـ عصیان  ۱۳۳٨
ـ تولدی دیگر۱۳٤۱
و مجموعۀ نا تمام ( ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد)

در حوزۀ سینما

ـ پیوندفیلم(یک آتش)که در سال  ۱۳۴۱  در دوازدهمین جشنوارۀ فیلم های کوتاه و مستند ونیز در ایتالیا شایستۀ دریافت مدال طلا و نشان برنز شد.

ـ بازی در فیلمی از مراسم خواستگاری در ایران. سفارش موسسۀ ملی کانادا به گلستان فیلم بود.
ـ همکاری در ساختن بخش سوم فیلم ( آب و گرما)
ـ مدیر تهیۀ فیلم مستند ( موج و مرجان و خارا ) به کارگردانی ابراهیم گلستان
ـ مدیر و تهیه و بازی در فیلم نیمه کارۀ ( دریا ) محصول گلستان فیلم
ـ ساختن فیلم مستند ( خانه سیاه است ) از زندگی جذامیان که در زمستان سال  ۱۳۴۲  برندۀ جایزۀ بهترین فیلم جشنواره ( اوبرهاوزن ) آلمان شد.
ـ بازی در نمایشنامۀ ( شش شخصیت در جستجوی نویسنده ) اثر لوئیچی پیراندلو در سال
۱۳٤۲
ـ و در سال  ۱۳٤٤  از طرف یونسکو فیلمی نیم ساعته و از برناردو برتولوچی فیلمی پانزده دقیقه ای . در رابطه با زندگی فروغ ساخته شد.
دهمین جشنوارۀ فیلم ( اوبرهاوزن ) آلمان جایزۀ بزرگ خود را برای فیلم های مستند به یاد فروغ نام گذاری کرد.
فروغ فرخزاد سرانجام در  ۲٤  بهمن سال  ۱۳٤٥  به هنگام رانندگی بر اثر تصادف جان سپرد و روز  ۲٦  بهمن در گورستان ظهیرالدوله هنگامی که برف می بارید به خاک سپرده شد.

" شاید حقیقت آن دو دست جوان بود
آن دو دست جوان
که زیر بارش یکریز برف مدفون شد

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 0:41  توسط رسول خالقی  | 

زندگی نامه احمد شاملو

زندگينامه

احمد شاملو در سال 1304 هجري شمسی به دنيا آمد. پس از آنكه تحصيلات ابتدايي و متوسطه را به پايان رسانيد به كار نوشتن روي آورد و از سال 1319 هجري شمسی نوشته ها و مقالاتش در مطبوعات منتشر شد. در سال 1326 شمسي نخستين مجموعه اشعارش كه شامل قطعات نثر و نظم او به نام "آهنگهاي فراموش شده" بود به چاپ رسيد. شاملو مجموعه ديگري از اشعارش را به نام قطعنامه به چاپ رسانيد و پس از چندي جزوه اي ديگر به نام"23" از او انتشار يافت كه اين دو كتاب، هياهويي در ميان شاعران مخصوصاً شعراي نوپرداز به وجود آورد و منشأ تحولي شد كه از آن عده كثيري شاعر جوان پديد آمد. شاملو چندي سردبير مجله سخن نو و مدتي سردبير مجله علمي و روزنامه هنرنو و مجله روزنه بود و آهنگ صبح را با همكاري ديگران منتشر ساخت. استاد احمد شاملو در تاريخ اول مرداد سال 1379 هجري  شمسی دار فاني را وداع گفت.

 

 

ويژگي سخن

شاملو امروزه يكي از شاعران نامور و نوپرداز به شمار مي رود. او در شعر، دگرگوني پديد آورد و آثاري كه از او به چاپ رسيد نشان دهنده آن است كه تحولي در سبك شعر او به وجود آمده است. او شاعري است كه از نظر طرز كار و عقيده با شاعران ديگر تفاوت بسيار دارد و در شعر او قافيه، شكل خاصي به خود مي گيرد. او از ميان شعراي معاصر ايران بيش از همه به نيما معتقد است. شاملو گذشته از شعر و شاعري از نويسندگان پر قدرت و با احساس است كه در نوشتن داستان نيز مهارت دارد و آثاري از نويسندگان خارجي را نيز ترجمه كرده است.

 

 

معرفي آثار

غير از مقالات و آثاري كه از او در جرايد چاپ شده آثار و تأليفاتي نيز دارد كه به طور مستقل منتشر گرديده است و داراي چند مجموعه شعر است كه عبارتند از: باغ آينه، آيدا در آينه، ققنوس در باران، مدايح بي صله، هواي تازه، از هوا و آينه ها، مرثيه هاي خاك، شكفتن در مه، لحظه ها و هميشه، برگزيده اشعار او؛ و ديگر آثارش عبارتند از: ديوان حافظ، كوچه، ابراهيم در آتش، ترانه هاي كوچك و غريب، شكفتن زرد، همچون كوچه اي بي انتها و ...

 

 

گزيده اي از اشعار

غزلي در نتوانستن

از دستهاي گرم تو

كودكان توأمان آغوش خويش

سخنها مي توان گفت

غم نان اگر بگذارد

                        * * *

نغمه در نغمه در افكنده

اي مسيح مادر اي خورشيد

از مهرباني بي دريغ جانت

با چنگ تمامي ناپذير تو سرودها مي توانم كرد

غم نان اگر بگذارد

                     * * *

رنگها در رنگها دويده

از رنگين كمان بهاري تو

كه سراپرده در اين باغ خزان رسيده برافراشته است

نقشها مي توانم زد

غم نان اگر بگذارد

                     * * *

چشمه ساري در دل و آبشاري در كف

آفتابي در نگاه و فرشته اي در پيراهن

از انساني كه تويي

قصه ها توانم كرد

غم نان اگر بگذارد

                     * * *

  

ماهي

من فكر مي كنم

                           هرگز نبوده قلب من

اين گونه گرم و سرخ

احساس مي كنم

                          در بدترين دقايق اين شام مرگ زاري

چندين هزار چشمه خورشيد در دلم

مي جوشد از يقين

    احساس مي كنم

                         در بدترين دقايق اين شام مرگزاري

چندين هزار چشمه خورشيد در دلم

مي جوشد از يقين

  احساس مي كنم

                            در هر كنار و گوشه اين شوره زار يأس

چندين هزار جنگل شاداب ناگهان

                                         مي رويد از زمين

آه اي يقين گمشده، اي ماهي گريز

در بركه هاي آينه لغزيده تو به تو

من آبگير صافيم اينك به سحر عشق

از بركه هاي آينه راهي به من بجو

                                    * * *            

من فكر مي كنم

                       هرگز نبوده

دست من

                  اين سان بزرگ و شاد

احساس مي كنم

                      در چشم من

به آبشر اشك سرخ گون

خورشيد بي غروب سرودي كشد نفس

احساس مي كنم

                           در هر رگم

                                                    به هر تپش قلب من

كنون

بيدار باش قافله اي مي زند جرس

آمد شبي برهنه ام از در

                                 چو روح آب

در سينه اش دو ماهي و در دستش آينه

گيسوي خيس از خزه بو، چون خزه به هم

من بانگ بركشيدم از آستان يأس

آه اي يقين يافته

بازت نمي نهم

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 0:39  توسط رسول خالقی  | 

زندگی نامه کمال الدین اصفهانی
کمال الدین اسماعیل بن جمال الدین اصفهانی از شاعران نامدار و آخرین قصیده سرای بزرگ ایران در قرن هفتم هجری است. چون در خلق معانی تازه و مضامین بکر دقت و باریک اندیشی داشت به "خلاق المعانی" معروف گردیده است. در عصر و زمان کمال، اوضاع داخلی و اجتماعی اصفهان بر اثر اختلافات مذهبی، شافعیه و حنفیه به قدری مغشوش و نا امن بود که این شاعر حساس را به ستوه آورده نقل می کنند که اصفهانیها را با این دو بیتی نفرین کرده است:

ای خداوند هفت سیاره *** پادشاهی فرست خونخواره
عدد مردمان بـیـفـزایـد *** هر یکی را کند دو صد پــاره

از قضای روزگار، نفرین کمال به هدف اجابت نشست و به چشم خویش دید که سربازان مغول در سال 633 هجری شافعیه و حنفیه، هر دو را تمامی کشتند و آن شهر را که تا این تاریخ از دستبرد آن قوم خونریز محفوظ مانده بود، با خاک برابر کردند. کمال در آن باب چنین گفت:

کس نیست که تا بر وطن خود گرید *** بر حال تباه مردم بد گرید
دی بر سر مرده ای دو صد شیون بود *** روز یکی نیست که بر صد گرید

بعد از واقعه قتل عام اصفهان، کمال الدین اصفهانی در خانقاهی که جهت خود در بیرون شهر ترتیب داده بود، گوشه عزلت گرفت و دو سال در آن خانقاه به سر برد و اهل شهر و محلات به جهت احترام و اعتمادی که نسبت به کمال الدین داشتند "رخوت و اموال را به زاویه او پنهان کردند و آن جمله در چاهی بود در میان سرای، یک نوبت مــغــول بـچـه ای کمان در دست به زاویه کمال درآمده سنگی بر مرغی انداخت، زه گیر از دست او بیفتاد، غلطان به چاه رفت. به طلب زه گیر سر چاه را بگشادند و آن اموال بیافتند و کمال را مطالبه دیگر اموال کردند تا در شکنجه هلاک شد."

باری به طوری که اهل ادب و تحقیق می دانند، همان طوری که امروزه از دیوان خواجه شیراز فال میگیرند، قبل از آنکه صیت شهرت حافظ در مناطق پارسی زبان به اوج کمال برسد، ایرانیان و پارسی زبانان از دیوان کمال الدین اصفهانی که قدمت و تقدم شهرت داشت، فال می گرفتند و حتی بعد از مشهور شدن حافظ نیز اگر احیاناً دیوانش در دسترس نبود مانعی نمی دیدند که دیوان کمال را به منظور تفأل مورد استفاده قرار دهند، کما اینکه در آن تاریخ که خبر قیام شاه عباس کبیر و حرکت وی از خراسان به سمت قزوین (پایتخت اولیه سلاطین صفوی) در اردوی پدرش سلطان شایع شد، سران قوم و همراهان سلطان محمد برای اطلاع و آگاهی از عاقبت کار و سرانجام مبارزه پدر و پسر که یکی به منظور از دست ندادن تاج شاهی و دیگری به قصد جلوس بر تخت سلطنت ایران فعالیت می کرده اند دست به تفأل زدند و از دیوان کمال اصفهانی که در دسترس بود یاری جستند. اسکندر بیک منشی راجع به این واقعه چنین نوشته است:

«... بالجمله چون این خبر سعادت اثر در اردو شایع گشت، همگان را موجب استعجاب میگردید تا غایت در دودمان صفوی چنین امری وقوع نیافته بود. راقم حروف از صدراعظم قاضی خان الحسینی استماع نمودم که در سالی که نواب سکندر شأن در قراباغ قشلاق داشت، خواجه ضیاءالدین کاشی مشرف آلکساندرخان به اردو آمده بود، از من سؤال نمود که: "خبر پادشاهی شاهزاده کامران در خراسان وقوع دارد یا نه؟" من در جواب گفتم که: "بلی، به افواه چنین مذکور می شود، اما هنوز به تحقق نپیوسته". دیوان کمال اسماعیل در میان بود، خواجه مشارالیه، احوال شاهزاده را از آن کتاب تفأل نمود، در اول صفحه یمنی این قطعه برآمد:

خسرو تاجبـخــش و شـاه جـهـان *** کـه ز تـیـغـش زمـانـه بـر حـذرست
تـحـفــه چــرخ سـوی او هــر دم *** مـــژده فـتــح و دولــت دگــرســت
رأی او پـیـر و دولـتـش بــرنـاست *** دست او بحر و خنجرش گهرست
آسمان دوش با خـــرد میـگـفـت *** که به نزدیک ما چنین خبر اســت
که بگـیـرد به تـیـغ چون خورشید *** هر چه خورشید را بر آن گذر است
خردش گفت، تـو چــه پـنـداری *** عرصـه مـلـک او هـمـیـن قـدرست؟
نه، کـه در جـنـب پـادشـاهی او *** هـفـت گـردون هـنـوز مـخـتـصـرت
بـاش تــا صـبـح دولـتـت بـدمـد *** کـایـن هـنـوز از نـتــایـج سـحر است»

چنانکه می دانیم پیشگویی کمال در قطعه بالا به تحقق پیوست و سلطان محمد در ذیقعده سال 996 هجری که ماده تاریخ آن به حروف ابجد "ظل الله" می شود در قزوین تاج شاهی را بر سر پسرش عباس میرزا گذاشت که به شاه عباس موسوم گردید و مصراع مورد بحث از آن تاریخ و به سبب همین واقعه بر سر زبانها افتاده، صورت ضرب المثل پیدا کرده است.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 0:30  توسط رسول خالقی  | 

مقدمه کتاب سینوهه پزشک فرعون
حال بخواینم مقدمه ی این اثر جاوادان را ، جاودان زیرا حقایق یک کشور را از نزدیک ترین فرد به فرعون در برد دارد . 

نام من، نویسنده این کتاب(سینوهه) است و من این کتاب را برای مدح خدایان نمی نویسم زیرا از خدایان خسته شده ام.من این کتاب را برای مدح فراعنه نمی نویسم زیرا از فراعنه هم به تنگ آمده ام.من این کتاب را فقط برای خودم می نویسم بدون اینکه در انتظار پاداش باشم یا اینکه بخواهم نام خود را در جهان باقی بگذارم.

آن قدر در زندگی از فرعون ها و مردم زجز کشیده ام که از همه چیز حتی امیدواری تحصیل نام جاوید,سیرم.
من این کتاب را فقط برای این مینویسم که خود را راضی کنم و تصورمینمایم که یگانه نویسنده باشم که بدون هیچ منظور مادی و معنوی کتابی می نویسم.هرچه تا امروز نوشته شده, یا برای این بوده که به خدایان خوشامد بگویند یا برای این که انسان را راضی کنند.
من فرعونها را جزو انسان می دانم زیرا آنها با ما فرقی ندارند ومن این موضوع را از روی ایمان می گویم.
من چون پزشک فرعونهای مصر بودم از نزدیک,روز و شب,با فراعنه حشر و نشر داشتم و می دانم که آنها از حیث ضعف و ترس و زبونی و احساسات قلبی مثل ما هستند.حتی اگر یک فرعون را هزارمرتبه بزرگ کنند واو را درشمارخدایان درآورند بازانسان است ومثل ما می باشد.آنچه تا امروزنوشته شده,به دست کاتبینی تحریرگردیده که مطیع امرسلاطین بوده اند وبرای این مینوشتند که حقایق رادگرگون کنند.من تاامروزیک کتاب ندیده ام که درآن,حقیقت نوشته شده باشد.
درکتابها یا به خدایان تملق گفته اند یا به مردم یعنی به فرعون.دراین دنیا تا امروزدرهیچ کتاب و نوشته,حقیقت وجود نداشته است ولی تصورمی کنم که بعد ازاین هم درکتابها حقیقت وجود نخواهد داشت.
ممکن است که لباس و زبان و رسوم وآداب و معتقدات مردم عوض شود ولی حماقت آنها عوض نخواهد  شد و درتمام اعصارمی توان به وسیله گفته ها ونوشته های دروغ مردم را فریفت.زیرا
همانطور که مگس,عسل را دوست دارد,مردم هم دروغ و ریا و وعده های پوچ را که هرگز عملی نخواهد شد دوست می دارند.
آیا نمی بینید که مردم چگونه در میدان,اطراف نقال ژنده پوش را که روی خاک نشسته ولی دم از زر و گوهرمی زند و به مردم وعده گنج می دهد می گیرند و به حرفهای او گوش می دهند.
ولی من که نامم(سینوهه) می باشد از دروغ دراین آخر عمر,نفرت دارم و به همین جهت این کتاب را برای خود می نویسم نه دیگران.
من نمی خواهم کسی کتاب مرا بخواند و تمجید کند.نمی خواهم اطفال در مدارس عبارات کتاب مرا روی الواح بنویسند واز روی آن مشق نمایند.من نمی خواهم که خردمندان در موقع صحبت از عبارات کتاب من شاهد بیاورند و بدین وسیله علم و خرد خود را به ثبوت برسانند.
هرکس که چیزی می نویسد امیدوار است که دیگران بعد از وی,کتابش را بخوانندوتمجیدش کنند و نامش را فراموش ننمایند.به همین جهت ایمان خود را زیرپا می گذارد وهمرنگ جماعت می شود و مهمل ترین و سخیف ترین گفته ها را که خود بدان معتقد نیست می نویسد تا اینکه دیگران او را تحسین و تمجید نمایند.ولی من چون نمی خواهم کسی کتاب مرا بخواند همرنگ جماعت نمی شوم و اوهام وخرافات او را تجلیل نمی کنم.
من عقیده دارم که انسان تغییرنمی کند ولو یکصدهزارسال ازاو بگذرد.یک انسان رااگردررودخانه فرو کنید به محض اینکه لباسهای او خشک شد,همان است که بود. یک انسان را اگر گرفتاراندوه نمایید از کرده های گذشته پشیمان می شود,ولی همین که اندوه او از بین رفت,به وضع اول برمی گردد و همانطور خودخواه و بیرحم می شود.
چون شکل و رنگ بعضی از اشیاء و کلمات بعضی از اقوام تغییر می کند و بعضی از اغذیه و البسه امروز متداول می شود که دیروز نبود,مردم تصورمی نمایند که امروزغیراز دیروزاست. ولی من می دانم چنین نیست ودرآینده هم مثل امروز ومانند دیروز کسی حقیقت را دوست نمی دارد.بنابراین نمی خواهم کسی کتاب مرا بخواند و میل دارم که در آینده گمنام بمانم.
من این کتاب را برای این می نویسم که میدانم. ودانایی من مانند تیزاب قلب انسان را میخورد و اگر انسان دانایی خود را به دیگری نگوید,قلب او از بین می رود.من نمی توانم دانایی ام را به کسی بگویم و لذا آن را برای خویش می نویسم تا بدین وسیله خود را تسکین بدهم.
من درمدت عمر خود چیزها دیدم.من مشاهده کردم که پسری مقابل چشم من پدر خود را کشت. 
دیدم که فقرا علیه اغنیاء,حتی طبقه خدایان قیام کردند.دیدم کسانی که در ظروف زرین شراب می آشامیدند,کناررودخانه,با کف دست آب مینوشیدند.دیدم کسانی که زر خود با قپان وزن می کردند, زن خود را برای یک دستبند مسی به سیاهپوستان فروختند تا اینکه بتوانند برای اطفال همان زن, نان خریداری کنند.
درگذشته جای من در کاخ فرعون در طرف راست او بود و بزرگانی که صدها غلام داشتند به من تملق می گفتند و برای من هدایا می فرستادند و دارای گردنبند زر بودم.امروز دراینجا,که نقطه ای واقع درساحل دریای مشرق است,زندگی می کنم ولی ثروت من از بین نرفته وهم چنان توانگر می باشم و غلامانم دو دست را روی زانو می گذارند و مقابلم سر فرود می آورند.
علت اینکه مرا ازمصروشهرطبس تبعید کردند وبه اینجا فرستادند این است که من درزندگی,همه چیزداشتم,می خواستم چیزی به دست بیاورم,که لازمه به دست آوردن آن این است که انسان همه چیز را ازدست بدهد.من می خواستم که حقیقت حکمفرما باشد و ریا و دروغ و ظاهرسازی از بین برود و نمی دانستم که حکمفرمایی حقیقت در زندگی انسان,امری محال است و هرکس که راستگو باشد و با راستگویی زندگی کند باید همه چیز را از دست بدهد و من باید خیلی خوشوقت باشم که هنوز ثروت خویش را حفظ کرده ام.


2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 0:28  توسط رسول خالقی  | 

جنگهای ایران و روم

 

در دوراني كه دولت روم در اوج توانمندي و جهان‌ستاني خود قرار داشت، كنسول‌هاي زمامدار رومي پس از چيرگي بر اروپا، متوجه شرق شدند و به قصد رسيدن به هندوستان، خيال در هم شكستن قدرت ايران را در مغز پختند. آنان در انجام اين خيال، دست به توسعه ارضي در شرق گشادند و با لشگر‌كشي‌هاي پي‌درپي، مبادرت به جنگ‌هاي متعدد و طولاني با ايران كردند. چنان كه تا پيش از رسيدن « اوكتاويوس اگوست»1 به مقام امپراتوري روم، حكومت‌هاي كنسولي آن كشور به علت فزوني طلبي‌هاي جنون‌آميز دو تن از رهبران خود، سه جنگ بزرگ را بر ضد ايرانيان اشكاني تدارك ديدند و به انجام آن مبادرت ورزيدند.

اما در هر سه‌ي اين جنگ‌ها، چونان اكثر جنگ‌هايي كه از آن پس ميان ايران و روم به وقوع پيوست، فتح و پيروزي با ايران بود. در اين جنگ‌ها، لژيون‌هاي جنگ‌آزموده‌ي رومي، در برابر روش ويژه جنگي چابك سواران پارتي، كمتر فرصت مي‌يافتند تا از آموزه‌ها و تجربه‌هاي فراوان جنگي خود بهره بگيرند. تلفات انساني و خسارات مالي ارتش روم در اين جنگ‌ها چنان عظيم و بي‌سابقه بود كه دولت روم براي نخستين بار خود را با سنگري تسخير ناپذير روبرو مي‌ديد كه مردمي دلير از تباري نيرومند، پاسداران بيدار آن بودند.

روميان پس از تحمل اين شكست‌هاي سنگين و پي‌درپي، دريافتند كه ايرانيان اجازه توسعه‌طلبي بيشتري را در خاك آسيا و به سوي شرق به آنان نخواهد داد و مرزهاي ايران در كنار رود فرات نقطه‌ پاياني بر فزون‌خواهي‌هاي جهان طلبانه‌ي دولت روم در تسلط بر سرزمين‌هاي شرقي خواهد بود.

نخستين نبرد تاريخ ميان ايران روم در سال (53 پ.م) در عصر شاهنشاهي « ارداول» (اشك سيزدهم) رخ داد. اين نبرد سرآغاز كشمكش‌هاي طولاني و نبردهاي بسياري بود كه (با فاصله‌هاي زماني گاه به گاه در ميان‌شان) حدود هفت صد سال ادامه يافت.

دو جنگ ديگر مورد نظر كه پس از جنگ نخست و تا پيش از رسيدن اوكتاويوس اگوست به امپراتوري روم از سوي يكي از كنسول‌هاي سه‌گانه‌ي رومي بر ايران تحميل شد، به ترتيب در سال‌هاي (36 پ.م) و (33 پ.م) و هر دو به دوران شاهنشاهي « فرهاد چهارم» (اشك چهاردهم) اتفاق افتاد.

اما نخستين نبرد ميان ايران و روم زماني رخ داد كه از سوي سناي روم، كنسول‌هاي سه‌گانه2، ژوليوس سزار3، ماركوس ليسينيوس كراسوس4 و پومپه 5 به طور مشترك بر متصرفات وسيع آن دولت حكم مي‌راندند.

كراسوس در سال (55 پ.م) از سوي سناي روم به حكومت سوريه و فرماندهي قشون شرق منصوب گرديد. وي كه فرماندهي سركوب قيام كلادياتورهاي رومي به رهبري « اسپارتاكوس» كه موجوديت دولت روم را با خطر بزرگي روبرو ساخته بود، برعهده داشت، حتي پيش از عزيمت به محل حكومت و فرماندهي خود در سوريه، بالاف و گزاف آشكاري مدعي بود كه ارتش روم را از ايران عبور داده و تا هندوستان به پيش خواهد تاخت و خود را به كنار اقيانوس مشرق خواهد رسانيد.6

كراسوس با همين خيال در بهار سال (53 پ.م) عازم جنگ با ايران شد و لژيون‌هاي رومي را به سوي جلگه ميان رودان (بين‌النهرين) به حركت درآورد. در اين هنگام « ارد» شاهنشاه اشكاني، هياتي را به سفارت نزد وي فرستاد و از روي تحقير پيام داد: « اگر مردم روم مي‌خواستند با من جنگ كنند، من جنگ مي‌كردم و از بدترين عواقب آن بيمي نمي‌داشتم وليكن اگر چنان كه فهميده‌ام شما براي منافع شخصي به خاك ايران دست‌اندازي مي‌كنيد، حاضرم به سفاهت شما رحم آورم و اسراي رومي را پس بدهم.»

كراسوس كه از اين پيام سخت به خشم آمده بود گفت: « جواب اين پيام را در سلوكيه خواهم داد.» نوشته‌اند كه « ويزيگس» مسن‌ترين عضو گروه‌ي سفارت ايران به اين گفته‌ي كراسوس خنديد و كف دست خود را به وي نمود و پاسخ داد: « اگر از كف دست من ممكن است مويي برويد، شما هم سلوكيه را خواهيد ديد.»7

« ارد» شاهنشاه اشكاني كه آماده جنگ بود،‌فرماندهي چابك سواران پارتي در جنگ با كراسوس را كه شمار آنان ده هزار تن بود برعهده « سورنا» سپهسالار دلير ايراني سپرد و خود بلافاصله و به سرعت با پياده نظام ارتش ايران به منظور جلوگيري از كمك پادشاه ارمنستان كه با كراسوس متحد شده بود، به خاك ارمنستان حمله برد و « آرتاواردس»8 شاه ارمن را مطيع ساخت.

از آن طرف كراسوس با سپاه بزرگ خود كه مركب از هفت لژيون و چهار هزار تن سوار و به همان اندازه نيروي سبك اسلحه متشكل از فلاختن انداز و كماندار بود و شمار آن افزون بر چهل و دو هزار تن مي‌شد،‌ از رود فرات كه مرز ايران با متصرفات آسيايي روم بود گذشت و پس از چند روز راه‌پيمايي به رودخانه‌ي «بليك»9، نزديك «حران» (كاره) 10 رسيد.

نيروهاي ايراني تا اين محل، بدون آن كه خود را نشان دهند، عبور ارتش روم را زير نظر داشتند. در اين مكان، در آغاز بخش كوچكي از سواران سبك اسلحه پارتي كه تا آن زمان به خوبي از عوارض طبيعي زمين و محيط براي استتار خود سود جسته بودند، به ناگهان در برابر ارتش روم ظاهر گشتند. اما بخش اصلي و عمده نيروهاي ايراني، از جمله سواران سنگين اسلحه كه حتي تنها شكوه سلاح‌ها و هيبت ظاهري آنان هراس در دل دشمن مي‌افكند، هم‌چنان در استتار باقي ماندند.

اين سواران سراپا زره‌پوش بودند و اسب‌هايشان بر گستوان داشت و به صف حركت مي‌كردند و در همان حالت با نيزه‌هاي بلند و محكم خود مستقيم به صفوف دشمن مي‌زدند. اما چابك سواران سبك اسلحه پارتي كه اسلحه آنان منحصر به تير و كمان بود و بر اسبان تيز پا و جهنده سوار مي‌شدند، ستون فقرات ارتش شاهشاهي اشكاني را تشكيل مي‌دادند. 11 اساس روش جنگي چابك‌سواران سبك اسلحه پارتي، جنگ و گريزهاي از پيش طراحي شده بود. بدين ترتيب كه نخست به صفوف به هم فشرده، پر عمق و نفوذ ناپذير لژيون‌هاي رومي حمله مي‌بردند و سپس حالت عقب‌نشيني و گريز به خود مي‌گرفتند و دشمن را تحريك به تعقيب خود مي‌كردند و آنان را تا مسافتي دور و نطقه مورد نظر به دنبال خود مي‌كشيدند و با قطع ارتباط جناحين سپاه متخاصم، به ناگهان و با همان سرعت كه گريخته بودند به عقب و به سوي آنان باز مي‌گشتند و با مهارتي كه در تيراندازي به طور قيقاچ داشتند، ‌تعقيب‌كنندگان را زير باراني از تير گرفته و از پاي مي‌انداختند. 12

كراسوس چون شمار اندك سواران ايراني و سلاح ناچيز آنان را ديد، به گمان اين كه فتحي آسان و در دسترس خواهد داشت، بدون آن كه فرصتي براي رفع خستگي به سربازان خود بدهد، بي‌درنگ دستور حمله به سوي سواران پارتي را صادر كرد. در اين هنگام چابك‌سواران پارتي كه برابر نيروهاي رومي ظاهر شده بودند، ماهرانه با جنگ و گريز، دشمن را به سوي مكاني كه بخش اصلي سواران ايراني خود را پنهان كرده بودند، كشانيدند. آن‌گاه با به صدا درآمدن طبل‌ها، سواران استتار شده پارتي ظاهر گشتند و به ميدان نبرد تاختند.

كراسوس چون اين بديد، فرمان داد تا لژيون‌هاي رومي آرايش جنگي مربعي بگيرند و از هر چهار طرف آماده مقابله با سواران ايراني شوند. اما نيزه‌هاي بلند و محكم‌سواران سنگين اسلحه پارتي صفوف به هم فشرده لژيون‌هاي رومي را كه مسلح به زوبين‌هاي كوتاه و شمشير بودند، از هم شكافت و راه را براي حملات برق آسا و جنگ و گريز سواران سبك اسلحه تيرانداز پارتي باز كرد.

«پوبليوس»13 فرزند كراسوس كه سرداري نام‌آور بود، در ميانه‌ي جنگ فريب‌ گريز مصلحتي دسته‌اي از سواران پارتي را خورد و به تعقيب آنان پرداخت، اما به ناگاه خود را در محاصره آنان ديد و كشته شد.

روميان كه از حملات بي‌امان و برق‌آساي سواران پارتي خود را  باخته بودند با مرگ پوبليوس بيش از پيش دچار هراس تزلزل شدند.

نتيجه جنگ تا غروب آن روز براي روميان، دادن بيست هزار كشته و ده هزار اسير بود. شب هنگام روميان ازفرصت استفاده كردند و روي به فرار نهادند و هر دسته به سويي روان شدند. روز بعد در تعقيب فراريان، دسته‌اي از سواران پارتي به كراسوس رسيدند و وي در درگيري با اين سواران كشته شد. باقي مانده ارتش روم كه حدود ده هزار نفر مي‌شدند، به فرماندهي دو تن از سرداران رومي، « كاسيوس»14 و « اوكتاويوس اگوست» از فرات گذشتند و خاك ايران را ترك كردند. اما شمار زيادي از اين فراريان نيز در بين راه، گرفتار حملات اعراب شدند و جان خود را دست دادند.15

« سورنا» سپهسالار ارتش ايران، كه در اين جنگ فرماندهي سواران پارتي را در ميدان رزم برعهده داشت، از بزرگ‌ترين سرداران تاريخ ايران و از نوابع نظامي جهان شمرده مي‌شود.

دو جنگ ديگر مورد نظر عليه ايران را « مارك آنتوان»16 يكي از سه كنسول رومي عصر پس از ژول سزار، فرماندهي كرد.

بار اول، آنتوان با نيرويي كه شمار آنان فزون بر يكصد هزار تن مي‌شد،‌ از راه ارمنستان، پا به خاك ايران گذاشت و تا شهر « پراسپا»17 مركز « ماد آتروپاتن» (آذربايجان) پيش آمد و آن شهر را به محاصره گرفت. در اين هنگام چابك‌سواران پارتي به فرماندهي « فرهاد چهارم» شاهنشاه اشكاني كه از آغاز تمام تحركات ارتش روم را زير نظر داشتند و پنهاني آنان را تعقيب مي‌كردند، چون اجل معلق و به ناگهان، نخست بر سر قسمتي از ارتش روم كه مسئول حمل بار و بنه و ماشين‌هاي محاصره و ‌و قلعه‌گيري بود و با فاصله از نيروهاي اصلي و به دنبال آن حركت مي‌كرد، تاختند و آن را منهدم كردند. آن گاه نيروهاي ايراني، بقيه ارتش روم را كه به فرماندهي آنتوان شهر پراسپا را در محاصره داشتند مورد حملات پي‌درپي خود قرار دادند و با آن به جنگ و گريز پرداختند. آنتوان كه با از دست دادن بارو بنه ارتش و ماشين‌هاي قلعه‌گيري از لحاظ تامين آذوقه ارتش خود دچار مشكل و از گشودن شهر پراسپا نااميد شده و حملات پيوسته‌ي سواران پارتي نيز روحيه سربازان رومي را متزلزل ساخته بود، ناچارفرمان به عقب‌نشيني داد و به سوي ارمنستان حركت كرد.

اما اين عقب‌نشيني، بر اثر حملات پي‌درپي چابك‌سواران پارتي، كه تا رود ارس، آنان را تعقيب مي‌كردند، به يك فاجعه بزرگ و واقعي براي ارتش روم بدل شد، مدت اين عقب‌نشيني فلاكت بار ارتش روم 27 روزطول كشيد و طي آن بيش از بيست هزار پياده و چهار هزار سوار رومي كشته شدند. پلوتارك مي‌نويسد، وقتي كه سرباران رومي از رودخانه گذشتند و به خاك ارمنستان رسيدند، بر اثر مشقات و صدماتي كه در طول اين عقب‌نشيني متحمل شده بودند، بي‌اختيار زمين را بوسه دادند و شادي‌ها كردند. اما شور بختي اين سربازان هنوز پايان نيافته بود، زيرا تا رسيدن به سوريه، هشت هزار نفر ديگر از اين سربازان بر اثر سرما در خاك ارمن تلف شدند.

دو سال بعد، يعني در سال (34 پ.م) آنتوان با خيال گرفتن انتقام اين شكست بار ديگر با نيرويي بزرگ پا به خاك ارمنستان گذاشت و پس از استقرار پادگان‌هاي رومي در آن سرزمين، به نزد كلئوپاترا به مصر بازگشت. وي سال بعد، يعني در سال (33 پ.م) دوباره به ارمنستان آمد و تا ارس پيش تاخت، ولي جسارت آن را نيافت كه از آن بگذرد.

از طرفي چون اختلاف ميان او و اوكتاويوس بالا گرفته بود،‌ براي حفظ مقام خود كه پس از شكست در ايران متزلزل شده بود، تصميم گرفت كه به روم عزيمت كند. فرهاد شاهنشاه اشكاني از اين فرصت استفاده كرد، به پادگان‌هاي رومي در خاك ارمنستان حمله برد و ارتش روم را از آن كشور بيرون راند.18

نتيجه‌ي اين جنگ‌ها، كه بر اثر آن، بزرگ‌ترين سرداران و كنسول‌هاي حكومت‌گر رومي، جان و مال و نام و مقام خود را بر سر آن باختند، يكي از علت‌هاي اساسي تشديد اختلافات دروني ميان سنا و كنسول‌هاي رومي و بر چيده شدن دولت كنسولي آن كشور بود.

اوكتاويوس اگوست كه خود ناظر در صحنه اين جنگ‌ها و شاهد عيني نتايج زيان‌بار اين شكست‌هاي عظيم نظامي وناكامي‌هاي سياسي مرتبط با آن براي دولت و مردم روم بود، پس از دستيابي به مقام امپراتوري روم، براي پايان دادن به منازعه با ايران، رود فرات را مرز ايران شناخت. او به عنوان نخستين امپراتور روم، روميان را وصيت نمود و بر جانشينان خود تاكيد ورزيد تا هرگز حرمت اين مرز را نشكنند.

پند و وصيت اوكتاويوس بيش از يكصد سال، روميان را از تجاوز به ايران بازداشت. اين به ظاهر پايان
« روياي رومي» در تسلط به ايران و رسيدن به هندوستان و دست يافتن بر ثروت‌هاي بيكران آسيا از طريق خشكي، لااقل براي بيش از يك صد سال بود.

از اين رو، از آغاز عصر امپراتوري اوكتاويوس اگوست، روميان براي رسيدن به هندوستان و مراكز توليد ثروت در شرق به جست‌وجوي راه‌هاي ديگري برآمدند. راه آبي درياي سرخ به درياي پارس 19 و اقيانوس هند از اين زمان مورد توجه مخصوص دولت روم قرار گرفت.

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 0:24  توسط رسول خالقی  | 

سورنا سردار اشکانی

جنگ حران نبرد سورنا سردار اشكاني با روميان

سواركاران پارتي متبحر در تيراندازي به سوي عقب با همين شيوه دشمنان را از پاي درمي آوردند

سورنا سردار بزرگ ايراني در زمان ارد اول شاه اشکاني مي زيست.او بين سالهاي 86-80 ق.م متولد شد او از حيث نژاد،ثروت و نام ، مقام اول را پس از شاه داشت و از نظر شجاعت در ميان پارتها بي همتا بود.در زماني كه بيش از 30 سال نداشت ارد اول او را به جنگ كراسوس سردار بزرگ رومي فرستاد.تعداد زنهايي که سورنا را همراهي مي کردند به 100 مي رسيد.در نبرد حران چون سپاه ايران با سپاه روم روبرو شد ,به فرمان سورنا لشگريان از خود صداهاي ترسناک در آوردند.سپاه روم در ترش و وحشت فرو رفت.سپس ردا را کنار انداخته و روپوش سلاح خود را برداشتند.برق اسلحه ها ميدان جنگ را روشن کرد.در مرکز ميدان سورنا با لباس مادي و سرا پا مسلح ايستاده بود.لشگر ايران در ابتدا قصد حمله با نيزه را داشت که موفق نشد و حالت عقب نشيني به خود گرفت.چون رومي ها فکر کردند سپاه ايران د رحال فرار است ايشان را تعقيب کردند که با تيرباران پارتها مواجه شدند.سپس به جنگ با نيزه پرداختند.کراسوس رومي فرزندش را نيز وارد ميدان نبرد کرد اما پسرش زخمي شد و بي تاب بود.وي به همراهانش دستور داد با نيزه وي را بکشند.پارت ها سر اين پسر را بريدند و بالاي نيزه زده و به پدرش نشان دادند.سورنا به وسيله مترجمي اعلام کرد براي مذاکره آماده است .سربازان کراسوس به وي فشار آوردند تا مذاکره کند.کراسوس پياده شد تا جهت صحبت نزد سورنا رود که يک سرباز سوي او دويد و کراسوس را کشت و سرش را جدا کرده ,نزد سورنا فرستاد.ارد اول در پايتخت در حال تماشاي نمايش بود که سر کراسوس را جلوي پايش انداختند.سورنا بيش از 20000 رومي را كشت و 20000 تن را اسير كرد.اين فتح آنقدر عظيم بود كه حتي ارد نيز به او حسادت برد و دستور قتل سورنا صادر شد.در نهايت بين سالهاي 56-46 ق.م سردار بزرگ ايران را مسموم نمودند. سورنا از لحاظ چهره ،قد و قامت انگشت نما بود و موهايش را فرق مي گرفت.وي از بزرگترين خاندان پارت بود كه در روز تاج گذاري رئيس اين خانواده بود كه تاج را بر سر شاه مي گذاشت.
__________________
بر سر گور کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است: «کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم. بزرگ تر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر دهم. بعدها انگلستان را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم. در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم. اینک که در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم، شاید می توانستم دنیا را هم تغییر دهم.
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 0:21  توسط رسول خالقی  | 

نبرد قادسیه
نبرد قادسیه
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
جنگ قادسیه
Battle of al-Qādisiyyah
زمان: سال ۱۴ هجری
۱۶ نوامبر تا ۱۹ نوامبر ۶۳۵ سدهٔ هفتم میلادی
مکان: سرزمین قادسیه (کربلای کنونی)
نتیجه: پیروزی اعراب
 
جنگندگان
امپراتوری ساسانی خلفای راشدین
فرماندهان
یزدگرد سوم
رستم فرخزاد
هرمزان عمر بن خطاب
سعد پسر ابي وقاص
قعقاع بن عمرو
هلال بن علقمه
نیروها
۶۰,۰۰۰ ۳۰,۰۰۰

جنگ قادسیه، در سال چهاردهم هجری (۶۳۵) بین سپاه ایران و اعراب مسلمان در سرزمین قادسیه (کربلای کنونی) اتفاق افتاد.


[ویرایش] داستان جنگ
در زمان خلافت عمر بن خطاب عربها به ایران یورش بردند . یزدگرد سوم ، شاه ایران لشکری بالغ بر هفتاد هزار نفر جمع‌آوری کرده و سرداری این لشکر را به رستم فرخزاد واگذاشت. این سردار از فرات عبور کرده داخل سواد شده دنبال لشکریان عرب افتاد. جنگ قادسیه که مانند نبرد ایسوس در شمار جنگهای قطعی دنیا بشمار می‌آید این هنگام رخ داد. این جنگ در چهار روز متوالی دوام داشت .

در روز اول اسب‌های عرب از فیلان که آنها را جلو نگاهداشته بودند فرار کردند. چنین به نظر می‌آمد که فتح با لشکر ایران است ، اما بعد که دسته‌ای از تیراندازان به فیلها حمله بردند ، سواران عرب از خطر جسته و ایرانیان را عقب نشاندند .

در روز دوم لشکر امدادی عرب از سوریه وارد شد . در روز دوم نبردهای تن به تن بین پهلوانان دو سپاه صورت گرفت. در روز سوم بار دیگر فیل‌ها در خط جنگ ظاهر شدند ولی قعقاع بن عمرو رییس نیروی امدادی که از شام آمده بود چشم فیل بزرگ سفیدی را با نیزه کور کرد، دیگری با فیل دیگر نظیر این را معمول داشت. بالاخره فیلها برگشته در لشکر ایران باعث اختلال شدند. اعراب به سبب رسیدن قوای عمده‌ای از شام قویدل شده و شب هنگام روحیهٔ مسلمانان بهتر از روحیهٔ لشکر ایران بود.

دو تن از سرداران لشکر مسلمان هر کدام جداگانه در تاریکی شب به لشکر ایران حمله بردند و جنگ در تمام شب جریان داشت. این شب را «لیلة الهریر» می‌نامند ، چه صداهایی شبیه به صدای شغال و سگ از مجروحین طرفین فضا را پر کرده بود.

در روز چهارم یعنی روز آخر جنگ اعراب قلب لشکر ایران را متزلزل ساختند. در این هنگام باد سختی بنای وزیدن را گذاشت که شن زیاد به سر و روی سپاه ایران میریخت ولی اعراب که پشت به طوفان بودند چندان صدمه‌ای ندیدند . رستم فرخزاد در کنار درفش کاویان ایستاده بود و سپاه ایران را رهبری می کرد. در این گیرودار یکی از عربها بنه ی رستم را بر روی او انداخت و او را مجروح ساخت. او خود را در نهر انداخت که شاید جانی بدر برد، اما هلال بن علقمه پشت سر او در آب جست و وی را کشت. این واقعه لشکریان ایران را به هراس انداخته دل‌های خود را باختند و هزاران نفر خود را در آب انداخته غرق شدند. فتحی که در این جنگ نصیب اعراب شد آسیب سختی به روحیهٔ ایرانیان وارد ساخت.


 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 0:18  توسط رسول خالقی  | 

تاریخ ایلام باستان

استان ايلام مساحتی حدود 19086 کيلو متر مربع دارد. اين استان يک منطقه کوهستانی و مرتفع است که در غرب وجنوب غربی کشور در ميان رشته کوه های کبيرکوه از سلسله جبال زاگرس قرار دارد و ازشمال به کرمانشاه، از جنوب به خوزستان, ازشرق به لرستان و از غرب به كشور عراق محدود است. ايلام پيشينه تاريخی بسيار ديرينه ای دارد. تحقيقات وکشفيات علمی در تپه های معروف (هليلان) و «دهلران»استقرار اوليه انسان ها را با شرايط فيزيکی و جسمی موجود در هزاره 9 قبل از ميلاد دراين سرزمين تاييد می کند. با کشف اولين آثار از کاسی ها که به ايجاد کنندگان تمدن مفرغی معروف شده اند، اين منطقه مورد کاوش بسياری از باستان شناسان قرار گرفته است. استان ايلام كه همواره بخشي از تمدنهاي زاگرس بوده است همانند ساير مناطق آن درطول تاريخ ضمن اين که پناهگاه مطلوبی برای ساکنانش محسوب می شد، ارتباط و آميزش فرهنگی ساکنان خود با بيرون ازخويش را محدود کرده بود و اين شايد يکی از علل اساسی کمبود اسناد و مدارک مدون درباره سرگذشت اقوام ساکن در زاگرس باشد. کشفيات باستان شناختی نشان می دهد لولوبي ها کاسی ها و گوتی ها درحدود 4000 سال قبل از ميلاد در اين نواحی به سر برده اند کاسی ها، يکی ازنخستين اقوامی بودند که درهزاره 3 قبل از ميلاد در غرب زاگرس زندگی می کردند و وجه تسميه آن «خدای بومی کاشو»است. آثار بر جای مانده از هنر کاسی ها در مناطق مختلف استان ايلام وشهرهای آن نشانگر استقرار طولانی اين قوم زاگرس نشين در اين منطقه بوده است. کاسيان پس از اين که در نواحی غرب زاگرس ساکن شدند در حدود نيمه اول قرن 18 قبل از ميلاد به بين النهرين حمله کردند و سرزمين بابل را اشغال نمودند. تسلط آن ها بر بين النهرين 576 سال به درازا کشيد و اين طولانی ترين تسلط خارجی شناخته شده در منطقه است. در اين زمان اختلاط های فرهنگی و اعتقادی به وجود آمده و کاسيان دراين مدت آداب، خط و زبان و مذهب جديد را پذيرفتند. پايتخت جديد آنها شهر«دورکور» بود که اکنون در 30 کيلومتری شهر بغداد قرارگرفته است. دومين پادشاه کاسی ها (کورکالزو) به ايلام حمله کرد و شوش را تصرف نمود، اما مقدور نبود که ايلام مدت طولانی زير سلطه آنان بماند، سرانجام «شوتروک ناختونه اول» قدرت ايلام را به اوج خود رسانيد. وی به بابل حمله کرد و آخرين نماينده کاسی ها را برانداخت و فرزند خود «کوتيرناخونته» را حاکم بابل نمود. از اين زمان به بعد ازکاسی ها نامی برده نمی شود ولی آنان تازمان حمله اسکندر در کوهستان های زاگرس زندگی می کردند. باگسترش قلمرو پادشاهان ايلام دربين النهرين و غرب زاگرس اقوامی که در اين مناطق بودند، همگی تحت سلطه آن ها درآمدند. ايلامی ها از هزاره 4 قبل ازميلاد درجنوب غربی فلات ايران ساکن شدند و در هزاره 3 پيش از ميلاد برمناطق وسيعی شامل خوزستان، لرستان پيشکوه، ايلام(پشتکوه) و کوه های بختياری بوشهر و کرانه های خليج فارس استيلا يافتند. زبان مردم ايلام انزانی و خط آن ها ميخی بود و شکل خط را از سومری ها اقتباس کرده اند و دين آن ها برپايه پرستش خدايان گوناگون شکل گرفته بود. ايلاميان دولت بزرگی را تشکيل دادند و مورخان تاريخ ايلام را به 3 دوره جداگانه تقسيم کرده اند: 1_ دوره ای که تاريخ ايلام ارتباط کامل با تاريخ سومر و آکد دارد. 2_ دوره ای که تاريخ ايلام با تاريخ دولت بابل مربوط می شود. 3_ دوره ای که آشور جديد رقيبی برای ايلام است. رابطه ايلام با سومر چندان روشن نيست ولی در زمان «ان ناتوم پاتسی» شهرلاگاش ايلام جزو قلمرو سومريان بود ولی رفتار خشن او باعث شورش ايلاميان شد. وکودور خوندی، پادشاه ايلام، به سومر حمله کرد و آنها را شکست داد و قريب به ششصد سال سومر جزو ايلام بود. از آنجايی که همسايه ديگر ايلام، بابل بود، در زمان حکومت حمورابی، ايلام مدت 43 سال به تصرف بابلی ها در آمد. او با گسترش قلمروش از شام تا ايران با قانون نامه بزرگ تاريخی خويش نظم را در آن سرزمين برقرار ساخت. در زمان جانشينان حمورابی ايلاميان دوباره قدرتمند شدند و يکی از معروف ترين پادشاهان ايلام به نام شوتروک ناخونته موفق به تصرف بابل گرديد و تمام اشيای نفيس تاريخی بابل را به شوش برد از جمله «رب النوع استل نارامين» و «مردوک» دوباره به بابل بازگردانده شد. رابطه ايلام بادولت آشور غالبا خصمانه بود و علل آن را بايستی در عوامل متعددی جستجو کرد. يکی از مهم ترين اين عوامل وضعيت اقتصادی است، زيرا در هزاره اول پيش از ميلاد استفاده عمومی از آهن به عنوان يک فلز در جنگ و کار را به کلی تغيير داد. آشور که مصرف کننده مهمی از نظر نظامی و کشاورزی بود، معدن سنگ آهن نداشت و از طرف ديگر معادن سنگ آهن در مناطقی يافت می شد که دسترسی آشوريان به آنجا ممکن نبود. يکی از اين مناطق سواحل جنوبی دريای سياه بود که تحت سلطه حکومت قدرتمند اورارتو قرار داشت و ديگری فلات ايران بود که علاوه بر وجود معادن فراوان سنگ آهن، دشت های حاصلخيز و اسب های چابکی داشتند و اسبان آنها سخت مورد نياز سپاهيان آشور در جنگ بود. به موجب اين عوامل ايلام هميشه در معرض تاخت و تاز آشوريان قرار می گرفت. در زمان سارگن دوم، دولت آشوری که قدرتمند شده بود پيشروی خود رابه داخل فلات ايران ادامه داد و پادشاه ايلام برای مقابله با آشوريان با مصر بابل متحد شد. سارگن برای مقابله با اتحاد خطرناکی که عليه آشوريان ترتيب داده بودند تدبيری انديشيد. نخست به مصر حمله کرد و متحدين نتوانستند مصريان را کمک نمايند. در نتيجه سارگن در «وافيا» مصريان را شکست داد و از طرف جنوب ايلام و سواحل خليج فارس وارد جلگه شوش شد و سی و چهار قلعه و برج را تصرف و عده زيادی را نيز به اسارت گرفت. ايلاميان به کوهستان ها فرار کردند و به علت فرا رسيدن فصل زمستان و سرمای سخت در اين مناطق نتوانستند آن ها را تعقيب کنند. ايلاميان، سپس پادشاه خود را به دليل حمايت کردن از مردم کشتند و «هومبان اومينه» جانشين او شد و بار ديگر جنگی خونين در جلولا در گرفت و کمی بعد از آن سناخريب سرزمين بابل را گرفت. ايلاميان دوبار به کوهستان گريختند. در زمان آشور بنی پال، شاه آشور مملکت به اوج عظمت و قدرت خود رسيد و از نتيجه جنگ با ايلام ناراضی بود و از اوضاع داخلی آن کشور آگاهی کامل داشت، به سرزمين ايلام حمله نمود و طی حملاتی شاه ايلام راکشت و سرزمين آنها را به دو بخش تقسيم کرد. يک بخش که شوش جزو آن بود را به يکی از پسران پادشاه ايلام و بخش ديگر را که هيدالو از شهرهای مهم ايلام بود به پسر ديگر وی سپرد. بدين ترتيب استقلال ايلام به دست آشور بنی پال از بين رفت در اين رابطه كتيبه آشوري در گل گل ملكشاهي از توابع استان ايلام به جاي مانده است. اگر چه دولت ايلام توسط قوم آشور منقرض گرديد، اما قبايل کوهستان نشين همچنان استقلال خود را حفظ کردند. استان ايلام در دوره ماد جزو يکی از ايالت های آن ها به حساب می آمد. داريوش هخامنشی بر صخره ای از کوه بيستون, ايلام را جز 23 ساتراپی خود ثبت نمود. پس از درگذشت داريوش سوم اسکندر تمام ممالک ايران از جمله ايلام را به تصرف خود در آورد. پس از فوت اسکندر ميراث او بين سردارانش تقسيم شد. در اين زمان سوزيانا (ايلام، لرستان و خوزستان فعلی) جزو 27 ايالت سلوکيان بود. در عهد ساسانيان ايلام جزو سرزمين پهله _ پهلو شناخته می شد. گفته مي شود واژه فيلي كه هم اينك طايفه هاي كرد ايلامي و كردهاي شيعه بدان معروفند دگرگون شده اين واژه مي باشد . سرزمين پهلو شامل شهرهای اصفهان، ری، همدان، کرمانشاه، دينور و ماسبذان(سيروان) و مهرجانقذق (دره شهر) نهاوند، کوفه، قوم، قزوين، کومش و آذربايجان بود. دره شهر و سيروان محل ييلاقی بعضی از امرای دوره ساسانی بود و هنوز در اين محل آثار دژ و حصار تنگ چوبينه که به بهرام چوبينه نسبت داده شده، باقی است. اين بخشی از تاريخ ديرينه «ايلام» بود که همچنان تا قبل از ورود مسلمانان به ايران و بعد از ورود دين اسلام به ايران نيز سلسله اتفاقات هم چنان در اين منطقه ادامه داشته است. ايلام در زمان های بسيار دور برای خود سرزمينی وسيع و صاحب قدرت بوده است که بسياری از جريانات تاريخی در کشوری پهناور مانند ايران از آنجا سرچشمه می گرفته است. امروزه استان ايلام يکی از غنی ترين مراکز آثار فرهنگی و تاريخی را در خود جای داده است و حتی هر ساله نيز يافته هايی از دل خاک اين سرزمين بيرون می آيد که حيرت باستان شناسان را بر می انگيزد. در اواخر سال 1382 بر اساس كاوش هاي باستان شناسي كه در شهر تاريخي دره شهر انجام گرفت مسجدی از زير خاک بيرون آورده شد که نشان می دهد از اولين مساجد مسلمانان, در ايران در ايلام ساخته شده است در حال حاضر در استان ايلام اقوام كرد (در حدود 70 درصد) لك-لر-عرب ساكنند و گويش غالب آنان كردي فيلي كه گويش تمامي كردهاي شيعه است مي باشد.

 
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 0:13  توسط رسول خالقی  | 

دانلود اهنگ عشق منی از شاد مهر

www.TooIr.com  |  www.Aria2Music.Net  

آهنگ با کیفیت MP3 128

عشق منی

آهنگ با کیفیت 64 WMA

عشق منی

آهنگ با کیفیت 64 OGG

عشق منی 

2 نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 23:58  توسط رسول خالقی  | 

زندگی نامه دقیقی طوسی
دقیقی طوسی

شاعر زرتشتی اواسط قرن چهارم ( متوفی 368 هجری برابر با 978 میلادی ) ، دومین ناظم شاهنامه و استاد بزرگ در قصیده و غزل است ، وی در جوانی به دست غلامی کشته شد و به همین سبب کار پر ارجی که در نظم شاهنامه شروع کرده بود ، ناتمام ماند ، زندگانی کوتاه وی در دربارهای امرای سمانی (منصور بن نوح ، متوفی 365 هجری برابر با 975 میلادی ، و نوح بن منصور ، متوفی 387 هجری برابر با 997 میلادی ) و آل محتاج در چغانیان (امیر فخر الدوله احمد بن محمد ) گذشت ، پیش از او مسعودی مرورزی شاعر اواخر قرن سوم هجری منظومه کوتاهی از تاریخ داستانی ایران ترتیب داده بود و دقیقی دومین بار بدین کار دست زد ، متنی که او از آن استفاده می کرد شاهنامه منثور ابو منصوری بود که به فرمان ابو منصور محمد بن عبد الرزاق طوسی (متوفی 350 هجری برابر با 961 میلادی) به دست چند تن از دانشمندان و دهقانان خراسان در شرح ادبیات داستانی ایران تا پایان عهد سامانی فراهم آمده بود ، لیکن بیش از هزار بیت آنرا که در شرح سلطنت گشتاسپ و ظهور زرتشت است ، به پایان نرسانیده بود که به دست غلامی به قتل رسید ، این شاعر بی تردید یکی از بزرگترین گویندگان قرن چهارم است ، ورود او در انواع مختلف شعر و قدرتی که درهمه آنها نشان داده دلیل بارزیست بر فصاحت کلام و روانی طبع و قوت بیان و معانی باریک و مضامین تازه و دل انگیزی که در همه آنها به کار برده به شعر او دلاویزی و رونق و جلای خاص می بخشد ، وی خصوصا قصائد مدحی را کمال بخشیده و در شعر حماسی نیز راهبر فردوسی شده است .
کتاب هایی که وی به یادگار گذاشته است شامل یک کتاب با نام گشتاسپ نامه است


بهار


پری چهره بتی عیار و دلبر
نگاری سرو قد و ماه منظر
سیه چشمی که تا رویش بدیدم
سرشکم خون شدست و بر مشجر
اگر نه دل همی خواهی سپردن
بدان مژگان زهر آلود منگر
و گرنه بر بلا خواهی گذشتن
بر آتش بگذر و بر درش مگذر
بسان آتش تیزست عشقش
چنان چون دو رخش همرنگ آذر
بسان سرو سیمینست قدش
ولیکن بر سرش ماه منور
فریش آن روی دیبا رنگ چینی
که رشک آرد بر او گلبرگ تربر
فریش آن لب که تا ایدر نیامد
ز خلد آیین بوسه نامد ایدر
از آن شکر لبانست این که دانم
گدازانم چو اندر آب شکر
از آن لاغر میانست این که عشقم
چنین فربی شدست و صبر لاغر
اگر بتگر چنو پیکر نگارد
مریزاد آن خجسته دست بتگر
و گر آزر چنو دانست کردن
درود از جان من بر جان آزر
صنوبر دیدم و هرگز ندیدم
درخت سیم کش بر سر صنوبر
مرا گوید ز چندین شعر شاهان
و چندین عاشقانه شعر دلبر
کم از شعری که سوی ما فرستی
نه ام اندر خور گفتار وزدر
مگر خود شعر بر من برنزیبد
مگر خود نیستم ای دوست در خور
چرا ننویسم باری مدیحی
ز میر نامداران شاه مهتر
بمن ده تا بدارم یادگاری
بپرده چشم بنویسم بعنبر
بزیر دیبه سبز اندر اینک
هزاران در شده پیکر به پیکر
یکی چون حقه یی از زر خفچه است
یکی چون بیضه یی بینی ز عنبر

2 نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 23:12  توسط رسول خالقی  | 

دو قرن سکوت
دو قرن سکوت کتابی نوشته عبدالحسین زرین‌کوب درباره سرگذشت ایران در دو سدهٔ نخست پس از سلطهٔ اعراب است. نام کتاب به خفقان و سکوت حاکم بر ایران در آن دو قرن اشاره دارد.[۱] «دو قرن سکوت»، تاریخ حوادث سیاسی و اجتماعی ایران است در دو قرن آغازین اسلام. آنچه در آن دو قرنی که از سقوط دولت ساسانی تا روی کار آمدن دودمان طاهریان (نخستین دودمان ایرانی پس از اسلام) بر ایران گذشت.

فهرست مندرجات [نهفتن]
۱ درون‌مایه و ویژگی متفاوت
۲ مشکلات چاپ و نشر
۳ پانویس
۴ منبع
۵ جُستارهای وابسته
۶ پیوند به بیرون
 


[ویرایش] درون‌مایه و ویژگی متفاوت
تاریخ این دو قرن ایران را، پیش از این نویسندگان و تاریخ‌نویسان به اجمال و اختصار بیان کردند و فقط به ذکر این مطلب اکتفا کردند که در تمام مدت این دو قرن، ایران در زیر سلطه تازیان بود و چنان تحت استیلای اعراب قرار داشت که مردم ایران حتی خط و زبان خود را فراموش کردند.

در صورتیکه که این دو قرن روزگار انقلاب‌ها و کشمکش‌های مهم بوده‌است. قیام‌های بزرگ در طی آن پدید آمده‌است و حوادث مهم و شگرف بی‌نظیری مانند جریانات ابومسلم و مقنع و بابک و مازیار و افشین در این روزگار به صحنه حوادث تاریخ ایران پای نهاده‌است. عقاید و افکار تازه مانند آیین شیعه و زیدیه و نهضت‌های مهم مانند نهضت شعوبیه و سیاه جامگان و سپید جامگان و سرخ جامگان در این روزگاران روی نموده‌است.


[ویرایش] مشکلات چاپ و نشر
«دو قرن سکوت» ابتدا به صورت پاورقی در نشریه «مهرگان» ارگان «جامعه لیسانسیه‌های دانشسرای عالی» منتشر شد. و بعد در سال۱۳۳۰ برای نخستین بار به صورت کتاب توسط «جامعه لیسانسیه‌های..» منتشر شد.

پس از نخستین انتشار در زمان پهلوی دوم، به سرعت چاپ اول «دو قرن سکوت» نایاب می‌شود. دکتر زرین‌کوب به تجدید چاپ رضایت نمی‌دهد تا در فرصت مناسب به تجدید نظر دربارهٔ کتاب بپردازد. زرین‌کوب جوان، پنج سال وقت و انرژی صرف می‌کند و منابع متعدد را از دیده می‌گذارند تا در اردیبهشت ۱۳۳۶ متن گسترش یافته و تجدید نظر شده اثر از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر می‌شود. او در مقدمهٔ ویرایش دوم، برخی از انتقادات ویرایش اول کتاب را ناشی از جوانی و تعصب خود در آن هنگام می‌داند.[۲]

از فروردین ۱۳۳۶ متن «دو قرن سکوت» از چاپ دوم به بعد تغییر نکرد و چاپ‌های بعدی بر پایهٔ همین متن انجام شده‌است. «دو قرن سکوت» پس از انقلاب بطور رسمی توسط انتشارات جاویدان منتشر شد که هفته بعد از انتشار جمع‌آوری شد. سرانجام پس از گذشت بیست سال از پیروزی انقلاب، کتاب «دو قرن سکوت» مجوز چاپ گرفت و انتشارات سخن، چاپ نهم آن را منتشر کرد. در ابتدای این کتاب نقد استاد مطهری بر این کتاب که بخشی از کتاب «خدمات متقابل ایران و اسلام» بوده‌است عیناً آورده می‌شود که به تحلیل‌های زرین کوب پاسخ داده شده‌است.

2 نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 0:15  توسط رسول خالقی  | 

تپانچه برتا FS92

تپانچه برتا FS92 بدون شک یکی از بهترین سلاح های کمری دنیا به شمار می رود چرا که بیش از 20 کشور جهان آن را بعنوان سلاح کمری ارتش و نیروی پلیس خود برگزیده اند. این تپانچه در ارتش آمریکا با نام M9 شناخته می شود. مدل 90TOW نمونه بهینه سازی شده FS92 شناخته می شود. در این مقاله به تحلیل این تپانچه می پردازیم:

 

قاب:

قاب این تپانچه از نو طراحی شده و ورود صحیح گلوله به خزانه و خروج بی دردسر پوکه را باعث می شود. سطح داخلی کاملا صاف و سیقلی است. در فضای داخلی قاب و در نزدیکی پین باز و بسته کردن سلاح، یک جاذب ضربه فنری و فلزی تعبیه شده که در هنگام عقب نشینی آلات متحرک در زمان شلیک از شدت عقب نشینی می کاهد.

این قطعه با جذب ضربه دریافت شده و پخش و خنثی سازی آن باعث افزایش عمر قطعات می شود.

حافظ ماشه بصورت گرد ساخته شده تا با انگشت تیرانداز بهتر چفت شود.

 

ریل نصب وسایل جانبی:

این ریل در قسمت زیرین و جلویی لوله تعبیه شده و بخشی از بدنه سلاح است. شما می توانید انواع چراغ قوه و لیزر را به این ریل نصب کنید. در زمانی که هیچ وسیله ای به ریل متصل نیست یک پوشش مخصوص بر روی آن قرار می گیرد تا از آسیب رسیدن به آن جلوگیری و خارج کردن سلاح از غلاف را تسهیل کند.

ریل مذکور به روش ماشین کاری بوجود آمده است.

 

اسلاید آناتومیک:

بدنه و اسلاید این سلاح طوری طراحی شده است تا خارج کردن آن از غلاف بدون مشکل انجام شود. شیارهای طولی ایجاد شده بر روی قاب گلنگدن باعث تسهیل عمل مسلح کردن سلاح و بکارگیری آسان تر ضامن آن شده است. ضامن رها کننده گلنگدن از نو طراحی شده تا با خطوط اسلاید و بدنه هماهنگ باشد.

تمامی قطعات فلزی از جمله ضامن (در صورت وجود)، پین باز و بسته کردن و ضامن رها کننده گلنگدن با ماده ای به نام Bruniton پوشیده شده اند تا از خوردگی و اصطکاک نا خواسته قطعات جلوگیری شود.

 

قبضه ارگونومیک:

پوشش قبضه این مدل یک تکه ساخته شده است تا نصب و تعویض آن آسان تر انجام شود. برای افرادی که دست کوچک تری دارند نوعی قبضه باریک تر موجود است. قسمت پشتی قبضه بصورت منهنی ساخته شده تا با دست تیرانداز بهتر چفت شود. در کل این قبضه طوری ساخته شده تا حتی در شرایط مرطوب به بهترین شکل در دست تیرانداز قرار گیرد.

 

چخماق ماشین کاری شده :

در چخماق این سلاح یک روزنه تعبیه شده تا از وزن آن کاسته شده و بر سرعت عمل آن افزوده شود. این چخماق در مدل های F وG نصب می شود.

سایت نشانه روی قابل تعویض از نوع Super luminova پوشیده شده است که نور محیط را جذب کرده و در محیط تاریک از خود باز می تاباند. سایت های جلویی و عقبی را می توان با انواع دیگر از جمله سایت های شبتاب تریتیومی تعویض کرد. این سایت ها نسبت به سایت نشانه روی مدل 92 دارای میدان دید وسیع تری به میزان 5 میلی متر هستند.

خشاب ظرفیت بالا:

خشاب روان و ظرفیت بالای این تپانچه عمل مسلح کردن سریع را ممکن می سازد. این سلاح با دو خشاب متفاوت ارائه می شود:

کالیبر 19&9:

خشاب دو ردیفه با ظرفیت 15،10و 17 تیر.

کالیبر0/45 S&W:

خشاب دو ردیفه با ظرفیت 11،10و 12 تیر.

باز و بسته کردن و نظافت آسان:

عمل باز و بسته کردن و نظافت سلاح به آسان ترین شکل ممکن انجام می شود. در هنگام بازیا بسته کردن سلاح هیچ حادثه غیرمتقربه یا ناخواسته ای روی نخواهد داد.

اسلاید پس از گذشتن از قسمت عقبی قاب بصورت خودکار چفت می شود.

مدل 90 TOW نوع F :

ماشه یک یا دو زمانه. دارای ضامن دستی بر روی اسلاید و قابلیت خواباندن ماشه و دارای قفل اتوماتیک سوزن آتش.

مدل 90 TOW نوع G :

ماشه یک یا دو زمانه. دارای مشخصات مشابه با مدل قبلی و قابلیت مسلح کردن چخماق با کمک فشردن یک اهرم مخصوص.

 

اندیکاتور مسلح بودن:

وقتی گلوله در خزانه قرار می گیرد، علامت قرمز رنگ روی ناخن فشنگ کش بیرون زده و شما را از مسلح بودن سلاح مطلع می سازد. این نقطه در سمت راست سلاح قرار می گیرد و می توان آن را با دیدن یا لمس کردن احساس کرد بنابراین اطلاع از مسلح بودن سلاح در شب و محیط تاریک نیز ممکن خواهد بود.

 

قفل سوزن اتوماتیک:

این مکانیزم باعث می شود که سوزن آتش به جلو رانده نشود مگر اینکه ماشه تا آخر به عقب کشیده شود.

 

مشخصات فنی :

مدل

انواع

کالیبر

ظرفیت خشاب

گام خان

نوع خان

عملکرد

سیستم قفل لوله

دستگاه نشانه روی

قاب

اسلاید

لوله

1- 90 TOW

2- GوF

3- 19*9 و 0/45 S&W

4- 15،10 و 17 تیر برای 19*9و11،10و 12 تیر برای 0/45 S&W

5- 250 میلی متر در مدلF، 400 میلی متر در مدلG

6- راست گرد، شش خان

7- نیمه خودکار با عقب نشینی کوتاه لوله

8- قفل لوله و پیشانی جنگی

9- سایت قابل تعویض در عقب و جلو

10- آلیاژ سبک آلومینیوم

11- فولاد، پوشش فسفات و Bruniton

12- فولاد آبی ساخته شده به روش تراش ماشه با پوشش کروم در داخل

منبع:

جنگجوی پارسی

2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 3:26  توسط رسول خالقی  | 

هليكوپتر تهاجمي آپاچی AH-64 Apache Helicopter

   

نمايي كلي از هليكوپتر  آپاچي :

هليكوپتر تهاجمي آپاچي ساخت شركت بوئينگ براي ارتش آمريكا كه جايگزين هليكوپترهاي كبرا (AH-1 Cobra) شده است و AH ابتداي نام هليكوپتر مخفف Attacker Helicopter است .

 

تاريخچه هليكوتر آپاچي:

در سال1972 ارتش ايالات متحده در حال آماده كردن طرح (AAH)براي هليكوپتر پيشرفته تهاجمي (Advanced Attack Helicopter) بود و بعد از آماده شده اين طرح مناقصه اي براي شاخت اين هليكوپتر  برگزار شد  و از ميان 5 پيشنهاد  ارائه شده 2 پيشنهاد  گروه هيوز و  شركت بل  در نهايت  مورد توجه مسئولان ارتش آمريكا قرار گرفتند و بعد از ساخت نمونه ابتدايي طرحهاي اين دو شركت در نهايت  هم مدل 97/YAH-64 شركت هيوز بر مدل  409/YAH-63 شركت بل پيروز و  براي طرح هليكوپتر آپاچی براي ارتش آمريكا انتخاب شد .

اولين پرواز نمونه اوليه هليكوپتر آپاچي در 30 سپتامبر1975 بود اما تا سال 1982 و تا دريافت اولين سفارش نمونه ي ديگري از آن ساخته نشد در سال 1983 اولين نمونه ساخته شده هليكوپتر آپاچي در بيرون از ساختمان شركت هيوز در آيريزونا ناپديد شد و بعدها معلوم شد كه سقوط كرده  كه تاثير بدي بر طرح و مسئولان شركت هيوز گذاشت  . يك سال بعد از اين حادثه مسئولان شركت مك دانل داگلاس طرح هليكوپتر آپاچي را به مبلغ500 مليون دلار از شركت هيوز خريداري كردند و اين طرح بعد از ادغام دو شركت مك دانل داگلاس و بويينگ در سال 1996 طرح هليكوپتر آپاچي از سوي صنايع هليكوپتر بويينگ ادامه يافت  .

 

توسعه و بهينه سازي هليكوپتر آپاچي :

دو نمونه از هليكوتر در خدمت ارتش آمريكا هستند نمونه اول  AH-64A يا همان نمونهابتدايي ساخته شده و نمونه دومدي AH-64D با لقب لانگ بو است .از اين هليكوپتر نمونه هاي  B و C هم  ساخته شده ولي هرگز وارد خدمت نشدند . انگليس  نمونه وست لند (Westland) از اين هليكوتر با كد (WAH-64) كه مدل سفارشي شده و تغييريافته  هليكوتر آپاجي مدل دي (AH-64D) است را براي ارتش اين كشور توليد ميكند .

ساختمان هليكوپتر آپاچي به گونه اي طراحي و ساخته شده  كه توانايي پايداري در تمام محيطهاي جوي را دارد  و خلبان هليكوپتر  ميتواند با استفاده از سيستم پيشرفته (IHADSS) كه سيستم  كشف و شناسايي و هدفگيري اهداف  نصب شده در كلاه خلبان است  در روز و شب و تمام شرايط آب هوايي  به خوبي ماموريتهاي خود را انجام دهد.  (IHADSS مخفف Integrated Helmet and Display Sight System ).  هليكوپتر آپاچي از  وسايل پيشرفته و دقيق ديگر مانند آخرين سيستمهاي آيونيكي و الكترونيكي  كه امكان شناسايي اهداف كاذب را به خلبان ميدهد و دوربين  مادون قرمز براب استفاده در شب و نقشه راهنماي زمين و موقعيت ديجيتال خودكار و سيستم مكان ياب (GPS) استفاده ميكند .هليكوپتر آپاچي از سيستم  /15Y MOS 15X كه يك سيستم الكترونيكي تعمير تسليحات است به همراه سيستم  MOS 15R براي راهنمايي خلبان براي پيروزي آسان در نبردها است هم  استفاده ميكند.

 

 

مشخصات عمومي هليكوپتر آپاچي:

 به طور عمومي هليكوپترهاي آپاچي بر خلاف ظاهر ترسناك و پر ابهت خود ضعفهاي زيادي دارند كه با دانستن اين نقاط ضعف ميتوان به راحتي به آپاچي ضربه زد و حتي اين هليكوپتر را نابود كرد . هدف از ساخت اين هليكوپتر درگير شدن و نابود كردن وسايل زرهي و مواضع دشمن  در فواصل معين است . هليكوپتر آپاچي در ماموريتهاي خودميتواند تا حدودي مستقل عمل كند كه به دليل سيستمهاي پيشرفته هدايت و ناوبري و سلاحهاي گوناگون ميباشد .

 

در ماموريتهاي هليكوپتر آپاچي يك نقص عمده در هليكوپتر آپاچي شناسايي شد كه آسيب پذيري زياد اين هليكوپتر در برابر حملات نيروي زميني يا آتش نيروي هاي زميني (آتش پدافند و موشكهاي دوش پرتاب و .... )  بود . در  جنگ دوم عراق در سال2003 حدود80% هليكوپترهاي آپاچي بر اثر آتش زميني آسيب ديدند  و در جاهاي كوهستاني آسيب پذيري بيشتري دارند و عموما هليكوپتر آپاچي در  جنگ شهري و يا در برابر نيروهايي كه كمين كرده اند ضعف دارد  . زيرا نيروهاي پياده از حفاظت بيشتري  براي استتار و مخفي شدن برخوردار هستند و هليكوپتر آپاچي هم نميتواند در اكثر مواقع اين كمين ها را شناسايي كند . در جنگ عراق نيروهاي عراقي و نيروهاي شورشي بعد از جنگ با هدف قرار دادن سيستم كنترل  هليكوپتر  و ورودي و خروجي موتورهاي هليكوپتر بارها باعث صدمه ديدن و فرود اظطراري و  يا حتي از كار افتادن اين هليكوپتر شده است . هليكوپتر آپاچي در برابر آتش سلاحهايي مانند مسلسل  هم تا حدي آسيب پذير است  و اين هليكوپتر براي حمله به هدف از فاصله بيشتر از 850 متر استفاده ميكند. از ديگر نقاظ ضعف اين هليكوپتر آپاچي اين اسن كه تنها ميتواند به روي يك هدف تمركز كند و  با يك هدف درگير شود و در صورت وجود تعداد زيادي هدف و فاصله داشتن اهداف آسيب پذير و ناكارامد است .

 

 

  براي مقابله با اين وضعيت دشوار در نقاط مختلف هليكوپتر ژره محافظ  بيشتر استفاده كرده اند ولي با وجود تمام اين سخنان هليكوپتر آپاچي  از ساير هليكوپترها ديگر موفق تر است  به دليل آنكه  تسليحات بيشتري حمل ميكند و سرعت بيشتري دارد و از قدرت مانور زيادي برخوردار است . هليكوپتر آپاچي با تمام ضعفهايي كه دارد  مقاوم ترين و موفق ترين هليكوپتر ارتش آمريكا است  و با توجه امكان استفاده از موشكهاي سايدوايندر امكان درگيري و نبرد با هواپيماها را هم دارد . از هليكوپتر هاي آپاچي بيشتر به صورت تركيبي استفاده ميشود يعني اينكه در يك گروه به پرواز در مي آيند و يك گروه وظيفه حمله به اهداف را دارد و گروه ديگر براي پشتياني از هليكوپترهاي مهاجم در برابر خطرات است . از هليكوپتر آپاچي براي پشتيباني نيروي زميني و هدايت آتش توپخانه هم استفاده ميشود

 

معرفي نمونه هاي مختلف هليكوپتر آپاچي :

 

*هليكوپتر آپاچي مدل اي  AH-64A:

اين نمونه مدل اوليه اين هليكوتر است  و هم اكنون در حال جايگزيني با نمونه جديدتر هليكوپتر آپاچي يعني لانگ بو ميباشد .

       *هليكوپتر آپاچي مدل دي  AH-64D :

اين نمونه مدل بهينه سازي شده نمونه ابتدايي ميباشد  كه در آن از گيرنده هاي حساس و پيشرفته و تسليحات  پيشرفته تر استفاده شده است و از مهمترين تغييرات در اين نمونه نسبت به نمونه ابتدايي در اضافه كردن FCR رادار كنترل آتش(Fire Control Radar) است كه در بالاي  پره هاي هليكوپتر نصب شده است و از آن در شناسايي اهداف و خطراتي كه هليكوپتر را تهديد ميكن استفاده ميكنند ارتفاع زيادتر  سيستم FCR و پوشش جاذب امواج رادار  به خلبان هليكوپتر كمك ميكند تا با پنهان شد در پشت يك درخت و يا ساختمان  و يا هر نوع مانع ديگه بدون انكه ديده شود محيط را زير نظر داشته باشد و اهداف را شناسايي كند و با استفاده از اصل غافلگيري به انها حمله كند . سيستم FCR  توانايي شناسايي موشكهاي شليك شده به سوي هليكوپتر را دارد  و با هشدار به خلبان ميتواند از هليكوپتر دفاع كند . از  ديگر تفاوتهاي نمونه لانگ بو با نمونه ابتدايي در استفاده از موتورهايT700-GE-701C  و كاكپيت  يكپارچه براي ديد بهتر  ميباشد .

 

استفاده كنندگان از هليكوپتر آپاچي:

ايالات متحده :

اولين نبرد اين هليكوپتر بعد از ورود به خدمت  در سال 1989 در هنگام حمله به پاناما بود . از هنگام ورود به خدمت تا به حال اين هليكوپتر در  ماموريتهاي مهمي مانند جنگ اول و دوم  خليج فارس  و افغانستان شركت داشته است  . هليكوپترهاي آپاچي  بزرگترين شكارچي تانكها و وسايل زرهي عراق در جنگ با اين كشور بودند و قسمت زيادي از توان زرهي عراق را  نابود كردند .

اسراييل:

اسراييل با بهينه سازي اين هليكوپتر آپاچي مدل اي(AH-64A) و سازگاري با سلاحهاي ساخت اين كشور از اين هليكوپتر براي شليك موشكهاي هدايت شونده وساير موشكها استفاده ميكند .

مشتريان و قيمت هليكوپتر آپاچي  :

قيمت نمونه ابتدايي هليكوپتر آپاچي AH-64A 14.5 مليون دلار است و  سنگاپور در سالهاي1999 تا2001 تعداد 20 فروند هليكوپتر آپاچي نوع دي هر كدام به مبلغ 56.25 مليون دلار را خريداري كرد . يونان در سال2003 12 فروند هليكوپتر آپاچي دي جمعا به مبلغ675 مليون دلار را سفارش داد كه اين رقم شامل تسليحات و قطعات يدكي هم ميشود .

 

تسليحات مورد استفاده هليكوپتر آپاچي :

 

 

يك توپ خودكار 30 ميلي متري با 1200 گلوله و موشكهاي هل فاير 1 و 2 / AIM-92 Stinger / AIM-9 Sidewinder/ AGM-122 Sidearm/ Hydra 70

 

كشورهاي دارنده هليكوپترآپاچي :

بجز آمريكا كشورهاي اسراييل/سنگاپور/يونان/ژاپن/مصر/هلند/بحرين/عربستان/امارات/اردن/انگلستان هم از دارندگان اين هليكوپتر هستند .

 

مشخصات فني هليكوپتر آپاچي:

 

تعداد خدمه: 2نفر

ارتفاع :3.87 متر

قطر پروانه : 14.63 متر

وزن خالي: 5.165 كيلوگرم (بدون سوخت و اسلحه)

وزن قابل حمل : 8000 كيلوگرم

حداكثر وزن برخاست : 9.520 كيلوگرم

نيروي محركه : 2 موتور  توربوشفت  General Electric T701

حداكثر سرعت : 273 كيلومتر در ساعت

برد عملياتي :  بدون سوخت گيري 480 كيلومتر و با  سوخت گيري 1900 كيلومتر

ارتفاع قابل  فعاليت : حداكثر 6400 متر

سرعت صعود : 13 متر در ثانيه

 منبعmilitary

 

2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 3:25  توسط رسول خالقی  | 

اسلحه اي براي تمام مناطق کلاشينکف AK-47
 كلاشينكف اسلحه اي براي تمام مناطق
AK.47  

اسلحه اي براي تمام مناطق کلاشينکف AK-47


تاريخچه :
اسلحه کلاشينکف ساخت شوروی سابق است که توسط يک سرگرد روسی به نام ميخاييل تيموفيوچ کلاشينکف ساخته شد اين سرگرد روسی که در جنگ جهانی دوم از ناحيه کمر قعط نخاع شد و با زمين گير شدنش همت خود را از دست نداد و به طراحی جنگ افزارهايی که در جنگ معايبی داشت پرداخت و در آن زمان که شوروی در جنگ سرد بود مهره ای بزرگ به نام کلاشينکف داشت .
اين اسلحه در سال 1943 طراحی و با الهام از طرح ام پی ۴۴ در سال 1945 ساخته و در سال 1946 بازبينی و طراحی مجدد و در سال 1947 به طور کامل وارد ارتش شوروی شد . و به نام AK-47 نام گرفت ودر سال 195۱ هيئت تدوين اسلحه کلاش با رفع معايب اين اسلحه نوع جديدی از اين سلاح را وارد بازار کردند به نام AK-M
این سلاح هم اکنون در جمهری اسلام ایران و ۱۳ کشور دیگر جهان تولید می گردد که از جهاتی با همدیگر تفاوت دارند .


خصوصیات و معایب اسلحه AK-47
بدنه کاملا فولادی و سنگین
نوع بدنه فولاد پرس شده
قنداق سلاح چوبی ثابت و از نوع غیر قابل تعویض می باشد
قطعات بکار رفته قالبی که در صورت شکستن و معیوب شدن دیگر به کار نمی رفت
خصوصیات و اسلحه AK-M
وزن کم بدنه فلزی قالبی با قابلیت تعویض
دستگاه چکاننده قابل تعویض
قابلیت نصب دوربین
قابلیت تعویض قطعات در صورت معیوب شدن
نصب و پرتاب انواع نارنجک تفنگی
مشخصات :
سلاحی است انفرادی
دارای برگه ناظم آتش سه وضعیتی به ترتیب از بالا
1- ضامن
2- رگبار
3- تک تیر
در دو نوع قنداق ثابت (کائوچویی و چوبی ) و متحرک (تاشو بغل و تاشو از زیر)
دارای خشابهای فلزی و کائو چویی می باشد که از زیر سلاح تغزیه می شود ودر انواع 30 تیری 40 و 75 تیری توپی می باشد که در صنایع جنگی ایران 95 تیری کاماندویی ساخت می شود که در موارد خاص به کار می رود
با فشار غیر مستقیم گاز باروت مسلح می شود ...
این سلاح تا از ضامن خارج نشود مسلح نمی شود
این سلاح دارای دو نوع دستگاه نشانه روی اپتیکی و مکانیکی می باشد
دستگاه نشانه روی مکانیکی آن از قسمت تشکیل شده است
۱- مگسک قابل تنظیم در سمت و برد در قسمت جلوی سلاح
۲- ستون درجه از (۱) الی (۸ یا ۱۰)مدرج شده است . (هر عدد نمایانگر ۱۰۰ متر می باشد )
دستگاه نشانه روی اپتیکی این سلاح روی یک روپوش محفظه یدک نصب می باشد که در موقع استفاده در روپوش اصلی سلاح را برداشته و روپوش اصلی سلاح را برداشته و روپوش را که دوربین بر آن سوار است جا می زنیم


۱-ضامن روپوش محفظه
۲- روپوش محفظه
۲- برگه ناظم آتش
۴- آلات متحرک
۵- دستگیره گلنگدن
۶- شکاف نشانه روی
۷- ضامن تنظیم مسافت
۸- ستون درجه
۹- ضامن تنظیم مسافت
ستون درجه
ضامن سیلند گاز
۱۰- روپوش فوقانی
۱۱- سیلندر گاز
۱۲- محفظه انتقال گاز
۱۳- لوله اسلحه
۱۴- حافظه مگسک
۱۵- ضامن شعله پوش
۱۶- قنداق چوبی
۱۷- قبضه
۱۸- حافظ ماشه
۲۰ ضامن خشاب گیر
۲۱ خشاب
۲۲ - روپوش لوله
۲۳- سمبه
۲۴- شعله پوش


مختصات تفنگ کلاشينکف :
۱- کالیبر ۶۲/۷
۲- تعداد خان ۴ عدد
۳- گردش خان از چپ به راست
۴- سرعت اولیه گلوله ۸۱۰ متر بر ثانیه
۵- وزن سلاح بدون خشاب ۲۷۰/۳ کیلوگرم
۶- وزن خشاب ۳۰ تیری فولادی بدون فشنگ ۳۵۵ گرم
۷- وزن خشاب ۳۰تیری آلمینیومی بدون فشنگ ۱۷۰ گرم
۸-وزن خشاب ۳۰ تیری کائوچویی بدون فشنگ ۲۳۵ گرم
۹- طول گام ۵/۲۳
۱۰ تعداد گام ۶/۱ دور
۱۱- طول سلاح با سرنیزه ۱۰۲ سانتیمتر
۱۲- طول سلاح با قنداق فلزی بسته ۶۶ سانتیمتر
۱۳- طول سلاح با قنداق چوبی . کائوچویی . یا فلزی باز ۹۴ سانتیمتر
۱۴- طول کلاش کوتاه ساخت ایران ۸۰ سانتیمتر
۱۵- نواخت تیر علمی ۵۵۰ الی ۶۰۰ تیر در دقیقه
۱۶ نواخت تیر عملی (رگبار) ۱۰۰ الی ۱۲۰ تیر در دقیقه
۱۷- برد مفید ۸۰۰ الی ۱۰۰۰ متر
۱۸- برد نهایی ۲۰۰۰ متر
نکته :
شرایط جوی . جنس باروت و ... در کاهش یا افزایش برد گلوله موثر است .
متعلقات :
۱- سرنیزه
۲- لوله رابط (پرتاب نارجک تفنگی)
۳- ابزار نشانه روی در شب
۴- دوربین مادونه قرمز
۵- دوربین معمولی
۶- انواع خشاب
۷- پوکه کش
۸- شعله پوش مانوری
۹- وسایل تنظیف
۱۰- دوپایه
انواع فشنگ :
۱- معمولی
۲- رسام
۳- ثاقب
۴- ثاقب آتش زا
۵- جنگی واتر پروف
۶- آموزشی
۷- گازی معمولی
۸- گازی مخصوص پرتاب نارنجک تفنگی
انواع نارنجک تفنگی
۱- ضد تانک
۲- ضد نفرات
۳- منور
۴- دودزا
۵-آموزشی
منبع:
 

 منبع:
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 3:22  توسط رسول خالقی  | 

بشنوید و بخوانید اما باور نکنید.

ظاهرا، دنیا در  21  دسامبر سال  2012  به پایان می رسد! بله، درست متوجه شدید! یا حداقل بخش بزرگی از نوع بشری نابود خواهند شد! دیگر برای شغل آینده ی خود برنامه ریزی نکنید! بدنبال خرید خانه نباشید، و در عوض، چند سال آخر زندگی تان را هرآنطور که می خواهید بگذرانید. اکنون شما  4  سال فرصت دارید که از زندگی لذت ببرید... قبل از پایان دنیا!! خُب این سخنان عجیب و غریب چیست؟ تا بحال ما از این پیش گویی ها زیاد شنیده ایم، ولی هنوز اینجاییم و سیاره مان هنوز سرجایش است. چرا این سال  2012  اینقدر مهم شده است؟ این اخبار در تمام دنیا در حال پخش شدن است. (مثلا: در روزنامه اعتماد شماره  1300 یا پایگاه خبری تقریب يا وبلاگ جهان  2012  )
 
 توجه:اگه تا اخر با دقت نخونيد فکر نکنم چيزي متوجه شيد.
 

کافیه تو گوگل یه سرچ از “Maya Prediction” انجام بدید! یعنی پیشگویی مایا!

 

مایاها قومی بودند که چند هزار سال پیش تو مناطق آمریکای مرکزی زندگی می کردند، البته الان هم از قوم اونها بازماندگانی وجود دارن. حتما معبد زیر رو که متعلق به مایا هست رو دیدید:

 

 

قبل از اینکه وارد مقوله پیش گویی اصلی مایا بشم باید توضیحاتی راجع به قدرت و تمدن این قوم براتون بنویسم. مایا! قومی که هزاران سال پیش معبد و هرمی که در بالا مشاهده می کنید رو با  365  پله ساخته! به تعداد روزهای سال. مایا تمامی خسوف ها و کسوف ها را دقیقا تا سال  2012  ثبت کرده و همشون طبق برنامه دارن اتفاق می افتن، مایا چندین هزار سال پیش عدد یک میلیون رو کشف کرده بود، مایا هزاران سال پش تو معابدش تصاویری از سفینه ها و فضانوردان رو روی  سنگ ثبت کردن! مایا آن زمان حتی تعداد روزهای هر سال ماه رو که گمونم  279  روز هست محاسبه کرده بود. مایا ها از اورانوس و نپتون اطلاع داشتند، تقویم مایا برای  400  میلیون سال استخراج شده است، سال خورشید و زهره را تا چهار رقم اعشار محاسبه کرده اند.

 

همه اینها رو به دو دلیل اشاره کردم یکیش اینکه بگم مایا چقدر قدرت محاسباتی و علمی داشته و دوم رو هم تو پی نوشت ها خواهید خوند. تو ویدئویی که از یوتیوب ذاشتم اطلاعات بیشتری از مایا و تقویمشون براتون نشون می ده. حالا بریم سر اصل مطلب، پیشگویی!

 

پیشگویی می گه: تو  21  دسامبر سال  2012  این زندگی روی کره زمین به اتمام می رسه و یک دوره جدید زندگی روی زمین شروع می شه. تو چند تا سایت خوندم که این دوره جدید پر از صلح و عشق و آرامش و پیشرفت هست. (مصداق حرف یکی از سیاستمداران آمریکایی که پایان بحران مالی آمریکا رو صلح و آرامش تو دنیا می دونست). حالا چند تا نظریه دیگه هم هستند که به تفضیل روشون بحث می کنم. استاد کلاس #C  هم اطلاعاتی در این مورد داشت، جالبه که گفت ما به ناسا یه ایمیل فرستادیم و پرسیدیم که آیا سال  2012  اتفاقی تو کهکشان خواهد افتاد؟ ناسا پاسخ داده بود که نارسایی هایی مشاهده می شن ولی نمی تونیم تائید کنیم که این اختلالات آسیبی به زمین می رسونن یا نه!

مایاها معتقد بودند که زمین از  5  دوره تشکیل شده، پایان هر دوره یه اتفاق خیلی بد می افته و دوره جدید شروع می شه. جالب اینجاست که  2012  پایان دوره پنجم هست! و ما وارد دوره ششم خواهیم شد، گفته می شه تمدن حاضر از بین خواهد رفت تا دوره ششم شروع بشه! (تو ویدئو اشاره شده به زمین لرزه های بزرگ) .
 

 
این کدها درخود قسمتها وقسمتهای زیادی را در مورد یک اتفاق هراسناک خورشیدی درسال2012بیان میکنددانشمندان متفق نظر هستند که هر100  سال یا بیشتر شعله های خورشید زبانه می کشند و منظومه شمسی را تحت تاثیر خود قرار میدهند
اشعیانبی30-26-27علاوه بر اینکه نور ماه به اندازه نور خورشیدخواهد شد نور خورشید نیز هفت برابر خواهد شد ازدور نام خدا می اید بار او سنگین لبهای پر از خشم و زباناو پر از زبانه های اتش خواهد بود
کدهای کتاب با ارتباطی معنا دار به سالنامه ی مایا بصورت واضح بیان میکند حوادث اخر زمان در سال  2012  و نزدیک شدن به یک ستاره ی دنباله دار به زمین که شاید منشا این ویرانی ها باشد.تئوری میگوید که درسال  2012  یک شهاب سنگ باعث انفجار خورشیدی میشود که باعث سوزاندن کره ی زمین میشود.انفجار خورشیدی و پدیده ی  cme یا پرتاب ماده ی پلاسمایی از درون خورشید به بیرون نیز یکی از دلایل این اتفاق خواهد بود.
همچنین ایجاد یک سلسله اتفاقات شدید مانند تقییر جهت قطب ها براثر شکستگی پوسته ی زمین.که اگر یادتان باشد هنگام تسونامی اندونزی نیز گفته میشود این پدیده اتفاق افتاده و زمین از مدار خود خارج شده است.این تاثیرات و تاثیرات کیهانی دیگر از عواملی است که سال  2012  را سالی غیر معمول و به احتمال زیاد پایان تمدن چند هزار ساله ای که از شرقی ترین سرزمین های اسیا اغاز شد و بین النهرین رسید از دریای سیاه کذشت به فرانسه مرکز تمدن نوین سپس انگلستان و اکنون در برج های بلند نیو یورک اخرین روز های خود را فریاد میزند.

 
 
گفته می شه پایان دوره دوم توسط هوا بوده (گمونم منظورش نارسایی های  جوی) دوره سوم با آتش و دوره چهارم با سیل تموم شدند، لذا نظریه های زیادی مبنی بر اینکه دوره پنجم با زلزله از بین بره جاری هست.
دوتا چیز جالب هم دیدم: یکی اینکه مایا حتی زمان سقوط قوم خودشون رو پیشبینی کرده بودند و عجیب تر از همه: جنگهای جهانی رو هم پیش بینی کرده بودند.!!!! البته دقت کنید که اتمام دنیا به این معنی نیست که همه چیز از بین می ره، حتما شروعی خواهد بود، برای دوره ششم و هنوز مطمئن نیستیم که این دوره چه چیزی را به ارمغان خواهد آورد.

 خوب، اگه از یه منظر دیگه هم نگاه کنیم برای اینکه اثبات بشه این دوره نمی تونه واقعا اتمام باشه، بلکه فقط تعویض دوره هست، بحث دین و اعتقادات هست. دیگه زیاد لزومی نداره عمیقا وارد این بحث بشم.
 
در كتاب پيشگوييهاي آخر زمان خواندم كه به زودي زمين در مكاني قرار مي گيرد كه از چهار طرف تحت كشش سيارات ديگر منظومه شمسي قرار گرفته و در نهايت جذب يكي از آنها خواهد شد و اين يك تصادم بسيار بزرگ را بوجود خواهد آورد.
 
 البته من يه نظريه دارم جهان  2012  شايد به من بخنديد ولي ميگم خيلي ساله که اين فکر تويه سر من هست من فکر ميکنم کلا هر چند هزار سال يکبار کل کره زمين با يک تغيرو تحوول رو برو هست منظورم از لحاظ جقرافياي نيست من فکر ميکنم بشرييت هر از چندي به اوج شکوفاي از لحاظه فکري و تکنولوجي ميرسه ولي به طرز شگفت انگيزي نابود ميشه يا نا پديد ميشه مثلا به همين قومه مايا نگاه کنيد به مسائلي دست يافته بودن که واقعا برايه اون زمان شگفت انگيز بود يا مردمانه اتلانتيس یا ساختن اهرام مصر به هیچ دم و دستگاهی! البته اين نظريه منه ولي اگر خوب دقت کنيد مي بينيد هر وقت جهان ميخواد به نقطه ای  از دانشه بالاي برسه به يکباره اتفاقي ميفته که بشرييت بايد دوباره ا ز صفر شروع کنه.
 
بعضي ها هم اين روز  را روز قيامت مي دانند!ولي قيامت رو هيچ کس نمي دونه و خود خدا گفته که يک دفعه اتفاق مي افته.
سورة الزلزلة

هنگامى كه زمين شديدا به لرزه درآيد، (1)

و زمين بارهاى سنگينش را خارج سازد! (2)

و انسان مى‏گويد: «زمين را چه مى‏شود (كه اين گونه مى‏لرزد)؟!» (3)

در آن روز زمين تمام خبرهايش را بازگو مى‏كند; (4)

چرا كه پروردگارت به او وحى كرده است! (5)

در آن روز مردم بصورت گروه‏هاى پراكنده (از قبرها) خارج مى‏شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود! (6)

سورة التكوير

در آن هنگام كه خورشيد در هم پيچيده شود، (1)

و در آن هنگام كه ستارگان بى‏فروغ شوند، (2)

و در آن هنگام كه كوه‏ها به حركت درآيند، (3)

و در آن هنگام كه باارزش‏ترين اموال به دست فراموشى سپرده شود، (4)

و در آن هنگام كه وحوش جمع شوند، (5)

و در آن هنگام كه درياها برافروخته شوند، (6)

و در آن هنگام كه هر كس با همسان خود قرين گردد، (7)
 
 همین حس کنجکاوی خیلی از مردم و دانشمندان را برانگیخته است که چرا تقویم مایان ها در روز ذکر شده تمام می شود.
آیا روز  21  دسامبر سال  2012  روزی است که جهان به پایان می رسد یا اینکه آغاز دوره ای جدید است؟ آیا به پایان رسیدن تقویم مایان ها را می توان نشانه ای دانست بر وقوع یک اتفاق خاص در جهان؟شاید هم ظهور امام زمان؟ به هر حال باید صبر کرد.
 
 
وب سایت رسمی پایان دنیا در سال  21  دسامبر  2012
 
 
 
 
فيلم مستند پايان دنيا در سال  ۲۱  دسامبر  ۲۰۱۲  که حجمش زياده.
 دانلود فیلم مستند.

دانلود فیلم مستند. 

2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 3:1  توسط رسول خالقی  | 

یوگرافی و زندگینامه اردوان پنجم.
یوگرافی و زندگینامه
▪ تاریخ درگذشت
۲۲۴  قبل از میلاد 
بلاش پنجم ( اشک بیست و هشتم ) و اردوان پنجم ( اشک بیست و نهم ) هر دو پسران بلاش چهارم بودند ، که پس از درگذشت او مدعی سلطنت شدند . چنین به نظر میرسد که اردوان پنجم در مغرب ایران حکومت کرده و برادرش – بلاش پنجم – به طور همزمان در در نواحی شرقی ایران به سلطنت پرداخته است . از سرانجام بلاش پنجم اطلاع دقیقی در دست نیست و اما اردوان پنجم با قیام اردشیر پاپکان مواجه گشت و در جنگی که با او در دشت هرمزدگان رخ داد ، کشته شد . و بدینگونه سلسه اشکانی منقرض گشتو جای خود را به سلسه ساسانی داد ، مدت حکومت اردوان پنجم بطور همزمان با برادرش حدود  ۱۶  سال یعنی از سال  ۲۰۸  تا  ۲۲۴  میلادی بوده است
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:56  توسط رسول خالقی  | 

بیوگرافی و زندگینامه ناصر الدین شاه قاجار
ناصرالدین‌شاه  (۶  صفر  ۱۲۴۷  ه  - ۱۷  ذیقعده  ۱۳۱۳  ه)، معروف به "سلطان صاحبقران" و بعد "شاه شهید"، از شاهان دودمان قاجار ایران بود.
وی در سال  ۱۲۴۷  هجری قمری در تبریز بدنیا آمد. مادر او مهد علیا نام داشت. خبر درگذشت پدرش محمدشاه را در سال  ۱۸۴۹  میلادی هنگامی که در تبریز بود شنید، سپس به یاری امیرکبیر به پادشاهی رسید و بر تخت طاووس نشست. برای بازپس‌گیری مناطق شرقی ایران از دست انگلیس‌ها، به‌ویژه منطقه هرات کوشش کرد ولی پس از تهدید و حمله انگلیسی‌ها به بوشهر ناچار به واپس‌نشینی شد.
نخستین بار در  ۱۸۷۳  میلادی به اروپا سفر کرد. او نخستین پادشاه ایران بعد از اسلام بود که به اروپا مسافرت کرد. آوردن دوربین عکاسی به ایران از جمله کارهای اوست.
دو روز پیش از پنجاهمین سالگرد به سلطنت رسیدنش در سال  ۱۳۱۳  قمری ، در حرم حضرت شاه عبدالعظیم (ع) هدف گلوله میرزارضا کرمانی قرار گرفت و در حالی که خود را کشان‌کشان بر مزار جیران، سوگلی محبوبش رساند، از دنیا رفت. ناصرالدین شاه را در حرم حضرت شاه عبدالعظیم به خاک سپردند
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:53  توسط رسول خالقی  | 

بیوگرافی و زندگینامه ناصر الدین شاه قاجار
ناصرالدین‌شاه  (۶  صفر  ۱۲۴۷  ه  - ۱۷  ذیقعده  ۱۳۱۳  ه)، معروف به "سلطان صاحبقران" و بعد "شاه شهید"، از شاهان دودمان قاجار ایران بود.
وی در سال  ۱۲۴۷  هجری قمری در تبریز بدنیا آمد. مادر او مهد علیا نام داشت. خبر درگذشت پدرش محمدشاه را در سال  ۱۸۴۹  میلادی هنگامی که در تبریز بود شنید، سپس به یاری امیرکبیر به پادشاهی رسید و بر تخت طاووس نشست. برای بازپس‌گیری مناطق شرقی ایران از دست انگلیس‌ها، به‌ویژه منطقه هرات کوشش کرد ولی پس از تهدید و حمله انگلیسی‌ها به بوشهر ناچار به واپس‌نشینی شد.
نخستین بار در  ۱۸۷۳  میلادی به اروپا سفر کرد. او نخستین پادشاه ایران بعد از اسلام بود که به اروپا مسافرت کرد. آوردن دوربین عکاسی به ایران از جمله کارهای اوست.
دو روز پیش از پنجاهمین سالگرد به سلطنت رسیدنش در سال  ۱۳۱۳  قمری ، در حرم حضرت شاه عبدالعظیم (ع) هدف گلوله میرزارضا کرمانی قرار گرفت و در حالی که خود را کشان‌کشان بر مزار جیران، سوگلی محبوبش رساند، از دنیا رفت. ناصرالدین شاه را در حرم حضرت شاه عبدالعظیم به خاک سپردند
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:53  توسط رسول خالقی  | 

بیوگرافی و زندگینامه اردشیر داراز دست.
بیوگرافی و زندگینامه
▪ تاریخ درگذشت
۴۲۴  قبل از میلاد
▪ تاریخ تولد
۴۸۵  قبل از میلاد
پس از مرگ خشایار شاه، پسرش ارشک با نام اردشیر ( پارسی باستان :" آرتاخشترا") بر تخت شاهنشاهی نشست. نویسندگان یونانی به او درازدست گفته اند. نلدکه گوید نخستین کسی که این لقب را برای او نوشته دی نن بوده و دیگران از وی برداشت کرده اند. دی نن این لقب را به معنای گستردگی توان وی به کاربرده است. پلوتارک می نویسد که وی در بزرگواری و روان والایش در میان شاهنشاهان هخامنشی برجستگی دارد. در روزگار وی رخنه ی ایران در یونان پیوندی برپایه ی احترام بود. واردشیر خودمختاری برخی شهرهای یونان مانند آتن را پذیرفت. اردشیر در نخستین سال شاهنشاهیش به بازسازی سیستم فرمانروایی پرداخت و شهربان هایی برگزید و همچنین کیفرها را ملایم تر کرد. شورش مصر آگاهی از درگذشت خشایارشاه به گروهی از مصریان فرصتی برای شورش داد( سال  ۹۹  هخامنشی). هخامنش عموی اردشیر که شهربان مصر بود، در شورش کشته شد. شورشیان از مزدوران یونانی بویژه آتنیان بهره می بردند و چنین برمی آید که شورش پشتوانه ی مردمی نداشته است. ایرانیان و مصریانی که در شورش دست نداشتند به دژ سپید ممفیس پناهنده شدند.
اردشیر ارتاباذ شهربان کیلیکیا و بغ بوخش شهربان سوریه(نوه ی بغ بوخش که از یاران داریوش بود) را فرمان داد تا به کمک ایرانی ها در مصر بشتابند. چون نیروی دریایی آماده نبود و جنگ در مصر و نیل نیاز به آن داشت ناچار یک سال برای آمادگی نیروی دریایی گذشت. پس از آن ارتاباذ با نیروی دریایی راهی مصب نیل شد و بغ بوخش به سوی ممفیس رفت. شورش سرکوب شد، با این حال محاصره گروهی از شورشیان در یکی از آداک های( جزیره های) نیل بیش از یک سال به درازا کشید. سرانجام در سال  ۱۰۵  هخامنشی، اوضاع مصر به حالت عادی برگشت. هرودت هنگام بازدید از مصر چندی پس از شورش می گوید: پارسیان امروزه نیز برای آنکه جریان نیل محفوظ بمانداز این راه( راه رودخانه ای که ممفیس را به دریا پیوند می داد) پاسداری می کنند زیرا اگر فشار آب باعث شکستن سد شود و آب سرازیر گردد سراسر شهر به زیر آب می رود. از سوی دیگر آنان با کنترل همه ی کشتی هایی که در رود رفت و آمد می کنند، جلوی بهره گیری شورشیان از انها را می گیرند. برخی از آداک های (جزیره های) دریای اژه و همچنین قبرس در روزگار وی دچار ناآرامی هایی شد که با اقدام های بخردانه ی اردشیر و کارگزارانش از میان رفت. روزگار شاهنشاهی وی  ۴۱  سال بود. وی را دادگستر و مردم نواز یادکرده اند؛ در روزگار وی مردم در آسایش بودند. وی در سال  ۱۳۵  هخامنشی زندگی را بدرود گفت. کتزیاس نام همسر وی را داماسپیا نوشته است و می گوید که وی در همان روز که اردشیر مرد، زندگی را بدرود گفت. یگانه پسرآنها خشایارشا بود که پس از مرگ اردشیر به تخت نشست
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:51  توسط رسول خالقی  | 

بیوگرافی و زندگینامه خشایار شا
خَشایارشا از پادشاهان هخامنشی است. پدرش داریوش بزرگ و مادرش آتوسا دختر کوروش بزرگ بود.
نام خشایارشا از دو جزء خشای (شاه) و آرشا (مرد) تشکیل شده و به معنی «شاه مردان» است.
خشایار شاه صفاتی عالی داشته بطوریکه یونانیان بزرگ منشی او را ستوده‌اند. مشهور است که اسکندر وقتی که تخت جمشید را به آتش کشید، مجسمه خشایارشا به روی زمین افتاد و اسکندر گفت: آیا باید بخاطر روح عالی و صفات نیکویت تو را از روی زمین بردارم یا بگذارم که روی زمین بمانی تا بخاطر تاخت و تازت به یونان مجازات شوی؟
خشایارشاه در تخت جمشید که بدستور پدرش داریوش ساخته شده بود قصرهای دیگری بنا کرد که بر عظمت و شکوه این اثر باستانی افزود. همین طور کتیبه‌هایی در کوه الوند و نیز در ارمنستان از خود به جای گذاشت. این پادشاه پس از بیست سال سلطنت  (۴۸۵  تا  ۴۶۵  پیش از میلاد)توسط یک خواجه به نام میترادات (مهرداد) به قتل رسید
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:49  توسط رسول خالقی  | 

بیوگرافی و زندگی نامه داریوش اول
داریوش در  ۱۱۴۲  پیش از تاریخ خورشیدی پس از مرگ کمبوجیه Cambyses  و فرونشاندن شورش بردیای دروغی Gaumata  از سوی بزرگان ایران به پادشاهی برگزیده شد. داریوش هنگامی به پادشاهی رسید که به سبب غیبت زیاد کمبوجیه از ایران و رویداد گئوماتا، تمام استانهای کشور در شورش بسر میبرد. داریوش برای بازگردانیدن آرامش و برقراری یکپارچگی کشور  ۷۰  سال جنگید و در نزدیک به  ۲۰  جنگ شرکت کرد و سرانجام شاهنشاهی ایران را که رو به نیستی میرفت دوباره زنده کرد و دوران پادشاهی شاهنشاهان هخامنشی را به اوج خود رساند. در دوران او ایران از  ۳۰  استان (ساتراپ ) تشکیل شد و مصر ششمین استان ایران بود.
داریوش در سال  ۵۱۷  پیش از میلاد به مصر رفت و آئین مصریان را گرامی شمرد و پرستشگاهی در آمون  Ammon برای آنان ساخت و بدینگونه بار دیگر آزادی ادیان در شاهنشاهی ایران را که کوروش بزرگ بنیانگزار آن بود به جهانیان یادآور گردید.
برای یاری به تجارت خارجی مصر داریوش کانال سوئز را میان دریای مدیترانه و دریای سرخ گشود. شاهراه میان ممفیس پایتخت مصرو شهر کوروش (درکنار رود سیحون در شمال شرقی ایران) و شاهراه بین سارد و شوش به درازای  ۲۴۰۰  کیلومتر، از جمله راههایی است که داریوش در سراسر کشور پهناور شاهنشاهی ایران ساخت و با برقراری سیستم چاپار  Post میان این استانها پیوند و پیوستگی بوجود آورد. داریوش برای دریافت مالیات روشی دادگسترانه پدید آورد و همواره ماموران دولت خود را زیر نظر داشت و آنان را از ستم و جور به مردم پرهیز میداشت. در زمان او برای نخستین بار در ایران سکه طلا زده شد که "داریک" نام داشت.
او افزون بر ارتشی نیرومند، سپاه جاویدان را بنیاد نهاد که  ۱۰  هزار تن بودند و هیچگاه از شمار آنان کم نمیشد و همیشه آماده جانبازی در راه انجام فرمان پادشاه بودند. جنگ مشهور ماراتن  Marathon از جمله جنگهای میان ایران و یونان بود که در دوران داریوش روی داد. تاریخ دانان به داریوش لقب بزرگ داده اند و پس از او بسیاری از نام آوران تاریخ از جمله اسکندر، پادشاهان سلوکی، پادشاهان ساسانی و خلفای بنی امیه و بنی عباس هریک به گونه ای از روش کشورداری داریوش بزرگ تقلید کرده اند. داریوش در  ۱۰۰۷  سال پیش از شروع سال خورشیدی در گذشت
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:47  توسط رسول خالقی  | 

بیوگرافی و زندگینامه بهرام اول

● بیوگرافی و زندگینامه
▪ تاریخ درگذشت
۲۷۶  میلادی
بهرام اول پسر شاپور اول و برادر هرمزد اول بوده است ، اما فردوسی او را پسر هرمزد اول دانسته . بهرام اول در زمان شاهی پدرش – شاپور – تا سال  ۲۶۲  میلادی ، حکوت گیلان و سرزمینهای کرانه دریای خزر را بر عهده داشت و عنوانش گیلانشاه بود . پس از سال  ۲۶۲  نیز شاه کرمان بود . پس از مرگ هرمزد اول ، بهرام اول و برادرش نرسی برسر رسیدن به حکومت به منازعه برخاستند . شاید این کرتیر بود که با نظر مساعد خود نسبت به بهرام اول ، اسباب رسیدن او را به قدرت فراهم آورد و به همین دلیل کرتیر در زمان بهرام اول به مقامی بس بزرگ یعنی موبدان موبد دست یافت ، و در همین راستا بود که مانی و پیروانش در این زمان نابود گشتند . گویند بهرام اول با حیله مانی و پیروانش را به نزد خود خواند ، تا همه یارانش را بشناخت ، آنگاه دستور داد تا او را کشتند و پوست از تنش جدا کردند ، درون پوست را پر از کاه کردند و به یکی از دروازه های جندیشاپور بیاویختند ، نیز بهرام  ۱۲  هزار نفر از پیروان مانی را بکشت . بهرام در سال  ۲۷۶  میلادی درگذشت مدت حکومت او  ۳  سال از سال  ۲۷۴  تا سال  ۲۷۶  میلادی بود

2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:45  توسط رسول خالقی  | 

بیوگرافی و زندگینامه ناصر الدین سبکتکین
 بیوگرافی و زندگینامه
بنیانگذار دولت غزنویان ناصر الدین سبکتکین بن قرابجکم ، داماد و مملوک البتکین حاجب ، معروف به سپهسالار ،‌بود که خود او نیز از غلامان ترک سابق سامانیان محسوب می شد . البته ، بعدها نسب نامه ای ظاهرا" مجعول ، تبار وی را به پیروز پسریزد گرد سوم ساسانی رساند . تسخیر غزنه (‌ غزنین ، غزنی )‌ و استخلاص آن از دست امرای محلی به وسیله او انجام شد . بدین گونه ، این منطقه اسما" به قلمرو سامانیان الحاق یافت . اما، به دنبال رویدادهایی که البتکین را از دربار بخارا و ارتباط با سامانیان دور ساخت ، غزنه مرکز حکومت مستقل البتکین واقع شد و ارتباط آن با مرکز حکومت و دیوان سامانیان قطع گشت . سالها بعد ، وقتی این تختگاه کوچک تحت فرمانروایی ناصر الدین سبکتکین – داماد البتکین – در آمد، زمانی به عنوان یک مرکز جهاد اسلامی ، پایگاه " غزوات " سبکتکین و اولاد او در اراضی سند و هند گشت . با این عنوان ، فرمانروایان غزنه یا لااقل تعدادی از آنان که در دوره اعتلای دولت آل ناصر در نشر فتوحات اسلامی در نواحی شرقی آن ولایت توفیق بیشتری به دست آوردند ، در نزد پادشاهان دور و نزدیک و همچنین در نزد مسلمانان این نواحی ، با نظر توقیر نگریسته می شدند و بدین سبب ، بسط و توسعه قلمرو آنان در هر دو جانب شرق و غرب ، امکان و سرعت بیشتر یافت. این دولت در حاشیه جنوب شرقی قلمرو سامانیان و در نواحی کوهستانی شرق افغانستان کنونی ، در اثر مساعی سبکتکین ، به تدریج به صورت یک حکومت مستقل و موروثی و پایدار درآمد ( حدود سال  ۳۶۷  ه.ق ) . غزنویان قدرت و حیثیت خود را در دوره اعتلاء ، مدیون سرعت تعرض در غزوات نظامی و قدرت تحرک فوق العاده ارتش خویش بودند  .
غنایمی هم که از این جنگها عاید سلطان و سردارانش می شد ، مایه اصلی حیات این ارتش بودند از این رو ، به مجرد آنکه این غزوات متوقف شد، ارتش متزلزل، و دولت دچار انحطاط گشت . البته ، این غزوات که سلطان را به عنوان " غازی " مورد تقدیر خلیفع بغداد می ساخت ، تقریبا" هرگز در قلمرو خود وی موجب بسط رفاه و آسایش خلق نمی شد .استمرار این غزوات را – که تنها در عهد سلطان محمودبیش از هفده بار لشکر کشی به دیار هند انجام شد – مایه ناخر سندی عامه وضعف بنیه مالی دولت می ساخت . از جمله تحمیل مالیاتهای سنگین و بی هنگام که برای تجهیز ارتش در نزد سلطان لازم می نمود و خالی شدن روستاها به سبب گردآوردن سپاه که بالمآل منجر به خرابی مزارع و بروز قحطیها و گرانیهای اجتناب ناپذیر می شد  .
اما ، خلیفه که این اقدامات را می ستود و شاعران دربار که با تملق و تحسین مبالغه آمیز از آنها یاد می کردند، البته نتایج و تبعات نهایی آنها را ، که در هنگام اغتشاش ترکمانان سلجوقی در خراسان به تسلیم و رضای بیشترینه مردم به ورود این قوای مهاجم منجر شد ، نمی توانستند پیش بینی کنند. رتشکلیلات اداری وسازمان دیوان و درگاه غزنویان که پادشاهان نخستین و وزیران و دبیران آنان غالبا" پرورش یافته نظام دولت سامانیان بودند ، در واقع ادامه سازمانهای دیوان ودرگاه آل سامان در بخارا بود . علاقه به ترویج زبان فارس و تشویق و حمایت شعرا و نویسندگان عصر هم ،‌هر چند در عهد محمود و مسعود اول خالی از اغراض سیاسی و تبلیغاتی نبود ، باز تا حدی ادامه رسم و آیین مشابه در درگاه سامانیان بود . از فتح غزنین به وسیله البتکین (‌‌۳۴۴  ه.ق. )‌، که آغاز پیدایش دولت غزنه بود ، تا خاتمه سلطنت خسرو ملک در لاهور  ( ۵۸۳  ه.ق.)‌، که دولت غزنویان پایان یافت ، مدت فرمانروایی این سلسله در ایران و خارج از ایران – روی هم رفته – نزدیک دویست و چهل سال طول کشید . دوره کوتاه فرمانروایی البتکین و اخلاف او را هم که در نهایت به فرمانروایی مستقل سبکتکین در غزنه منجر گشت ، با آنکه به آل ناصر ارتباط نداشت ، جزو دوره ای که در طی آن غزنین به عنوان یک تختگاه مستقل در عرصه تاریخ خراسان و ایران ظاهر شد ، باید محسوب کرد
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:42  توسط رسول خالقی  | 

بیوگرافی و زندگینامه دیااکو
● بیوگرافی و زندگینامه
▪ تاریخ درگذشت
۶۷۵  قبل از میلاد
▪ تاریخ تولد
۷۵۰  قبل از میلاد
هرودوت تاریخ نویس یونانی می گوید :: دیااکو پسر فرورتیش چنان آوازه ای در حسن دادخواهی داشت که ابتدا اهالی روستایی که در آ» زندگی می کردند و سپس همه افراد قبیله اش برای رفع دعواهایشان ؛ به او مراجعه می کردند . وی چون قدرت خویش را دریافت شایعه در افکند که بخاطر بازماندن از کارهای خصوصی خود نمی تواند تمام اوقاتش را به داوری میان افراد صرف کند . از این رو از کار داوری کناره گرفت . به دنبال این اقدام دزدی و بی نظمی آغاز گردید . روئسای طوایف و قبایل ماد دور هم گرد آمدند که چه کنیم که دیگر داوری چون دیوکس ( دیااکو ) بر ما داوری نخواهد کرد و هر روز دزدان و غارتگران بر ما هجوم می آورند و از مجازات عمل نمی ترسند ؛ پس از شوری که کردند به این نتیجه رسیدند که از دیوکس ( دیااکو ) بخواهند تا به عنوان شاه (((( قبلش خودم فکر کنم به عنوان قاضی مواجب بگیر البته این نظر خودمه چون عقلانی تره !!! شایدم یه راست به عنوان شاه ))) به آنها حکومت کند و جلو این دزدان و غارتگران را بگیرد پس به منزل وی رفته و تقاضایشان را با او در میان گذاردند . دیوکس هم که دقیقا همین انتظار را داشت گفت من برای قبول این کار چند شرط دارم که باید عملی کنید . اول اینکه برایم قصری بسازید و برایم سربازانی محیا سازید تا از من حمایت و پاسداری کنند . این شروط را روسای قبایل قبول کردند و دیوکس ( دیااکو )‌ از این تاریخ به بعد شاه مادها شد . اولین اقدام شاه جدید فراهم آوردن نگهبانانی برای خود و سپس ساختن پایتخت بود . وی برای این منظور همدان را که یونانی ها اکباتانه میگویند جهت پایتخت برگزید . البته دیوکس ( دیااکو‌ ) از قرار معلوم این شهر را بنا نکرد زیرا این شهر در کتیبه تیگلات پلسر اول تخت عنوان امدانه ذکر شده است . اما پادشاه ماد بر جمعیت آن افزود ؛ نام هگمتانه به معنی جای اجتماع می باشد و ظاهرا بدان اشاره دارد که طوایف مادی که در گذشته پراکنده بودند ؛ به گونه ای متراکم در آنجا جمع شدند . شهر جدید احتمالا از روی نمونه شهرهای جلگه ای بنا گردید . این شهر بر روی تپه ای ساخته شده و هفت دیوار تو در تو داشت که دیوارهای درونی به ترتیب مشرف بر دیوارهای بیرونی بودند ؛ بطوری که درونی ترین دیوار از بقیه دیوارها بلند تر بود . قصر پادشاه که خزاین او در آنجا نگهداری می شد ؛ درون هفتمین دیوار واقع شده بود . این دیوار کهدرونی ترین دیوار هفتگانه به شمار می رفت ؛ کنگره های زرگون داشت و حال آنکه دیوارهای دیگر مانند برج بیروس نیمرود رنگهای روشن داشتند . این کنگره ها و بویژه رنگ های آن در نزد بابلیان نمادهای خورشید و ماه و سیارات بودند اما در نزد مادها این گونه رنگ آمیزی صرفا وام گیری هنری بوده . دیوکس ( دیااکو ) ؛ در این کاخ مراسمی برای بار نیز مقرر می داشت که احتمالا به تقلید از دستگاههای آشور بوده است . در این کاخ کسی نمی توانست با شاه روبرو شود و دادخواست ها را پیامگذاران به شاه می دادند . بدین منظور این آیین تشریفات وضع شده بود تا با دشوار کردن دسترسی به پادشاه ترس و اخترام در دل مردم القا کنند (( ببینید این دیوکس چه مخی بوده عقلش چقدر کار می کرده  . ۳۰۰۰  سال پیش واسه اینکه کاری کنه که مردم علیهش قیام نکنند و هر کسی فکر نکنه که این تا دیروز آدم عادی بود امروز هم هست نمی زاشت کسی ببینش که مردم فکر کنن این از اون آدم های مهمه و ما آدم عادی هستیم پس حرف اون درسته خدایی دمش گرم به این می گن مغزه متفکر )) . دیوکس ( دیااکو ) در مدت پنجاه و سه سال پادشاهی  ( ۶۵۵  - ۷۰۸  ق . م ) فرصت آن را داشت که قبایل ماد را که تا آن زمان پراکنده بودند متحد سازد و به ملیت واحدی مبدل کند . اگر او همان دیااکویی نباشد که در کتیبه های آشوری از آن نام رفته لا اقل این خوش اقبالی را داشته که آشوریان به وی نپرداختند ( نجنگیدن ) زیرا سناخریب در جنگ بابل و ایلام ( سوزیانا )‌ آن قدر گرفتار بودند که دیگر مجال اندیشیدن به کوههای بلند و صعب العبور کردستان را نداشتند و تنها خطری که از جانب آشور ؛ مادها را تهدید می کرد ؛ اعزام نیروی آشوری یه اللیپی یعنی کرمانشاه کنونی بوده است . بقیه نقاط کشور همچنان در سکون و آرامش بود و خراجش را به صورتی منظم می پرداخت بطوری که آشوریان هیچ بهانه ای برای مداخله نیافتند
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:40  توسط رسول خالقی  | 

پوران دخت پادشاه ساسانی
 بیوگرافی و زندگینامه
پوران دختر خسرو پرویز بود که بعد از شهربراز به سلطنت رسید . گویند پیامبر اسلام چون دریافت که پوران به پادشاهی ایران رسیده و میان بزرگان اختلاف و فتنه افتاده ، فرمودند : مردمی که تدبیر کارشان را زنی کند رستگار نشوند . مدت حکومت پوران بین یک سال و چهار ماه تا یک سال و نیم بود

2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:37  توسط رسول خالقی  | 

بیوگرافی نادر شاه
نادر شاه افشار از ایل افشار بود او از مشهورترین پادشاهان ایران بعد از اسلام است ، ابتدا نادر قلی یا ندرقلی نامیده می شد .
موقعی که افغانها و روس ها و عثمانی ها از اطراف بایران دست انداخته بودند و مملکت در نهایت هرج و مرج بود یکعده سوار با خود همراه کرد و به طهماسب صفوی که کین پدر برخواسته بود همراه شد فتنه های داخلی را خواباند افغانها را هم بیرون ریخت ، شاه طهماسب صفوی از شهرت و اعتبار نادر در بین مردم دچار رشک و حسادت گشت و برای نشان دادن قدرت خود با لشکری بزرگ به سوی عثمانی تاخت و در آن جنگ هزاران سرباز ایرانی را در جنگ چالدران بدلیل عدم توانایی به کشتن داد و خود از میدان جنگ گریخت نادر با سپاهی اندک و خسته از کارزار از مشرق به سوی مغرب ایران تاخت و تا قلب کشور عثمانی پیش رفت و سرزمینهای بسیاری را به خاک ایران افزود و از آنجا به قفقاز تحت اشغال روس ها رفت که با کمال تعجب دید روسها خود پیش از روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته اند در مسیر بر گشت در سال  ۱۱۴۸  در دشت مغان در مجلس ریش سفیدان ایران از فرماندهی ارتش استعفا نمود و دلیلش اعمال پس پرده خاندان صفوی بود . و خود عازم مشهد شد در نزدیکی زنجان سوارانی نزدش آمدند و خبر آوردند که مجلس به لیاقت شما ایمان دارد و در این شراط بهتر است نادر همچنان ارتش دار ایران باقی بماند و کمر بند پادشاهی را بر کمرش بستند . او سه بار به هند اخطار نمود که افسران اشرف افغان را که حدودا  ۸۰۰  نفر بودند و در قتل عام مردم ایران نقش داشتند را به ایران تحویل دهد که در پی عدم تحویل آنها سپاه ایران از رود سند گذشتند و هندوستان را تسخیر نمود ند  ۸۰۰  متجاوز افغان را در بازار دهلی به دار زدند و بازگشتند و نادر شاه حکومت محمد گورکانی را به او بخشید و گفت ما متجاوز نیستیم اما از حق مردم خویش نیز نخواهیم گذشت محمد گورکانی بخاطر این همه جوانمردی نادر از او خواست هدیه ای از او بخواهد و نادر قبول نکرد و در پی اسرار او گفت جوانان ایران به کتاب نیازمندند سالها حضور اجنبی تاریخ مکتوب ما را منهدم نموده است محمد گورکانی متعجب شد او علاوه بر کتابها جواهرات بسیاری به نادر هدیه نمود که بسیاری از آن جواهرات اکنون پشتوانه پول ملی ایرا ن در بانک مرکزی است  . ۱۲  سال سطنت نمود و در سال  ۱۱۶۰  بوسیله عده ای خائن کشته شد . نکته قابل ذکر آنست که او از  ۱۵  سالگی تا  ۲۵  سالگی بهمراه مادرش در بردگی ازبکان گرفتار بود و با مرگ مادرش از اردوگاه ازبکان گریخت و پس از آن با جوانان آزادیخواهی همپیمان شد  …
در اینجا گزیده ای از سخنان نادر شاه افشار پادشاه ایران زمین را تقدیم می کنم  :
نادر شاه افشار : میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند  .
▪ نادر شاه افشار : سکوت شمشیری بوده است که من همیشه از آن بهره جسته ام  .
▪ نادر شاه افشار : تمام وجودم را برای سرفرازی میهن بخشیدم به این امید که افتخاری ابدی برای کشورم کسب کنم
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:35  توسط رسول خالقی  | 

بیوگرافی ملکه نفر تی تی
فرتی تی (Nefertiti) همسر عظیم الشأن سلطنتی (عنوانی که ملکه مصر با آن خطاب میشد) آمنهوتپ چهارم (که بعدها به اخناتن - Akhenaton  - شهرت یافت)، مادر همسر و احتمالا نامادری فرعون توتانخامن (Tutankhamen) قدرمندترین ملکه مصر باستان بوده است.
او به احتمال فراوان مدت کوتاهی پس از مرگ شوهرش تا به سلطنت رسیدن توتانخامن بر مملکت سلطنت کرده و نام او به طور تقریبی چنین ترجمه شده است: زن زیبایی آمده است.
شهرت او به خصوص مدیون مجسمه نیم تنه ایست که در موزه آلتس برلین نگهداری میشود و از آنجایی که در کارگاه تتموس  (Thutmose) یافته شد ساخته این مجسمه ساز عنوان شده است. این مجسمه مثال بارزی از درک مصریان باستان از تناسبات واقعی چهره است.
نفرتی تی القاب متعددی داشته است، در شهر باستانی کارناک کتیبه هایی وجود دارد که او را وارثه، بزرگ نیکوکاران، صاحب دلربایی، مظهر خوشبختی، بانوی ملاحت، عزیز و بانوی دو مملکت خطاب کرده اند.
● خانواده
در باره اصل و نسب نفرتی تی عقیده محکمی وجود ندارد، اما نظریه ای که عمومیت بیشتری دارد او را دختر آی  (Ay) که بعدها به مقام فرعون رسید، میداند. یک نظریه دیگر که حامیان متعددی یافته است، نفرتی تی را شاهزاده خانمی از اهالی بین النهرین میدانند و همچنین عده ای او را دختر یا خویشاوند آمنهوتپ سوم  Amenhotep III یا از یک خانواده اشرافی اهل تیبس یونان میدانند.
تاریخ دقیق ازدواج نفر تی تی با آمنهوتپ چهارم و به تخت نشستن او به عنوان ملکه چندان دقیق نیست اما میدانیم که این دو شش دختر داشته اند که تاریخ تولدشان ثبت شده است.
آمنهوتپ چهارم در سال چهارم سلطنت خود  (۱۳۴۶  ق.م.) به پرستش آتون  (Aton خدای خورشید) پرداخت. او انقلابی مذهبی به وجود آورد که ملکه نفرتی تی در آن نقشی برجسته داشت. این عقیده وجود دارد که این سال آغاز بنا نهادن پایتختی جدید نیز بوده که آختاتن  (Akhetaten) نام داشته و در محلی که امروز العمارنه  (al-‘am�۲۵۷;rnä) نامیده میشود قرار داشته است.
در سال پنجم سلطنت، آمنهوتپ چهارم برای نشان دادن مذهب خود، نامش را به طور رسمی به اخناتن تغییر میدهد. در سال ششم، هرچند ساخت و ساز شهر هنوز تا دو سال ادامه داشته، اما پایتخت رسما از تیبس به العمارنه منتقل میشود. این شهر جدید به مذهب جدید این زوج تقدیم شده بود و اعتقاد بر این است که مجسمه نیم تنه مشهور ملکه در همین دوران ساخته شده باشد.
● قدرتمندترین زن جهان
نفرتی تی در طی دوران سلطنت اخناتن و شاید بعد از آن، از قدرتی بی مانند برخوردار بود و شاید قدرتمندترین زن در سراسر جهان به شمار میرفت. گاهی او در دوران سلطنت شوهرش از قدرتی برابر با شاه برخوردار بود و آنها به طور مشترک به سلطنت میپرداختند.
تصاویر نفرتی تی بر دیوارهای معبد در اندازه های تصویر فرعون نقش شده است که همین امر نشان دهنده اهمیت اوست. تصاویر دیگری از نفرتی تی وجود دارد که او را به تنهایی در حال پرستش آتون نشان میدهد و همچنین نقش برجسته ای که وی را با گرز و در حال مغلوب ساختن دشمنی خارجی در برابر آتون نمایش میدهد. چنین مضامینی همواره مختص به فراعنه بوده و با این حال نفرتی تی نیز در آنها به تصویر کشیده شده است.
● مرگ
در حدود سال  ۱۴  سلطنت  (۱۳۳۶  ق.م.) به بعد دیگر در اسناد تاریخی نامی از نفرتی تی به میان نیامده است. اعتقاد بر این است که او در اثر شیوع یک بیماری مانند طاعون یا به دلایل طبیعی درگذشته باشد.
نظریه ای که سابق بر این وجود داشت و مبنی بر سقوط ملکه از اوج قدرت و رسوایی او بود، اکنون مردود اعلام شده است زیرا پاک شدن عامدانه تصاویر یک ملکه اخناتن در واقع مربوط به ملکه ای به نام کیا  (Kiya) بوده است. در هر صورت، اطلاعات قابل تحقیق و بررسی از این دوره در طی تاریخ به کلی از میان رفته اند.
با در نظر گرفتن نظریات موجود، این احتمال وجود دارد که نفرتی تی مسئول جدایی از مذهب آتون بوده است. او پایتخت را مجددا به تیبس بازگرداند، تا موجب رضایت مردم و کاهنان اعظم معبد آمون شود. نفرتی تی آماده پذیرش مرگ خود بود. اکنون زمان به سلطنت رسیدن توتانخاتن  (Tutankhaten) ناپسری وی بود که با دختر نفرتی تی، آنخسن پاتن  (Ankhesenpaaten) ازدواج کرده بود.
این زوج سلطنتی بسیار جوان و بی تجربه بودند. نظریاتی مبنی بر زنده بودن نفرتی تی در این دوران وجود دارد که او را راهنمای این زوج میداند. در صورت صحت این نظریات، در سال سوم سلطنت توتانخاتن، نفرتیتی درگذشته و یا سلطه خود را بر امور سلطنت از دست داده است. در همین سال توتانخاتن نام خود را به توتانخامون تغییر میدهد تا بر پرستش آمون تاکید نماید.
● تدفین
سالهاست که محل دفن نفرتی تی در هاله ای از شک و ابهام فرو رفته است اما برخی باستان شناسان دره پادشاهان را محل دفن او می دانند.
● بانوی جوانتر
در روز  ۹  ژوئن سال  ۲۰۰۳، باستان شناسی به نام جوآن فلچر  (Joann Fletcher) متخصص موهای باستانی از دانشگاه یورک انگلستان، اعلام کرد که ممکن است مومیایی نفرتی تی یکی از مومیایی های ناشناسی که در مقبره  KV۳۵ واقع در دره شاهان یافته شده و به نام بانوی جوانتر شهرت یافته است، باشد.
البته در سال  ۱۹۹۹  نیز یک محقق مصرشناس به نام ماریان لوبان  (Marianne Luban) به چنین نتیجه ای دست یافته بود و نتیجه تحقیق خود را در مطلبی با عنوان آیا مومیایی نفرتی تی در دست ماست؟ در اینترنت قرار داده است. دلایل ادعای این دو محقق شباهت فراوانی با یکدیگر دارد.
تیم تحقیقاتی بر روی مومیایی مذکور اعلام کرده اند که این مومیایی طوری آسیب دیده است که به نظر میرسد در همان دوران باستان مورد بی حرمتی قرار گرفته باشد. شیوه مومیایی این جسد که در آن از مایع مومیایی استفاده شده و همچنین مغز جسد دست نخورده باقی مانده، نشان دهنده نوع مومیایی سلطنتی سلسله هجدهم فراعنه است.
نکات دیگر موجود در این مومیایی یکی سن بدن و وجود گردنبندهایی ساخته شده از مهره هاییست که اصلا به نام نفر  (nefer) شهرت یافته و مختص ملکه بوده اند و همچنین کلاه گیسی با مدلی بسیار نادر که توسط نفرتی تی به کار میرفته، هستند. بنا به نظر این گروه، بازوی مومیایی در اصل به شکل خمیده و در وضعیتی مختص با فرعون قرار داده شده بوده که بعدها از بدن جسد جدا شده و به جای آن بازوی دیگری در وضعیت عادی قرار داده شده است.
با این حال بسیاری از مصرشناسان ادعای فلچر را رد میکنند. بنا به گفته آنان نسبت دادن یک مومیایی باستانی به یک شخص خاص که هیچ اطلاعات  DNA از او در دسترس نیست تقریبا غیر ممکن است و از آنجایی که والدین و فرزندان او هرگز شناسایی نشده اند، تشخیص جسد نفرتی تی نیز امکان ندارد. هرگونه سند اتفاقی مانند مدل مو و طرز قرار گرفتن بازو برای تشخیص یک مومیایی از یک شخصیت تاریخی به اندازه کافی مدارکی محکم به شمار نمی آیند.
به گفته آنان، دلیل آیب دیدگی مومیایی تنها موردی است که میتواند مورد بررسی قرار بگیرد و البته این آسیب که گفته میشود برای انتقام گیری ایجاد شده است، نیز خود محل شک و ابهام است. برخلاف نظر فلچر، بازوهای خمیده نیز حالتی تنها مختص به فرعون نبوده است و برای اعضای دیگر خانواده سلطنتی مورد استفاده قرار میگرفته است.
کلاه گیس یافته شده در نزدیک جسد نیز از منشائی ناشناس برخوردار است و لزوما به این بدن بخصوص مرتبط نیست. در نهایت، سلسله هجدهم، یکی از بزرگترین و مرفه ترین سلسله های پادشاهی مصر باستان بوده است که به مدت  ۲۰۰  سال برقرار بوده و این جسد مومیامی مونث میتواند به هر یک از صدها همسر سلطنتی یا دختران آنها تعلق داشته باشد.
● ۲۰۰۶
هنگامی که در سال  ۲۰۰۶  قبری حاوی تابوت در ورودی مقبره توتانخامون کشف شد، خبرگذاریهای متعددی درباره امکان یافته شدن جسد نفرتی تی قلمفرسایی کردند. اما این تابوت خالی و تنها محتوی بالشتکهایی بود و بس.
● جاودانگی
با وجود تمام مجادلات و مباحثات پیرامون جسد مومیایی شده نفرتی تی، جایگاه مستحکم این ملکه به عنوان یک نماد یا شمایل محبوب فرهنگی در جهان همچنان برقرار است. او شخصیتی محبوب و مشهور و پس از کلئوپاترا، مشهورترین ملکه مصر باستان بوده و تصاویر او در میان هواداران اروپایی موجب تغییر استانداردهای زیبایی در قرن بیستم شده است
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:33  توسط رسول خالقی  | 

شاپور دوم
 بیوگرافی و زندگینامه
▪ تاریخ درگذشت
۳۷۹  میلادی
▪ تاریخ درگذشت
۳۰۹  میلادی
در آشوبهای پس از شاهی هرمزد دوم ، سرانجام بزرگان تصمیم گرفتند ، جنینی را که در شکم یکی از زنان هرمزد دوم بود به شاهی برگزینند . و به ناچار تاج را از خوابگاه آن مادر بر فراز سرش بستند . چون کودک به دنیا امد نام او را شاپور گذاشتند ، و بدینگونه یکی از طولانی ترین و باشکوه ترین شاهنشاهی ایران در حدود  ۷۰  سال پدید آمد  . (۳۰۹-۳۷۹). از کودکی برای جنگ تربیت شد؛ و ارادۀ خود را نیرومند ساخت، و در شانزدهسالگی زمام حکومت و ادارۀ میدان نبرد را به دست گرفت. به عربستان خاوری حمله کرد، چندین ده را ویران ساخت، هزاران اسیر را کشت، و باقی اسیران را با ریسمانی که از زخمشان گذراند به هم بست. در  ۳۳۷، برای تسلط بر راههای بازرگانی به خاور دور، جنگ با روم را از سر گرفت و، با چند فاصلۀ زمانی از صلح، آن را تقریباً تا هنگام مرگ ادامه داد. گرویدن روم و ارمنستان به دین مسیح به کشمکش کهن شدتی نو بخشید، گویی خدایان با خشمی هومری به جنگ پیوسته بودند. طی چهل سال، شاپور با رشته‌ای دراز از امپراطوران روم جنگید. یولیانوس او را به تیسفون پس نشاند، اما خود به وضعی ننگین عقب نشست. یوویانوس، که با مانور ماهرانۀ شاپور شکست خورده بود، مجبور شد با او صلح کند  (۳۶۳) و ایالات رومی ساحل دجله و نیز تمام ارمنستان را به او واگذارد. وقتی که شاپور دوم درگذشت، ایران در ذروۀ آبرو و اقتدار بود و خاک صد هزار ایکر زمین با خون انسانی تقویت شده بود
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:31  توسط رسول خالقی  | 

خسرو پرویز
 بیوگرافی و زندگینامه
▪ تاریخ درگذشت
۶۲۸  میلادی
خسروپرویز (پیروز) به بالاترین قدرتی رسید که ایران پس از خشیارشا به خود دیده بود، و [بر اثر غرور حاصل از همان قدرت] زمینۀ سقوط امپراطوری خود را فراهم ساخت. وقتی فوکاس، ماوریکیوس را کشت و به جای او نشست، پرویز به آن غاصب اعلان جنگ داد  (۶۰۳) تا انتقام دوست خود را از او بگیرد؛ ماحصل‌ آنکه دشمنی دیرین بین دو امپراطوری از نو آغاز شد. چون بیزانس در نتیجۀ آشوب و انشقاق ضعیف شده بود، ارتشهای ایران توانستند دارا، آمد، ادسا، هیراپولیس، حلب، آپامیا، و دمشق را تصرف کنند. (۶۰۵-۶۱۳). پرویز، که از کامیابی سرمست شده بود،‌ علیه مسیحیان اعلام جهاد کرد؛  ۲۶۰۰۰  یهودی به ارتش او پیوستند. در سال  ۶۱۴، نیروهای مشترک او اورشلیم را غارت کردند و  ۹۰,۰۰۰  مسیحی را کشتند.
بسیاری از کلیساهای مسیحی، از جمله «کلیسای قیامت»، بکلی سوخت؛ و صلیب واقعی، محبوبترین یادگار مسیحیان، به ایران برده شد. پرویز به هراکلیوس، امپراطور جدید روم، نامه‌ای نوشت و سؤالی در خداشناسی مطرح کرد: «از خسرو، بزرگترین خدایان و ارباب تمام زمین، به هراکلیوس، بندۀ بیمقدار و بی‌شعور خود: تو می‌گویی که به خدای خویش اعتماد داری، پس چرا وی اورشلیم را از دست من نجات نداد؟» در  ۶۱۶، یک ارتش ایرانی اسکندریه را تسخیر کرد، و تا سال  ۶۱۹  تمام مصر، که پس از داریوش دوم از ملکیت ایران خارج شده بود، به شاه شاهان تعلق یافت.
در همین ضمن، یک ارتش ایرانی دیگر بر آسیای صغیر تاخت و خالکدون را تصرف کرد  (۶۱۷)؛ ایرانیان آن شهر را، که فقط به وسیلۀ تنگۀ بوسفور از قسطنطنیه جدا شده بود، به مدت ده سال در دست داشتند. در آن ده سال خسرو پرویز کلیساها را ویران کرد؛ ثروت و آثار هنری آنها را به ایران برد؛ و، با وضع مالیاتهای سنگین، آسیای باختری را چنان از توش و توان انداخت که در برابر حملۀ اعراب، که یک نسل بعد صورت گرفت، پایداری نتوانست.خسرو ادارۀ جنگ را به سرداران خود سپرد، به کاخ تجملی خود در دستگرد (در حدود نودو شش کیلومتری شمال تیسفون) رفت، و خود را وقف هنر و عشق کرد.
معماران، مجسمه سازان، و نقاشان را گردآورد تا پایتخت جدیدش را بس زیباتر از پایتخت قدیم سازند، و چهره‌هایی از شیرین، محبوبترین زن از سه هزار زن او، بر سنگ بتراشند. ایرانیان شکوه داشتند از اینکه شیرین مسیحی است، و حتی برخی ادعا می‌کرند که شاه را نیز به مسیحیت گروانده است؛ به هر حال، در بحبوحۀ جنگ مقدس خود، خسرو به او اجازه داد تا کلیساها و صومعه‌های بسیار بسازد. اما ایران، که با غنایم جنگی و بردگان بیشمار ثروتمند شده بود، اشتغال شاه را به خوشگذرانی و هنر، و حتی تساهل دینی او را، می‌توانست ببخشد.
ایرانیان پیروزیهای او را به منزلۀ غلبۀ نهایی ایران بر یونان سرانجام پاسخ اسکندر داده شد، و انتقام ماراتون، سالامیس، پلاتایا، و آربلا گرفته شده بود.از امپراطوری بیزانس چیزی جز چند بندر آسیایی، چند قطعه از خاک ایتالیا، شمال افریقا، یونان، و یک نیروی دریایی شکست نخورده، و یک پایتخت محاصره شدۀ دچار وحشت و یأس نمانده بود. هراکلیوس ده سال وقت صرف کرد تا از ویرانه‌های سرزمین خود کشور جدیدی بسازد و ارتش نوینی بیاراید؛ آنگاه به جای عبور از تنگۀ خالکدون، که مستلزم مخارج و تلفات زیاد بود، ناوگان خود را وارد دریای سیاه کرد، از ارمنستان گذشت، و از پشت سر به ایران حمله برد. همان گونه که خسرو اورشلیم را ویران ساخته بود، هراکلیوس کلورومیا، زادگاه زردشت، را خراب کرد و آتش مقدس جاودان آن را خاموش ساخت  (۶۲۴). خسرو ارتشهای خود را یکی پس از دیگری به مقابله با او فرستاد؛ همۀ آنها مغلوب شدند، و همچنانکه یونانیان پیش می‌رفتند، خسرو به تیسفون گریخت، سردارانش، که از اهانتهای وی آزرده خاطر شده بودند، در خلع او با اشراف همدست شدند. وی را زندانی ساختند و فقط نان و آب به او دادند؛ هجده پسرش را جلو چشم خود او کشتند؛ سرانجام یکی دیگر از فرزندانش به نام شیرویه او را کشت  (۶۲۸
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:30  توسط رسول خالقی  | 

فرهاد اول
● بیوگرافی و زندگینامه
▪ تاریخ درگذشت
۱۷۴  قبل از میلاد
فرهاد اول پسر بزرگ فری یاپت بود . اگرچه برادر کوچکترش – مهرداد – در شجاعت و جنگاوری برتری زیادی نسبت به او داشت . اما مجلس بزرگان اشکانی – مهستان – نظر به ارشدیت فرهاد ، تنها او را لایق جانشینی پدر دانست ، به هر حال او برادرش را در کار حکومت دخالت زیادی می داد . فرهاد اول توانست بر ناحیه مازندران کنونی غلبه یابد ، که تا آن زمان یکی از ایالات سلوکی بود ، و آن را به مملکت خود منضم کرد . اما سلوکیان که درگیر گرفتاریهای غربی بودند به این مسئله توجه چندانی نکردند ، پس از آن فرهاد اول موفق شد ری و قزوین را که سلوکیان در آن دارای استحکامات بسیار قوی مانند قلعه آپامه آ – در حدود دوشان تپه بودند ، نیز تسخیر نماید و این نشانگر قدرت بسیار او بوده است . درگذشت فرهاد اول در سال  ۱۷۴  قبل از میلاد بوده و به مدت  ۷  سال از سال  ۱۸۱  تا  ۱۷۴  قبل از میلاد حکومت کرد
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:28  توسط رسول خالقی  | 

ارشک اول
 بیوگرافی و زندگینامه
▪ تاریخ درگذشت
۲۴۸  قبل از میلاد
به روایت ژوستین ،ارشک شخصی بی نام و نشان بود که مدتها به راهزنی اشتغال داشت . وی پس از اعلام استقلال دیودوت ، از او پیروی کرده ، با دسته ای از راهزنان به پارت آمد و آندروگوراس والی پارت را شکست داد . سپس گرگان را گرفت و قشونی نیرمند ترتیب داد ، زیر از سلکوس – آخرین شاه سلوکیان – درهراس بود . سپس با پسر دیودوت عقد اتحادی بست و سلوکوس را شکست داد ، ارشک در سال  ۲۴۸  قبل از میلاد در یکی از جنگها علیه سلوکوس کشته شد . برخی معتقدند که ارشک تنها آغازگر قیام بود ، لیک موفق به تشکیل حکومت نگشت و این مهم را برادرش – تیرداد – به انجام رسانید ، در هر حال مدت حکومت و یا قیام ارشک  ۲  سال از سال  ۲۵۰  تا  ۲۴۸  قبل از میلاد بود
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:27  توسط رسول خالقی  | 

احمدشاه، هفتمین و آخرین پادشاه سلسله قاجار
احمدشاه، هفتمین و آخرین پادشاه سلسله قاجار دومین پسر محمدعلی شاه و بزرگترین فرزند ذکور او از ملکه جهان است که در سال  ۱۲۷۵  هجری شمسی در زمان ولیعهدی پدرش در تبریز به دنیا آمد و دوران طفولیت او در تبریز سپری شد. محمد علی شاه از همسر قبلی خود که از خاندان قاجار نبود و بعد از ازدواج با ملکه جهان او را طلاق داد، پسری داشت که بعدا" به لقب زمان ولیعهدی خود او را "اعتضادالسلطنه" ملقب شد.
احمدشاه، که فبل از رسیدن به مقام سلطنت سلطان احمد میرزا خوانده می شد، مانند پدر معلمان و مربیان روسی داشت و اسمیرنوف معلم روسی او که افسر ارتش روسیه بود، به همان اندازه که شاپشال روسی محمدعلی میرزا و محمدعلی شاه بعدی را تحت نفوذ خود گرفته بود، در او نفوذ داشت. سلطان احمد میرزا که فوق العاده مورد توجه و علاقه پدر و مادرش بود در همان سال اول سلطنت محمدعلی شاه در ده سالگی به عنوان ولیعهد تعیین شد و با این که رسم سلاطین قاجار از زمان سلطنت فتحعلی شاه به بعد این بود که ولیعهد را ولو در خردسالی به حکومت آذربایجان منصوب نمایند، ملکه جهان از فرستادن این طفل نازپرورده به تبریز جلوگیری نمود و اعزام او را به آذربایجان به زمانی که به سن بلوغ برسد موکول کرد.
وقایعی که به سقوط محمد علی شاه از اریکه سلطنت انجامید و در بخش مربوط به وقایع ایران در دهه اول قرن بیستم به تفصیل شرح داده شده است، به استقرار احمدشاه در مقام سلطنت پیش از رسیدن وی به سن بلوغ انجامید. تشریفات انتقال سلطنت از محمد علی شاه به پسرش نیز غیرعادی بود و همانطور که در فصل مذکور اشاره شد یک مجلس عالی از رجال و بزرگان مملکت که خود را نماینده مردم می دانستند محمد علی شاه را از سلطنت خلع و احمد شاه را به سلطنت برگزیدند.
احمدشاه در آغاز سلطنت سیزده سال داشت و مجلس عالی تا رسیدن وی به سن بلوغ عضدالملک بزرگ خاندان قاجار را به نیابت سلطنت برگزید. احمدشاه قریب  ۱۷  سال در مقام سلطنت ایران باقی ماند و دوران سلطنت او مملو از حوادث ناگواری است که با اعدام شیخ فضل الله نوری در نخستین روزهای سلطنت وی آغاز و با تلاش پدرش برای بازگشت به مقام سلطنت تحت حمایت روسها و سپس تجاوز نظامی روسها به ایران و اشغال بخشی از آذربایجان و خراسان و اعدام ثقهٔالاسلام مجتهد بزرگ تبریز به دست نظامیان روس ادامه می یابد. در جریان مداخله نظامی روس ها در ایران، ناصرالملک که پس از مرگ عضدالملک نیابت سلطنت ایران را به عهده داشت مجلس را منحل کرد و یک حکومت دیکتاتوری برقرار نمود که تا قبل از رسیدن احمد شاه به سن بلوغ و تاجگذاری او ادامه داشت.
احمدشاه در آستانه جنگ بین المللی اول تاجگذاری کرد و سلطنت او با اشغال ایران از طرف قوای انگلیس و روس و عثمانی و تشکیل یک دولت در مهاجرت در کرمانشاه، در مقابل دولت مرکزی ایران ادامه یافت. بعد از پایان جنگ وثوق الدوله نخست وزیر وقت که با پشتیبانی انگلیسی ها به این مقام منصوب شده بود با امضای یک قرارداد اتحاد سیاسی و نظامی با انگلستان، که ایران را عملا" تحت الحمایه انگلستان قرار می داد بحران سیاسی بزرگی به وجود آورد. امضای این قرارداد که به قرارداد  ۱۹۱۹  معروف شده است به حرکتهای تجزیه طلبانه در آذربایجان و گیلان انجامید و سرانجام با کودتای  ۱۲۹۹  و اشغال تهران از طرف نیروهای قزاق به فرماندهی رضاخان، احمدشاه فرمان نخست وزیری سیدضیاءالدین طباطبایی عامل سیاسی کودتا را صادر نمود و رضاخان با لقب سردار سپه به فرماندهی قوای مسلح ایران منصوب شد.
قرارداد  ۱۹۱۹  با توافق قبلی بین سیدضیاءالدین و انگلیسی ها لغو شد، ولی حکومت سیدضیاءالدین هم بیش از صد روز دوام نیافت و احمدشاه پس از تشکیل کابینه های بی دوام به ریاست قوام السلطنه و مشیرالدوله و مستوفی الممالک سرانجام فرمان نخست وزیری رضاخان سردار سپه را صادر نمود و خود عازم اروپا شد. رضاخان در مدت غیبت طولانی احمدشاه از ایران پایه های قدرت خود را مستحکم تر ساخت و پس از شکست طرحی که برای اعلام نظام جمهوری در ایران داشت، سرانجام مقدمات خلع قاجاریه و انتقال سلطنت به خاندان خود را فراهم ساخت. احمدشاه روز نهم آبان  ۱۳۰۴  پس از تصویب طرح خلع قاجاریه در مجلس شورای ملی از سلطنت خلع شد و برادر ولیعهد او محمد حسن میرزا نیز به طرز موهن و تحقیرآمیزی از ایران اخراج گردید. احمدشاه سه سال بعد از خلع از مقام سلطنت در سال  ۱۳۰۷(۱۹۲۸  میلادی) در پاریس درگذشت
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:22  توسط رسول خالقی  | 

ملکه الیزابت دوم.
ملکه انگلیس این روزها، بیشتر از گذشته، احساس تنهایی می‌‌کند، به همین خاطر بیشتر اوقات خود را با سگ‌هایش می‌گذراند، حیواناتی که سالانه چند هزار پوند برای دربار سلطنتی هزینه در بر دارد .
جمعه بود، ۲۱  آوریل سال  ۱۹۲۶  (۱۳۰۵  شمسی)، الیزابت الکساندرا مری ویندزور ملکه بریتانیا به دنیا آمد، پدرش آلبرت دوک یوک که بعدها لقب پادشاه جرج ششم را از آن خود کرده بود و مادرش لیدی الیزابت پرنس یورک که به مادر ملکه مشهور شد، او را در دوران کودکی «لیلیت» خطاب می‌کردند و از همان دوران کودکی مورد علاقه شدید پدربزرگش جرج پنجم و مادربزرگش ملکه ماری قرار گرفت. ده ساله که شد به عنوان دختر بزرگ خانواده، عنوان پرنسس بریتانیا را از آن خود کرد و تحت تعلیمات و قوانین سلطنتی قرار گرفت، از آنجا که والدین او پسری نداشتند که وارث تاج و تخت شود، الیزابت جانشین تخت سلطنتی بریتانیا شد. او یک خواهر کوچک‌تر از خود با شش سال تفاوت سنی به نام «مارگارت» داشت در سال  ۱۹۳۶  پدرش به مقام پادشاهی رسید، از این رو مقام و منصب او بیشتر شد  ۱۳  سال بیشتر سن نداشت که در سال  ۱۹۳۹، جنگ دوم جهانی آغاز شد و او به همراه خواهرش مارگارت در قصر یورکشایر که محل امنی بود، مستقر شدند. در همین زمان به آنان پیشنهاد شد که برای تکمیل تحصیلات خود به کانادا بروند اما مادر که نمی‌خواست بچه‌ها را از خود دور کند، با این پیشنهاد مخالفت کرد. شاید برایتان جالب باشد، بدانید که دختر پادشاه انگلیس از همان دوران کودکی، برای بچه‌های همسن و سال خود صحبت می‌کرد، آن هم در شبکه رادیویی «بی‌.بی.سی»... او سیزده سال بیشتر نداشت که عاشق دلباخته همسرش پرنس فیلیپ شد، زمانی که فیلیپ در نیروی دریایی سلطنتی خدمت می‌کرد، الیزابت برای او نامه‌های عاشقانه می‌نوشت. ۱۹  ساله که بود، در آخرین سال جنگ دوم جهانی از پدرش خواست که مستقل شود و به همراه دیگر شاهزادگان به صورت عمومی درس بخواند، حتی لباس‌های عادی بر تن کند و پدرش هم موافقت کرد. در سال  ۱۹۴۷  به همراه والدینش به کیپ تاون واقع در آفریقای جنوبی رفت و جشن تولد  ۲۱  سالگی‌اش را در همان جا گرفت. بیستم نوامبر روز بزرگی در زندگی‌اش بود، چرا که در آن زمان با پرنس فیلیپ دوک در ادینبورگ اسکاتلند ازدواج کرد، فیلیپ پسر بزرگ جرج اول بود. آنها پس از ازدواج تا سال  ۱۹۵۳  در کلارنس هاوس لندن سکنی گزیدند.در  ۱۴  نوامبر  ۱۹۴۸، اولین فرزندشان که پسر بود به دنیا آمد و آنها نامش را چارلز گذاشتند، آنها در طول زندگی مشترکشان، صاحب  ۴  فرزند شدند، سه پسر و یک دختر. در سال  ۱۹۵۱  وضعیت سلامتی پدر الیزابت رو به وخامت رفت و سرانجام در سال  ۱۹۵۲  درگذشت، حال باید دختر او ملکه انگلیس می‌شد و پس از سال‌ها کشور، دیگر پادشاه نداشت، او تجربه‌ای جز سفر به کشورهایی از جمله آفریقای جنوبی، ایتالیا، مالت، استرالیا، نیوزلند و آمریکا نداشت. وی در ششم فوریه سال  ۱۹۵۲  پس از مرگ پدرش، جانشین او شد و شانزده ماه بعد طی یک مراسم رسمی در کلیسای وست مینستر واقع در لندن رسما تاجگذاری کرد. الیزابت دوست نداشت که فقط در قصر بماند، از این رو به کشورهای مختلف سفر می‌کرد و به همراه شوهرش در کنگره‌های مختلف شرکت می‌جست. او به تمام دنیا سفر کرد و در تمامی مراسم ملی کشورها شرکت کرد، از جشن ملی پاکستان تا سالگرد استقلال آمریکا.درباره او می‌گویند که در سیاست انگلیس، تنها یک نماد است و این کابینه نخست وزیری است که قدرت اول کشور می‌باشد و حتی بارها شده که از او حرف‌شنوی هم ندارند.
با این‌که  ۸۱  سال سن دارد اما در سلامتی کامل به سر می‌برد، در سال  ۲۰۰۶  دچار خونریزی رگ در چشم راستش شد، او مرتبا تحت کنترل پزشکان است و به سلامتی‌اش اهمیت زیادی می‌دهد.ملکه بریتانیا علاقه وافری به نگهداری حیوانات دارد، به ویژه چند سگ که سال‌ها همدم او هستند، نزدیکان ملکه می‌گویند: او این سگ ها را از تمامی اطرافیان خود بیشتر دوست دارد! این سگ های گران قیمت نر و ماده سال‌ها در کنار او زندگی می‌کنند و سالانه چندین هزار پوند خرج درمان و نگهداری از آنها می‌شود.می‌گویند روزی یکی از نگهبانان قصر باکینگهام، جلوی یکی از این سگ‌ها را که در حال دویدن بر روی چمن کاخ بود را گرفت، ملکه پس از فهمیدن، نگهبان را به شدیدترین شکل مجازات کرد اما روزی یکی از نوه‌هایش در دوران کودکی مقابل او در محوطه کاخ به بدترین شکل ممکن زمین خورد و خون از صورتش فواره ‌زد، ملکه تنها به یک لبخند بسنده کرد و از صندلی خود بلند شد و به سمت کاخ رفت!
اخباری که از درون دربار قصر باکینگهام به بیرون فاش شده است، حکایت از آن دارد که تمامی سگ‌های ملکه یک خدمتکار شخصی و هر کدامشان در قصر باکینگهام یک اتاق جداگانه در کنار اتاق خواب ملکه دارند.ملکه هر روز صبح پس از خواب سراغ این سگ‌ها می‌رود و عصر هم در محوطه قصرش، سرش را با سگ‌های خود گرم می‌کند.او دائما به خدمه کاخ سفارش می‌دهد که به سگ‌هایش برسند.
او از ابتدای سلطنتش تا به امروز که  ۵۵  سال طول کشیده است، تاکنون شاهد ده نخست‌وزیر مختلف از احزاب محافظه‌کار و کارگر بوده که نخستین آنها، «وینستون چرچیل» از حزب محافظه‌کار و آخرین آنها «تونی بلر» از حزب کارگر است. با توجه به تشریفاتی و غیرمسئول بودن مقام سلطنت در بریتانیا در طول این مدت، وی کمتر دچار مشکل جدی در زندگی عمومی و مملکت‌داری شد و از نظر محبوبیت نزد افکار عمومی کم و بیش در یک سطح قرار داشته است. اما یک‌بار در سال‌های بالا گرفتن اختلافات زناشویی بین پرنس چارلز فرزند ارشدش و پرنس دایانا که شخصی مردمی و محبوب در انگلیس بود، سلطنت او دچار بحران شد و زمانی که آن دو از یکدیگر طلاق گرفتند و پس از یک دوره رویارویی بین دربار و دایانا، سرانجام به تصادف خونین پاریس در  ۳۱  آگوست  ۱۹۹۷  و مرگ دایانا منجر و، باعث شد که مردم ملکه را سرزنش کنند.
گفتنی است ظهور پدیده دایانا به عنوان همسر چارلز، ولیعهد و پادشاه آینده کشور در دربار بریتانیا در سال  ۱۹۸۱  به مرور موجب بروز تغییرات شگرفی در ساختار سنتی دربار و جایگاه شخص ملکه شد چرا که تا پیش از حضور دایانا عروس ملکه در دربار، ملکه الیزابت و مادرش «ملکه مادر» به عنوان مظهر محبوبیت، نیکوکاری و مشارکت در امور خیریه اجتماعی و بین‌المللی البته درظاهر شناخته می‌شدند اما دایانا به مرور و بدون سر و صدا توانست در قلب مردم بریتانیا و دیگر نقاط جهان جا باز کند چرا که افزایش محبوبیت او، باعث کاهش محبوبیت ملکه شد. به خصوص زمانی که انگلیس درگیر جنگ دریایی با آرژانتین بر سر جزایر فالکند شد، دایانا شدیدا مخالفت خود را به طور رسمی اعلام کرد، مردم بریتانیا از سیاست‌های او حمایت کردند. به خصوص زمانی که دایانا در گفتگویی با بی‌.بی.سی اعلام کرد که علاقه‌ای ندارد روزی ملکه انگلیس شود، او ترجیح می‌دهد ملکه قلب‌ها شود.
این گفته باعث شکاف عمیقی بین دربار و دایانا شد و اکثریت مردم هم به طرفداری از دایانا برآمدند، شدت محبوبیت دایانا به حدی شد که ملکه الیزابت دیگر نتوانست با او روبه‌رو شود. با مرگ دایانا که خیلی‌ها آن را مشکوک قلمداد کردند، اعتبار ملکه کمتر شد، تا حدی که افکار عمومی انگلیس در یک نظرسنجی پس از مرگ دایانا، برای اولین بار، ناراحتی و عدم رضایت خود را از سلطنت و شخص ملکه ابراز کردند. اما زمانی این تعجب از سوی دربار چند برابر شد که نظرسنجی بعدی نشان داد، مردم با تداوم سلطنت ملکه مخالفند و دوست داشتند پسر دایانا یعنی نوه ملکه، ولیعهد انگلیس شود.
اما آنچه که باید به آن آگاه باشید، این است که برخی نیز به دلیل مخالفت‌های آشکار و نهان کلیسای انگلیکان که ملکه انگلیس هم رییس سنتی آن است، با انتصاب همسر جدید چارلز به عنوان ملکه و همسر پادشاه آینده این شایعه نیز رواج دارد که ممکن است پرنس ویلیامز فرزند ارشد چارلز و دایانا که از محبوبیت زیادی بین مردم برخوردار است، به طور مستقیم و با پیشی گرفتن از پدرش به عنوان پادشاه بعدی کشورش به تخت سلطنت برسد اما آنچه که تاکنون مشخص است، این‌که، ملکه الیزابت دوم با توجه به سلامت جسمی و روحی، هیچ برنامه‌ای برای کناره‌گی?ی از تاج و تخت ندارد و قصد دارد همچنان به عنوان یک مادربزرگ شاغل به سمت تمام وقت خود ادامه دهد. اما آنچه که باید در طول سلطنت  ۵۵  ساله الیزابت اشاره داشت، این است که سلطنت بریتانیا، دچار فراز و نشیب‌های زیادی بوده و از یک امپراتوری و قدرت استعماری بلامنازع به یک قدرت درجه دوی اروپایی تبدیل شده است. این اتفاق باعث شد، تا نهاد سلطنت را دچار دگرگونی و آن را تا حدی از حالت کلاسیک و پرقدرت تاریخی خود خارج و به یک نماد تشریفاتی و سنتی تبدیل کند.
آنچه خواندید سرگذشت زنی است که نتوانست برخلاف اذهان عمومی کشورش، بریتانیا را از جنگ علیه مردم مسلمان فلسطین، افغانستان و عراق کنار بکشاند، چرا که او به جای این‌که بیشتر سعی و توانش را روی امور کشور خود بگذارد، وقتش را با حیوانات خانگی‌اش صرف می‌کند. زنی که لقب ملکه بریتانیای کبیر دارد، این روزها آنچنان در تنهایی به سر می‌برد که تنها حرف دل او را حیوانات خانگی‌اش گوش می‌کنند. آیا او به عنوان ملکه بریتانیا این قدرت را ندارد که از دادن تقدیرنامه‌های واهی، به سلمان رشدی مرتد جلوگیری کند و اسلام ستیزی خود را به رخ جهانیان نکشاند؟
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:21  توسط رسول خالقی  | 

خسرو انوشیروان
خسرو انوشیروان. انوشیروان پادشاه ساسانی. (انوشیروان بمعنی جاوید، جاویدان، دارای روان جاوید یا انوشک‌روان یعنی جاویدان‌روان). پسر قباد پسر فیروز. مادر وی دختری دهقان بود. قباد در نیشاپور او را بزنی گرفت. لقب وی کسری است. پس از قباد بر سر پادشاهی با برادران خود کبوس و جام به ستیزه برخاست و بیاری مهبود وزیر بپادشاهی رسید. انوشیروان عادت و آیین و شمایل نیکو داشت و عدل و داد نیکو نهاد. ترتیب خراج ملک و ضبط لشکر داد و دفتر عرض و عارض، او پیدا کرد. کتاب کلیله و دمنه در عهد او از هند به ایران آوردند. ظهور خسرو اول مطلع درخشانترین دورهء عهد ساسانی است.
فرقهء خطرناک مزدکی مغلوب و سرکوب شده بود در داخله صلح و سلم حکمفرما بود. در روایات شرقی خسرو اول نمونهء دادگستری و جوانمردی و رحمت است و مؤلفان عرب و ایرانی حکایات بسیار در وصف جد و جهد او برای حفظ عدالت نقل کرده‌اند. مشهورترین بنایی که پادشاهان ساسانی ساخته‌اند قصری است که ایرانیان طاق کسری یا ایوان کسری مینامند و هنوز ویرانهء آن در محلهء اسپانبر موجب حیرت است. ساختمان این بنا را به خسرو اول انوشیروان نسبت داده‌اند. عهد بزرگ تمدن ادبی و فلسفی ایران با سلطنت خسرو انوشیروان آغاز می‌شود. ایران در زمان انوشیروان چنان عظمتی یافت که حتی از عهد شاهپوران بزرگ نیز درگذشت و توسعهء ادبیات و تربیت معنوی این عهد را کیفیت مخصوص بخشید.
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:19  توسط رسول خالقی  | 

کوروش کبیر
کوروش کبیر او کسی بود که حکومت پارس را با در هم آمیختن دو قبیله اصلی ایرانی - مادها و پارسیان- به وجود آورد.
کوروش کبیر  (۵۲۹-۵۸۰  قبل از میلاد) اولین امپراتور هخامنشی بود. او کسی بود که حکومت پارس را با در هم آمیختن دو قبیله اصلی ایرانی - مادها و پارسیان- به وجود آورد. از او به عنوان کشورگشایی بزرگ یاد شده است زیرا در زمانی، حاکم بزرگترین امپراتوریهایی بود که تا کنون به وجود آمده اند. او به خاطر بردباری بی مانند و رفتار بزرگ منشانه اش در برابر مغلوبین جنگ نیز شهرت فراوانی دارد.
کوروش به محض غلبه بر مادها، دولتی را برای این قلمرو خود در نظر گرفت و مامورین دولتی را از بین بزرگان هر دو قبیله برگزید. پس از فتح آسیای صغیر(شبه جزیره بزرگی که در میان دریای مدیترانه و دریای سیاه قرار دارد)، کوروش سپاه خود را به سمت مرزهای شرقی حرکت داد. با ادامه حرکت به سمت شرق، او سرزمینهای مسیر خود تا رود سیحون ( آمودریا) را فتح کرد و پس از عبور از سیحون، به سی دریا در آسیای مرکزی رسید و در آنجا به منظور دفاع از این مرزها در برابر هجوم قبایل کوچ نشین آسیای مرکزی، شهرهایی با برج وباروی مستحکم و نیرومند بنا کرد.
پیروزیهای کوروش در شرق موجب شد تا موقعیت برای فتح غرب مناسب شود.حالا نوبت بابل و مصر بود. زمانی که کورش بابل را فتح کرد، به یهودیان ساکن آن اجازه داد تا به " سرزمین موعود" باز گردند و با برخورد توام با احترام و مدارا با اعتقادات مذهبی و آداب و رسوم نژادهای دیگر، به عنوان یک فاتح آزادی بخش، مشهور شد و امروز نام کوروش، به عنوان یکی از محبوب ترین و مورد احترام ترین امپراتوران در تاریخ به ثبت رسیده است.
● فرمان کوروش کبیر
فرمان کوروش کبیر که بر روی یک استوانه گلین، به خط میخی و به زبان آریایی نوشته شده است، در  ۱۸۷۸  در جریان حفاریهای محل تمدن بابل، به دست آمد. در این فرمان، کوروش، شیوه رفتار انسانی با ساکنان سرزمین بابل را برای فاتحان ایرانی شرح داده است.
این سند به عنوان اولین منشور حقوق بشر شناخته شده است و در سال  ۱۹۷۱، سازمان ملل متحد ترجمه متن آنرا به تمام زبانهای رسمی به چاپ رساند و آن را در اختیار دفاتر این سازمان در کشورهای مختلف قرار داد.
● در اینجا بخش آغاز این فرمان را می خوانید:
"آنگاه که من به آرامش و بی آزاربه بابل در آمدم در میان هلهله و شادی اورنگ فرمانروایی را در در کاخ پادشاهی استوار داشتم ... بی شمار سپاهانم به صلح در بابل گام بر داشتند. روا نداشتم کسی وحشت را بر سرزمین سومر و اکد فرا آرد. نیازمندیهای بابل و تمامی پرستشگاه های آنان را پیش دیده داشتم و در بهبود زندگی همگان کوشیدم. همه یوغ های ننگین بردگی را از مردمان بابل بر داشتم.
خانه های ویرانشان را آباد کردم. به تیره بختیهاشان پایان دادم. مردوک مهتر خدای، از کردارم شاد شد و به من کوروش، پادشاهی که او را نیایش کرد و به کمبوجیه پسرم ... و به همه سپاهیانم، مهربانانه برکت داد از ته دل در پیشگاهش خدایگانی والای او را بس گرامی داشتیم. و همه پادشاهانی که در بارگاه خود به تخت نشسته اند در چهار گوشه جهان از فرا دریا تا فرو دریا ... همه ی پادشاهان باختر زمین که در خیمه ها سکونت داشتند برای من خراج گران آوردند و در بابل بر پایم بوسه زدند. از... تا شهرهای اشور و شوش آگاده اشنونا شهرهای زمبان مورنو در تا قلمرو سرزمین گوتیوم شهرهای مقدس فراسوی دجله را که پرستشگاه هاشان دیر زمانی ویران بود مرمت کردم و پیکره ی ایزدانی را که میان آنان جای داشتند به جای خود بازگرداندم و در منزلگاهی پایدار اقامت دادم. تمام مردمان آواره را جمع کردم و خانه هاشان را به آنان باز گرداندم ... اجازه دادم همگان در صلح بزیند
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:18  توسط رسول خالقی  | 

اردشیر اول
● بیوگرافی و زندگینامه
▪ تاریخ درگذشت
۲۴۱  میلادی
بنابر روایات ایرانی، ساسان، موبدی در تخت جمشید بود؛ پسرش بابک امیر کوچکی در خور بود؛ بابک، گوچیهر فرمانروای فارس را کشت، خود را شاه آن سامان ساخت، و قدرت خویش را به موجب وصیت به پسر خود شاپور واگذاشت؛ شاپور بر اثر سانحه‌ای مرد و برادرش اردشیر جانشین وی شد. اردوان پنجم، آخرین پادشاه پارت یا اشکانی ایران، از شناسایی این سلسلۀ جدید محلی ابا کرد، اردشیر اردوان را در جنگ کشت  (۲۲۴) و خود شاهنشاه شد  (۲۲۶). وی حکومت سست ملوک الطوایفی اشکانیان را با یک حکومت سلطنتی پر قدرت، که از طریق یک تشکیلات اداری متمرکز اما رو به گسترش امور را می‌گذراند، جایگزین کرد؛ حمایت روحانیان را با بازگرداندن دین زردشت وسلسله مراتب آن جلب کرد؛ و با اعلام اینکه نفوذ هلنیستی را در ایران برخواهد انداخت و انتقام داریوش سوم را از جانشیان اسکندر خواهد گرفت و تمام سرزمینهای شاهان هخامنشی را باز خواهد ستاند، غرور مردم را برانگیخت. او تقریباً به تمام وعده‌های خود وفا کرد. نبردهای سریعش حدود ایران را در شمال خاوری تا جیحون و در باختر تا فرات بسط داد. به هنگام مرگ  (۲۴۱)، تاج را بر سر پسر خود شاپور نهاد و به او سفارش کرد که یونانیان و رومیان را به دریا بریزد
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:17  توسط رسول خالقی  | 

شاپور اول
 بیوگرافی و زندگینامه
▪ تاریخ درگذشت
۲۷۲  میلادی 
شاپور اول  (۲۴۱-۲۷۲) تمام قدرت و کاردانی پدر خویش را به ارث برده بود. سنگنبشته‌ها او را مردی با وجنات زیبا و نجیب وصف می‌کند؛ اما این بدون شک تهنیتی است رسمی. تربیتی عالی داشت و به دانش سفیر یونان، چنان مسحور شده بود که به این فکر افتاد که از سلطنت استعفا کند و فیلسوف شود. برخلاف شاپور دوم، به تمام ادیان آزادی کامل داد، به مانی اجازه داد تا در دربارش موعظه کند، و اعلام کرد که «مغان، مانویان، یهودیان، مسیحیان، و ارباب سایر مذاهب در امپراطوری او از هر ایذایی مصون باشند.» با ادامۀ ویراستن اوستا، که در دوران اردشیر آغاز شده بود، موبدان را تحریض کرد که آثار فلسفۀ مابعدالطبیعی، نجوم، و طب را، که غالباً از هند و یونان گرفته شده بود، در این کتاب مقدس ایرانی بگنجانند. در حمایت از هنر گشاده دست بود. در فرماندهی نظامی به عظمت شاپور دوم یا دو خسرو نمی‌رسید، اما در سلسلۀ طولانی ساسانیان بهترین مدیر بود. پایتخت جدیدی در شهر شاپور ساخت که ویرانه‌های آن هنوز نام او را بر خود دارند، و در شوشتر، در ساحل رود کارون، یکی از ساختمانهای بزرگ مهندسی کهن را برپا داشت. این ساختمان عبارت بود از سدی با قطعات سنگ خارا که پلی به طول  ۵۲۰  متر و عرض  ۶  متر تشکیل می‌داد؛ برای ساختن این سد، مسیر رود موقتاً عوض شد،‌ بستر آن سنگفرش گردید، و دریچه‌هایی در سد ایجاد شد تا جریان آب را منظم سازد.
بنابر روایات، ‌شاپور برای طرح کردن و ساختن این سد، که تا قرن حاضر همچنان دایر بود، از مهندسان و اسیران رومی استفاده کرد. شاپور با آنکه قلباً مایل به جنگ نبود، ناچار به آن دست یازید، به سوریه حمله کرد، به انطاکیه رسید، از ارتش روم شکست خورد، و قرارداد صلحی با رومیان منعقد ساخت  (۲۴۴) که به موجب آن تمام سرزمینهایی را که سابقاً از رومیان گرفته بود به آنان بازگرداند. چون از همکاری ارمنستان با رومیان خشمگین بود، به آن کشور وارد شد وسلسله‌ای طرفدار ایران در آنجا مستقر ساخت. (۲۵۲). پس از آنکه جناح راستش بدین گونه حفظ شد، جنگ با روم را از سر گرفت. امپراطور والریانوس را شکست داد و دستگیر کرد  (۲۶۰)، انطاکیه را غارت کرد، و هزاران اسیر گرفت تا در ایران به کار اجباری گمارد. اودناتوس، فرماندار پالمورا، با روم همدست شد و شاپور را مجبور کرد تا بار دیگر فرات را مرز ایران و روم بشناسد
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:15  توسط رسول خالقی  | 

شاه طهماسب اول
یوگرافی و زندگینامه
▪ تاریخ درگذشت
پانزدهم ماه صفر سال  ۹۸۴  ه.ق
تهماسب ، بزرگترین فرزند شاه اسماعیل که در سال  ۹۱۹  ه.ق. به دنیا آمده بود . در یک سالکی به دستور پدرش به هرات انتقال یافت . به دلیل اهمیتی که خراسان داشت حکومت این سرزمین تا رود آمویه ( جیحون ) اصطلاحا" به او تعلق گرفت و دیوسلطان روملو ( حاکم بلخ ) به للگی او انتخاب شد . تهماسب هنگام مرگ پدر ده سال و شش ماه داشت که به سلطنت رسید . وی از سال  ۹۳۰  ه.ق. تا  ۹۸۴  ه.ق. مدت  ۵۴  سال سلطنت کرد که بیشترین ایام سلطنت در دوران صفوی محسوب می شود . او شجاعت و صلابت پدررا نداشت ولی از نظر کشور داری و تنظیمات زمان حکمرانی او را باید یکی از مهمترین ادوار صفویه شمرد. شاه اسماعیل در عمر کوتاه خود که بیشتر در جنگهای داخلی و خارجی گذشت ، موفق نشد دولت نوبنیاد صفوی را بر اساس تشکیلات اداری و نظامات مذهبی استوار کند ولی این کار در دوران سلطنت طولانی تهماسب جامه عمل پوشید. نیمه اول سلطنت او بیشتر در رفع نفاق و چند دستگی سران قزلباش و اداره جنگ در سر حدات شرقی و غربی مملکت گذشت . دشمنان سر سخت دولت صفوی یعنی ازبکان و عثمانیان از همان آغاز زمامداری تهماسب حملات خود را به ایران آغاز کردند . عبیدالله خان ازبک و امرای دیگر او به طور مداوم خراسان را مورد تاخت و تاز و نهب و کشتار قرار می دادند . سرانجام در جنگ بزرگ " جام " در سال  ۹۳۵  ه.ق. با شکستی که تهماسب به عبیدالله وارد کرد ، برای مدتی خراسان از حملات ازبکان در امان ماند در جبهه غرب شاه تهماسب با دشمن بزرگی همچون سلطان سلیمان قانونی مواجه بود . سلطان عثمانی وارث سرزمینهای وسیعی بود که پدرش در اروپا و آسیای غربی و شمال آفریقا به دست آورده بود . البته خود او هم مرتبا" بر دامنه این ب متصرفات می افزود  .
ضعف و پراکندگی سللطین اروپا به او فرصت داد تا سپاهیان عثمانی را به پشت دروازه های وین برساند و بروز اختلاف در بین سران قزلباش در ایران نیز ، امکان حمله به سر حدات غربی صفویه را برای او فراهم آورد . فرار اولامه سلطان تکلو از سران معتبر قزلباش به عثمانی و پناهنده شدن القاص میرزا برادرشاه تهماسب به سلطان سلیمان و تحریکاتی که در استانبول علیه ایران انجام دادندآتش جنگ میان دولت صفوی و حکومت عثمانی را دامن زد . سپاهیان عثمانی چندین بار به مناطق غربی متصرفات صفوی و آذربایجان حمله کردند . شاه تهماسب نیز هر بار با از میان بردن تدارکات و ویران ساختن آبادیها و امکانات زندگی و حملات ایذایی پیشرفت آنان را مانع می گردید . به نحوی که لشکر کشیها به نتایجی که منظور نظر سلطان عثمانی بود منجر نشد. حتی در بعضی از جبهه ها مانند قفقاز متحمل شکست شدند . اسماعیل میرزا ، فرزند شاه تهماسب در سال  ۹۵۸  ه.ق. با فتح ارزته الروم و کردستان و ارمنستان مناطقی را که به اطاعت سلطان عثمانی در آمده بود مطیع کرد . شاه تهماسب به علت نزدیکی تبریز به مرزهای عثمانی و آسیب پذیری این شهر و دوری تبریز از خراسان که همواره مورد هجوم ازبکان قرار می گرفت در سال  ۹۶۵  ه.ق. پایتخت خود را به قزوین منتقل کرد  .
از این تاریخ تا سال  ۱۰۰۶  ه.ق. ( که شه عباس اول اصفهان را مورد توجه قرار داد ) شهر قزوین پایتخت صفویه بود . از وقایع عمده دوران شاه تهماسب پناهندگی همایون ( پادشاه هند ) و با یزید ( شاهزاده عثمانی ) بود که هر دو رویداد تاثیر زیادی در رابط ایران و هند و عثمانی داشت . در سال  ۹۵۰  ه.ق. همایون پادشاه هند به علت اختلافاتی که بین او و شیرخان افغانی رخ داده بود بر اثر نفاق برادرانش ناگزیر هند را ترک کرد و با کسان نزدیک خود به شاه تهماسب پناهنده شد . شاه تهماسب مقدم مهمان خود را گرامی داشت و فرمان داد او را با اعزاز و احترام تا پایتخت همراهی کنند . همایون بعد از مدتی اقامت در ایران با نیرویی که پادشاه صفوی در اختیار او گذاشت به هند بازگشت و سلطنت از دست رفته خود را به دست آورد . این واقعه چنان تاثیر خوبی در روابط دوستان ایران وهند باقی گذاشت که تا انقراض صفویان ( به استثنای مواردی چند که اختلافاتی بین طرفین در مسائل مرزی به ویژه قندهار پیش آمد ) ادامه یافت . در سال  ۹۶۷  ه.ق. با یزید به علت پاره ای اختلافات که با پدرش ( سلطان سلیمان ) و برادرش ( سلیم ) پیدا کرده بود با ده هزار سرباز مسلح از آناتولی وارد ایران شد و از شاه تهماسب تقاضای پناهندگی کرد . ساه تهماسب نهایت اعزاز و احترام را در حق مهمان خود به عمل آورد و دستور داد او و نزدیکانش را در کاخ مناسبی جاه دهند . سلطان عثمان که از آمدن یزید به ایران اطلاع یافت با ارسال نامه های مکرر که گاه جنبه تحبیب و گاه تهدید داشت استرداد با یزید را از شاه تهماسب تقاضا کرد . وساطتها و تقاضاهای شاه نیز برای عفو شاهزاده عثمانی به هیچ وجه موثر واقع نشد. سرانجام سلطان صفوی برای جلوگیری از تهاجم عثمانی و شعله ور شدن جنگهایی که به موجب صلح آماسیه متوقف شده بود . با یزید و فرزندان او را تسلیم ماموران عثمانی کرد  .
متعاقب آن در سال  ۹۶۹  ه.ق. صلحی بین طرفین منعقد گردید و جنگهای غرب کشور برای مدتی نسبتا" طولانی خاموش شد . شاه تهماسب در پنجاه و چهارمین سال سلطنت خود در پانزدهم ماه صفر سال  ۹۸۴  ه.ق در قزوین وفات کرد و پس از چندی جسد او را در مشهد مقدس دفن کردند . شاه تهماسب به ظاهر مردی دیندار و پایبند تکالیف و فرائض دینی بود . اگر چه مذهب شیعه در زمان پدرش مذهب رسمی کشور شد ولی استقرار و گسترش آن در دوره های شاه تهماسب انجام گرفت . در این دوره با آمدن علمای شیعه از لبنان و عراق و بحرین تشکیلات مذهبی بر مبنای منظمی قرار گرفت . دوران صلح و آرامش طولانی بین ایران و عثمانی به شاه تهماسب فرصت داد تا سازمان اداری و نظامی و اقتصادی دولت صفوی را بر پایه مستحکمی بنا کند . در واقع ، استقرار حاکمیت این دولت در دوره او انجام پذیرفت
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 2:12  توسط رسول خالقی  | 

جنگ های ایران و روسیه
جنگهای ایران و روسیه، نخستین آوردگاه برخورد با تمدن مدرن گفتگو با علی اصغر حقدار گفتگوی زیر که توسط مجله فردوسی در ایران با آقای علی‌اصغر حقدار صورت گرفته، جهت درج در سامانه تلاش در اختیار ما قرار داده‌ شده است. سؤال - طی چند دور جنگ میان ایران و روس در عصر قاجاریه و فتحعلیشاه، صدمات جبران ناپذیری بر ایران وارد شد. به نظر شما علت اصلی این امر چه بود و چه عاملی را می توان، دلیل اصلی مجموعه شکست های ایران دانست؟ حقدار - با تشكر از شما، پیش از اینكه از دلایل شكست ایران سخن بگوئیم، لازم است كه از علل وقوع جنگها پرسید و من سعی می كنم به اجمال و كوتاهی زمینه های سیاسی و دیپلماتیكی منجر شده به آن جنگها را بیان كنم تا بدین وسیله به عواملی پرداخته شود كه در شكست ایران از قوای روسیه تاثیرگذار بودند؛ ماجرا از این قرار بود: در تكاپوی‌ هرج‌ و مرجی‌ كه‌ با برافتادن‌ سلسله‌‌ صفویه‌ و از بین‌ رفتن‌ اقتدار مركزی‌ نادرشاه‌، بر سراسر ایران‌ سایه‌ افكنده‌ بود، آقا محمد خان‌ كه‌ از سال‌ 1193ق‌/1779م‌ رهبری‌ خود را مرحله‌ به‌ مرحله‌ بر ایل‌ قاجار مسجل‌ كرده‌ بود، به‌ دنبال‌ كشمكش‌هایی‌ كه با خاندان‌ زندیه‌ و دیگر مدعیان‌ حكمرانی‌ بر ایران‌ را داشتند و برای‌ ایجاد آرامش‌ و یكپارچگی‌ ولایت‌های‌ ایران‌، در سال‌ 1210ق‌/1796م‌ سلسله‌‌ قاجاریه‌ را رسماً در كل‌ سرزمین‌ ایران‌ بنیان‌ گذاشت‌ و به‌ دنبال‌ آن‌، به‌ فرو نشاندن‌ آشوب‌های‌ محلی‌ و گشایش‌ روابط‌ با دیگر كشورها بر پایه‌‌ وضعیت‌ تازه‌ به‌ وجود آمده‌ پرداخت‌. در میانه‌‌ آشفتگی‌ ایران‌ و بر اساس‌ مسایلی‌ كه‌ میان‌ حاكم‌ گرجستان‌ ـ ارایكلی‌ ـ و حكومت‌ ضعیف‌ ایران‌ به‌ وجود آمده‌ بود، وی‌ خود را در سال‌ 1214ق‌/1800م‌ به‌ تحت‌الحمایگی‌ امپراتوری‌ روسیه‌ ـ كاترین‌ كبیر ـ درآورد؛ (برای اطلاع بیشتر، ر.ك: كارترین كبیر، جان ت. الگزندر، ترجمه حسن افشار) این‌ مساله‌ موجب‌ آغاز درگیریهایی‌ شد كه‌ با جنگ‌های‌ ایران‌ و روسیه‌ در زمان‌ فتحعلی‌ شاه‌ در سال‌ 1243ق‌/1828م‌ به‌ قرارداد گلستان‌ و سپس‌ قرارداد تركمنچای‌ و از دست‌ رفتن‌ مناطق‌ وسیعی‌ از سرزمین‌ ایران‌ ختم‌ شدند. با روی كار آمدن الكساندر اول روسیه عملا گرجستان را تحت حكمرانی خود گرفت و در سال 1218/1803م دستور حمله به ایران صادر شد. این حمله موجب شد تا روسها در منطقه اصلاندوز، ایران را مجبور به انعقاد عهد نامه گلستان در قره باغ كنند. برای این كه در این عهد نامه مرزهای ایران دقیقا تعیین نشده بود، این مساله بهانه آغاز مرحله دوم جنگهای روسیه شد و اختلافات تازه ای سر برآوردند. اقدامات‌ متجاوزانه‌‌ كاترین‌ و تزار پاول‌ كه‌ بخشی‌ از سرزمین‌های‌ قره باغ- گنجه- شكی- شیروان- بادكوبه- گرجستان‌ ـ داغستان‌ و قفقاز را در تصرف‌ خود داشتند و در صدد ایجاد آشوب‌ در دیگر مناطق‌ همجوار با ایران‌ بودند، منجر به‌ شروع‌ جنگ‌های‌ منظم‌ و دامنه‌دار در 1217ق‌/1803م‌ گردید. مرحله‌ دوم‌ جنگ‌های‌ ایران‌ با روسیه‌ به‌ دنبال‌ تحریكات‌ صاحب‌ منصبان‌ نظامی‌ روسیه‌ و تائید این‌ اقدامات‌ از سوی‌ تزار پاول‌ تا سال‌ 1241ق‌/1826م‌ بود. در این‌ دوران‌، قوای‌ ایرانی‌ با شجاعت‌ جنگیده‌، ولی‌ به‌ واسطه‌‌ ضعف‌ در توازن‌ نظامی‌ و خیانت‌ بعضی‌ از سران‌ قشون‌ و حاكمان‌ محلی‌، تن‌ به‌ انعقاد قرارداد تركمنچای‌ دادند. در این‌ گیرودار، سفارت‌ انگلیس‌ به‌ فعالیت‌های‌ میانجیگرایانه‌ پرداخت‌ و سرانجام‌ فعالیت‌های‌ سر گور اوزلی در طراحی قرارداد گلستان و سر جان‌ ماكدونالد ـ وزیر مختار بریتانیا در تهران‌ ـ در انعقاد قرارداد تركمانچای نتیجه‌ داد و وی‌ با اطمینانی‌ كه‌ از طرف‌ ژنرال‌ پاسكویچ‌ مبنی‌ بر رعایت‌ شرایط‌ قرارداد به‌ دست‌ آورده‌ بود، میرزا ابوالقاسم‌ قائم‌ مقام‌ را در ماه‌ رجب‌ 1243ق‌/1828م‌ از تهران‌ به‌ سمت‌ تركمنچای‌ راهی‌ كرد. مذاكرات‌ اولیه‌ میان‌ صاحب‌ منصبان‌ ایران‌ و روسیه‌ در منطقه‌‌ دهخوارقان‌ نزدیكی‌ تبریز آغاز و با طی‌ چندین‌ مرحله‌ سرانجام‌ در روستای‌ تركمنچای‌ ـ كه‌ بنابه‌ نوشته‌‌ شمیم‌ «قرارگاه‌ اردوی‌ پاسكیویچ‌ بود» ـ به‌ انعقاد قرارداد ترك‌ مخاصمه‌ میان‌ قوای‌ روسیه‌ و ایران‌ در سرمای‌ زمستان‌ شب‌های‌ 21 و 22 فوریه‌ 1828/5 و 6 شعبان‌ 1243 در روستای‌ تركمنچای‌ نزدیك‌ میانه‌ انجامید. (برای آگاهی از پیشینیه نظامیگری روسها در سرحدات ایران كه به قرارداد گلستان و تركمانچای انجامید، ر.ك: سیاست نظامی روسیه در ایران- 1790- 1815، خانك عشقی) با انعقاد این‌ قرارداد كه تكمیل كننده قرارداد گلستان و در ادامه تجاوزات روسیه به ایران بود: 1) بخش‌ وسیعی‌ از سرزمین‌های‌ حاصلخیز ایران‌ نظیر ایروان‌، نخجوان‌، بخشی‌ از دشت‌ مغان‌ و... از دست‌ رفت‌. 2) غرامت‌ سنگینی‌ به‌ مبلغ‌ 000/000/5 تومان‌ عاید امپراتوری‌ روسیه‌ تزاری‌ گردید. 3) موقعیت‌ تازه‌ای‌ برای‌ قدرت‌های‌ خارجی‌ در امور تجاری‌ و سیاسی‌ ایران‌ گشوده‌ شد. 4) در سیاست‌ خارجی‌ این‌ قرارداد باعث‌ شد تا نظام‌ حق‌ قضاوت‌ كنسولی‌ یا كاپیتولاسیون‌ به‌ ایران‌ تحمیل‌ شود. 5) حق‌ كشتی‌رانی‌ در دریای‌ خزر منحصر به‌ روسیه‌ شد. 6) ادوات‌ و مقرهای‌ جنگی‌ ایران‌ در منطقه‌‌ قفقاز در دست‌ نیروهای‌ روسیه‌ ماند. 7) موجب‌ كاهش‌ قدرت‌ حكومت‌ ایران‌ در مهار امور كشور شد. پیامدهای‌ بعدی‌ این‌ قرارداد نیز عبارت‌ بودند از: 8) تجار روسی‌ از بهره‌‌ كم‌ گمركی‌ برخوردار شدند. 9) افزایش‌ دخالت‌های‌ سفارت‌ روسیه‌ در دربار و رژیم‌ تزاری‌ در معاهدات‌ و قراردادهای‌ خارجی‌ ایران‌. 10) زمانی‌ كه‌ محمد علی‌ شاه‌ بعد از به‌ توپ‌ بستن‌ نخستین‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ ایران‌ و پس‌ از آن‌، اعاده‌‌ مشروطیت‌ به‌ دست‌ مجاهدان‌ مشروطه‌خواه‌، به‌ پشتوانه‌‌ ماده‌‌ هفتم‌ قرارداد تركمانچای به‌ سفارت‌ روسیه‌ پناهنده‌ شده‌ و با خارج‌ شدن‌ از كشور، در ماههای‌ بعدی‌ با كمك‌ و پشتیبانی‌ دولت‌ روسیه‌، برای‌ بازگرداندن‌ تاج‌ و تخت‌ خود دست‌ به‌ اقدامات‌ آشوب‌طلبانه‌ زد. با این مقدمات بایستی عامل اصلی شكستهای ایران را در عدم آگاهی دولتمردان ایرانی از دگرگونی روش دیپلماسی جهان دانست كه به دنبال انقلاب صنعتی، نظام مالیه را به سیستمی یكپارچه و جهانی تبدیل كرد و با هجوم به سرزمینهای شرقی و كشف و اكتشاف منابع آنان ( همان نگره فرانسیس بیكنی در سلطه بر جهان یا روحیه فاوستی مدرنیته)، آزمندانه چهره ای نوین از تمدن و ارزش صنعت و مالیه در روابط بین المللی عرضه نمود؛ از طرفی ضعف ملموس قوای نظامی ایران در مقابل ارتش پیشرفته روسیه هم از دیگر عوامل شكست در جنگ بشمار می رود؛ شاید بی مناسبت نباشد كه به این نكته هم اشاره كنم: اولین نوگرای ایرانی كه متوجه این دگرگونی و ظهور دیپلماسی مدرن در جهان و روابط بین المللی شد، میرزا ملكم خان ناظم الدوله بود كه از خطرات آن برای ایران زمین هشدار داد و اهمیت همسویی و ادغام فعالانه در آن را از سران كشور خواستار شد؛ اما با این حال زمان گذشته بود و ایران باستانی در چنبره آموزه های سنتی گرفتار و یارای درك و دریافت شرایط نوین جهانی را كه در گسست از دنیای سنتی و مبادلات خارجی معنی می داد، نداشت. سؤال ـ در اغلب منابع تاریخی، فتحعلیشاه را مقصر اصلی این شکست ها و وضعیت نابسامان ایران آن روزها می دانند. آیا شما هم با این نظر هم عقیده هستید و در مجموع چه عواملی را از جمله دلایل بنیادی عقب ماندگی ایران عصر قاجاریه می دانید؟ حقدار - به نظر من عنصر پادشاهی با همه اهمیتی كه در اجتماع آن روز ایران داشت، یكی از علل عقب ماندگی بود؛ ناآشنایی با اصول دیپلماسی نوین، غلبه فرهنگ سنتی عیاران و سیطره دینمداری كه جنگها را به جهاد علیه كفار تعبیر می كردند، از دیگر عوامل عقب ماندگی ایران در عصر قاجاریه و آغاز رویارویی با تمدن مدرن بودند؛ بنابراین سخن از علل و عوامل عقب ماندگی ایران، سخنی فراتر از عوامل شكست ایران از روسیه است و به تعبیری، تحلیل علل شكست در آن جنگها، بخشی از تأمل در عوامل عقب ماندگی ایران بشمار می رود. روحیه قضاوقدری از دیگر عوامل شكست ایران از روسیه و فراتر از آن، عقب ماندگی ایران زمین از كاروان مدنیت و مدرنیته بود؛ عارضه ای كه در دویست سال گذشته گریبانگیر فرهنگ و اجتماع ایرانی بوده و راه برون رفت از آن، دستیابی به فردیت و اختیار آدمی بر پایه آموزش مدنیت و شناخت مؤلفه های اندیشگی مدرنیته را می طلبد. اگر در همان سرآغازها، ندا و سخن نخبگان آگاهی چون میرزا قائم مقام و عباس میرزا و... را وجدان نگون بخت ایرانی می شنید و به كار می بست، نه در جنگ با روسیه، تاوان سنگینی می پرداخت و نه در دویست سالی كه بر این سرزمین گذشته است، شاهد به حاشیه رانده شدن اندیشه های مدنی نوین می شدیم؛ بنابراین با گذار از مقطع تاریخی جنگهای مورد گفتگو كه به واقع یكی از عوامل شكست، وجود سست عنصری پادشاه بود، هراس از نوگرایی و ترس از ورود به مدنیت جدید، با زیرساختهای فرهنگی و فكری و سیاسی آنها را می توان به صورت فهرستی از علل عقب ماندگی ایران عصر قاجاریه تا دوره معاصر بشمار آورد. سؤال- به نظر می رسد که اساسا تلقی درست و واقع بینانه ای از مناسبات بین الملل و سیاست خارجی در دربار فتحلیشاه وجود نداشت و هیچ کوششی در این باره صورت نمی گرفت. بطوریکه برقراری صلح و آتش بس میان روس و ناپلئون بناپارت، عملا ایران را از حمایت های فرانسه در برابر تهدید همیشگی روس محروم کرد. ایران نیز باردیگر به دولت بریتانیا روی آورد و به عهدنامه گلستان تن داد. دیپلماسی از چه زمانی در دربار قاجار و فتحعلیشاه مورد توجه قرار گرفت؟ حقدارـ همانطور كه اشاره كردم، بله به قول شما «تلقی درست و واقع بینانه ای از مناسبات بین الملل و سیاست خارجی در دربار فتحعلی شاه وجود نداشت.» همچنان كه تا دهه هایی بعد از آن جنگها، تلقی درست و واقع بینانه ای از هیچ كدام از مؤلفه های تمدن مدرن در عرصه های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اخلاقی در میان ایرانیان به وجود نیامد. داده های تاریخی نشان می دهند كه همان جنگها، اولین تكانه های آگاهی از دیپلماسی نوین را برای دربار ایران به ارمغان آوردند؛ در كنار آن ظهور مردان سیاسی كه آشنایی از مناسبات جدید به هم رسانده بودند، در دهه های بعدی كم كم توانستند دیپلماسی نوین را به كار گیرند و البته باید از نظر دور نداشت كه كشورمان به لحاظ شرایطی كه به وجود آمده بود و تحمیلهای سیاسی كه از سوی روسیه و بریتانیا بر آن در قراردادهای گلستان- تركمانچای و قرارداد پاریس وارد شد، به صورت منفعل در صحنه جهانی حضور داشت؛ (برای دریافت موقعیت دیپلماتیك ایران در آن دوران، ر.ك: The Diplomatic relations Of Persia with BRITAN, TURKEY and RUSSIA 1815-1830, F. ADAMIYAT, 1949.) می دانیم كه 1- قدرت مالی (اقتصاد)، 2- قدرت نظامی، 3- دانش پیشرفته، 4- منفعت ملی و 5- تدبیر سیاسی، عواملی هستند كه با به آزمون گذاشتن آنها می توان از فعال یا منفعل بودن كشوری در عرصه دیپلماسی سخن گفت. و از دیدگاهی كه من دارم، برخورد تمدنها بر اساس سیطره قوی بر ضعیف منجر به عقب ماندگی اندیشه می شود و انحطاط و زوال جامعه و فرهنگ را باعث شده و در نهایت به حذف جغرافیایی سرزمینی می انجامد! با لحاظ این موارد ایران زمین نیز از آن دوران به انفعال غلتیده و حضوری منفعل در روابط بین المللی داشته است؛ حضوری كه تا سده ای بعد و تاكنون نیز از آن نتوانسته است رهایی یابد؛ می دانیم كه دیپلماسی نوین بدنبال انعقاد پیمان وستفالی و عصر صلح دائمی شروع می شود كه بر اساس آن همانطور كه گفتم، كشورهای صنعتی – كه به صورت دولت- ملت درآمده و رسمیت یافته اند- به گسترش قدرت خود برای دستیابی به بازارهای تازه و منابع دیگران (شرق در عصر استعمار) روی می آورند؛ این هجوم ریشه در تحول ذهنیت، وقوع انقلاب صنعتی و ظهور اقتصاد سیاسی داشت كه روابط بین المللی را مبتنی بر نظام مالیه ای قرار داد كه رشد آن در بازاریابی در شرق و حفظ منافع آن كشورها بود؛ در رابطه با ایران كه در معادلات جدید جهانی، از موقعیت ژئوپلیتیك برخوردار بود، (برای بریتانیا به علت همجوار بودنش با گنجینه امپراتوری یعنی هند، كه ماجرای هرات را به ایران تحمیل كرد؛ و برای روسیه به لحاظ دست یابی به منابع طبیعی ایران و همسایگی با آبهای گرم) دو قدرت اصلی آن زمان به انواع و اقسام روشها، متعرض ایران می شدند؛ گاهی این تعرض با هجوم نظامی و ترفندهای دیپلماتیك بود و گاهی هم با پرورش افرادی در داخل دستگاه حكومتی، خود را نشان می داد. دربار قاجار كه از اصول اولیه این دیپلماسی بی اطلاع بود، به لحاظ عدم رشد صنعتی كشور و نبود قوای نظامی تعلیم دیده، در عرصه دیپلماتیك نیز، كشوری منفعل خوانده می شد. این دورانی است كه ایران رو به سوی انزواطلبی می آورد. در ادامه این سیاست، ایران دوره ای دیگر بی طرفی (دوران جنگ جهانی اول) پیشه كرد و در دورانی سخن از پایبندی به موازنه منفی ( و موازنه مثبت) راند كه متأسفانه هیچ كدام از این روشها به علت ناآشنایی با دیپلماسی نوین نتوانستند ایران زمین را به مقام كشوری فعال در روابط بین المللی برسانند. اولین اثرات این عدم آگاهی-در دوران مورد بحث ما- فریب خوردن از نیروی سوم (فرانسه در مقطعی و بریتانیا در مقطع دیگری) بود و تن دادن به قراردادهای گلستان- تركمانچای در برابر روسیه بود كه از دست رفتن سرزمینهایی از كشور را باعث شد و قرارداد پاریس در مقابل بریتانیا كه جدایی هرات را به دنبال داشت. سؤال ـ ایران زمان فتحعلیشاه و پایان قاجاریه، از لحاظ اقتصادی در چه شرایطی بود؟ جنگ های گاه و بیگاه چه پیامدی بر اقتصاد کشور به همراه داشت؟ حقدار- آنگونه كه تحلیلگران مسائل سیاسی و اقتصادی ایران در عصر قاجاریه نوشته اند، ایران در آن دوران از اقتصاد معیشتی برخوردار بود و چونان قرنهای گذشته، همانطور كه از نظر فرهنگی و سیاسی راكد مانده بود، از نظر اقتصادی هم از شرایط دنیا، عقب مانده بود و تجار و كسبه ایرانی فقط به معاملات پایاپا و در سطح خرد اكتفا می كردند كه از آن به «اقتصاد كوچه» هم نام برده اند؛ برای آگاهی از وضعیت اقتصادی ایران دوران قاجاریه، نگرش ای بر پایه اقتصاد سیاسی لازم است كه من ورودی تخصصی در آن ندارم. بنابراین به صورت اجمالی و كوتاه این مساله را از دیدگاه فلسفی و تاریخی برایتان می گویم؛ طبیعی است كه وقوع جنگها، بر اقتصاد ضعیف ایران جز ویرانی و ركود، چیز دیگری به ارمغان نداشت و با هر جنگی كه درمی گرفت، همانطور كه بخشی از خاك كشورمان به یغما برده می شد و گروهی از رعیت ایرانی، به اسیری می رفتند، ارتباطات تجاری چه در داخل و چه با خارج، دچار اختلال می شد و سر بیرون آوردن از آن، توان بالاتری را از تجار و بازرگانان ایرانی میگرفت؛ عنصری كه از آن برخی از محققان به عنوان «عامل خارجی» یاد كرده اند و در تحلیل نقش بازدارنده آن به تفصیل نوشته اند؛ یكی از مهم ترین نوشته ها در این زمینه، كتاب «تاریخ اقتصادی ایران» تألیف چارلز عیسوی است كه برپایه اسناد و متون اصلی، اقتصاد ایران را در میانه سالهای 1215 تا 1332 قمری به بحث و بررسی گذاشته است؛ آنگونه كه از این كتاب و دیگر نوشته هایی نظیر «گنج شایگان» محمد علی جمالزاده و ... برمی آید، عمده ترین محصولات تولیدی ایران، تنباكو و توتون- تریاك- ابرایشم- حبوبات و... بود كه تعداد انگشت شماری از تجار ایرانی در سطح محدود و با كشورهای اطراف ایران، از آنها برای صادرات استفاده می كردند و دیگر اجناس روزمره ایرانیان را بازهم به صورت خرد و محدود، وارد می كردند؛ بیشترین تولید اقتصادی ایران در فرش بود و كشاورزی محور اقتصاد سنتی ایران را تشكیل می داد؛ عده ای از آن به عنوان «شیوه تولید آسیایی» نام برده اند كه در حقیقت ناظر به نوشتارهای كارل ماركس در رابطه با «فراموسیونهای اقتصادی ماقبل سرمایه داری» است؛ می توان در این راستا، از ماجرای انعقاد قرارداد رژی و لاتاری نام برد كه فرصتهای از دست رفته را برای اقتصاد سنتی ایران می توانستند فراهم سازند و تكانی بر چرخ های گرفتار در مرداب ساده زیستی و قناعت ورزی ایرانیان بیاوردند؛ متأسفانه این دو قرارداد در میان هیاهوی سنتگرایان و باز ناآگاهی برخی از نخبگان سیاسی و فرهنگی ایران و دخالت همان عنصر خارجی، به صورتی دیگر ارائه شد و شد آنچه كه نمی بایست می شد. طبیعی است كه اقتصاد آن دوران ایران در همراهی با فرهنگ و همسویی با سیاست اجرایی آن قرار داشت و در واقع با تغییری كه در سیاست و فرهنگ ایران زمین در دهه هایی بعد از آن به وقوع پیوست، اقتصاد ایران هم دچار تحول شد و با ظهور شیوه های تولید و ابزارهای جدید، شكل و شمایلی دیگر به خود گرفت. سؤال- عباس میرزا را شخصیت اصلی دوران فتحعلیشاه می دانند. به گونه ای که در اسناد دولت وقت بریتانیا، از او به عنوان مرد همه کاره و ولیعهد فتحعلیشاه نام برده شده بود. لطفا درباره جایگاه و عملکرد عباس میرزا برای خوانندگان ما توضیح دهید. حقدار- بله عباس میرزا یكی از آگاه ترین تمامی سلسله قاجاریه بود و حضور در دارالسلطنه تبریز كه در آن زمان، یكی از مراكز تجددخواهی ایران بود و درگیری او با عناصر سازنده تمدن مدرن، او را یكی از پیشگامان نوسازی كشور معرفی می كند؛ با این حال چه در دوران جنگهای ایران با روسیه و چه در دوران غیر جنگی، بازیگر اصلی در حكومت شخص شاه بود. فراموش نكنیم كه یكی از دلایلی كه در تضعیف قوای عباس میرزا برشمرده اند، خست و بی مایگی فتحعلی شاه است كه قوای نظامی كشور را در تأمین هزینه هایش به فلاكت كشانده بود؛ حوزه نفوذ عباس میرزا بیشتر در هدایت و نوسازی قوای نظامی رسمیت می یافت و با توجه به ساختار حكومتی قاجاریه، قدرت اصلی و تصمیم گیرنده نهایی در امور حكومتی و نظامی، شخص پادشاه بود؛ در حقیقت عباس میرزا بیانگر روح زمانه ای بود كه در تلاقی دنیای سنتی ایران و جهان مدرن غرب، به هم رسیده بودند و شناختی كه عباس میرزا از این وضعیت بدست آورده بود، او را به یكی از پیشگامان عصر بیداری و نخبگان سیاسی مدرن اندیش ایران تبدیل كرده بود؛ عباس میرزا در همان گفتگوی مشهور خویش با فرستاده فرانسوی آمده ژوبر می گوید: «مردم به كارهای من افتخار می كنند؛ ولی چون من از ضعیفی من بی خبرند. چه كرده ام كه قدر و قیمت جنگجویان مغرب زمین را داشته باشم؟ یا چه شهری را تسخیر كرده ام و چه انتقامی توانسته ام از تاراج ایالت خود بكشم؟... از شهرت فتوحات قشون فرانسه دانستم كه رشادت قشون روسیه در برابر آنان هیچ است، مع الوصف تمام قوای مرا یك مشت اروپایی (روسی) سرگرم داشته مانع پیشرفت كار می شوند... نمی دانم این قدرتی كه شما اروپایی ها را بر من مسلط كرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در قشون جنگیدن و فتح كردن و به كار بردن تمام قوای عقلیه متبحرید و حال آن كه ما در جهل و شغب غوطه ور و به ندرت آتیه را در نظر می گیریم. مگر جمعیت و حاصل خیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا كمتر است، یا آفتاب كه قبل از رسیدن به شما، به ما می تابد، تاثیرات مفیدش در سرما كمتر از سر شماست؟ یا خدایی كه مراحمش بر جمیع ذرات عالم یكسان است، خواسته شما را بر ما برتری دهد؟گمان نمی كنم. اجنبی حرف بزن! بگو من چه باید بكنم كه ایرانیان را هوشیار نمایم؟» این سخنان عباس میرزا گذشته از اینكه حكایت موقعیت منحصر بفرد اوست در شرایط بحرانی ایران زمین، سرآغاز تلاطماتی است كه عصر بیداری و از آن پس عصر مشروطیت را به ارمغان آورد و شاهزاده عباس میرزا را به عنوان یكی از سرآمدان آگاه عصر خویش ثبیت كرد؛ دوره ای كه دوست همشهری ام دكتر طباطبایی از آن با عنوان «مكتب تبریز و مقدمات تجددخواهی» ایرانیان نام می برد. به تعبیری كه ایشان در رابطه با دوران و مكان مورد بحث و گفتگوی ما به آن اشاره كرده اند؛ «سبب اینكه در بررسی این دوره توجهی ویژه به جایگاه تبریز در دگرگونی های فكری خواهیم داشت، و آن دوره را «مكتب تبریز» خواهیم خواند، آن است كه به دنبال شكست ایران در جنگهای ایران و روس، اصلاحات و نوسازی ایران از تبریز، دارالسلطنه ولیعهد ایران، عباس میرزا، آغاز شد و در همین شهر جنبش مشروطه خواهی مردم ایران به پیروزی رسید و حكومت قانون برقرار شد. بدین سان، «تبریز» به این معنا نه اسم خاص، بلكه مفهومی عام به عنوان «آستانه» دوران جدید، آزادیخواهی و حكومت قانون است. بدیهی است كه نه اندیشه تجددخواهی، در آن دوره، به تبریز اختصاص داشت و نه همه پیشگامان فكری جنبش تجدد و آزادیخواهی از تبریزیان بودند، بلكه تبریز خاستگاه این جنبش بود، تجددخواهی در آن شهر آغاز شد و دوره ای از آن با پیروزی مشروطیت به انجام رسید.»(برای تفصیل بیشتر،ر.ك: مكتب تبریز، تأملی درباره ایران، جلد دوم، جواد طباطبایی) بنابراین اهمیت عباس میرزا از این لحاظ است كه اقدامات اصلاحی را در امر سپاه بر عهده گرفت. برای نوسازی سپاه و دیگر مراكز اجرایی، نخستین محصلان ایرانی را برای آشنایی با علوم وفنون جدید، روانه غرب كرد. اهتمام به عمران و آبادانی كشور را در دستور كار خود قرار داد. برای اولین بار وضع مالیات را به صورت تازه ای درآورد و محاكم را به سوی قوانین عرفی كشاند. سؤال- رابطه ارتش با شاه و عباس میرزا چگونه بود؟ اساسا ارتش و قوای نظامی چه جایگاهی در مختصات سیاسی- اجتماعی داشت؟ حقدار- اولا اینكه ارتش به معنای قوای نظام منتظم و دائمی آن زمان در این سرزمین وجود نداشت؛ می دانید كه این آرزوی پیشگامان تجدد در زمان رضا شاه پهلوی عملی گردید؛ تفصیل این مطلب را می توان در به صورت مستقل در كتاب ارزنده «سیری در تاریخ ارتش ایران از آغاز تا پایان شهریور 1320» تألیف سرتیپ میر حسین یكرنگیان خواند؛ نویسنده با آگاهی از شرایط آن روز ایران، بدرستی آغاز انحطاط ارتش ایران را با ظهور پادشاهی عیاش و خسیس و بی حال می داند و توالی فاسده آن را در شكست ایران از ارتش روسیه در جنگهای ده ساله به بررسی می گذارد؛ در این كتاب با اشاره به نوشته ای از ناپلئون آمده است:«... همه مردم یكدیگر را لازم دارند، مشرق زمینی، هم ، هوس دارد و هم، شجاعت. ولی آنان از ترقیات امروزه و انضباط كه اساس قدرت ارتش است، بی اطلاعند. لذا این امر، آنان را از ارتش اروپا عقب انداخته...» این همان موردی است كه از دیدگان ژوبر هم پنهان نمانده و او در بخشی از سفرنامه اش به ارمنستان و ایران، از بی نظم و ضعیفی قوای نظامی ایران سخن گفته است؛ (ر.ك: مسافرت به ارمنستان و ایران، آمده ژوبر، ترجمه علیقلی اعتماد مقدم) در آن دوران نیروهای مسلح به صورت مقطعی و در صورت بروز جنگ برای انجام وظیفه حاضر می شدند و هر وقت جنگی درمی گرفت، با فراخوانی كه از ایلات و اقوام و ایالات، افراد قوای نظامی به صفوف جنگی خوانده می شدند؛ قوای جنگی ایران در حد خیلی ساده و سطحی شكل می گرفت و با اتمام جنگ، افراد آن قوا به زیست معمولی خود بازمی گشتند؛ بهر حال، قوای نظامی ایران در دوران مورد گفتگوی ما تا سالیانی بعد از آن، از این افراد و مشخصات برخوردار بود: الف) سواران بومی یا نامنظم كه از میان افراد ایلات مختلف برگزیده می شدند؛ ب) چریك كه وظیفه دفاع از شهرها را بر عهده داشتند؛ ج) دسته سواران جنگی نامنظم و سواران نیمه منظم؛ كه در گروههای 50 نفری یا 100 نفری متشكل می شدند و از میان آنها شناخته ترینشان فوج اصفهان و فوج قزاق بودند. فوج قزاق هم خود شامل افراد طایفه مهاجر و فوج بومی بودند، كه با شناسه های سرتیپان و افسران مشغول خدمت موقتی یا دائمی در دستگاه حكومتی می شدند. گذشته از این دسته ها، بخش دیگری از قوای نظامی ایران را افسران اروپایی تشكیل می دادند كه بر اساس معاهدات میان ایران و كشور متبوعه؛ برای آموزش، تشكیلات لشكری و سازماندهی قوای ایرانی، به استخدام حكومت ایران درمی آمدند. كلمنت ماركام انگلیسی كه در دوران فتحعلی شاه به ایران سفر كرده و دیده ها و شنیده هایش را در كتابی به نام «تاریخ ایران در دوره قاجاریه» تألیف كرده است، ضمن سخن از وضعیت آرایش ساده نیروهای ایرانی در افراد پیاده نظام و توپچی و زنبورك چی، از وجود پردامنه فساد و بی نظمی در آن نوشته و از آرزوی عباس میرزا در داشتن قشونی منظم همانند قشون های دول اروپ گفته است؛ بنابراین داده های تاریخی، نمی توان از ارتباط ارگانیك و دائمی میان ارتش و پادشاه در ایران عصر جنگهای ده ساله با روسیه سخن گفت و همانطور كه گذشت، قوای نظامی نامنسجم ایرانی فقط در دوران جنگی و در ارتباط تعیین شده با نایب السلطنه و ولیعهد بودند. از طرفی به خاطر عدم آگاهی نخبگان سیاسی از اهمیت ارتش در معادلات سیاسی و نبود ارتش دائمی در ایران، تا دورانی بعد از آن عصر، ارتش در معادلات سیاسی و اجتماعی ایران دارای جایگاهی بااهمیتی نبود؛ حتی در وقوع انقلاب مشروطیت، دوران جنگ جهانی اول، رویداد شهریور بیست و ماجراهای بعد از آن تا مساله تجزیه آذربایجان و رخداد 28 مرداد 1332 خورشیدی، ارتش ایران تاثیر آنچنانی كه مثلا ارتش در سیاست تركیه داشت، بدست نیاورده بود و بیشتر آلت دست نیروهای مستبد و در مواقعی گریز از مركز و در حوادثی عنصر یاری دهنده به بیگانگان بود. سؤال- امضای عهدنامه گلستان در حالی صورت پذیرفت که دنیای غرب، گام های مهمی را در مسیر مدرنیزاسیون بر می داشت. چقدر طول کشید تا ایرانیان با این تحولات گسترده روبرو شوند؟ حقدار- رویارویی ایران با تمدن مدرن كه از همان دوران جنگهای ایران و روسیه آغاز شده بود و به تعبیر واقعی، این جنگها، «نخستین آوردگاه برخورد با تمدن مدرن» بشمار می روند؛ اما اگر طی كردن راه مدرنیزاسیون (به معنایی كه امروزه از آن به توسعه یافتگی تعبیر می شود) در ایران منظورتان باشد، به نظرم با تمامی افت و خیزهایی كه فرایند مدرنیزاسیون در ایران داشته، هنوز كشورمان در این سلوك اندرخم یك كوچه است؛ البته باید در نظر داشته باشید كه مدرنیزاسیون را من در كنار و در توازن با مدرنیته (كه معطوف به دگردیسی در نظام دانایی است) و مدرنیسم ( كه حكایت از بازخوانی هنر و ادبیات است) می بینم و اگر از این منظر به تاریخ دویست ساله گذشته كشورمان نگاه كنیم، می بینیم كه هنوز هم ما با تمدن مدرن مشكل داریم و هنوز هم همانند زمان جنگهای ایران و روسیه، با مفاهیم و مبانی و مظاهر مدرنیته، از دیدگاهی سنتی و ارزشی برخورد می كینم و این یكی از آفتهایی است كه فرایند مدرن شدن ایران را با موانع جدی و اساسی مواجهه كرده است؛ من در یكی از آخرین نوشته هایم به تفصیل از این مساله سخن گفته ام؛ در آنجا نوشته ام، اكنون‌ دیگر عقب‌ ماندگی‌ ایران‌ و انحطاطی‌ كه‌ لایه‌های‌ زیستی‌ ما را فرا گرفته‌، از كفر ابلیس‌ معروف‌تر و ملموس‌تر شده‌ است‌؛ از زمانی‌ كه‌ نخستین‌ مسافران‌ دیار فرنگ‌ به‌ ایران‌ بازگشتند و بر تفاوت‌های‌ دو دنیای‌ پیشرفته‌‌ غرب‌ و عقب‌ مانده‌‌ ایران‌ آگاه‌ شدند، نزدیك‌ به‌ دویست‌ سال‌ می‌گذارد. در این‌ مدت‌ نه‌ تنها این‌ تفاوت‌ها كم‌ نشده‌ و نظام‌ اندیشگی‌ و زیستی‌ مدرنیته‌ نتوانسته‌ در فرهنگ‌ و جامعه‌‌ ایرانی‌ جایگزین‌ شود، بلكه‌ از یك‌ طرف‌ با شتابی‌ كه‌ دنیای‌ مدرن‌ بر ترقی‌ و پیشرفت‌هایش‌ داده‌ است‌ و از طرف‌ دیگر مقاومت‌ نابخردانه‌ای‌ كه‌ نیروهای‌ ضد مدرن‌ در اشكال‌ متفاوت‌ ایدئولوژیك‌ از خود نشان‌ می‌دهند، دور نیست‌ كه‌ ایران‌ زمین‌ به‌ خاطره‌‌ تاریخی‌ انسان‌ها پیوسته‌ و سرگذشت‌ آن‌ در كتاب‌های‌ تاریخ‌ و باستان‌شناسی‌ خوانده‌ شود. بی‌تردید علت‌ این‌ شكاف‌ و باز شدن‌ آن‌، ریشه‌ در مؤلفه‌های‌ فرهنگی‌ و شاخص‌هایی‌ دارد كه‌ بر ذهن‌ و زبان‌ ایرانی‌ از گذشته‌های‌ سنتی‌ سایه‌ افكنده‌ و با برخوردهای‌ ایدئولوژیك‌ و احساساتی‌، واقعیات‌ زندگی‌ در شرایط‌ دنیای‌ معاصر را پس‌ می‌راند؛ با این‌ حال‌ به‌ دنبال‌ آشنایی‌ ایرانیان‌ با فرهنگ‌ و تمدن‌ مدرن‌، از سپیده‌دمان‌ تغییر در اندیشه‌ها و دگرگونی‌ در روابط‌ اقتصادی‌ ـ سیاسی‌ ایران‌ با جهان‌ نوین‌، بودند اندیشمندان‌ و نخبگان‌ آگاهی‌ كه‌ زنگ‌ها را برای‌ شناخت‌ عوامل‌ سقوط‌ و موانع‌ توسعه‌یافتگی‌ در اندیشه‌ و جامعه‌‌ ایرانی‌ به‌ صدا درآوردند و بر وجدان‌ خواب‌ رفته‌‌ ایرانیان‌، بانگ‌ بیدار باش‌ زدند و بر خانه‌ تكانی‌ اذهان‌ پای‌ فشردند، تا قبل‌ از اینكه‌ طشت‌ ویرانی‌ و انهدام‌ ایران‌ زمین‌ بر آفتاب‌ بگسترد، آن‌ را در بازخوانی‌ اندیشه‌ها، بازپرداخت‌ ارزش‌ها و بازسازی‌ اخلاقیات‌ و نهادها، به‌ نوسازی‌ فراخوانده‌ و به‌ راهسپاری‌ در جهان‌ مدرن‌ رهنمون‌ شوند. بنابراین تامل در انحطاط‌ و عقب ماندگی ایران‌ و بازپرداختی‌ از عوامل‌ و مؤلفه‌های‌ آن‌ كه‌ از دیدگاه‌ فلسفی‌ طرح‌ شده‌ است‌، پیش‌ از این‌ در ارتباط‌ منطقی‌ و ارگانیك‌ با بحث‌ از عقب‌ ماندگی‌ ایران‌ و پیشرفت‌ غرب‌ قرار داشت‌؛ منورالفكران‌ عصر ناصری‌ و نخبگان‌ سیاسی‌ آن‌ دوران‌ ـ همان‌ طور كه‌ اشاره‌ شد ـ به‌ دنبال‌ شكست‌ ایران‌ از روسیه‌ و آگاهی‌ از برتری‌ نظامی‌ ارتش‌ منظم‌ و مكانیزه‌‌ روس‌، بر عقب‌ ماندگی‌ خود شناخت‌ یافته‌ و بدون‌ توجه‌ به‌ زیر ساخت‌های‌ فكری‌ و تغییرات‌ فرهنگی‌ كه‌ پدید آورنده‌‌ صنایع‌ پیشرفته‌‌ نظامی‌ بود، بر هماوردی‌ و توسعه‌یافتگی‌ ایران‌ تاكید داشتند؛ مردان‌ سیاسی‌ و نخبگان‌ آن‌ دوران‌ بر این‌ مساله‌ واقف‌ نبودند كه‌ نظام‌ صنعتی‌ غرب‌ برآمده‌ از پیشرفت‌ ذهن‌ انسانی‌ از اسطوره‌گرایی‌ به‌ خردورزی‌ و شكل‌گیری‌ دولت‌ـ ملت‌ و برقراری‌ نظام‌های‌ سیاسی‌ دموكراتیك‌ و... است‌ و در حقیقت‌ پیشرفت‌ صنعتی‌ تابعی‌ از تحول‌ نگاه‌ انسان‌ غربی‌ به‌ آدم‌ و عالم‌ است‌. با این كه در برهه هایی از تاریخ كشورمان در این دویست سال گذشته، بخشهایی از مدرنیته (سیاسی) در عصر مشروطیت اول شكل گرفتند و در برهه ای دیگر، رضا شاه پهلوی، فرایند مدرنیزاسیون (اقتصادی و اجتماعی) را به وجود آورد و در ادواری از دهه های گذشته، شاهد ظهور و رواج مدرنیسم هنری و ادبی در فرهنگ ایران بودیم، اما تا با مشكل مبانی و درك و دریافت الزامات و لوازم تمدن مدرن واقع بینانه و از روی احساس نیاز به آن برخورد نكنیم، تحقق عینی و ملموس مدرنیزاسیون و مدرنیسم هم در خلاء خواهند بود. داده های تاریخی از این فرایند حكایت از این دارد كه گزینشی برخورد كردن با تمدن مدرن و یا ارزشداوری بر مقولات و مفاهیم آن، دردی از عقب ماندگی ایران را حل نكرده اند و به تحقیق فرایند مدرنیته در ایران را به كج راهه های نظیر بومی گرایی- ایدئولوژیك كردن سنت- بازگشت به خویشتن و... رانده و آفتی بر آفتهای پیشین افزوده اند. سؤال- در زمان پهلوی اول نیز تیمورتاش، عملا مرد شماره یک و تصمیم گیرنده اصلی بود. هرچند سرانجام رضاشاه آنقدر به تیمورتاش بی اعتماد شد که این داستان به حذف فیزیکی تیمورتاش بینجامد. آیا می توان از این منظر به مقایسه تطبیقی عباس میرزا و تیمورتاش پرداخت؟ چرا ساختار سیاسی ایران، تا این اندازه مستعد پرورش افراد در سایه و تصمیم گیرندگان پنهان است؟ حقدار- به نظر من پاسخ این سوال را می توان از نظر زمانی تا دوره حاج میرزا ابراهیم خان كلانتر (اعتمادالدوله) در آغازین سالهای ظهور قاجاریه تا حضور قائم مقام ها- امیركبیر- سپهسالار و عصر بعد از قاجاریه در زمانه پهلوی دوم و نقش دكتر محمد مصدق هم گسترش داد و در سایه بودن استعدادهای درخشان در عرصه سیاست اجرایی ایران را به تأمل گذاشت؛ وجود عنصر استبداد كه در آمیختگی اساسی و بنیانی با فرهنگ سنتی ایران دارد (فر ایزدی شاهی)، مهمترین مانع بروز آن استعدادها در سیاستمداران و اهل فرهنگ ایرانی در عصر بیداری بود. عامل دیگری كه به نظر من در این بحث اهمیت دارد، دوری فرهنگ سنتی ایران از نخبه پروری و گرایش آن به عوام گرایی است؛ از دیگر عواملی كه می توان در این بحث مورد توجه قرار داد، والایی نخبگان سیاسی بر صاحبان جبه شاهی است كه فرمانروایان را به سوی وزیركشی و نخبه زدایی از فرهنگ و كنش سیاسی می كشاند و راهزن ابراز وجود آزادنه بیان و اندیشه و مانع فرایند اقدامات جدید از سوی نخست وزیران و نخبگان سیاسی می گردید. طبیعی است كه درك ودریافت عباس میرزا از مسائل پیرامون خویش و آگاهی او به ابعاد زمانه ای كه در آن زندگی می كرد، بالاتر از آگاهی فتحعلیشاه بود كه سر در گریبان حرمسرا داشت و دل در گرو خوارق عادات، تا چند صباحی دیگر با دستیازی به تقویت قوه باهیه بر اریكه تخت شاهی تكیه زده و بی اطلاع از دگرگونی و گردش زمانه، در فرایند تجدید مدنیت و رواج آن در ایران زمین مانعی جدی ایجاد نماید. همچنانكه شناخت عبدالحسین تیمورتاش كه عمری در دنیای مدرن زیسته و آموخته بود و در فكر اعتلای مشروطیت به دموكراسی حزبی بود، والاتر از شناخت نیم بندی بود كه رضا شاه از دوران خود با واسطه برخی از پیرامونیانش به دست آورده بود.
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 1:56  توسط رسول خالقی  | 

روش چاق شدن.

پنج روش آسان برای چاق شدن

  بسازید و بفروشید و چاق شوید

   برای استفاه ازاین روش ابتدا باید زمینی را(فرق نمیکند کجا) در یکجا(به شعاع دویست کیلومتری از مرکز شهر)در نظر گرفته ،نقشه ای را توسط یک مهندس(نوع مهندس هم فرقی نمی کند!) کشیده،سپس به دنبال عده ای –ترجیحا کارمند- بگردید تا آپارتمان خیالی تان را به ایشان قالب نمایید.لزوما قدرت تخیلتان باید قوی باشد تا بتوانید مکانی را که قرار است(پس از خریداری زمین توسط پول پیش خریداران) ساخته شود به نحو احسن شبیه سازی نمایید.

 

بکوبید و بسازید و بفروشید و چاق شوید

   تا دلتان بخواهد در این شهر خانه ی کلنگی وجود دارد. پس از جستجو و یافتن خانه مناسب باید یک جوری سر صاحبخانه را( که بیشتر متعلق به  پیرزنها و پیرمردان دم بخت می باشد) شیله مالیده ازچنگشان در می آورید،تا اینجای کار به اندازه کافی چاق شده اید چون دیگران( که مثل شما می خواهند چاق شوند) خانه فوق را به قیمت مناسب از شما می خرند،ولی اگر خیلی دلتان هوای فربه شدن دارد ،می توانید پس از کوبیدن خانه مذبور، روش قبل را هم به کار ببرید.باشد که از فرط فربگی بترکید.

 

بازبسازید و بفروشید و چاق شوید

   می توانید خانه ی کلنگی را که در روش بالا به آن اشاره شد نکوبیده،آن را بازسازی نمایید،زیاد به خودتان زحمت ندهید که خدای نکرده وزن کم نفرمایید،فقط کافیست رنگ و لعابی به بیرون ساختمان داده آن را به چند برابر قیمت خرید بفروشید و به همین سادگی چنداینچ دور کمرتان را افزایش دهید.

 

بسازید(شایعه را) و توبوق کنید و چاق شوید

   در یک روز خوب بهاری که به قصد هوا خوری شکم مبارکتان از خانه  بیرون زده اید،از اولین شیء که رویت نمودید-خصوصا اشیایی که تا به حال ندیده اید- برای چند برابر نمودن ارزش دارایی های منقول و غیر منقولتان(سوء) استفاده کنید.مثلا اگر در یکی از میادین چیز عجیب و غریب (مثل چند میله ی پرچم) مشاهده کردید بلافاصله یک شایعه ترو تمیز می سازید و در تمام کوچه هاو محلات پخش می نمایید. باور بفرمایید در این شهر شایعه معجزه می کندو سه سوته ارزش افزوده تان سر به فلک خواهد کشید.

 

بخرید و بفروشید و چاق شوید

   به یک بنگاه معاملات مسکن مراجعه می فرمایید،نگران نباشید سرتمام کوچه های این شهر یکی از آنها وجود دارد،از روی نقشه ای که بر دیوار آنجا نصب شده یک زمین دبش دونبش انتخاب نموده بلافاصله آن را خریداری می نمایید،نیم ساعت صبر می کنید تا زمینتان خوب جا بیافتد،سپس آن را با سود مکفی به بغل دستی تان می فروشید،بعد از نیم ساعت دوباره آن را می خرید و بار دیگر می فروشیدش،بعد از N مرتبه تکرار فرایند فوق و خروج از این حلقه شکم قلمبه شما آماده است،باشد که حالش را ببرید.  

 

2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 1:30  توسط رسول خالقی  | 

زير دريايي هاي پرتاب كننده موشك بالستیک
زير دريايي هاي پرتاب كننده موشك بالستیک اولين تست موفق اين نوع از موشك ها در جنگ جهاني دوم و توسط نيروي دريايي المان (زير دريايي U-boats) انجام گرفت.اين زير دريايي دو سكوي پرتاب داشت.در اين مدل و ديگر موشك هاي بالستيك شليك شونده از زير دريايي(SLBM),نياز به حضور زير دريايي در سطح اب بود.اما بعد از جنگ جهاني دوم سيستم هاي پرتاب به سرعت پيشرفت كرده و براي پرتاب موشك از زير اب تطبيق داده شدند.در سپتامبر سال 1955 اتحاد جماهير شوروي اولين كشوري بود كه موشك بالستيك را از زير دريايي پرتاب كرد. موشك هاي بالستيك مورد استفاده در زير دريايي ها اهميت استراتژيك خيلي زيادي بعد از شروع جنگ سرد براي كشورهاي روسيه و امريكا داشتند,زيرا امكان از بين بردن سيلو ها و حتي سكوهاي پرتاب موشك وجود دارد.امازير دريايي ها ميتوانند نقش تعيين كننده اي در يك مناقشه و حتي يك جنگ داشته باشند چون يك زير دريايي مكان مشخصي ندارد و شناسايي ان نيز به سختي امكان پذير است.زير دريايي ميتواند خود را به نزديك ترين نقطه به دشمن برساند و اقدام به شليك موشك كند.امروزه زير دريايي ها با استفاده از راكتورهاي هسته اي توان حركتي وسيعي دارند و ميتوانند مدت هاي زيادي را در زير اب بمانند. ------------------------------------------------ ----------------------------------------------- كشورهاي دارنده موشك هاي بالستيك شليك شونده از زير دريايي (SLBM): فرانسه: ● M45 SLBM ● M51 SLBM ● M4 SLBM امريكا و انگليس: ● Polaris missile ● Poseidon missile ● Trident missile شوروي سابق(روسيه فعلي): ● SS-N-4 ● SS-N-5 ● SS-N-6 ● SS-N-8 ● SS-N-17 ● SS-N-18 ● R-39 missile ● SS-N-23 ● SS-NX-30 چين: ● JL-1 و JL-2 (در دست طراحي) هند: ● Sagarika (دردست طراحي) ------------------------------------------------------- ز٠?ر دريايي هاي مخصوص موشك هاي بالستيك (SSBNs) : ● Benjamin Franklin class submarine امريكا ● Triomphant class submarine فرانسه ●Ohio class submarine امريكا ● Resolution class submarine انگلستان ● Vanguard class submarine انگلستان ● List of NATO reporting names for ballistic missile submarines روسيه ● Xia class submarine چين ------------------------------------------------------------- ----------------- منابع: ● Estimated Strategic Nuclear Weapons Inventories (September 2004) ● Sagarika Missile
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 1:29  توسط رسول خالقی  | 

بمب اتمی

بمب اتمی

بمب اتمی نام رایج وسایل انفجاری است که در آن‌ها از انرژی آزاد شده در فرآیند شکافت هسته‌ای، یاگداخت هسته‌ای برای تخریب استفاده می‌شود. بمب‌های اتمی که برمبنای گداخت کار می‌کنند نسل نوین بمب اتمی هستند و قدرتی بسیار بیشتر از بمب‌های شکافتی دارند. مبنای آزاد شدن انرژی در هر دو نوع بمب اتمی تبدیل ماده به انرژی (E = mc2)است اما در بمب‌های گداختی جرم بیشتری از ماده به انرژی تبدیل می‌شود.

نخستین بمب اتمی که بمبی پلوتونیومی(از نوع شکافتی) بود در سال ۱۹۴۵م در جریان جنگ جهانی دوم در آمریکا ساخته و در شانزدهم ژوئیهٔ ۱۹۴۵م در صحرای آلاموگوردو در نیو مکزیکوی امریکا آزمایش شد. آمریکا تنها کشوری است که از بمب اتمی (شکافتی-اورانیومی در هیروشیما وشکافتی - پلوتونیومی در ناگازاکی) استفاده نظامی کرده‌است. شوروی در سال ۱۹۴۹ دارای بمب اتمی شد.


اختراع این سلاح،ریشه طولانی در تاریخ علم فیزیک و شیمی دارد اما استفاده از دانش به دست آمده، برای ساخت بمب اتمی بیشتر به روبرت اوپنهایمر و ادوارد تلر نسبت داده می‌شود.

فهرست

۱ تاریخچه

تاریخچه

اولین تلاش‌ها در جهت ساخت بمب اتمی در آلمان نازی آغاز گشت. در این دوران، شیمیدانی به نام پل هارتک از اساتید دانشگاه هامبورگ به توان بالقوه نیروی اتمی برای کاربردهای نظامی پی برد. وی در ۲۴ فوریه ۱۹۳۹ امکان استفاده از انرژی هسته‌ای به عنوان یک سلاح با توان تخریبی نا محدود را طی نامه‌ای به وزارت جنگ در برلین اطلاع داد. بدنبال این امر گروهی برای تحقیق در این رابطه تشکیل شد و وارنرهایزنبرگ فیزیکدان برجسته آلمانی به طور غیر رسمی سرپرست تیم تحقیقاتی آلمان برای ساخت بمب هسته‌ای گشت.

تصوير اولين آزمايش اتمي در ترينيتي ايالت نيومكزيكو

در همین زمان، آلبرت انیشتین طی نامه معروف خود به روزولت رئیس جمهور وقت آمریکا خطر دستیابی آلمان به تولید بمب اتمی را گوشزد کرد. متعاقب این اخطار روزولت دستور ایجاد پروژه منهتن با هدف تحقیق در این رابطه و تولید بمب اتمی را با همکاری کشور انگلستان صادر کرد. برای این پروژه تأسیساتی در لوس آلاموس در ایالت نیومکزیکو، اوک ریج ایالت تنسی و همفورد ایالت واشنگتن به کار گرفته شدند و تیمی از برجسته‌ترین دانشمندان آن دوران به استخدام این پروژه در آمدند. محققان آلمانی هرگز موفق به طراحی و ساخت بمب اتمی نشدند. اما تیم آمریکایی به سرپرستی فیزیکدان برجسته، جی آر اوپنهایمر موفق به ساخت عملی اولین بمب هسته‌ای بود که در ۱۶ جولای ۱۹۴۵ در ناحیه‌ای موسوم به ترینیتی در نیومکزیکو آزمایش شد.

به فاصله کوتاهی در ۶ آگوست ۱۹۴۵،بمب افکن اسکادران ۵۰۹ نیروی هوایی آمریکا موسوم به Enola Gay(که اکنون در موزه‌ای در واشنگتن نگهداری می‌شود)، از پایگاهی در جنوب اقیانوس آرام به پرواز در آمد و در ساعت ۸:۱۵ دقیقه به وقت محلی، بمب موسوم به پسر کوچک را بر شهر هیروشیما منفجر ساخت. این بمب که در طراحی آن از ۶۴ کیلوگرم اورانیوم استفاده شده بود، از ارتفاع ۹۶۰۰ متری رها شد و در ارتفاع ۵۸۰ متری سطح زمین با شدتی معادل با انفجار ۱۵ کیلو تن TNT منفجر شد. مجموع تلفات اولیه و کشته‌ شدگان ناشی از عوارض این انفجار را بالغ بر ۱۴۰۰۰۰ نفر تخمین می‌زنند. سه روز بعد در ۹ آگوست انفجار بمب مرد چاق در شهر ناکازاگی موجب مرگ ۷۴۰۰۰ نفر دیگر شد. این بمب که از پلوتونیوم به عنوان ماده شکافت پذیر استفاده می‌کرد، انفجاری به شدت ۲۱ کیلوتن TNT ایجاد کرد. بمب دیگری نیز در پروژه منهتن تولید شده بود که هرگز از آن استفاده نشد.

پس از پایان جنگ دوم جهانی دانشمندان در آمریکا به تحقیق در رابطه با تسلیحات هسته‌ای ادامه دادند. اگرچه این تصور وجود داشت که هیچ کشوری دیگری در دنیا نمی‌تواند تا پیش از سال ۱۹۵۵ به فنآوری ساخت سلاح هسته‌ای دست یابد، اما کلاوس فیوکس یکی از فیزیکدانان آلمانی که در رابطه با مواد فوق انفجاری (High Explosive) با تیم اوپنهایمر همکاری می‌کرد، طرح‌ها و جزئیات طراحی بمب آزمایش شده در ترینیتی را در اختیار جاسوسان شوروی قرارداد. به این ترتیب در ۲۹ آگوست ۱۹۴۹ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی اولین آزمایش اتمی خود را با موفقیت انجام داد و غرب را در وحشت فرو برد. این انفجار اثر زیادی در تسریع جنگ سرد گذارد و موجب ایجاد رقابت تسلیحاتی بین آمریکا و شوروی گردید.

پس از آن ایالات متحده جهت حفظ برتری تسلیحاتی خود ، تحقیق در رابطه با ساخت بمب گداختی(یا هیدروژنی) یا به عبارت دقیقتر ، تسلیحات گرما-هسته‌ای (Termo- Nuclear) را آغاز کرد.پیش از این اوپنهایمر به دلیل اتخاذ مواضعی بر علیه ساخت تسلیحات هسته‌ای از سرپرستی پروژه کنار گذارده شد و ادوارد تلر هدایت عملی پروژه ساخت بمب هیدروژنی را برعهده گرفت. نخستین آزمایش یک وسیله گرما-هسته‌ای با اسم رمز مایک در نوامبر سال ۱۹۵۲ در جزیره کوچکی به نام الوگالب در مجاورت انی وتاک در جزایر مارشال انجام شد.وزن تجهیزات به کار رفته در این انفجار شامل دستگاه‌های تبرید به بیش از ۶۵ تن میرسید. از آنجایی که در این سیستم مستقیما از ایزوتوپهای دوتریوم و تریتیوم مایع استفاده میشد، به آن لقب بمب خیس(wet bomb) داده بودند .پیش بینی میشد که قدرت این انفجار معاد یک یا دو مگاتن تی ان تی باشد. اما برخلاف انتظار شدت انفجار معادل ۱۰٫۴ مگاتن تی ان تی بود. نتایج انفجار بسیار هراسناک بود. قطر گوی آتشین حاصل از این انفجار به ۵ کیلومتر رسید. جزیره الوگالب تقریباً تبخیر شد و حفره‌ای به عمق ۸۰۰ متر و شعاع دهانه ۳ کیلومتر برجای ماند.

نکاتی در مورد بمب‌ اتمی

منطقه انفجار بمب‌های هسته‌ای به پنج قسمت تقسیم می‌شود:۱- منطقه تبخیر ۲- منطقه تخریب کلی ۳- منطقه آسیب شدید گرمایی ۴- منطقه آسیب شدید انفجاری ۵- منطقه آسیب شدید باد وآتش. در منطقه تبخیر درجه حرارتی معادل سیصد میلیون درجه سانتیگراد بوجود می‌آید و هر چیزی، از فلز گرفته تا انسان وحیوان، در این درجه حرارت آتش نمی‌گیرد بلکه بخار می‌شود.

آثار زیانبار این انفجار حتی تا شعاع پنجاه کیلومتری وجود دارد و موج انفجار آن که حامل انرژی زیادی است می‌تواند میلیون‌ها دلار تجهیزات الکترونیکی پیشرفته نظیر ماهواره‌ها و یا سیستم‌های مخابراتی را به مشتی آهن پاره تبدیل کند و همه آنها را از کار بیندازد.

اینها همه آثار ظاهری و فوری بمب‌های هسته‌ای است . پس از انفجار تا سال‌های طولانی تشعشعات زیانبار رادیواکتیو مانع ادامه حیات موجودات زنده در محل‌های نزدیک به انفجار می‌شود.

پرتو رادیو اکتیو از پرتوهای آلفا، بتا، گاما و تابش نوترونی تشکیل شده‌است. نوع آلفای آن بسیار خطرناک است ولی توان نفوذ اندکی دارد. این پرتو در بافت زنده تنها کمتر از ۱۰۰ میکرون نفوذ می‌کند اما برای آن ویرانگر است. پرتوی گاما از دیوار و سنگ نیز عبور می‌کند.هر ۹ میلی‌متر سرب یا هر ۲۵ متر هوا شدت تابش آن را نصف می‌کند. این پرتو نیز با توجه به فرکانس بسیار بالا، انرژی زیادی دارد که اگر به بدن انسان برخورد کند از ساختار سلولی آن عبور کرده و در مسیر حرکت خود باعث تخریب ماده دزوکسی ریبو نوکلوئیک اسید یا همان DNA شده و سرانجام زمینه را برای پیدایش انواع سرطان‌ها، سندرم‌ها ونقایص غیر قابل درمان دیگر فراهم می‌کند وحتی این نقایص به نسل‌های آینده نیز منتقل خواهد شد. برای جلوگیری از نفوذ تابش گامابه حدود ۱۰ سانتی‌متر دیوارهٔ سربی نیاز است.

ابر قارچی بمباران اتمی ناگاساکی ژاپن در ۱۹۴۵ حدود ۱۸ کیلومتر به هوا فوران کرد.

 

روش ساخت بمب اتمی نوع A

ساخت این نوع بمب اتمی بسیار ساده می باشد و تنها به مقدار کافی اورانیوم با خلوص مناسب که به روش مناسبی قالب گیری شده باشد (فرم نیم کروی)احتیاج دارد. در این روش اورانیوم قالب گیری شده توسط تفنگ ساده ای مورد هدف قرار می گیرد.این تفنگ مانند تفنگ جنگی بسیار ساده ای می باشد که تنها با باروت و یا هر چیز قابل انفجار دیگری پرشده و گلوله آن تنها اورانیوم غنی شده می باشد.برخورد دو قطعه اورانیوم باعث انفجار هسته ای می شود.بعلت اینکه دو قطعه اورانیوم همدیگر را دفع می کنند روش غالب گیری نیم کروی مهمترین بخش این کار می باشد.

منبع

  • بهزاد پاکروح - بمب اتمی - انتشارات اندیشه سرا -۱۳۸۱
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 1:25  توسط رسول خالقی  | 

دلیل اپدیت کرنل

دلیل اپدیت کرنل

ممکنه از پست قبل براتون این سوال پیش اومده باشه کهچه دلیلی وجود داره که بخواهیم کرنل رو آپدیت کنیم. چون اگه دلیلی خاصی وجود نداشته باشه اینکار از نقطه نظر امنیت ریسک محسوب میشه.

سه تا دلیل زیر میتونن توجیهی برای اینکار باشن


1- تغییر در الگوریتم های مورد استفاده در کرنل که باعث افزایش سرعت شدن و شما از این امر قبلا و توسط مطالعه و مراجعه به سایت های مرجع از این امر مطمئن شدید.


2- آپدیت هایی که در نسخه جدید کرنل صعف ها و مشکلات امنیتی رو پوشش داده


3- استفاده از سخت افزار جدید که نسخه فعلی کرنل قادر به شناسایی اون نیست. البته لازم به ذکره میشه کد درایور اون سخت افزار رو از شرکت سازنده اش دریافت کرد و بر روی سیستم کمپایل و نصب و استفاده کرد. اما این کار بعضی اوقات با مشلاتی همراهه.


2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 1:20  توسط رسول خالقی  | 

آشنايي با هواپيماي بدون سرنشين PREDATOR B
آشنايي با هواپيماي بدون سرنشين PREDATOR B 


پهباد PREDATOR B ، پرنده ای است که در سال 2000 گسترش یافته و به تاریخ February 2001 اولین پرواز عملیاتی خود را آغاز نمود.
موتور استفاده شده در این پهباد از نوع توربو پراپ است.سری PREDATOR B برای ماموریتهای مخصوص طولانی در ارتفاعهای بالا و پایین و با قابلیت حمل تسلیحات هوشمند متنوع جهت حمله بهانواع اهداف زمینی طراحی و ساخته شد.
ماوریتهای قابل انجام توسط این پهباد عبارتند از : شناسایی ، دیده بانی و مراقبت از منطقه ، هدف یابی و پرتاب تسلیحات که به واسطه نیاز به این قابلیتها این پهباد گسترش یافت.
این پهباد گنجایش حمل چند ردیف غلاف مختلف خارجی و داخلی برای حمل مهمات و دیگر تجهیزات را دارد که خصوصیتی قابل توجه است.

 
تفاوتهاي MQ-1_Predator_vs_MQ-9_Predator-B



ویژگیها:

- ارت باط هوایی سه گانه
- بازبینی زوائد پرواز و شفاف کردن سطوح مورد بازبینی
- هدایت از راه دور و یا استفاده به صورت کاملاً اتوماتیک
- دارای استاندارد ها نظامی
- 6 جایگاه ویژه حمل انواع بار و مهمات
- استفاده از باند C برای کنترل و هدایت در مسیرهای مستقیم
- استفاده از باند KU برای کنترل و هدایت در مسیرهای دارای عوارض و خارج از دید در فواصل دورتر( SATCOM )
- دسترسی آسان به اکثر سیستم های عملیاتی
- قابل حمل توسط C-130
- کمتر از 12 ساعت قابلیت جابجایی و تغییر مکان برای قرار گرفتن در موضع جدید




مشخصات:

- فاصله بين دو بال : 20 متر
- طول : 11 متر
- موتور : Honeywell TPE 331-10T
- حداكثر وزن برخاست : 4763 كيلوگرم
- گنجايش سوخت : 1814 كيلوگرم
- ميزان بار قابل حمل : از 385 كيلوگرم تا 1361 كيلوگرم بسته به نوع عمليات و ميزان سوخت
- تسليحات قابل حمل : Hellfire - GBU-12 laser-guided bombs - GBU-38 Joint Direct Attack Munitions
- قدرت : 45 kVA كه بيش از احتياج مي باشد.
- تجهيزات مفيد : MTS-B EO/IR camera system - Lynx SAR/GMTI - Multi-mode maritime radar - GPS and INS - UHF/VHF voice و رله هاي خطوط مواصلاتى ارتباطات


عملكرد :

- حداكثر ارتفاع : 50,000+ ft
- حداكثر استقامت و مداومت پروازي : 30+ ساعت
- حداكثر سرعت هوايي : : 240+ KTAS









2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 1:7  توسط رسول خالقی  | 

نحوه آپدیت کرنل لینوکس از روی سورس

نحوه آپدیت کرنل لینوکس از روی سورس

ابتدا سورس کرنل نسخه مورد نظرتون رو از سایت www.kernel.org دانلود کنید.

توجه کنید که در سایت فوق در جلوی هر ورژن چند حرف انگلیسی دیده میشه که به ترتیب F = سورس کامل رو باید انتخاب کنید.در همون بخش از صفحه که نمایش داده شده معنای بقیه حروف رو هم نوشته

بعد از اونکه فایل رو دانلود کردین به ترتیب زیر عمل کنید

1- ابتدا با دستور زیر محتویات فایل رو باز کنید

tar xjvf linux-2.6.27.8.tar.bz2

توجه کنید linux-2.6.27.8.tar.bz2 به معنای نسخه کرنل 2.6 و اپدیت 27.8 هستش با دستور بالا فایل فوق که توسط b2zip فشرده شده باز شده و محتویاتش روی هارد کپی میشن.

2- ابتدا با یکی از دو دستور زیر منوی انتخاب جزئیات کرنل رو اجرا و مواردی رو که نیاز دارین انتخاب کنین.

make menuconfig  ( برای محیط متنی )

make xconfig ( برای محیط گرافیکی )

با اجرای یکی از این دو دستور پنجره ای باز می شود که میتوانید جزئیات مورد نظرتون رو انتخاب کنید. فقط توجه کنید که حتما موقع خروج و در هنگامی که با prompt ای مبنی بر ذخیره تنظیمات مواجه می شوید تنظیمات رو ذخیره کنید.

3- با دستورات زیر کمپایل و نصب کرنل شروع و انجام می پذیرد.

make

make modules

make modules_install

make install

پس از اجرای چهار دستور بالا یک فولدر در مسیر /lib/modules/kernel ایجاد میشود که ممکن است شبیه این   2.6.27.8 باشد.که محتوی فایلهای اجرایی و درایور های کرنل است.

در این هنگام اگر لینوکس رو restart کنید. در پنچره بوت منوی grub یک آیتم جدید میبینید که مشخص کننده ورژن کرنل لینوکس است. آنرا انتخاب کنید تا به محیط لینوکس با کرنل جدید وارد شوید.

2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 1:0  توسط رسول خالقی  | 

فول البوم کامران و هومن

آهنگهای کامران و هومن از آغاز تا به حال
با استفاده از کلیک راست دانلود کنید

    
   

بیست the pop father سیندرلا

بیست

Pop Father

آفتاب

اون با من

آهنگ من

چشم به راه

فدای سرت

Rendez-vose

سیندرلا

منو ببخش

بگو

دوست داشتنی

اگه عشق من تو نیستی

Yummy

حرم سرا

من تو رو میخوام

آتش

لی لی

اونی که میخواستم

Mamanieh

نرو

با تشکر از شما


Cat Man

نسله عشق

سوگند


  
the remix albom لینک دانلود
دوست دارم دانلود
خیلی ممنون دانلود
منو ببخش دانلود
اون با من دانلود
اونی که میخاستم دانلود
با تشکر از شما دانلود
منو ببخش دانلود

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 23:53  توسط رسول خالقی  |